اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره شرح زندگی و آثار ابن خلدون

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله کامل درباره شرح زندگی و آثار ابن خلدون دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره شرح زندگی و آثار ابن خلدون


دانلود مقاله کامل درباره شرح زندگی و آثار ابن خلدون

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :31

 

بخشی از متن مقاله

ابوزید، ولی الدین عبدالرحمن بن محمد معروف به ابن خلدون متولد سال 732 هجری قمری (1332میلادی) در تونس  است.می توان دوران زندگی اش را در چهار دوره بررسی کرد.

تا قبل از بیست سالگی به تحصیل مقدمات علوم، فراگیری منطق، ریاضی، حکمت و فلسفه پرداخت.

در دوران دوم عمر خود نزدیک به بیست و پنج سال را با فعالیت های سیاسی و ارتباط با حکومت های وقت در افریقا گذراند.خانواده او منسوب به یکی از خاندان های حاکم اندلس بودند و همواره مورد توجه سلاطین بودند. همین مسأله زمینه ورود ابن خلدون را به فعالیت های سیاسی هموار نمود.

از علامت نویسی و کتابت در دربار شروع کرد و بعدها تا مقام نخست وزیری در دربار پیش رفت.

در دوران سوم زندگی اش پس از تنش های سیاسی که به زندانی شدن و درگیری او با درباریان انجامید رو به گوشه نشینی و تحقیق و مطالعه آورد.

کتاب مهم او «العبر» و مقدمه آن پس از تجربیات عملی ای که در سیاست بدست آورده بود در دوران عزلت او در قلعه ابن سلامه - که در الجزایر امروزی قرار دارد – به نگارش در آمد.

ابن خلدون در این باره در مقدمه «العبر» می نویسد:

« در آن قلعه چهار سال فارغ از همه مشاغل اقامت گزیدم و در آنجا تألیف این کتاب را آغاز کردم و مقدمه آن را بدین شیوه شگفت که در ان عالَم تنهایی بدان رهبری شدم تکمیل نمودم.»­ 1

دوران پایانی عمر او به تدریس و قضاوت در مصر گذشت. در این ایام او ضمن استغال به تدریس در قاهره در مدرسه قمحیه و در جامع الأزهر منصب قضاوت مالکیان مصر را نیز برعهده داشت. سال وفات او را 808 هجری قمری(1406 میلادی) ثبت کرده اند.

آثار علمی

لسان الدین خطیب که شرح زندگی ابن خلدون را نوشته تألیفات او را این گونه شمرده است:

1-رساله ای در منطق، رساله ای در حساب، تلخیص برخی نوشته های ابن رشد، شرح قصیده برده، لباب المحصل ( تلخیص کتاب «محصل افکار المتقدمین و المتأخرین من الفلاسفه و المتکلمین» از امام فخر رازی) و شرح رجزی در اصول فقه.

2-کتاب الشفاءالسائل‌ در کلام‌ و عرفان‌ مدْرسی‌ را در زمره آثار او شمرده اند.

3-اما تنها کتاب و مهمترین اثر بجای مانده از ابن خلدون « العبر» است، اثری است که خود از ان با عنوان « کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی أیام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الأکبر» نام می برد.

« کتاب عبرت ها، دفتر ضبط مبتدا و خبر ایام تازیان، ایرانیان و بربران و معاصران بسیار مقتدرشان.»

شهرت مقدمه مفصل این کتاب که به مقدمه ابن خلدون مشهور است از خود کتاب العبر بیشتر است.مقدمه العبر توسط آقای محمد پروین گنابادی به فارسی نیز ترجمه شده است.

توجه دنیای جدید به ابن خلدون

ابن خلدون در قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی می زیسته ولی نظرات او تا سال ها بعد و تا زمانی که نویسندگان اروپایی به معرفی و بازخوانی آراء او پرداختند در عالم اسلام جایگاهی نداشت.

نخستین کسی که تحقیقات مفصلی راجع به ابن خلدون انجام داد و او را به عنوان «منتسکیوی عرب» معرفی کرد، هامر پوگشتال شرق شناس اتریشی است که در سال 1812 میلادی به طرح نظریات او پرداخت. 2هرچند شواهدی از توجه دولتمردان حکومت عثمانی به اندیشه های ابن خلدون در زمینه حکومت و سیاست وجود دارد اما آشنایی جهان اسلام با ابن خلدون به معرفی او از طریق نوشته های اروپاییان برمی گردد.

توین بی مورخ مشهور انگلیسی در کتاب خود با نام «مطالعه ای در تاریخ» راجع به ابن خلدون چنین می نویسد:

« ابن خلدون در مقدمه خویش بر تاریخ جهان فلسفه ای از تاریخ در تصور گنجانیده و صورت بندی کرده است که بی تردید سترگ ترین اثری است از نوع خود که تا کنون در هر عصری یا سرزمینی به وجود آمده است...به نظر می رسد که وی در زمینه ای که برای تحقیقات خویش برگزیده است ملهم از هیچ یک از پیشینیان خود نبوده است.» 3

حتی شاید امروز هم ابن خلدون در دنیای غرب از دنیای اسلام شناخته شده تر باشد. رونالد ریگان رئیس جمهور امریکا در کتاب خاطرات خود به گفته او در مورد کاهش مالیات ها استناد   می کند:

« ناگفته نماند که آن فیلسوف(ابن خلدون) و من در این اعتقاد که مالیات های پایین به درآمد بالا برای دولت می انجامد تنها نبودیم.» 4

ابن خلدون و تاریخ نگاری عقلی

از موارد مهمی که وجه تمایز ابن خلدون از دیگران است نگاه عقلی متمایز او به تاریخ در مقدمه و کتاب العبر است.تاریخ نگاری عقلی را قبل از ابن خلدون هم در آثاری مانند «تجارب الأمم» از «ابن مسکویه رازی» در سده های چهار و پنج هجری می توان دید.

اشاره ابن خلدون در مقدمه به «مسعودی» مورخ قرن چهارم در عالم اسلام و مولف کتاب های «مروج الذهب» و «التنبیه و الإشراف» به عنوان الگویی از تاریخ نویسی تحلیلی و انتقاد ابن خلدون از تاریخ نویسان بعدی که سخنان مسعودی را مقلدانه تکرار می کردند از این حیث قابل تأمل است.او در مقدمه راجع به جریان غالب تاریخ نگاری پیش از خود چنین می نویسد:

« این گروه به تقلید از پیشینیانی که آن ها را سرمشق خود ساخته اند، اخبار دست بدست گشته را به عین و بی کم و کاست، در خصوص حوادث تاریخ خود تکرار می کنند و از زیاد کردن مسائل مربوط به نسل های دوره خودشان غفلت می ورزند، چه تشریح و تفسیر آنها برایشان دشوار است و در نتیجه این گونه قصایا را مسکوت می گذارند و بر فرض که در باره دولتی به گفتگو پردازند اخبار مربوط به آن را همچنان که شنیده اند، خواه راست یا دروغ نقل می کنند و به هیچ رو متعرض آغاز و منشأ آن نمی شوند...» 5

به عنوان مثال ابن خلدون در نقل داستان خروج بنی اسرائیل از بیابان سینا وقتی قول مورخان دیگر را نقل می کند که تعداد افراد قوم بنی اسرائیل را در این هنگام ششصد هزار نفر یا بیشتر از افراد مذکر بالغ نوشته اند متعرض این نقل می شود و آن را اغراق آمیز می داند. او ابتدا دلیلی اقتصادی می آورد و می گوید آذوقه و ساز و برگ رساندن به چنین لشگر بزرگی از توانایی مصر یا شام آن روز بیرون بود.

دلیل دوم او یک دلیل استراتژیک است. او می گوید لشگری به این بزرگی نمی توانسته با موفقیت بجنگد و در ادامه به این نکته هم اشاره می کند که میان یعقوب و موسی علیهماالسلام فقط چهارنسل فاصله بود و هیچ قومی نمی تواند در فاصله چهار نسل به این سرعت تکثیر نفوس کند.سپس ابن خلدون این مثال را دست مایه انتقاد از مورخان قرار می دهد که مایلند در تعداد لشگرهای مختلف غلو کنند. او این غلو را ناشی از اموری مثل ولع آنها به ذکر امور غریب و نداشتن روش انتقادی در بازشناختن درست از نادرست مربوط می داند. 6

علم عمران

در همین رابطه از مسائل مهمی که در اندیشه ابن خلدون طرح می شود ادعای تأسیس علمی از سوی است که خود از آن با عنوان «علم عمران» نام می برد.

از نظر او باید با تفکر، تحقیق و علت یابی دقیق درباره حوادث و مبادی آن ها چگونگی رخ دادن وقایع و علل تحقق آن ها را بررسی کرد.او می گوید: « درباره آغاز پیدایش انسان ها و دولت ها و همزمانی ملت های نخستین و اسباب تحولات و تزلزلات در نسل ها و ملت های گذشته و آنچه در این عمران رخ می دهد، نظیر دولت و ملت، عزت و ذلت، کثرت و قلت، علم و صناعت، شهر و روستا، درآمد و هزینه، حوادث حال و آینده، حالات فروپاشی و پراکندگی، چادرنشینی و شهرنشینی چیزی را فروگذار نکردم مگر این که جملگی را بررسی کردم و علل و براهین آنها را توضیح دادم.» 7

در نگاه ارسطویی او به تاریخ علل چهارگانه ارسطویی در قالب عصبیت، دولت، رفاه و اقتصاد بررسی می شود.در واقع در اندیشه او «عصبیت» به عنوان «علت فاعلی» باعث تبدیل جامعه بادیه نشینی به جامعه شهرنشینی می شود. «علت غایی» در این حرکت شهرنشینی و دستیابی به رفاه ناشی از فعالیت های شهری است که از آن با عنوان حضاره نام می برد.

در این میان حکومت و دولت «علت صوری» تحولی است که از طریق «علت مادی» شرایط اقتصادی جامعه را به سمت هدف غایی آن که رفاه و شهرنشینی است سوق می دهد. 8

ابن خلدون و مکتب مشاء

نگاه های عقلی ابن خلدون به تاریخ نگاری عقلی و «علم عمران» محدود نمی شود. در حقیقت منشأ این نوع نگاه عقلی و طرز فکر او را باید در پیش زمینه های فلسفی او و مسأله مهم رابطه بین عقل و شرع از دیدگاه او دنبال کرد.

هرچند چنان که از تاریخ برمی آید ابن خلدون سخت پای بند ظاهر دیانت و شریعت بوده و این موضع گیری را هم در هر فرصتی بویژه هنگامی که بعنوان قاضی شرع قاهره منصوب بوده با سخت گیری در آداب قضا نشان داده است 9 اما دیدگاه های عقلی او در واقع برآمده از سنت فیلسوفان غرب عالم اسلام همچون ابن رشد به جدایی حوزه شرعیات و امور دینی از امور عقلی نزدیک است.

ابن خلدون در مسائل دینی و ایمانی قائل به حجیت عقل و کاربرد آن نیست و معتقد است که کاربرد خرد در این مقولات جز به صحرای اوهام و گمراهی راهبر نمی شود. در این باره می گوید:

«در اعتقاد و عمل خویش از آنچه شارع به تو دستور داده است پیروی کن، چه شارع به خوشبختی تو شیفته تر و به سودهای تو داناتر است زیرا او از مرحله ای که مافوق ادراکات تو است و دایره ان از دایره خرد تو وسیع تر است. چنین طریقه ای مایه نکوهش خرد و ادراکات آن نخواهد بود، بلکه خرد میزان صحیحی است و احکام آن یقینی است و دروغ بدانها راه نمی یابد، اما با این همه نباید طمع ببندی که امور توحید و آن جهان، حقیقت نبوت و حقایق صفات خدایی و هرآنچه را که در مرحله ای فراتر از خرد تو است، بدان سنجی زیرا چنین طمعی از محالات خواهد بود.مثال آن همچون مردی است که دید با ترازویی زر را وزن می کنند و آن وقت طمع بست با همان ترازو کوه ها را توزین کند...» 10شاید بتوان او را چنانکه غزالی در مورد خود گفته بود در «شرعیات به مذهب قرآن و در عقلیات به مذهب برهان» دانست.

در حقیقت اگر تلاش های فیسسوفان مسلمان از فارابی و ابن سینا تا ملاصدرا را «مسلمان کردن» فلسفه یونانی بنامیم ابن خلدون ثمره نگاهی است که با اعتراض به «مسلمان کردن» فلسفه به عقل و خرد در برخی حوزه ها نگاه خالص ارسطویی دارد.این نوع نگاه فلسفی حتی با مشائیانی مانند ابوعلی سینا هم سر سازگاری ندارد.

ابن رشد که ابن خلدون متأثر از اوست و تلخیص آثارش را به ابن خلدون نسبت می دهند  در معروفترین اثر خود «تهافت التهافت» که در پاسخ حملات غزالی به فلسفه و کتاب «تهافت الفلاسفه» او بیش از حمله به غزالی به خاطر نظراتش در باب بیهوده بودن تلاش های فلسفی به ابن سینا معترض است که چرا مسائل دینی را در حوزه فلسفه وارد کرده است.به نظر می رسد توجه دنیای غرب به ابن رشد و ابن خلدون هم از این منظر قابل تحلیل است. نگاه رایج غالب در بین فیلسوفان مغرب زمین در دوران جدید بیش از آن که با پروژه «مسلمان کردن فلسفه» هماهنگ باشد با نظریات ابن رشد و نگاه خالص یونانی همراه است. توجه برخی متفکران جدید عرب مانند ناصف نصار با کتاب «اندیشه واقع گرای ابن خلدون» تضاد رویکرد ذهنی و ماورایی فیلسوفان اسلامی با روش ابن خلدون را به ذهن تداعی می کند نیز برخاسته از همین موضوع است.نگاهی که به نظر می رسد بتوان آن را از انواع ابتدایی سکولاریسم درعالم اسلام دانست.

   اندیشه سیاسی و اجتماعی ابن خلدون

ولی الدین ابوزید عبدالرحمن محمد بن خالد بن خطاب ، معروف به ابن خلدون ، در 711 ش . 732 ق . در توسن به دنیا آمد و در 784 ش . / 808 ق . در مصر در گذشت . ابن خلدون زندگی پرماجرایی داشت ؛ زیرا از یک سو ، پدر ، مادر و جمعی از استادان خود را در اثر طاعون و سپس همسر و فرزندانش را در اثر توفان دریا از دست داد و از سوی دیگر ، از ملازمت با سلطان تا مهاجرت های فراوان ، حبس و زندان را به خود دید . به طور خلاصه ، زندگی وی چهار دوره  فراگیری علم ، فعالیت های سیاسی ( مانند دبیری سلطان سرزمین مغرب )،  گوشه گیری و  و تدریس و تصدی مناصب قضایی ( مثل قاضی القضاتی مصر ) را در برمی گیرد . دو کتاب معروف وی به نام های تاریخ العبر و مقدمه ی ابن خلدون ، حاصل این زندگی پرفراز و نشیب است .

نظریه ی دولت

ابن خلدون از معدود صاحب نظران اسلامی و درعین حال ، مشهور ترین آن ها است . که دولت را پدیده ای پویا و در حال تکامل می داند . به بیان ساده تر ، او همانند فارابی ، زندگی اجتماعی را ضروری می دانست ، به آن دلیل که تأمین نیازهای مادی ، بقای نسل و دفاع در برابر حیوانات درنده ، مشروط به همکاری و پذیرش تقسیم کار است . در مرحله ی تقسیم کار ، که انسان به تولید مصنوعات بیش از نیاز اولیه می پردازد ، تجاوز به حقوق و اموال یکدیگر آغاز و حیات انسانی به صحنه ی کشمکش و درگیری مبدل می شود . برای جلوگیری از جنگ میان انسان ها ، دولتی لازم است که به وسیله ی قوی ترین و داناترین فرد جامعه اداره می شود . بدین سان ، « پیشرفت زندگی اجتماعی و تحصیل مازاد تولید ، نیاز به دولت را پدید می آورد » .

به عقیده ی ابن خلدون ، شکل گیری دولت مشروط به آن است که مجموعه ای از افراد در سرزمینی مشخص ، دور هم گرد آیند و حکومت تشکیل دهند . چنین دولتی موظف به مبارزه با دشمن ، تعیین حدود جغرافیایی و حراست از آن ها ، دریافت مالیات ، منع مردم ازدست زدن به اعمال خلاف قانون و وظایفی مانند آن است ؛ دولتی که شمشیر ( سربازان ) و قلم ( نویسندگان ) ، کارگزاران ، دستگاه دیوانی ازعناصر تشکیل دهنده ی آن شمرده می شوند . در رأس دولت ، پادشاه قرار دارد که به کمک شمشیر و زور به قدرت دست یافته است و به واسطه ی اعمال زور از سوی فردی دیگر ، قدرتش به انتها می رسد و دولتی جدید متولد می شود .

ابن خلدون می گوید : دولت یک موجود زیست مند و در نتیجه ، همانند انسان دارای تولد ، رشد و مرگ است . عمرهر دولت مانند عمر انسان ،از 120 سال تجاوز نمی کند . در این مدت ، دولت پنج مرحله ی (1) استقرار ، (2) خودکامگی (3) عظمت ، (4 ) آرامش و (5) پریشانی را پشت سر می گذارد . در مرحله ی اخیر ، اسراف ، تبذیر ، شهوت رانی ، بکارگیری افراد نالایق ، به تباهی رفتن سپاه ، تندی با بزرگان و برخی مسائل دیگر بروز می کند . به دیگر سخن ، دولت در مرحله پریشانی ، از انسجام کافی بی بهره است ، تعارض های متعدد آن را احاطه می کند و از نیروی کافی ، امکانات مالی و همبستگی بهره ای ندارد . به همین دلایل ، مرگ و انقراض ، دولت را در برمی گیرد و دولتی دیگر جانشین آن می شود . او همچنین این نظریه را در مورد تمدن ها به کار می گیرد و معتقد است که هرتمدنی پنج مرحله ی ( 1) تهاجم، ( 2) اوج ،(3) تجمل ،( 4) استبدا و ( 5) انحطاط را سپری می کند .

نظریه ی عصبیت

مفهوم « عصبیت » که نظریه ی معروف ابن خلدون است ، نقشی اساسی در دیدگاه های اجتماعی و سیاسی او دارد و از نظر وی ، اساس تاریخ و محور تحول اجتماعی است . در دیدگاه ابن خلدون

« اصطلاح « عصبیت » به معنای پیوند و پیوستگی و از « عصبه » به معنای اقارب [نزدیکان و خویشان ] آدمی از جانب پدر ، مشتق شده است ومراد از آن ، دفاع مردم از حریم قبیله و دولت خویش است . واژه ی « عصبه » در چهار آیه قرآن آمده و در همه ی این موارد به معنای گروهی که توسط یک عامل ، به هم سخت پیوند زده شده و مستحکم گردیده اند . می باشد »

عصبیت منشأ فطری دارد و در نتیجه ، یک موضوع طبیعی است . با این وصف ، ابن خلدون در پاسخ به این سؤال که عصبیت چگونه شکل می گیرد و یا چه چیزهایی موجب پید ایش عصبیت می شود ، به عناصر ذیل اشاره می کند :

1- پیوندهای فامیلی و خویشاوندی ؛

2- هم پیمانی و هم سوگندی ؛

3- دین و مذهب مشترک ؛

4- اجداد یا اصل و نسب واحد ؛

5- محیط و شرایط سخت جغرافیایی . تعصب نژادی ، احساس برادری ، وطن خواهی و در یک کلمه ، عصبیت در مردم بادیه نشین افزون تر و به همین دلیل ، همبستگی و طول عمر سیاسی آنان بیش تر است .

ولی هر گاه یکی از قبایل به تشکیل دولت بپردازد ، به تدریح عصبیت خویش را از دست می دهد و سرانجام ، مرگ ، دولتش را فرا می گیرد ؛ زیرا محیط و نظام شهر ،که دولت در آن تشکیل می شود و تداوم می یابد ، از عصبیت کمی برخوردار است . حتی اگر دولت به عمران و آبادانی شهرها همت گمارد ، تقویت و تحکیم دولت فراهم نمی آید ، بلکه هر قدر عمران و آبادانی شهرها بیش تر شود ، از میزان همبستگی ، هماهنگی و تجانس ( عصبیت ) انسان ها می کاهد و دولت را به مرحله ی نیستی نزدیک تر می سازد . علاوه بر تأسیس دولت ، که به زوال عصبیت کمک می کند ، شهر نشینی نیز به زندگی مصرفی و نیزبه نابودی عصبیت مدد می رساند .همچنین نابودی دین و اخلاق به حیات عصبیت خاتمه می دهد و رواج استبداد ، مرگ تمدن ها و عصبیت ها و را فراهم می آورد . همچنین انتقال ویا تبدیل زندگی دام داری به کشاورزی ، به زندگی عصبیت پایان می بخشد و مالیات ستاندن منجر به زبونی ، خواری و گسستن منشأ عصبیت می شود و اختلاط و آمیختگی تازیان با ملل غیر عرب به تباهی عصبیت می انجامد ؛ یعنی : همان عصبیتی که موجب پیوند فرد با دیگران ، مایه ی انسجام درون گروهی و باعث تسلیم ناپذیری ، اتحاد قومی و دینی مردم شده بود ،به یکی از شکل های مذکور فرو می ریزد .

انواع اجتماع

سرشت و فطرت انسان به گونه ای است که وی را برای تأمین نیازهای ضروری و به منظور دفاع در برابر خطرها به یاری همدیگر و به زندگی اجتماعی سوق می دهد . افزون بر آن ، در پرتو حیات جمعی است که انسان به کمال دست می یابد و شایسته ی جانشینی خدا بر روی زمین می گرد د . از نظر ابن خلدون ، زندگی اجتماعی به دو شکل تحقق می یابد :

1-بادیه نشینی : زندگی انسان هایی است که برای تأمین نیازهای ضروری ( مانند غذا ) ، در کوه ، بیابان و یا بادیه ( صحرا ) دور هم گرد می آیند .

2- شهر نشینی : شهرنشینان گروهی از بادیه نشینان هستند که برای تأمین نیازهای تجملی خود ، شهرها را ساختند و در آن ساکن شدند. بایه نشینان اخلاقی نیکوتر از شهرنشینان دارند و نیز دلاوری ، رزم آوری و تندخویی آنان بیش از اهالی شهر است . همچنین دارای زندگی ساده و ابتدایی هستند و از سرما و گرما به شکاف کوه ها و خانه های ساخته شده از پشم حیوانات ، شاخه ی درختان و سنگ های طبیعی پناه می برند . آنان معیشت خود را به سختی ، از کوه ، دشت و صحرا تهیه می کنند و خوراکشان از مواد طبیعی فراهم می آید . ابن خلدون براساس نوع خوراک ، بادیه نشینان را به سه دسته تقسیم می کند :

« الف . دسته ای که به کار کشاورزی می پردازند و در قریه ها و کوهستان ها ساکن هستند .

ب . دسته ای که به مال داری و مانند آن اشتغال دارند و بین دشت ها و چراگاه ها در حرکتند .

ج . دسته ای که از طریق شترداری امرار معاش می کنند و دایم در حال بیابان گردی می باشند . »

« از دیدگاه ابن خلدون ، بادیه نشینان پس از این که در اثر کار و تلاش ، وضعیت معاش و اقتصاد خویش را بهبود بخشیدند ... امیال رفاه طلبانه و گرایشات تجمل خواهانه در ایشان .... بروز می کند » آنان را وامی می دارد که به تأسیس یا تسخیر شهرها بپردازند و شهر نشینی را جایگزین بادیه نشینی نمایند . اما « تجمل گرایی و گسترش نیازهای غیر ضروری سبب گسترش فساد و در نهایت ، سقوط عمران » ، تمدن و شهرنشینان امروز و بادیه نشینان دیروز می گردد . به بیان دیگر ، زندگی شهری به سوی تجمل گرایی ، آسایش طلبی ، زیاده خواهی ، لاابالی گری ، سستی روابط خانوادگی ، خود محوری و ترس و مانند آن سوق می یابد و هر گاه این صفات به اوج خود برسد ، طومار زندگی شهری را در هم می پیچید .

نظریه ی تحول اجتماعی

ابن خلدون بر این عقیده بود که جامعه ی انسانی بر اثر این عوامل دچار تغییر و تحول می شود :

1- هر گاه محیط طبیعی و اجتماعی زمینه های لازم را برای پیدایش و رشد تمدن و فرهنگ فراهم نیاورد ، آن گاه جامعه به تأثیر از محیط تغییر می پذیرد .

2- هر گاه روحیه ، اخلاق ،خواسته ها و نیازهای افراد در زندگی فردی و جمعی تغییر نماید ، جامعه نیز متحول می شود .

3- گاه نیز بادیه نشینان بر شهر نشینان پیروز می شوند و به تأسیس دولت جدید می پردازند .دولت جدید منشأ تحولات و ارزش های تازه ای است که آن نیز تحول در ساختار درونی جامعه را پدید می آورد . تحولاتی که با استقرار دولت جدید روی می دهد ، بسیار است . برخی از این تحولات عبارتند از : الف - عده ای از شهرنشینان در اثر جنگ با بادیه نشینان کشته می شوند .

ب - تعدادی از شهر نشینیان به دولت های همسایه پناه می برند . ج - عده ی زیادی از شهرنشینان مشروعیت حاکمان جدید را می پذیرند و حتی بعضی ها به استخدام دولت جدید در می آیند . هر یک از این تحولات سه گانه ،موجب تحولاتی دیگر می شوند ؛ به این معنا که کشته شدن تعدادی از شهرنشینان ، مخالفت فراریان و پناهندگان به کشورهای همسایه را علیه نظام تازه بر می انگیزاند و نیز ارزش ها و آرمان های شهر نشینان و تسلیم شده ، ساختار جامعه و دولت جدید را متأثر می سازد .

به سخنی دیگر ، هر چند پیروزی بادیه نشینان موجب تولد دولت تازه و تحول اجتماعی جدید می شود ، ولی این تأثیر به آن معنا نیست که بادیه نشینان اززندگی شهری تأثیر نمی پذیرند ، بلکه بین بادیه نشینان و شهرنشینان رابطه ی متقابلی پدید می آید ، به گونه ای که بادیه نشینان برای ارتقای سطح کمی و کیفی تولید و در ساختن جامعه ای نو ، ایجاد تمدنی تازه و خلق فرهنگی نوین ، به دانش صنعت ، توان مالی ، ابزار اقتصادی ، اخترا عات و فن آوری صاحبان تمدن قبلی ( شهرنشینان ) نیاز دارند . شهرنشینان نیز برای تهیه و گرد آوردن تجملاتی چون غذاهای متنوع ، انواع پوست ها و مواد چرمی متعدد ، محتاج بادیه نشینان هستند . دولت و تمدن جدید نیز ممکن است همانند دولت و تمدن قدیم ( بادیه نشینان دیروز و شهرنشینان امروز) زوال یابد و رو به انحطاط رود . از نظر ابن خلدون ، آنچه را موجب مرگ تمدن گذشته و تولد عمران ( تمدن ) بعدی می شود ، باید در زندگی شهر نشینی ، که قرارگاه و مرکز ثقل دولت و حکومت کنونی است ، جست وجو کرد . بنابراین ، هر گاه در زندگی شهری ، بیماری های واگیر و مسری شایع شود ، دستگاه دولتی فاسد و مختل گردد ، جمعیت بیش از حد لازم افزایش یا کاهش یابد ، فساد ، تنبلی و کم کاری در اثر تلاش برای برآوردن امیال و هوس ها پدید آید . دولت از گرفتن مالیات اجتناب کند ، روحیه ی تجمل پرستی اوج گیرد و نیز انحرافات جنسی ، قیمت کالاها وروحیه ی پستی و حقارت افزایش پیدا کند ،دولت جدیدی جایگزین دولت قبلی می گردد ؛ یعنی ، دولت قبلی در پی بروز عوامل مذکور ، فرو می پاشد و جای آن را دولتی جدید می گیرد .

پدید می آید . عصبیت در بادیه نشینان بیش تر است و آنان با بهره گیری از این عصبیت فراوان و با توجه به سست شدن عصبیت در شهرها ، به شهرنشینان می تازند و دولت جدیدی را جایگزین دولت قبلی می کنند . ولی عصبیت دربادیه نشینانی که دولت جدیدی تشکیل داده اند . و شهرنشین شده اند از بین می رود و آنان را در معرض خطر حمله ی بادیه نشینان قرار می دهد

3- انواع اجتماع : لزوم تلاش برای تأمین نیازهای ضروری و دست یابی به کمال ، انسان را به زندگی جمعی سوق می دهد . زندگی جمعی به دو شکل بادیه نشینی و شهر نشینی تحقق می یابد . بادیه نشینان ، که دلاورتر و ساده زیست تر از شهرنشینان هستند ، براساس معیشت ، به مال داران ، کشاورزان و شترداران تقسیم می شوند ، در حالی که شهرنشینان آسایش طلب تر ، خود محورتر و ترسوتر هستند و یک زندگی مصرفی و تجملی دارند .

4- نظریه ی « تحول اجتماعی » : به عقیده ی ابن خلدون ، جامعه ی انسانی بر اثر عواملی چون تغییر روحیه ، اخلاق ، خواسته ها و نیازها تغییر می کند . این تغییرات منجر به روی کار آمدن دولت جدید می شود . البته استقرار دولت جدید نیز تحولات تازه ای در پی دارد . همه ی این تحولات ناشی از پیروزی بادیه نشینان بر شهر نشینان است ، ولی خود بادیه نشینان حاکم و شهر نشین شده و از شهرنشینان قبلی و محکوم تأثیر می پذیرند . این تأثیر پذیری متقابل به نیازهای متقابلی که این دو به همدیگر دارند ، باز می گردد   

ابن خلدون پدرعلم اقتصاد

عبدالرحمن‌ بن‌ محمد بن‌ خلدون‌ الحضرامی‌ تونسی‌ (1332 - 1406 میلادی) معروف‌ به‌ ابن‌ خلدون، در کتاب‌ خود به‌ نام‌ مقدمه، مبانی‌ اصلی‌ رشته‌های‌ گوناگون‌ دانش‌ به‌ ویژه‌ علم‌ تمدن‌ (العمران) را پی‌ ریخت؛ اما به‌ سبب‌ سهم‌ چشمگیری‌ که‌ ابن‌ خلدون‌ در علم‌ اقتصاد داشت، باید او را اگر نه‌ «پدر» علم‌ اقتصاد، دست‌ کم‌ یکی‌ از پیشگامان‌ برجسته‌ در تاریخ‌ اندیشة‌ اقتصادی‌ به‌ شمار آورد. عنوان‌ «پدر علم‌ اقتصاد» به‌ آدام‌ اسمیت‌ که‌ آثار بزرگش‌ حدود سیصد و هفتاد سال‌ پس‌ از مرگ‌ ابن‌ خلدون‌ انتشار یافت، داده‌ شده‌ است. ابن‌ خلدون‌ نه‌ تنها نخستین‌ بذرهای‌ بارور علم‌ اقتصاد کلاسیک‌ را در موضوعات‌ تولید، عرضه‌ و هزینة‌  بر زمین‌ پاشید، بلکه‌ در طرح‌ مباحث‌ مصرف، تقاضا و مطلوبیت، که‌ مبانی‌ تئوری‌ اقتصادی‌ مدرن‌ را تشکیل‌ می‌دهند نیز پیشتاز بود.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره شرح زندگی و آثار ابن خلدون