
خارج کردن فایلهای فلش از حالت مخفی
تغییر نام همزمان چند فایل
تغییر همزمان پسوند چند فایل
نامرئی کردن پوشه
و کلیدهای میانبر ویندوزXP و نرم افزار Word
پاورپوینت چند ترفند ساده در ویندوز - 18 اسلاید
خارج کردن فایلهای فلش از حالت مخفی
تغییر نام همزمان چند فایل
تغییر همزمان پسوند چند فایل
نامرئی کردن پوشه
و کلیدهای میانبر ویندوزXP و نرم افزار Word
نکاتی چند درباره شعر نو فارسی
شعر امروز ایران، فرزند شعر کهن پارسی
شعر نو فارسی را، به ویژه طاعنان، ره آورد روشنفکرانی دانسته اند که از ادبیات غرب به خصوص ادبیات فرانسه متأثر بودند. این اَنگ بیگانه بینی با واقعیتی قرین شد که به ظاهر مؤید آن بود. در حقیقت نوپردازان و، در رأس آنان، نیما عموماً با آثار شاعران فرانسوی، مستقیم یا از راه ترجمه، آشنایی داشتند. به علاوه نخستین نشانه های تجدد در شعر فارسی با نهضت مشروطیت پدیدار گشت که خود آن نیز ارمغان غرب شمرده می شد و در دورانی آغاز شده بود که روابط فرهنگی با غرب و بالاخص فرانسه، به واسطه استادان خارجی دارالفنون و بر اثر مسافرت عده ای از ایرانیان به اروپا برای تحصیلات عالیه وسعت یافته بود. در همین اوان بود که جنبش ترجمه رونق گرفت و، در جنب نشر ترجمه آثار داستانی، سروده های شاعران فرانسوی و آلمانی نیز جسته و گریخته در مطبوعات درج و منشر می شد.
بدین سان، قراینی در تایید نظر آنان که اصالت شعر نو فارسی را منکر بودند و برای آن در مرز و بوم خود خواستگاهی قابل نبودند و حتی آن را حرکتی قهقهرایی تلقی
می کردند وجو داشت.
اکنون این پرسش پیش می آید که این قول تا چه حد پذیرفتنی است و آیا صرف این واقعیت که توسعه روابط فارسی زبانان با غرب خواه ناخواه، اگر نه در ایجاد، دست کم در تقویت و تشحیذ نهضت تجدد در ایران مؤثر بوده و اصالت این نهضت را نفی می کند و آیا برای پذیرفتاری تأثیر غرب زمینه ای مساعد در کشور ما وجود نداشته و اگر داشته ـ که مسلماً داشته ـ این زمینه چه بوده و چگونه پدید آمده است؟
برای پاسخ دادن به این پرسش، ما، در این مقام، درگیر سوابق تاریخی نهضت تجدد، که همه شئون حیات ملی را در بر می گیرد، نمی شویم و تنها به آنچه با تجدد ادبی، بالاخص با شعر نو، ربط پیدا می کند می پردازیم.
برای رسیدن به پاسخی روشن، لازم، می دانیم مسیر تطور شعر فارسی را مرور کنیم و امیدواریم که این مرور، هر چند به غایت اجمالی، راه یا بهتر بگوییم راه هایی را که شعر فارسی از آغاز تا به امروز پیموده نشان دهد و ما را به این نتیجه برساند که شعر نو، اگر هم طریق جدیدی اختیار کرده اند از جهاتی ـ آن هم از جهات اساسی ـ از عناصر پیشینه دار الهام گرفته است. اصولاً جریان های فکری و هنری ـ در عین تأثر از تحولات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، روند مستقل خود را طی می کنند از این رو، اگر بخواهیم برای شعر نو خاستگاهی اصیل و بومی سراغ بگیریم و راهی را که برگزیده توجیه کنیم، از بازگشت به جریانه ادبی متقدم بر آن و، به عبارت ساده تر از نظر افکندن به راه هایی که شعر سنتی پیموده ناگزیریم.
شعر کلاسیک فارسی در عصر سامانیان (قرن چهارم هجری) است که هویت روشن و تشخیص آشکار پیدا می کند. در این عصر است که مجموعه سنن شعر عروضی فارسی مدون می گردد. اوزان، قوالب، قافیه بندی، تردیف، مضامین، موضوعات، صنایع بدیعی، نمادهای شعر فارسی ـ جملگی در اشعار نه چندان زیادی که از آن عصر به جا مانده شواهد متعدد و متنوع دارند. حماسه ملی ما نیز در همین اوان، به نثر و به نظم، تکوین یافته است. به روزگار دولت سامانیان، شعر فارسی از جهات گوناگون به مرحله پختگی می رسد، شاعران بسیاری ظهور می کنند و در انواع مدیحه، تغزل، حکمت و اندرز، رثاء، خمریه، افسانه، و داستان در قالب قصیده و مثنوی و قطعه و غزل و ریاعی و حتی نوعی مسمط شعر می سرایند. اینان را نه تنها پیشگامان و پیشاهنگان(طلایه داران)بلکه بنیان گذاران و پرورش دهندگان ارکان شعر سنتی فارسی باید شمرد.
یگانه مایه ای که در اشعار شاعران عصر سامانی غایب و نامحسوس است مایه عرفانی است، بررسی وجه دلیل خالی بودن اشعار شاعران این دوره از مایه عرفانی به تفحص و تحقیق مستقل نیاز دارد و، در این مقام، از اشاره به خود این واقعیت فراتر
نمی توان رفت. همین قدر می توان یادآور شد که دولت آل سامان مقارن بوده است با اوج رونق مادی و معنوی و صلح و آرامش ماوراءالنهر. بخارا در این برهه تاریخی از مراکز مهم و معتبر تمدن به شمار می رفت و به قول نظامی عروضی در چهار مقاله، در صمیم دولت سامانیان جهان آباد بود و ملک بی خصم و لشکر فرمان بردار و روزگار مساعد و بخت موافق.
در چنین فضایی، بس بعید می نماید که مایه های عرفانی به اشعار شاعرانی راه یابد که از حمایت امیران بهره مند بودند و روزگار در امن و آرامش و رفاه می گذراندند. باری در اشعاری که از این دوره به یادگار مانده تنها در یک رباعی رودکی است که
بارقه ای از عرفان ـ حضور قلب در نماز ـ به چشم می آید:
روی به محراب نهادن چه سود
دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ماه وسوسه عاشقی
از تو پذیرد نپذیرد نماز
شعر عصر سامانی، هر چند با مایه های عرفانی عجین نیست، حکیمانه و پر عمق است همه جا، در آن، متانت و وقار و اعتدال خردمندانه مشاهده می شود. حتی در مدایح مبالغه راه ندارد. ممدوح به صفاتی ستایش می شود که در او هست. میان مدیحه سرا و ممدوح نوعی صمیمیت و عطوفت محسوس و مشهود است است. ضمناً اشعار این دوره به جریانی تعلق دارد که، از حیث طرز بیان معانی، روشن و آسان یاب است. در حقیقت در شعر دوره سامانی، دو خصلت اساسی می توان سراغ گرفت، عمق عقلانی، سادگی زیان و روشنی بیان، این دو ویژگی است که آن را هم مردم پسند ساخته است و هم فرزانه پسند خواننده حین خواندن آن، لذت قهری و دیمی
می برد و به تعمق و تلاش فکری و مدد جویی از سوابق معلومات و کشف تلمیحات مهجور و احیاناً شرح و تفسیر نیاز ندارد.
در مقابل این جریان، جریان دیگری سراغ داریم که اشعار پیچیده و پر تکلف و فضل فروشانه یا پر ابهام و حتی معمایی شاعرانی چون انوری، نظامی گنجوی، خاقانی و هم چنین اشعار سبک هندی به آن تعلق دارد. در این مقام، حظ خواننده بیش تر محصول مایه های خود او و توانایی اوست در کشف اشارات و فهم تکلفات شاعر. اشعار دسته اول آسان تر در سینه ها ماندگار می شوند و پاره هایی از آنها چه بسا به صورت مثل سایر در می آیند. حال آنکه اشعار دسته دوم تنها در دیوان جا خوش می کنند و بیش تر در بازار متنفننان متأدب خریدار دارند و صاحبان ذوق سلیم، اگر قصد التذاذ هنری داشته باشند، کم تر به آنها گرایش پیدا می کنند.
همین دو خصلت اساسی عمق و سادگی زبان و روشنی بیان در شعر عرفانی ما مأوا گرفته. نهایت آن که این عمق، به خلاف آنچه در اشعار عصر سامانی و سروده های ناصرخسرو وجود دارد، عقلایی نیست رازورانه است. دریافت سطحی معانی این هر دو نوع ـ اشعار حکیمانه و اشعار عرفانی ـ در پرتو زبان ساده و بیان روشنی که دارند در دست رس عامه است؛ اما پیدا نکردن هم حسی و همدلی و همجانی یا شاعر مستلزم از سر گذراندن تجربه های حکمی و عقلایی یا ذوقی و عرفانی است. از این حیث شعر عرفانی از دست رس دورتر و راه یافتن به حریم شاعر از خلال آن بس دشوارتر است.
در همین خصلت است که شعر نو با شعر عرفانی قرابت می یابد. نهایت آن که، در شعر نو، تجربه شاعرانه وزیبا شناسانه ناب است که به زبانی به ظاهر ساده و بی پیرایه، با واژه ها و تعبیرهای به لحاظ زبانی مأنوس بیان می شود و، از این جهت مانند شعر عرفانی فریبنده است؛ خواننده عادی آن را می خواند و به خیال خود می فهمد و از آن لذت می برد؛ در حالی که هنوز به حریم شاعر راه نیافته است.
برای آن که تصویر شعر نو برجستگی و صراحت و تمایز قوی تری پیدا کند مقایسه آن با شعر عصر غزنوی، که ـ هر چند وجوه اشتراکی با آن دارد ـ از جهات متعدد با آن در تباین است، خالی از فایده نیست.
می دانیم که در عصر غزنوی، شعر درباری فایق بوده است ـ درباری نه تنها از این جهت که به دربار تعلق و به لطافت و ظرافت گرایش داشته بلکه هم از این رو که قرین اعتدال بوده است؛ نه جلوه های شهوانی در آن می بینیم نه فضای قدسی و روحانی و نه حتی آن عمق حکیمانه دوره سامانی شاعر در صدد بازنمایی فردیت خود و باز سازی مصادیق مفرد نیست بلکه می خواهد تصویری نمونه وار و انتزاعی و اجمالی به دست دهد. از شاعر توصیف عواطف و تجربه های فردی به شیوه رمانتیک ها انتظار نمی رود. توقع بیان حالات درونی اصیل و فردی از آن نمی توان داشت. وصف های شاعر صوری و انزاعی و غیر شخصی است. صورت حاکم بر ماده و گویای چیزی است بیش از محتوای خود: رایحه شعری ازآن شنیده می شود. در حقیقت شعریت کلمات است که به سخن خصلت شاعرانه می بخشد. اگر شاعر از تکرار مضاممین خسته نمی شود، از آن روست که توجه او به سخنوری و بیان استادانه است که ارزشی بالاتر از محتوا پیدا
می کند. تحول در جهت آوردن مضامین نو نیست هنر شاعر در آن است که همان مضامین سنتی را به طرزی نو درآورد. مضمون به ساده شدن و پیراستگی و هر چه بیش تر انتزاعی شدن گرایش دارد تا آن جا که در باز نمودن فسرده و منجمد و تنها از راه جفت شدن با مضامین دیگر بارور گردد. اصل قاعده و مواضعه و سنت است و تبعیت از آن حتمی است شاعر به اراده خود این انقیاد را می پذیرید تا استادی و مهارت خود را، در عین محدودیت نشان دهد. همین قیدهای دل پذیر است که، از طریق مشترکات، سبک دوره ای را شکل می بخشد و آن را در دست رس فهم قرار می دهد. نوآوری ماهرانه و مقبول بیش تر در ترکیب ها و آرایش های تازه مضمون سنتی است. از این رو، یافتن منشأ مضمون دشوار است. تنها پرورش و گونه گونی مضمون واحد را می توان
ردیابی کرد. پروردن مضمون نیز، به واقع، آوردن تصاویری است که برای همان
ویژگی های ثابت شواهدی نو به دست دهند. تنگی دهان و میان معشوق را عنصری در یک رباعی چنین وصف می کند:
تا نَسرایی سخن دهانت نبوَد
تا نگشایی کمر میانت نبوَد
سوگند خوردم که این و اَنت نبوَد
و سعدی در دو بیت چنین:
علت آن است که گاهی سخن می گوید
ورنه معلوم نبودی که دهانی دارد
حجت آن است که وقتی کمری می بندد
ورنه مفهوم نگشتی که میانی دارد
که، در آن، سعدی مضامین بیت اول رباعی عنصری را، با جان دادن در دو بیت، استقلال بخشیده و هم با تعدد افعال سخن را زندهتر و پویاتر ساخته است
همین مضمون در حافظ با مایه ای فلسفی عجین می گردد و به این صورت در می آید:
بعد ازینم نبود شایبه در جوهر فرد
که دهان تو در این نکته خوش استدالالیست
در مقایسه اشعار این دوره با سروده های شاعران نوپرداز با تباین آشکاری رو به رو می شویم:
شاعر عصر عزنوی برون گراست، مهم برای او جلوه هاست و او کاری به علل و اسباب ندارد؛ مقید به سنت شعری است؛ نوآوریش در بیان استادانه با حفظ مضامین است؛ در شعرش، صورت بر ماده فایق است، تصاویر شاعرانه در سروده اش انتزاعی و غیر شخصی است؛ شعر، با مشترکات، در چارچوب سبک دوره ای محصور است؛ مخاطبان شاعر محدود و خود اهل ذوق و ادب اند و با شاعر سنخیت فرهنگی دارند، فردیت زبان شاعر نسبتاً ضعیف است و با تغییرات قالبی رنگ می بازد.
در مقابل، شاعر نوپرداز درون گراست؛ سنت شکن است؛ نوآوریش در بیان تجربه های هنری و الهامات نو در قالب مضامین تازه است؛ در شعدش، صورت و ماده پیوند زده و ارگانیک دارند؛ تصاویر از آن شاعر و آفریده اوست، شاعر استقلال جوست و از محدود ماندن در مکتبی رمیدگی دارد؛ مخاطبان شاعر محفلی نیستند و شعر خواهان آن است که حتی در فضای محلی محدود نماند و در پهنه جهانی طنین افکن گردد و قرون و اعصار را در نوردد؛ شاعر در تلاش آن است که زبان خاص خود را بیابد و با این زبان کسب هویت کند.
اکنون این سؤال به ذهن می آید که آیا چنین ویژگی هایی در شعر نو اساساً تازگی دارد؟ پیش از پاسخ دادن به این پرسش یا بهتر بگویم برای پاسخ دادن به این پرسش، بگذار، ببینیم نظریه پردازان شعر نو درباره خصایص آن چه گفته اند.
ویژگی هایی که نظریه پردازان برای شعر نو قایل شده اند بیش تر خصلت کالبد شناسانه دارد و خصوصیات ذاتی و محتوایی آن را کم تر بیان می کند. لذا با این همه رهیافت، درباره پیوند شعر نو و سنتی یا سنت شعری چیزی گفته نمی شود و اگر هم گفته شود منحرف کننده است.1 جدی ترین و جمع و جورترین تحلیلی که در این باب صورت گرفته شاید مقدمه خواندنی محمد حقوقی بر شعر نو از آغاز تا امروز؛ 1301- 1350(مجموعه اشعار نو منتخب خودئ او همراه چند تفسیر) باشد.
حقوقی، ضمن شرح ملاک هایی که برای گزینش اشعار اختیار کرده؛ به ویژگی هایی اشاره دارد که شعر نیمایی را از شعر سنتی متمایز می سازد این ویژگی ها ذیل عناوین کوتاه و بلندی مصرع ها، عدوم رعایت قراردادها، عدم سخنوری، نوع ابهام، نوع ساختمان جای داده شده است. در این میان حقوقی بر سر ابهام درنگ بیش تری کرده و با بر شمردن عوامل آن، کوشیده است تا میان نوع ابهام در شعر نو و در شعر سنتی فرق ماهوی نشان دهد. هم چنین وی، ذیل بحث نوع ساختمان، برای شعر نو معماریی قایل شده که شعر سنتی فاقد آن است.
از تمایزهایی که حقوقی میان شعر نو و سنتی ارائه کرده آنچه با کالبد شناسی شعر _ وزن و قالب_ مربوط می شود کاملاً پذیرفتنی و روشنگر است؛ اما آنچه با جوهر شعر ربط پیدا می کند قویاً محل تأمل است و ما بر سر همین مطلب است که توضیحاتی را لازم می شماریم. در حقیقت، اختلاف بر سر همین برداشت است که ما را بر سر دوراهی قایل شدن گسستگی کامل شعر نو از سنت شعری جز از حیث ماده زبانی یا پیوستگی آن با سنت شعری و ادامه حیات جهانی از این سنت در شعر نو قرار
می دهد.
فرقی که حقوقی در مقوله ابهام میان شعر نو و شعر سنتی قایل شده ناشی از آن به نظر می رسد که وی بیش تر به اشعار شاعرانی چون خاقانی نظر دارد که پیچیدگی و دشواریابی سخن آنان را از وجود تلمیحات و اشارات و استفاده از معلومات در شعر بر می خیزد. از این رو حقوقی به حق این نوع ابهام را از ابهامی که در ذات شعر نو وجود دارد متمایز می داند.2 اما، اگر به جای شعر متکلفانه خاقانی، به غزلیات شمس یا رباعی های خیام توجه کنیم، در آنها پرتو همان تجربه های شعری و زیبا شاسانه شاعران نوپرداز بی همتاست و لازمه انس و الفت گرفتن با آنها سنخیت فکری و روحی پیدا کردن با شاعر و رخنه کردن به حریم اوست.
درباره نوع معماری و ساختمان شعر نیز که وجه تمایز شعر نو شمرده شده حرف هست؛ زیرا نظیر همان ساخت استوار و محکم و همان معماری فنی را در رباعی های خیام و غزلیات حافظ و قطعات شعری دوره سامانی و حتی در قصاید عصر عزنوی ـ با تشبیب، تخلص به مدح، مدح، شریطه ـ می توان سراغ گرفت.
به نظر ما، شعر نو ـ اگر جوهر شعری آن ملاک گرفته شود ـ از جهت عمق و از این نظر که دریافت آن مستلزم نوعی هم حسی و همدلی باشاعر و راه یافتن به حریم مکنویات اوست، دنباله شعر عرفانی است و از این حیث که، در انواعی از آن، مقصود شاعر صرفاً زیبایی آفرینی با کلمات است، دنباله بعضی از اشعار سعدی که به شعر ناب و ـ صرف نظر از وزن ـ به نثر نزدیک می شود. از جهتی دیگر، یعنی مضمون آفرینی، شعر نو را دنباله اشعار سبک هندی می توان شمرد.
بدین سان شعر نو همه ویژگی های ممتاز شعر فارسی ـ وزن عروضی در شعر نیمایی، عمق و احتوای بر تجربه یی همتایی و دردمند شاعر، سادگی زبان و روشنی بیان، مضامین نو، معماری فرهیخته، تشخیص زبانی، را در خود جمع کرده است. در حقیقت، شعر نو؛ از میان خصایصی که شعر فارسی در مرحله از تطور یافته عناصری را اختیار کرده و خلاقانه پرورش داده است. از این رو، باید گفت که شعر نو فارسی ریشه در همین مرز و بوم دارد و آنان که در صدد بوده اند و هستند به آن عنوان عاریتی بدهند و اصالت آن را انکار کنند از جوهرش غافل مانده اند. هم چنین کسانی که خواسته اند و می خواهند آن را تافته ای جدا بافته و یکسره منفصل و مستقل از سابقه و سنت شعری ما جلوه دهند راه گزافه پیموده اند.
مع الوصف، از یک جهت، شعر نو به ویژه فراورده های متأخرتر آن از شعر سنتی فاصله می گیرد و آن تفوق سبک فردی و تعمد شاعر در اجتناب از اندراج در سبک دوره ای است. در دوران طفولیت و نوجوانی شعر نو،سبک دوره ای، در قالب شعر نیمایی، بر شاعران نو پرداز تحمیل شد. هر چند، در این زمینه، وجه اشتراک بیش تر جنبه صوری داشت و فاقد آن قوت بود که بتواند بر ویژگی های سبکی شاعر سایه اندازد. در حقیقت اشعار نو شاعرانی چون اخوان و شاملو و سهراب سپهری و فروغ، در همان مرحله آغازین یا در مراحل پختگی شاعری، هویت مستقل خود را نشان داد. باری، وجه اشتراکی که در اشعار سنتی به سبک های دوره ای شکل می داد، در شعر نو رفته رفته رنگ باخت به گونه ای که دوران پروردگی شاعر نوپرداز بیش تر با زبان مستقلی که پس از سیاه مشق ها پیدا می کرد مشخص و متمایز می شد این پدیده را حتی در اشعار سبک هندی، که در آنها نوآوری دغدغه فکری شاعر شده بود، نمی توان سراغ گرفت و خود اصطلاح و عنوان سبک هندی شاهد این معنی است.
این استقلال هویت تشخیص زبان شاعران نوپرداز تصنعی و، به اصطلاح بر بسته نبود بلکه طبیعی و بر رسته بود. چون شعر نه مایه سرگرمی یا شأنی از شئون زندگی معنوی شاعر بلکه تماتم زندگی او شد و جوهر وجود شاعر در شعر او ریخته شد. شعر به سبیکه جوهر وجود شاعر تبدیل گردید. از این رو، همان تمایز فردی موجود در ساحت وجودی شاعر در شعرش بازتاب و هویت شعری به همین صورت تکوین یافت و در نتیجه جو و اقلیم شعری جانشین سبک دوره ای شد. از این پس، آنچه به اشعار شاعران رنگ و بو و طعم واحد داداشتراک در زبان و بیان نبود فضای خاص شعری بود که به تأثیر تحولات اساسی و مسائل حیاتی و جهان انسانی قهراً پدید می آمد.
شعر نو، با این ویژگی، از جهت دیگری نیز، متمایز گشت. شعر سنتی، هر چند از نظر فهم پذیری در دست رس و آسان یاب بود و به آسانی با خواننده آشنای سنن شعری ارتباط برقرار می کرد، به هر حال، محفلی شمرده می شد. این محفل یا دربار بود یا خانقاه و یا انجمن ادبی. اما شعر نو، در عین دشواریابی و غریب نمایی،با نوعی جهان شمولی univesality قرین شد و آن فرصت را یافت که از طریق رسانه های گروهی با نفوس ملیونی ارتباط برقرار کند و حتی مرزهای ملی را در نوردد و عالم گیر شود و بیهوده نیست که ترجمه این اشعار به زبان های دیگر در همان دوران پدید آمدن آنها رواج یافت.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 21 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
زمانبندی پروسس ها با الگوریتم ژنتیک در سیستم های چند پردازنده ای
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:68
پایان نامه اخذ مدرک کارشناسی
مهندسی کامپیوتر(گرایش نرم افزار)
فهرست مطالب :
پیش گفتار ...............................................1
فصل اول : مدیریت منابع ....................................4
1-1 مدیریت منابع ..................................5
1-2 ویژگی ها .........................................5
1-3 منابع کلیدی سیستم عامل ..............6
1-3-1 حالت Running ..............7
1-3-2 حالت Ready ..................7
1-3-3 حالت Despatch.............7
1-3-4 Time Out Run ............7
1-3-5 حالت Blocked ...............8
1-3-6 حالت Suspend Ready .......................8
1-3-7 Suspend Blocked .....8
1-4 وظایف سیستم عامل .......................9
1-5 زمانبندی .......................................10
1-5-1 زمانبند بلند مدت ............10
1-5-2 زمانبند میان مدت ..........10
1-5-3 زمانبند کوتاه مدت .........10
1-5-4 معیار های کمی زمانبندی......................11
1-5-5 معیارهای کیفی زمانبندی ......................12
1-6 الگوریتم زمانبندی ......................13
1-6-1 First Come First Service ........13
1-6-2Prionty .....................14
1-6-3 SRTN .......................14
1-6-4 SJF .............................15
1-6-5 MQ ............................16
1-6-6 MLQ ..........................16
1-7 مدیریت پردازنده ..........................17
1-8 مدیریت حافظه و فضای ذخیره سازی ...................21
1-8-1 شمای مدیریت حافظه .......................21
1-8-2 جدول پارتیشن بندی ...22
1-8-3 پارتیشن بندی داخلی ...22
1-8-4 مکانیزم تخصیص حافظه ...............23
1-8-5 مدل پارتیشن ایستا........23
1-8-6 اشتراک گذاری در پارتیشن ایستا ...............24
1-8-7 پارتیشن بندی پویا ........24
1-8-8 جدول پارتیشن بندی پویا .......................25
1-8-9 اشتراک گذاری در مدل پویا ..................26
1-9 ساختار PCB ................................26
1-9-1 اطلاعاتی درباره پروسه ....................26
1-9-2 گفتگوی پروسه ها ......27
1-9-3 رقابت پروسه ها ..........28
1-9-4 ملزومات انحصار متقابل .........................30
1-9-5 پروتکلها ......................30
فصل دوم : بهینه سازی ..............32
2-1 بهینه سازی ................................33
2-2 مراحل حل مسئله بهینه سازی ..33
2-3 هدف ..........................................34
2-4 متغیرهای بهینه سازی ...............34
2-5 ارتباط میان هدف و متغیرها بصورت ریاضی ....................35
2-6 پس از تعریف ارتباط ریاضی تابع هزینه و متغیرهای بهینه سازی چه باید کرد .......................36
2-7 آیا تابع هزینه مسئله بصورت یک برنامه است .........37
2-8 پارامترها .....................................37
2-9 الگوریتم رقابت استعماری ..........37
2-10 بهینه سازی و روشهای موجود ...................39
فصل سوم : الگوریتم ژنتیک .....41
3-1 الگوریتم ژنتیک ..........................42
3-1-1 ایده اصلی الگوریتم ژنتیک ...................42
3-1-2 روشهای انتخاب در الگوریتم ژنتیک .............43
3-1-3 شمای کلی از نحوه عملکرد الگوریتم ژنتیک .............44
3-1-4 اصطلاحات الگوریتم ژنتیک ...................45
3-2 اجزای اساسی الگوریتم و تشریح کلی آن .................45
3-2-1 شبه کد .........................46
3-2-2 آغاز الگوریتم ژنتیک ....47
3-2-3 شمای کلی شبه کد .....48
3-3 کروموزوم ...................................48
3-3-1 طراحی کروموزوم ........48
3-4 روند کار الگوریتم ژنتیک ...........49
3-5 شرایط خاتمه الگوریتم ................50
3-6 کاربردهای الگوریتم ژنتیک ........51
3-7 بهینه سازی به روش الگوریتم ژنتیک .........................................................51
3-8 اصول اساسی الگوریتم ژنتیک ....52
فصل چهارم : پیاده سازی .........................................54
توابع برنامه ............................................55
4 – 1 تابع Final ................................55
4 – 1 – 1 تابع Task_Generate ...............56
4 – 1 – 2 تابعSort ..................56
4 – 1 – 3 تابع Generate_Initial_Population .................................57
4 – 1 – 4 تابع Size_Chromosome ....................................................57
4 – 1 – 5 تابع Fitness_Of_Chromosome ......................................58
4 – 1 – 6 تابع Rank ................58
4 – 1 – 7 تابع Select_Best ...59
4 – 1 – 8 تابع Crossover ......59
4 – 1 - 9 تابع Mutation .................61
4 – 2 خروجی برنامه ...........................62
4 – 3 نمودار طول زمانبند در هر نسل...................64
نتیجه گیری ..........................................65
واژه نامه انگلیسی به فارسی................. 66
واژه نامه فارسی به انگلیسی .................67
منابع ......................................................68
فهرست اشکال :
شکل 1 – 1 ( حالتهای پردازش) ............7
شکل 1 – 2 ( صفهای پردازش ) .........16
شکل 1 – 3 (الگوریتم زمانبندی چند سطحی ) .................17
شکل 1 – 4 ( مکانیزم تخصیص حافظه ) ........................23
شکل 1 – 5 ( پارتیشن بندی پویا ) .....25
شکل 1 – 6 ( اشتراک در پارتیشن بندی پویا ) .............26
شکل 2 – 1 ( توضیح تصویری الگوریتم رقابتی ) .............38
شکل 3 – 1 ( شمای کلی الگوریتم ژنتیک )......................44
شکل 3 – 2 ( شمای شبه کد الگوریتم ژنتیک ) ............48
شکل 4 – 1 ( نمودار طول زمانبند در هر نسل ) ................64
فهرست جداول :
جدول 1 – 1 ( پردازشهای مورد آزمایش) ...............13
جدول 4 – 1 ( لیست task های تولید شده) ..........63
چکیده :
کارایی سیستمهای کامپیوتری وابستگی زیادی به منابع موجود و تخصیص بهینه آنها دارد. یک الگوریتم تخصیص منابع بهینه نقش بسزایی در افزایش کارایی یک سیستم دارد. مطالعات زیادی در این زمینه انجام گرفته و الگوریتمهای مختلفی ارائه شده است. تخصصی تر شدن علوم کامپیوتر و افزایش پیچیدگی ها و مسائلی موجود در آن منجر به پیچیدگی بیشتر بهینه سازی گردیده و لزوم الگوریتمهای بهینه سازی کارا و سریع افزایش یافته شده است. مطالعات فراوانی کارایی روشهای مبتنی بر علم ژنتیک موسوم به الگوریتم ژنتیک را در مسائل بهینه سازی نشان داده است. الگوریتم ژنتیک نوع خاصی از الگوریتمهای تکامل است که از تکنیکهای زیستشناسی مانند وراثت و جهش استفاده میکند.
در این پروژه استفاده از الگوریتم ژنتیک در تخصیص منبع cpu به پروسسهای مختلف ارائه شده است. با استفاده از الگوریتم ژنتیک زمانبندی طراحی شده است تا در حد امکان زمان انجام پروسس ها توسط پردازنده به حداقل رسانده شود و همچنین مراحل به انجام رساندن پروسس ها بین چندین پردازنده تقسیم شود .این پروژه از زمان ورود و زمان اجرای هر پروسس استفاده کرده و طی مراحلی بهترین زمان تخصیص یافته برای هر پروسس با پردازنده مورد نظر محاسبه شده است.
کلمات کلیدی : تخصیص منابع ، الگوریتم ژنتیک ، وراثت ، جهش ، بهینه سازی
پیش گفتار
در سده ی اخیر با پیشرفتهایی که در زمینه های گوناگون علمی نصیب انسان شده است و با تخصصی تر شدن هرچی بیشتر علوم، شاخه های جدیدی از دانش از بطن دانش قدیم بشر سر برآورده و رشد و بالیدن گرفته اند. یکی از این علوم نسبتا جدید الگوریتم ژنتیک است که موجودیت و حیاتش ریشه در علومی دارد که به گونه ای از انسان ناشی میشود.
این علم در سالهای اخیر بسیار مورد توجه همگان بوده است در نتیجه مراحل تکامل طبیعی موجودات زنده تبدیل به یکی از علوم جذاب و مطلوب پژوهشگران شده و بستر تحقیقات و مطالعات فراوانی گردیده است. این علم شاخه ها و عرصه های مختلفی را شامل میشود که هریک به تنهایی میتواند در حد یک علم مستقل مطرح شود.
نکته اصلی در این کار تلاش برای جستجو و یافتن پیوندهای پیدا و نهانی است که علم ژنتیک با علوم کامپیوتر دارد. اهمیت این عرصه از آن جهت است که انجام مطالعاتی با این درون مایه و سمت و سو جدا از آنکه سبب یافتن ریشه های علم ژنتیک در سایر علوم میشود، میتواند راهنما و پاسخگوی بسیاری از پرسش ها و ابهاماتی باشد که گاه در مطالعه ی علوم کامپیوتری برای افراد به وجود می آید و جز استفاده از ژنتیک شیوه مناسب دیگری برای پاسخگویی به آنها وجود ندارد. بنابراین ضرورت انجام چنین تحقیقاتی کاملا احساس میشود نگارنده با احساس کردن همین ضرورت در این پژوهش بر آن شد تا قدم به این عرصه بگذارد و ریشه های ژنتیک را در علوم کامپیوتری بالاخص تخصیص منابع جستجو کند.
در این راستا ، این پژوهش پاسخگوی این پرسشها بود که
و در آخر
پاسخ دادن به این پرسشها هریک به نوبه ی خود به عنوان یکی از اهداف اصلی این پژوهش مطرح شد و زمینه ساز آغاز مطالعات در این زمینه گردید.
برای رسیدن به این هدف لازم بود ابتدا به مطالعه منابع علم ژنتیک پرداخته شود که شامل تاریخچه آن ، عملکرد آن و آشنایی با کدهای الگوریتم ژنتیک میباشد و مطالعه در زمینه تخصیص منابع که منابع شامل موارد گوناگون از جمله CPU ، RAM ، دستگاهها و ... میباشد .
سپس این تحقیقات و CPU (به عنوان منبع مورد آزمایش) به عنوان منابع پایه مورد بررسی قرار گیرد.
که چنین نیز شد.
کتابها و مقالاتی که از طریق کتابخانه ها و اینترنت – به عنوان به روزترین منابع – بطور مستقیم به بررسی این علم میپرداخت ، همچنین منابع جانبی ای مانند مصاحبه با افراد متخصص که امکان داشت به طور غیر مستقیم در انجام این پژوهش موثر واقع شود ، مورد مطالعه و یادداشت برداری قرار گرفت. با انجام این مراحل پیشینه ی تحقیقی موضوع مورد نظر ما بیش از پیش آشکار شد و مشخص گردید که تاکنون در این زمینه بخصوص در این دانشگاه و حومه ی آن کمتر کار شده. منابع موجود نیز بیشتر به معرفی آن پرداخته بودند و در آنها هیچگونه بررسی با درون مایه ی مورد نظر ما به چشم نمی خورد.
مجموع این مسائل اگر چه برای پژوهش نوعی تنگنا محسوب می شد اما موجب آن شد که نگارنده با انگیزه مضاعفی به انجام این تحقیق بپردازد و آنچه پیش رو دارید حاصل این انگیزه و تلاش ناشی از آن است.
عنوان پژوهش با توجه به اهداف کار «زمانبندی پروسسها با الگوریتم ژنتیک در سیستمهای چند پردازندهای» انتخاب شد و فصلها نیز با توجه به همین اهداف و یادداشت برداری های انجام شده مرتب گردید.
فصل اول بطور کامل به معرفی تخصیص منابع اختصاص یافت و با نظر به آنکه استفاده کنندگان از این پژوهش دانشجویان مهندسی کامپیوتر خواهند بود سعی اصلی در این فصل بر آن قرار گرفت تا یک تصویر کلی اما جامع از تخصیص منابع ، معرفی منابع و زمانبندها شکل گیرد تا برقرار کردن ارتباط با فصلهای بعدی آسانتر صورت گیرد.
فصل دوم به بررسی مفهوم بهینه سازی مسائل پرداخته است. توابع آن و اهداف بهینه کردن در این فصل مشخص گردیده و روشهای موجود بهینه سازی معرفی شده است که یکی از این روشها الگوریتم ژنتیک می باشد.
که فصل سوم به این الگوریتم پرداخته است. تاریخچه ، شرح کامل اصطلاحات، عملکرد، کاربردهای آن و بهینه سازی به روش الگوریتم ژنتیک بیان شده است.
از مجموع فصل های اول نتایج جالب توجهی به دست آمد که ترکیب آنها فصل چهارم و در حقیقت آخرین فصل پژوهش را به خود اختصاص داد. این قسمت که میتوان آنرا عصاره ی تمام فصلها دانست پاسخگوی تمامی پرسشها و در برگیرنده تمامی اهدافی شد که در آغاز این پژوهش مطرح شده بود . به این ترتیب که این فصل به پیاده سازی تحقیقات انجام شده و آشنایی با کدهای زمانبند طراحی شده توسط نگارنده خواهد پرداخت.
در این پژوهش در واقع جایگاه الگوریتم ژنتیک را در بهینه سازی مسائل مطرح کرده ایم که بعد از انجام این کار به این نتیجه رسیدیم که با بررسی الگوریتم های زمانبندی موجود و با توجه به زمان انتظار و پاسخ آنها با استفاده از این الگوریتم به عنوان زمانبند برای تخصیص منابع به پاسخ بهینه تری میرسیم و بعد از اجرای این برنامه به حقیقت کار پی بردیم.
اما آنچه ذکر آن در این قسمت حائز اهمیت است این است که آنچه در این پژوهش به انجام رسیده در واقع گامی آغازین در این عرصه برای نگارنده محسوب میشود لذا قطعا از خطا و لغزش های فراوانی برخوردار است چرا که همواره گام های آغازین ، گامهایی لرزان و پر خطاست.
و در انتها مایه ی غرور و مباهات خود می دانیم که بگوییم در مراحل گوناگون این پژوهش از راهنمایی های فاضلانه مهندس ایمان کامکار به عنوان استاد راهنما و همچنین حمایتهای بی دریغ دکتر مجید بقایی نژاد و راهنمایی های ارزشمند مهندس هادی صباغ زاده که در آشنایی با کد الگوریتم ژنتیک بهره های فراوانی برده ایم که بدین وسیله از این بزرگواران سپاسگذاری می نماییم و تمام دوستایی که به نوعی در به انجام رسیدن این پژوهش با ما همکاری داشته اند تشکر میکنیم و از خداوند متعال برای تمامی این عزیزان آرزوی موفقیت و سربلندی و برای خودمان توفیق جبران زحمات این بزرگواران را مسئلت می نماییم.
و...
ک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:3
فهرست مطالب ندارد
الف-ارزشیابی بر اساس مقیاس چند درجه ای
دانش آموزان عزیز ضمن آرزوی موفقیت لطفا با کشیدن دایره دور عدد مورد نظر به پرسشهای زیر پاسخ مورد علاقه خود را تعیین نمایید
3
2
1
مناسب
نسبتا مناسب
نامناسب
1-تا چه اندازه زمان برگزاری کلاس تقویتی ریاضی مناسب بود ؟
3
2
1
2- تا چه اندازه محتوای ارائه شده در این درس توسط دبیر مربد طه مناسب بود؟
3
2
1
3- تا چه اندازه تجهیزات و وسایل کمک آموزشی برای این درس مناسب بود.؟
3
2
1
4- تا چه اندازه سوالات مطرح شده در پایان دوره در عمق یادگیری شما مناسب بود؟
3
2
1
ب - ارزشیابی بر اساس مقیاس رتبه ای
دانش آموزان عزیز ضمن آرزوی موفقیت لطفا فهرست زیر را در نظر بگیرید و پنج مورد از مهمترین مشکلات دوره تقویتی درس ریاضی را بر اساس اولویت مشخص نمایید وپاسخ خود را با قرار دادن عدد از 1 الی 5 مشخص نمایید.
سوالات
1
2
3
4
5
1-زمان برگزاری کلاس تقویتی چه رتبه ای دارد
2-برنامه اجرایی درس ریاضی چه رتبه ای دارد
3-در تدریس CD آموشی چه رتبه ای دارد
4-کارکرد آقای احمدی دبیر ریاصی چه رتبه ای دارد
5-شهریه پرداختی کلاس تقویتی چه رتبه ای دارد
6-مکان کلاس از جهت فیزیکی چه رتبه ای دارد
7-امتحان پایانی این کلاس چه رتبه ای دارد
8-اگر پیشنهادی دارید ذکر نمایید.
جمع امتیاز
ج- ارزشیابی بر اساس مقیاس لیکرت (مقیاس توافقی)
دانش آموزان عزیز ضمن آرزوی موفقیت لطفا نگرش خود رانسبت به سوالات زیربر اساس زدن علامت بر روی یکی از موارد مشخص نمایید
سوالات
کاملا موافق
موافق
بی نظر
مخالف
کاملا مخالف
1- شما با تدریس آقای دبیر ریاض چه نظری دارید؟
2- شما با محتوای ارائه شده در کلاس ریاضی چه نظری دارید؟
3-نسبت به زمان برگزاری کلاس چه نظر ی دارید؟
4-نسبت به شهریه تعین شده بابت کلاس تقویتی چه نظری دارید؟
5-نسبت به وسایل کمک آموزشی بکاررفته در این کلاسها چه نظری دارید ؟
6- نسبت به سوالات آزمون پایانی چه نظری دارید ؟
جمع امتیاز
د- ارزشیابی بر اساس مقیاس مشاهده
ارزیاب محترم لطفا در محیط انجام فعالیت حاضر وسوالات مورد نظر را پاسخ دهید
1-مکان برگزاری کلاس بسیار مناسب است.
2-دبیر کاملا بر مواد درسی ارائه شده مسلط است.
3-دانش آموزان کاملا در فعالیتهای گروهی مشارکت دارند.
4-دبیراز وسایل کمک آموزشی استفاده نمی نماید.
5- سوالات آزمون پایانی پیچیده و گنگ بود.
6-تمرینها کاملا حل شده بود.
7- زمان برگزاری مناسب نیست و اکثرا دانش آموزان گرسنه می باشند.
ذ- ارزشیابی بر اساس مقیاس افتراق معنا
دانش آموزان عزیز ضمن آرزوی موفقیت لطفا در فاصله بین دو صفت مورد نظر عددی را که به صفت مورد نظر شما نزدیک است را انتخاب نمایید.
سوالات
توانا
7
6
5
4
3
2
1
نا توان
1- دبیر مربوطه تا چه اندازه از مدیریت کلاس بر خوردار بود
2- دبیر مربوطه تا چه اندازه ازقادر به حل مشکلات کلاس بود.
3-دانش آموزان تا چه اندازه مسائل خود را در فعالیتهای گروهی حل می نمایند
4-وسایل کمک آموزشی تا چه اندازه در یادگیری دانش آموزان مفید بود.
5- سوالات آزمون تا چه اندازه قادر به سنجش یادگیری آنان بود.
جمع امتیازها
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:5
فهرست:
رهنمودهایی چند در انتخاب همسر
در زندگی زناشویی حالات متفاوتی وجود دارد. بعضی از خانواده ها در شرایط مطلوبی به سر می برند و از زندگی زناشویی خود لذت می برند و از نظر روانی شاد هستند؛ و بهترین زمان زندگی آنان وقتی است که زن و شوهر و بچه ها در خانه دور هم جمع می شوند. برعکس خانواده هایی هستند که بدترین لحظات زندگی آنها ساعاتی است که در خانه می گذرد و محیط خانه محل مشاجره وناسازگاری بین زن و شوهرو احتمالاً بچه هاست. وضعیتی بین دو حالت نیز با تفاوت هایی دیده می شود. در اینجا یک پرسش مطرح است:
چرا بعضی از خانواده هایی که خانه آنها محل جنگ و دعواست و در زندگی زناشویی ناشاد و ناراحتند، مبادرت به طلاق نمی کنند؟
خانواده هایی وجود دارند که یک عمر را با یکدیگر به حالت قهر و آشتی و ستیز می گذرانند، ولی حاضر به طلاق نیستند.یکی از علل تحمل این شرایط مشکلاتی است که پس از طلاق وجود دارد. در جامعه ایرانی زن بیوه به عنوان کالای دست دوم محسوب می شود و خریدار زیادی ندارد؛ وانگهی داوطلبان ازدواج زنان بیوه معمولاً از شرایط پایین تری برخوردارند، در نتیجه بسیاری از زنان بیوه تا آخر عمر یا تنها می مانند یا نمی توانند همسر مورد نظر خود را به دست بیاورند. مسئله دیگروضعیت بچه ها است. مادر از نظر عاطفی حاضر به جدا شدن از فرزندانش نیست. پدر نیز به خاطر تأمین هزینه زندگی بچه ها در کنار مادر مطلقه، حاضر به تحویل بچه به مادرش نیست. مشکل دیگرتربیت بچه ها در کنار مادر خوانده یا پدرخوانده است که مشکلات زیاد عاطفی و تربیتی در پی دارد.
مسائل مطروحه بالا و مشکلات روانی و مالی دیگر موجب می شود که بسیاری از زن و شوهرها با شرایط نامساعد زندگی خود بسازند و به طلاق تن در ندهند چون در صورت طلاق، مشکلات و شرایط بدتری را خواهند داشت.