اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در موردتفسیر سوره ضحی

اختصاصی از اس فایل تحقیق در موردتفسیر سوره ضحی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در موردتفسیر سوره ضحی


تحقیق در موردتفسیر سوره ضحی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه7

 

فهرست مطالب ندارد 

آیات 1 - 11، سوره ضحى
سوره ضحى ، مکى یا مدنى است و یازده آیه دارد

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ الضحَى (1)

وَ الَّیْلِ إِذَا سجَى (2)

مَا وَدَّعَک رَبُّک وَ مَا قَلى (3)

وَ لَلاَخِرَةُ خَیرٌ لَّک مِنَ الاُولى (4)

وَ لَسوْف یُعْطِیک رَبُّک فَترْضى (5)

أَ لَمْ یجِدْک یَتِیماً فَئَاوَى (6)

وَ وَجَدَک ضالاًّ فَهَدَى (7)

وَ وَجَدَک عَائلاً فَأَغْنى (8)

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ(9)

وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ(10)

وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّک فَحَدِّث (11)

 

 

ترجمه آیات

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر.

سوگند به روز در آن هنگام که نور خورشید گسترده مى شود (1).

و سوگند به شب هنگام که سکونت و آرامش مى بخشد (2).

که پروردگارت نو روحى را از تو قطع نکرده و تو را مورد خشم قرار نداده است (3).

و مسلما آخرت براى تو از دنیا بهتر است (4).

و پروردگارت به زودى عطایى مى کند که راضى شوى (5).

آیا نبود که تو را یتیم یافت و سپس پنا داده ؟ (6).

و آیا نبود که راه به جایى نمى بردى قدم به قدم هدایتت کرد؟ (7).

و تهى دستت یافت پس بى نیازت نمود (8).

حال که چنین است پس هیچ یتیمى را از روى قهر خوار مشمار (9).

و هیچ سائلى را مرنجان (10).

و نعمت پروردگارت را با رفتار و گفتارت بازگو کن (11).

 

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 522

 

بیان آیات


بعضى گفته اند: چند روزى به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) وحى نشد، به طورى که مردم گفتند خدا با او وداع کرده ، در پاسخشان این سوره نازل شد و خداى تعالى به این وسیله آن حضرت را شاد کرد، و در سوره مورد بحث ، هم احتمال مکى بودن هست و هم مدنى بودن .

وَ الضحَى وَ الَّیْلِ إِذَا سجَى


این دو آیه سوگند به ضحى و به لیل است ، و کلمه ((ضحى )) به طورى که در مفردات آمده به معناى گسترده شدن نور خورشید است . ولى بعدها آن زمانى را که نور خورشید گسترده مى شود نیز ضحى نامیدند، و مصدر ((سجو)) که فعل سجى مشتق از آن است ، وقتى در کلمه لیل استعمال مى شود، معناى سکونت و آرامش شب را مى دهد، پس ((سجواللیل )) آن هنگامى است که ظلمت شب همه جا را فرا گیرد.

مَا وَدَّعَک رَبُّک وَ مَا قَلى


((تودیع )) که مصدر فعل ((ودع )) است به معناى ترک است ، و کلمه ((قلى )) - به کسره قاف - به معناى بغض و یا شدت بغض ‍ است ، و این آیه جواب دو سوگند اول سوره است ، و مناسبت نور روز با مساءله وحى ، و تاریکى شب با انقطاع وحى بر کسى پوشیده نیست .

وَ لَلاَخِرَةُ خَیرٌ لَّک مِنَ الاُولى


این آیه در معناى ترقى دادن مطلب نسبت به مفاد آیه قبل است ، و مفاد آیه قبلى موقف کرامت و عنایت الهى را براى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) اثبات مى کرد، در این آیه مى فرماید تازه زندگى دنیاى تو با آن کرامت و بزرگى که دارى ، و با آن عنایتى که خداى تعالى به تو دارد در برابر زندگى آخرتت چیزى نیست ، و زندگى آخرت تو از دنیایت بهتر است .

وَ لَسوْف یُعْطِیک رَبُّک فَترْضى


این آیه شریفه آیه قبل را تثبیت مى کند و مى فرماید: در زندگى آخرت خداى تعالى آنقدر به تو عطا مى کند تا راضى شوى ، هم عطاى خدا را مطلق آورده ، و هم رضایت رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 523

ولى بعضى از مفسرین گفته اند: این آیه ناظر است به هر دو زندگى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم )، هم به زندگى دنیائى اش ، و هم به زندگى آخرتیش .
مقصود از اینکه خطاب به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود خدا تو را ((یتیم )) و((ضالّ)) یافت . چند وجه در این باره

أَ لَمْ یجِدْک یَتِیماً فَئَاوَى


این آیه و دو آیه بعدش به بعضى از نعمت هاى بزرگى اشاره مى کند که خداى تعالى به آن جناب انعام کرده بود، آرى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) هنوز در شکم مادر بود که پدرش از دنیا رفت ، و دو سال بود که مادرش درگذشت ، و هشت ساله بود که کفیل و سرپرستش و جدش عبد المطلب از دنیا رفت ، که از آن به بعد در تحت تکفل عمویش ‍ ابو طالب قرار گرفت .
بعضى گفته اند: مراد از یتیم در این آیه پدر مرده نیست ، بلکه منظور بى نظیر بودن است همچنان که در بى نظیر را هم در یتیم مى گویند، و معناى این آیه این است که : مگر نبود که خدا تو را فردى بى نظیر از بین مردم دانست ، و در نتیجه مردم را دور تو جمع کرد؟

وَ وَجَدَک ضالاًّ فَهَدَى


مراد از ((ضلال )) در اینجا گمراهى نیست بلکه مراد عدم هدایت است ، و منظور از هدایت نداشتن رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم )، حال خود آن جناب است ، و یا صرفنظر از هدایت الهى مى خواهد بفرماید اگر هدایت خدا نباشد تو و هیچ انسانى دیگر از پیش ‍ خود هدایت ندارید مگر به وسیله خداى سبحان ، پس رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) هم نفس شریفش با قطع نظر از هدایت خدا ضاله و بى راه بود، هر چند که هیچ روزى از هدایت الهى جدا نبوده و از لحظه اى که خلق شده بود ملازم با آن بود، در نتیجه آیه شریفه در معناى آیه زیر است ، که مى فرماید: ((ما کنت تدرى ما الکتاب و لا الایمان ))، و از همین باب است کلام موسى که بنا به حکایت قرآن کریم از آن جناب گفته بود: ((فعلتها اذا و انا من الضالین ))، یعنى هنوز به هدایت رسالت اهتداء نشده بودم .

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 524

نقل اقوال مفسرین در مراد از ضلالت در آیه شریفه
قریب به این معنا گفتار بعضى از مفسرین است که گفته اند: مراد از ضلالت ، از دست دادن علم است ، همچنان که در آیه ((ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخرى ))، ضلالت به این معنا آمده ، و مویدش آیه زیر است که مى فرماید: ((و ان کنت من قبله لمن الغافلین )).
بعضى دیگر گفته اند: معنایش این است که خدا تو را در بین مردم گمشده یافت ، مردم تو را نمى شناختند، و قدرت را نمى دانستند، و او مردم را به سوى تو و اینکه چه کسى هستى دلالت و هدایت کرد.
بعضى دیگر گفته اند: این آیه به گم شدن رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در راه هوازن و مکه اشاره دارد، آن زمان که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) در دامن حلیمه سعدیه دختر ابى ذویب بود، و حلیمه به طورى که در روایت آمده مى خواست وى را به جدش عبد المطلب برساند، در بین راه متوجه شد که محمد (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) نیست .
بعضى دیگر گفته اند: اشاره است به آن واقعه اى که در کودکى آن جناب رخ داد، و در دره هاى مکه گم شد.
و بعضى آیه را اشاره به داستان گم شدنش در راه شام دانسته اند که با عمویش ابو طالب در کاروان میسره غلام خدیجه به شام مى رفت ، و در بین راه ناپدید شد.
و بعضى دیگر وجوه دیگرى ذکر کرده اند که ضعفش براى هر خواننده اى روشن است .

وَ وَجَدَک عَائلاً فَأَغْنى


کلمه ((عائل )) به معناى تهى دستى است که از مال دنیا چیزى ندارد، و رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) همینطور بود، و خداى تعالى او را بعد از ازدواج با خدیجه دختر خویلد (علیهاالسلام ) بى نیاز کرد، و خدیجه تمامى اموالش را با همه کثرتى که داشت به آن جناب بخشید.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 525

تو یتیم بودى و درد یتیمى کشیده اى ، پس بر یتیم قهر مکن . تهیدست بوده اى و طعمفقر چشیده اى ، پس سائل را از خود مران و...
ولى بعضى گفته اند: مراد از اغناء، استجابت دعاى آن حضرت است .

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ


راغب مى گوید: کلمه ((قهر)) به معناى غلبه کردن بر کسى است ، اما نه تنها غلبه کردن ، بلکه غلبه توام با خوار کردن او، و قهر به یک یک این دو معنا هم گفته مى شود.

وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ


کلمه ((نهر)) که مصدر فعل نهى ((لا تنهر)) است ، به معناى زجر و رنجاندن با غلظت و خشونت است .

وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّک فَحَدِّث


کلمه ((تحدیث )) که مصدر فعل امر ((حدث )) است ، وقتى در نعمت بکار رود تحدیث نعمت به معناى ذکر و یاد آورى و نشاندادن آن است ، حال یا به زبان و یا به عمل ، و این عمل شکر نعمت است ، و اوامر و نواهى این چند آیه یعنى خوار نکردن یتیم ، و نرنجاندن فقیر، و نشاندادن نعمت ، دستور به همه مردم است ، هر چند که خطاب متوجه به شخص رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) شده .
و این آیات سه گانه به خاطر اینکه حرف ((فاء)) در ابتداى آیه اولى در آمده نتیجه گیرى از آیه قبل است که عنایات الهى نسبت به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را مى شمرد، گویا فرموده : تو طعم ذلتى را که یتیم مى چشد چشیده اى ، و ذلت و شکسته شدن دل او را احساس کرده اى ، پس هیچ یتیمى را خوار مشمار، و مال او را هم خوار مدار و در آن تجاوز مکن ، و نیز تو تلخى گمراهى و احتیاج به هدایت را، و تلخى فقر و تهى دستى را درک کرده اى ، پس هیچ سائلى را که از تو مى خواهد حاجتش را بر آورى از خود مران ، حاجتش اگر هدایت است و اگر معاش است برآور، و تو طعم انعام خدا را بعد از فقر و تهى دستى چشیده اى ، و ارزش جود و کرم و رحمت خدا را مى دانى ، پس نعمت او را سپاس گوى ، و همه جا نعمتش را یادآور شو، و از مردم پنهانشمدار.
بحث روایتى
در تفسیر قمى در ذیل آیه ((و الضحى )) امام فرموده : ضحى به معناى بلند شدن نور خورشید است ، ((و اللیل اذا سجى )) یعنى شب در هنگامى که همه جارا تاریک کند.

بحث روائى
روایاتى درباره نزول آیه : ((و لسوف یعطیک ربّک فترضى ))، شفاعت ، و معناى آیه: ((و امّا بنعمة ربّک فحدث ))و...
و در همان کتاب در معناى جمله ((و ما قلى )) فرموده : یعنى و تو را دشمن نداشت .
و سیوطى در الدر المنثور در ذیل آیه ((و لسوف یعطیک ربک فترضى )) از ابن ابى شیبه از ابن مسعود روایت آورده که گفت : رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود: ما اهل بیتى هستیم که خداى تعالى براى ما آخرت را بر دنیا برگزید و ترجیح داد، و لذا فرمود: ((و لسوف یعطیک ربک فترضى )).
و در همان کتاب است که عسکرى در کتاب ((المواعظ)) و ابن لال و ابن نجار، از جابر بن عبد اللّه روایت کرده اند که گفت : روزى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) بر على و فاطمه وارد شد، دید فاطمه مشغول دستاس کردن است ، در حالى که به جاى لباس ، حله شتر بر خود افکنده ، همین که چشمش به او افتاد فرمود: یا فاطمه بشتاب و تلخى دنیا را بچش براى فردا و نعیم آخرتش ، دنبال این جریان بود که آیه ((و لسوف یعطیک ربک فترضى )) نازل شد.
مؤ لف : در این روایت دو احتمال وجود دارد: یکى اینکه خواسته باشد بگوید آیه مذکور نخست به تنهایى بعد از آیات قبلش نازل شد، و بعدها بقیه آیات سوره به آن ملحق گردید، دوم اینکه سوره همه اش یکباره نازل شد، و در خصوص این داستان آیه مورد بحث دوباره نازل شده باشد.
و در همان کتاب است که ابن منذر و ابن مردویه و ابو نعیم - در کتاب الحلیه - از طریق حرب بن شریح روایت کرده اند که گفت : من به ابى جعفر محمد بن على بن الحسین (امام باقر (علیه السلام ) گفتم : به نظر شما این شفاعتى که اهل عراق بر سر زبانها دارند حق است ؟ فرمود: آرى به خدا سوگند عمویم محمد بن حنفیه از على بن ابى طالب نقل کرد که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) فرمود: آنقدر از امتم شفاعت مى کنم که خداى تعالى خطاب مى کند اى محمد آیا راضى شدى ؟ عرضه مى دارم : بلى ، پروردگارا راضى شدم .
آنگاه رو به من - حرب ابن شریح - کرد و فرمود: شما به اهل عراق مى گویید: از تمامى آیات قرآن آیه اى که بیش از همه امید بخش است آیه زیر است که مى فرماید: ((یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمه اللّه ان اللّه یغفر الذنوب جمیعا - اى بندگانم که بر خود ستم روا داشتید، از رحمت خدا ماءیوس نشوید، که خدا همه گناهان را مى آمرزد عرضه داشتم بله ، ما اینطور معتقدیم ، فرمود: لیکن ما اهل بیت مى گوییم از همه آیات در کتاب خدا امیدبخش تر آیه ((و لسوف یعطیک ربک فترضى )) است ، که راجع به شفاعت است .
و در تفسیر برهان از ابن بابویه نقل کرده که وى به سند خود از ابن جهم از حضرت رضا (علیه السلام ) روایت کرده که در مجلس مامون فرمود: خداى تعالى به پیامبر گرامیش محمد (صلوات اللّه علیه ) فرموده : ((الم یجدک یتیما فاوى ))، یعنى تو یتیمى بودى خداى تعالى مردم را دور تو جمع کرد، ((و وجدک ضالا)) یعنى تو نزد قومت گم شده بودى ، فهدى یعنى قوم تو را به سوى معرفت تو هدایت نمود، ((و وجدک عائلا فاغنى )) یعنى تو را بى نیاز کرد از این راه که دعایت را مستجاب نمود مامون چون این تفسیر را شنید گفت : خدا در تو برکت دهد یا بن رسول اللّه (و یا خدا در تو برکت نهاده ).
و در همان کتاب از برقى نقل کرده که او به سند خود از عمرو بن ابى نصر نقل کرده که گفت : مردى از اهل بصره برایم حدیث کرد که من حسین بن على (علیهما السلام ) و عبد اللّه بن عمر را دیدم در خانه کعبه طواف مى کردند، از ابن عمر معناى آیه ((واما بنعمه ربک فحدث )) را پرسیدم ، گفت : خداى تعالى به آن جناب دستور داده نعمت هاى خدا را حدیث کند و به مردم بگوید.
آنگاه به حسین بن على عرض کردم منظور از آیه ((و اما بنعمه ربک ف حدث )) چیست ؟ فرمود به آنجناب دستور داده که نعمت دین را که خدا به او انعام فرموده با مردم در میان بگذارد.
و در الدر المنثور است که بیهقى از حسن بن على روایت کرده که در معناى آیه ((و اما بنعمه ربک فحدث )) فرمود: هر وقت به چیزى رسیدى به برادران ایمانیت اطلاع بده .
و در همان کتاب است که ابو داوود از جابر بن عبد اللّه روایت کرده که گفت : رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) فرمود: هر کس بانعمتى که به او داده شده مورد آزمایش قرار گیرد و آن را به اطلاع مردم برساند شکرش را به جا آورده و هر کس آن را کتمان کند کفرانش نموده ، و هر کس در این باب بلوف بزند و خود را به چیزى که ندارد و به او نداده اند بیاراید مثل کسى است که جامه دروغ به تن کرده باشد.

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در موردتفسیر سوره ضحی

تحقیق در مورد تفسیر سوره بروج

اختصاصی از اس فایل تحقیق در مورد تفسیر سوره بروج دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد تفسیر سوره بروج


تحقیق در مورد تفسیر سوره بروج

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه32

 

فهرست مطالب ندارد 

تفسیر سوره بروج

سوره بروج مکى است و بیست و دو آیه دارد

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ السمَاءِ ذَاتِ الْبرُوج (1)

وَ الْیَوْمِ المَْوْعُودِ(2)

وَ شاهِدٍ وَ مَشهُودٍ(3)

قُتِلَ أَصحَب الاُخْدُودِ(4)

النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ(5)

إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ(6)

وَ هُمْ عَلى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شهُودٌ(7)

وَ مَا نَقَمُوا مِنهُمْ إِلا أَن یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الحَْمِیدِ(8)

الَّذِى لَهُ مُلْک السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى کلِّ شىْءٍ شهِیدٌ(9)

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا المُْؤْمِنِینَ وَ المُْؤْمِنَتِ ثمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَاب جَهَنَّمَ وَ لهَُمْ عَذَاب الحَْرِیقِ(10)

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ لهَُمْ جَنَّتٌ تجْرِى مِن تحْتهَا الاَنهَرُ ذَلِک الْفَوْزُ الْکَبِیرُ(11)

إِنَّ بَطش رَبِّک لَشدِیدٌ(12)

إِنَّهُ هُوَ یُبْدِىُ وَ یُعِیدُ(13)

وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ(14)

ذُو الْعَرْشِ المَْجِیدُ(15)

فَعَّالٌ لِّمَا یُرِیدُ(16)

هَلْ أَتَاک حَدِیث الجُْنُودِ(17)

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ(18)

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فى تَکْذِیبٍ(19)

وَ اللَّهُ مِن وَرَائهِم محِیط(20)

بَلْ هُوَ قُرْءَانٌ مجِیدٌ(21)

فى لَوْحٍ محْفُوظِ(22)

 

 

 

 

ترجمه آیات

 

به نام خداى رحمان و رحیم .

سوگند به آسمان داراى برجهاى بسیار (1).

و به روز موعود (2).

و به همه بینندگان آن روز و به خود آن روز که مشهود همه مى شود (3).

که هلاک شدند ستمگرانى که براى سوزاندن مؤ منین چاله هایى آتشى که براى گیراندنش وسیله اى درست کرده بودند (5).

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 412

در حالى که خودشان براى تماشاى ناله و جان دادن و سوختن مؤ منین بر لبه آن آتش مى نشستند (6).

و خود نظاره گر جنایتى بودند که بر مؤ منین روا مى داشتند (7).

در حالى که هیچ نقطه ضعفى و تقصیرى از مؤ منین سراغ نداشتند بجز اینکه به خدا ایمان آورده بودند (8).

خداى مقتدر حمیدى که ملک آسمانها و زمین از آن اوست و خدا بر همه چیز شاهد و نظاره گر است (9).

محققا این ستمگران و همه ستمگران روزگار که مؤ منین و مومنات را گرفتار مى کنند و بعدا از کرده خود پشیمان هم نمى شوند عذاب جهنم در پیش دارند و عذابى سوزاننده (10).

محققا کسانى که ایمان آورده و اعمال شایسته مى کنند باغهایى در پیش ‍ دارند که نهرها از زیر درختانش جارى است و این خود رستگارى بزرگ است (11).

و محققا دستگیر کردن پروردگار تو بسیار سخت است (12).

آرى اوست آغازگر پیدایش عالم و او است که بعد از فناى آن ، دوباره اعاده اش مى دهد (13).

و آمرزگار و محبوب و مهربان هم او است (14 ).
صاحب عرش پر عظمت (15).

و تنها کسى است که هر چه بخواهد مى کند (16).

آیا داستان لشکریان را شنیده اى ؟ (17).

لشکریان فرعون و ثمود (18).

کفار قوم تو از سرنوشت آنان پند نخواهند گرفت چون تکذیب خوى آنان شده است (19).

و خداى تعالى از خارج وجودشان محیط به وجودشان است (20).

و این قرآن افسانه نیست بلکه قرآنى است مجید (21).

که در لوح محفوظ جاى دارد (22)

 

 

بیان آیات


اشاره به مضامین سوره مبارکه بروج
این سوره مشتمل بر انذار و بشارت است ، و در آن به سختى کسانى را انذار کرده که مردان و زنان مسلمان را به جرم اینکه به خدا ایمان آورده اند شکنجه مى کنند،

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 413

نظیر مشرکین مکه که با گروندگان به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) چنین مى کردند، آنان را شکنجه مى کردند تا از دین اسلام به شرک سابق خود برگردند، بعضى از این مسلمانان صبر مى کردند و بر نمى گشتند و لو شکنجه به هر جا که خواست برسد، و بعضى برگشته مرتد مى شدند، و اینها افرادى بودند که ایمانى ضعیف داشتند همچنان که دو آیه ((و من الناس من یقول امنا باللّه فاذا اوذى فى اللّه جعل فتنه الناس کعذاب الله ))، ((و من الناس من یعبد اللّه على حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب على وجهه )). به وضع آنان اشاره مى کند. خداى سبحان در این آیات قبل از این مطالب اشاره اى به ((اصحاب اخدود)) مى کند، و این خود تشویق مؤ منین به صبر در راه خداى تعالى است ، دنبال این داستان اشاره اى هم به سرگذشت لشکریان فرعون و ثمود دارد، و این مایه دلخوشى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله وسلم ) و وعده نصرت به آن جناب و تهدید مشرکین است ، و این سوره به شهادت سیاق آیاتش در مکه نازل شده .
مراد از ذات البروج بودن آسمان

وَ السمَاءِ ذَاتِ الْبرُوج


کلمه ((بروج )) جمع برج است ، و ((برج )) به معناى هر چیز پیدا و ظاهر است ، و اگر بیشتر در کاخهاى عالى استعمال مى شود، براى این است که کاخها در نظر تماشا کنندگان و بینندگان ظاهر و هویدا است ، ساختمان استوانه اى شکلى که در چار گوشه قلعه ها براى دفاع مى سازند نیز برج نامیده مى شود، و همین معنا منظور آیه است چون مى فرماید: ((و لقد جعلنا فى السماء بروجا و زیناها للناظرین و حفظناها من کل شیطان رجیم ))، پس مراد از کلمه بروج موضع ستارگان در آسمان است .
با این بیان روشن مى شود اینکه بعضى از مفسرین بروج را به دوازده برج اصطلاحى علم نجوم معنا کرده اند، درست نیست .

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 414

و در آیه مورد بحث سوگند به آسمانى یاد شده که به وسیله برجها محفوظ مى شود، و مناسبت این سوگند با قصه اى که به زودى بدان اشاره مى کند، و با وعده و وعیدى که مى دهد بر کسى پوشیده نماند، و ما به زودى به این مناسبت اشاره مى کنیم .

وَ الْیَوْمِ المَْوْعُودِ


این جمله عطف است بر کلمه ((السماء))، یعنى سوگند به آسمان داراى برجها، و ((سوگند به روز موعود)) که منظور از آن روز قیامتى است که خداى تعالى وعده داده در آن روز میان بندگانش داورى کند.

وَ شاهِدٍ وَ مَشهُودٍ


این دو کلمه نیز عطف بر ((سماء)) است ، و همه این مذکورات سوگند بعد از سوگند است بر مطلبى که مى خواهد در این سوره بیان کند، و آن - همانطور که اشاره کردیم - تهدید شدید است به کسانى که مؤ منین را فریب مى دهند و یا شکنجه مى کنند که چرا ایمان آورده اید، و نیز وعده جمیلى است به کسانى که ایمان آورده و عمل صالح مى کنند.
پس گویا فرموده : سوگند مى خورم به آسمان داراى بروج که شیطانها به وسیله آن رانده مى شوند، که خدا کید شیطانها و اولیاى کافرشان را از ایمان مؤ منین دفع مى کند، و سوگند مى خورم به روز موعودى که هر انسانى به جزاى اعمالش مى رسد، و سوگند مى خورم به شاهدى که اعمال این کفار را و رفتارشان با مؤ منین را مى بینند، و سوگند مى خورم به آینده مشهودى که همه آن را به زودى خواهند دید که آن افرادى که مؤ منین را اذیت مى کنند چنین و چنان مى شوند، تا آخر دو آیه .
مقصود از ((شاهد)) در ((و شاهد و مشهود))رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) و مراد از ((مشهود)) شکنجه هاى کفّار به مؤ منین وثواب و کیفر اخروى هر کدام است
از اینجا روشن مى گردد که شهادت در دو کلمه ((شاهد)) و ((مشهود)) به یک معنا است ، و آن عبارت است از حاضر بودن و به چشم خود دیدن ، نه به معناى اقامه شهادت ، براى اینکه اگر به آن معنا مى بود جا داشت بفرماید: ((و مشهود علیه )) چون شهادت به این معنا حتما باید با حرف على متعدى شود.
بنابر این ، کلمه ((شاهد)) قابل انطباق است بر رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم )، براى اینکه آن جناب امروز شاهد اعمال امت است ، و فرداى قیامت بدانچه دیده شهادت مى دهد. و کلمه ((مشهود)) هم قابل انطباق است با شکنجه اى که کفار به این مؤ منین مى دادند، و وضعى که در آخرت به خود مى گیرند، و یا به عبارتى جزاى آن رفتار، و یا به عبارتى دیگر آنچه در روز قیامت براى این ظالمان و مظلومان رخ مى دهد، چه ثواب و چه عقاب . و بنابر این احتمال نکره آمدن این دو کلمه به منظور تعظیم بوده و خواسته است بفهماند، شاهد و مشهودى که از حیطه تعریف بیرون است .

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 415

اقوال عدیده مفسرین درباره مراد از ((شاهد و مشهود))
مفسرین در تفسیر ((شاهد)) و ((مشهود)) سخنان بسیار دارند که بعضى آنها را تا سى وجه شمرده اند، از قبیل اینکه بعضى گفته اند: شاهد روز جمعه ، و مشهود روز عرفه است . یا شاهد روز عید قربان و مشهود روز عرفه است . و یا شاهد روز عرفه و مشهود روز قیامت است . یا شاهد فرشته است که علیه انسان شهادت مى دهد و مشهود روز قیامت است . و یا اینکه شاهد گواهانند که علیه مردم شهادت مى دهند و مشهود مردمى هستند که علیه شان شهادت داده شده .
و یا اینکه شاهد امت اسلام و مشهود سایر امت ها هستند. و یا شاهد اعضاى بنى آدم و مشهود خود آدمى است . و یا شاهد حجر الاسود و مشهود حاجیان هستند. و یا شاهد شب و روزها و مشهود بنى آدم است . و یا شاهد انبیا و مشهود محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) است ، و یا شاهد خداى سبحان و مشهود کلمه ((لا اله الا الله )) است .
و یا اینکه شاهد خلق و مشهود حق است یا شاهد خداى تعالى و مشهود روز قیامت است . یا شاهد آدم و ذریه او، و مشهود روز قیامت است . یا شاهد روز ترویه ، و مشهود روز عرفه است و یا روز دوشنبه و روز جمعه است . و یا اینکه شاهد مقربین ، و مشهود علیین هستند. و یا شاهد طفل در داستان اخدود است که به مادرش گفت صبر کن که تو بر حقى ، و مشهود خود واقعه است . و یا اینکه شاهد ملائکه دنبال رو و نویسنده اعمال ، و مشهود قرآن فجر است ، و اقوال دیگرى از این قبیل .
و اکثر این اقوال - به طورى که ملاحظه مى کنید - مبنى بر این است که شهادت را به معناى اداى شهادت بگیریم . و بعضى مبنى بر این است که براى شاهد و مشهود دو معنا قائل شویم ، و خواننده محترم ضعف این دو اساس را به دست آورد و توجه فرمود که : مناسب تر با سیاق این است که این دو کلمه را به معناى مشاهده بگیریم ، هر چند که مستلزم شهادت به معناى ادا در روز قیامت هم باشد، و شاهد قابل انطباق بر رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نیز باشد.
و چطور ممکن است منطبق نباشد با اینکه خود خداى تعالى او را شاهد خوانده و فرموده : ((یا ایها النبى انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا))، و نیز او را شهید خوانده و فرموده : ((لیکون الرسول شهیدا علیکم )) و خواننده توجه فرمود که گفتیم شهادت بر اعمال از ناحیه شاهدان اعمال چه معنا دارد.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 416

در این سوگندها جواب حذف شده ، چون با بودن آیه ((ان الذین فتنوا المؤ منین و المومنات ... ذلک الف وز الکبیر))، احتیاجى به ذکر آن نبود، و آیه ((قتل اصحاب الاخدود...))، هم اشعار به آن داشت ، و خواننده این آیات مى فهمد که تقدیر کلام چنین است : ((به آسمان داراى برجها و به روز موعود و به شاهد و مشهود سوگند که آزار دهندگان مؤ منین عذابى در جهنم دارند، و خداوند مؤ منین صالح را اگر خلوص ‍ به خرج دهند موفق به صبر مى کند، و در حفظ ایمانشان از کید دشمنان یاریشان مى فرماید، همانطور که در داستان اخدود کرد)).

اقوال از ((اصحاب الاخدود)) و معناى ((قتل اصحاب الاءخدود))

قُتِلَ أَصحَب الاُخْدُودِ


در این آیه به داستان اخدود اشاره مى کند تا زمینه را براى آیات بعدى که مى فرماید: ((ان الذین فتنوا...)) فراهم سازد، و به هیچ وجه جواب قسم نیست .
و کلمه ((اخدود)) به معناى شکاف بزرگ زمین است ، و ((اصحاب اخدود)) جباران ستمگرى بودند که زمین را مى شکافتند و آن را پر از آتش نموده ، مؤ منین را به جرم اینکه ایمان دارند در آن مى انداختند، و تا آخرین نفرشان را مى سوزاندند.
پس جمله ((قتل ...)) نفرین بر آنان است ، نه اینکه خواسته باشد خبر دهد، و منظور از ((قتل ))، لعنت و طرد از درگاه خداى تعالى است )).
بعضى گفته اند: مراد از ((اصحاب اخدود)) مردان و زنان مؤ منى هستند که در آن قوم سوخته شدند، و جمله ((قتل )) مى خواهد خبر دهد که این مردان و زنان به وسیله سوختن در آتش کشته شدند، نه اینکه بخواهد بر آنان نفرین کند. لیکن این نظریه ضعیف است ، به دلیل اینکه بر حسب ظاهر ضمیرهاى ((اذهم علیها)) و ((هم على ما یفعلون )) و ((ما نقموا)) به اصحاب اخدود برمى گردد، و مراد از این ضمائر و مخصوصا دومى و سومى جباران ستمگرى هستند که ناقم و شکنجه گر بودند، نه مؤ منین شکنجه شده .

النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ

 

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 417

کلمه ((النار)) بدل است از کلمه ((اخدود))، در نتیجه معنا چنین مى شود ((قتل اصحاب النار))، و کلمه ((وقود)) به معناى آتش ‍ گیرانه است ، حال چه کبریت باشد و چه هیزم و چه چیز دیگر، و اگر نار را به وصف ((وقود)) توصیف کرد براى اشاره به عظمت امر آن آتش ‍ و شدت اشتعال و افروختگى آن بود.

إِذْ هُمْ عَلَیهَا قُعُودٌ


یعنى در حالى که خود ستمکاران لب آتش و پیرامون آن نشسته بودند تا سوخته شدن مؤ منین را نظاره کنند.

وَ هُمْ عَلى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شهُودٌ


یعنى حاضر بودند و عمل سوزاندن و سوخته شدن مؤ منین را مشاهده مى کردند.

وَ مَا نَقَمُوا مِنهُمْ إِلا أَن یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ


کلمه ((نقم )) - به فتحه نون و قاف - به معناى کراهت شدید است ، مى فرماید نفرتشان از مؤ منین فقط براى این بود که به خدا ایمان داشتند، و به خاطر همین داشتن ایمان ، ایشان را سوزاندند.
آنچه آوردن اوصاف : عزیز، حمید، مالکیّت سموات وارض و شهید بودن بر هر چیز براىخداوند در آیه : ((و ما نقموا منهم ...)) افاده مى کند

الْعَزِیزِ الحَْمِیدِ الَّذِى لَهُ مُلْک السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى کلِّ شىْءٍ شهِیدٌ


اوصافى که در این آیه براى اسم جلاله - اللّه - آورده به حجت و دلیل حقانیت مؤ منین و مظلومیت آنان ، و بر باطل بودن جباران که بر خدا جرات نموده ، دست به چنان جنایاتى زدند، اشاره دارد و مى فهماند که به زودى خداى تعالى به آنان جزاى خیر، و به اینان عذاب دوزخ مى چشاند.
براى اینکه خداى تعالى اللّه عزیز حمید است ، غالبى است شکست ناپذیر على الاطلاق ، و در آنچه مى کند جمیل است على الاطلاق ، پس ‍ او به تنهایى همه جلالها و جمالها را دارد، و در برابر چنین خدایى باید خاضع شد، و نباید متعرض خشم او گردید، و چون ملک آسمانها و زمین از آن او است ، پس او ملیک على الاطلاق است ، و امر و حکم ، مخصوص او است ، بنابر این او رب العالمین است ، در نتیجه واجب است که او معبود گرفته شود، و برایش شریک اتخاذ نشود، و از این بیان نتیجه مى گیریم که پس مؤ منین بر حق و کفار در ضلالتند.
از سوى دیگر اللّه - که پدید آورنده هر چیز است - بر هر چیزى شهید و حاضر است ، و هیچ چیز از خلق او بر او پوشیده نیست ، و نه عملى از اعمال خلقش ، و او به احسان هر محسن و بدى هر بدکار آگاه است ، و به زودى هر کسى را بدانچه کرده جزا مى دهد.
و کوتاه سخن اینکه : وقتى خداى تعالى متصف به این صفات کریمه هست ، این مؤ منین باید به او ایمان بیاورند، و آن جباران هم نباید متعرض حال ایشان شده به آنان صدمه بزنند.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 418

بعضى از مفسرین در توجیه اجراى صفات نامبرده در آیه شریفه گفته اند: این مردمى که از مؤ منین نفرت دارند اگر از مشرکین بوده اند آنچه از مؤ منین مورد نفرتشان بوده و بر سر آن ، مؤ منین را مذمت مى کرده اند ایمان به خداى تعالى نبوده ، بلکه انکار خدایان دروغین ایشان بوده ، و اگر از طایفه معطله که خدا را در تدبیر عالم هیچکاره مى دانستند بوده اند، باز مایه نفرتشان ایمان مؤ منین به خدا نبوده ، بلکه اثبات معبودى بوده که براى آنان شناخته شده نبود، و لیکن در هر دو حال از آنجایى که برگشت هر دو امر به انکار معبود حق ، و خداى موصوف به صفات جلال بوده لذا در آیه شریفه صفاتى را براى خداى تعالى ذکر نمود.
اشکالى که متوجه این توجیه است این است که : مشرکین یعنى وثنى مسلکان اصلا خدا را معبود نمى دانستند چون براى او قائل به ربوبیتى نسبت به خود نبودند، و تنها صنع و ایجاد را به او نسبت مى دادند و اما ربوبیت را که مستلزم الوهیت و معبودیت است و به خاطر آن عبادت رب و معبود لازم مى شود، منحصر در ارباب ها و آلهه خیالى خود مى دانستند، در نتیجه تنها آن آلهه را مى پرستیدند و خدا را نمى پرستیدند، پس خداى تعالى به اعتقاد آنان تنها رب ارباب بود و براى مردم ربوبیتى نداشت .
تهدید شکنجه کنندگان مؤ منین و مؤ منات به عذاب جهنّم و عذاب حریق

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا المُْؤْمِنِینَ وَ المُْؤْمِنَتِ ثمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَاب جَهَنَّمَ وَ لهَُمْ عَذَاب الحَْرِیقِ


کلمه ((فتنه )) به معناى محنت و شکنجه است ، و جمله ((الذین فتنوا...)) عام است ، شامل اصحاب اخدود و مشرکین قریش که گروندگان به رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) را شکنجه مى دادند، و زن و مردشان را در تنگنا قرار مى دادند، تا از دین اسلام به دین آنان برگردند مى شود.
در مجمع البیان مى گوید: اگر کسى بپرسد چرا در این آیه بین عذاب جهنم و عذاب حریق جدایى انداخت و فرمود: پس براى ایشان است عذاب جهنم ، و براى ایشان است عذاب حریق ، با اینکه این دو عذاب یکى است ؟ در جواب گفته مى شود: مراد از این دو جمله این است که : این طایفه غیر از عذاب حریق و آتش گرفتن ، عذابهاى دیگرى در جهنم از قبیل زقوم و غسلین و مقامع دارند.

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 419

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ لهَُمْ جَنَّتٌ تجْرِى مِن تحْتهَا الاَنهَرُ ذَلِک الْفَوْزُ الْکَبِیرُ


این آیه وعده جمیلى است به مؤ منین که مایه دلگرمى آنان است ، همچنان که آیه قبلى وعید و تهدیدى بود به کفارى که مؤ منین را شکنجه مى دادند.

إِنَّ بَطش رَبِّک لَشدِیدٌ


این آیه تا تمام هفت آیه ، تاءکید و تحقیق وعده و وعید سابق الذکر است ، و کلمه ((بطش )) - بطورى که راغب گفته - به معناى گرفتن چیزى با خشم و صولت است .
و اگر کلمه ((بطش )) را اضافه کرد به کلمه ((رب ))، و آن را هم اضافه کرد به کاف خطاب و فرمود: ((بطش ربک )) براى دلگرمى به تاءیید و نصرت پروردگارش بود، و اشاره بود به اینکه جباران این امت نیز سهمى از تهدید و وعید قبلى دارند.

إِنَّهُ هُوَ یُبْدِىُ وَ یُعِیدُ


مقابله انداختن بین پدید آورنده و برگشت دهنده ، قرینه است بر اینکه منظور از کلمه ((ابداء)) همان واژه بدء است ، که به معناى افتتاح و آغاز کردن چیزى است ، چون از عرب شنیده نشده کلمه ((ابداء)) را استعمال کنند، تا در نتیجه مضارع آن ((یبدء)) - به ضمه یاء - باشد و لیکن در قرائت چنین آمده ، و در بعضى قرائت هاى متروک به جاى ((یبدء)) ((یبدء)) - به فتحه یا و فتحه دال - آمده .
توضیح تعلیل شدید بودن بطش پروردگار به اینکه او مبدء و معید است
و به هر حال آیه شریفه شدت بطش خداى تعالى را تعلیل مى کند، به این بیان که خداى تعالى مبدء و پدید آورنده است ، و معلوم است که هر چه را بخواهد ایجاد مى کند، بدون اینکه از چیزى و یا کسى غیر از خودش ‍ کمک بگیرد، و او است که هر چیزى را به عین آن وضعى که قبل از فوت داشت بر مى گرداند، پس خداى تعالى از هیچ امرى که اراده اش را کرده باشد جلوگیر ندارد، و هیچ چیزى که فوت شده و از بین رفته براى او فوت شده نیست ، و وقتى مطلب بدین قرار باشد، پس او قادر است بر اینکه بر بنده اى که از حد خود تجاوز کرده عذابى را تحمیل کند که خارج از حد و طاقت او باشد، و نیز مى تواند او را همچنان زنده نگه دارد تا عذاب را بچشد، همچنان که فرمود: ((والذین کفروا لهم نار جهنم لا یقضى علیهم فیموتوا و لا یخفف عنهم من عذابها)).

 

ترجمه تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 420

و او قادر است بر اینکه آنچه به سبب عذاب ، فاسد شده به حالت اولشبرگرداند، تا مجرم همچنان عذاب را بچشد، بدون اینکه لحظه اى در بین دو عذاب استراحت داشته باشد، همچنان که فرمود: ((ان الذین کفروا بایاتنا سوف نصلیهم نارا کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها لیذوقوا العذاب ))، با این بیان چند نکته روشن مى گردد:
اول اینکه : سیاق آیه مى فهماند که جمله ((انه هو...)) در مقام افاده قصر است ، یعنى مى خواهد بفهماند ایجاد بدون ابزار و مصالح موجودات ، و نیز اعاده آنها تنها و تنها کار خداى سبحان است ، چون در صنع و ایجاد، هیچ کس دیگرى دخالت ندارد.
دوم اینکه : حدود هر چیزى به دست خداى تعالى است ، اگر بخواهد محدود نمى کند، و اگر بخواهد حد چیزى را به حدى دیگر مبدل مى سازد، پس اوست که عذابها و شکنجه هاى دنیا را به مرگ محدود کرده ، و او مى تواند در آخرت این حد را بردارد، و معذب ، در دوزخ الى الابد شکنجه ببیند، و هر چه آرزوى مرگ کند بدان نرسد.
سوم اینکه : مراد از شدت بطش (با در نظر گرفتن اینکه گفتیم بطش ‍ عبارت است از گرفتن به شدت )، این است ک

دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد تفسیر سوره بروج

پاورپوینت مدیریت کیفیت

اختصاصی از اس فایل پاورپوینت مدیریت کیفیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت مدیریت کیفیت


پاورپوینت مدیریت کیفیت

موضوع:

پاورپوینت مدیریت کیفیت

دوران سنگی

تولید : وجود ندارد

ارتباط : خانوادگی

خلاقیت : وجود ندارد

نوآوری : وجود ندارد

کشف : بسیار ابتدایی

مبادله کالا : وجود ندارد

 تعداد اسلاید: 45

 

 


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت مدیریت کیفیت

پایان نامه بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

اختصاصی از اس فایل پایان نامه بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر


پایان نامه بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

فایل : word

قابل ویرایش و آماده چاپ

تعداد صفحه :196

 

مقدمه :

 

الف - بیان مسئله

 

ب - طرح مسئله

 

پ سوالات تحقیق

 

ت اهداف تحقیق

 

ث اهمیت موضوع

 

ج بیان مفاهیم

 

 

 

 


مقدمه :

 

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم . و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد . از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملموس همه روزه با پی آمدها ، عوارض ، ناهنجاریهای ناشی از آن روبرو هستیم پس بر آن شدم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنم . در این تحقیق جامعه آماری ، شامل افراد معتاد ترک اعتیاد کرده در تهران می باشد و در آن از روش مشاهده ، مصاحبه ، بررسی اسناد و مشارکت استفاده شده است . اطلاعات حاصل از این روشهای گردآوری شده و این اطلاعات را در فصل چهارم به طور مسبوط ملاحظه می کنید . این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد .  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الف ) بیان مسئله :

 

  • ایده آغازین :

 

یک روز بعد از تعطیلات نوروز استاد در سر کلاس این موضوع را مطرح کرد که شما درباره ی گروه Na چه می دانید ، چه گروهی هستند چه اقداماتی را انجام می دهند من در آن زمان کارورزی کار با گروه را انتخاب کرده بودم ولی هنوز محل کارورزی ام مشخص نبود وقتی استاد بیشتر راجع به این گروه توضیح داد و گفت که چه کارایی را انجام می دهند راغب شدم که کارورزی کار با گروه را به مطالعه و بررسی این گروه اختصاص دهم .

 

و در جلسات گروه شرکت کردم و کلاً با این گروه آشنا شدم . (NA گروه معتادان گمنام است ) طی این جلسات با گروه بیشتر آشنا شد و راجع به آنها اطلاعات کسب کردم و به شیوه عمل گروهی به قوانین کار با گروه آنان اشراف پیدا کردم روابط ما آنقدر گسترده شد .

 

که استاد قرار ملاقات را با چندین تن از اعضای گروه NA را تنظیم کردند و ما رو در رو با آن افراد ترک اعتیاد کرده بودند مصاحبه کردیم و اطلاعات بیشتری کسب کردیم و این آشنایی باعث شد که من کارورزی کار با جامعه خود را نیز با آن گروه ادامه دهم و بعد از آن هم به دلیل علاقه مندی به مشکلات معتادان و شناخت تأثیر آنان در زندگی اجتماعی موضوع پایان نامه خود را نیز درباره ی افراد معتاد انتخاب کردم چون امروزه در خانه ای نیست که حداقل یک فرد معتاد نباشد و یا آمار و ارقامی که راجع به اعتیاد جوانان و نوجوانان چاپ می‌شد و تصویر دردناکی از مشکلات اجتماعی را نشان می دهد.

 

 


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

دانلود استاندارد ASTM A262 - 15 Detecting Susceptibility to Intergranular Attack in Austenitic Stainless Steels

اختصاصی از اس فایل دانلود استاندارد ASTM A262 - 15 Detecting Susceptibility to Intergranular Attack in Austenitic Stainless Steels دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود استاندارد ASTM A262 - 15 تشخیص حساسیت نسبت به attack بین دانه ای فولادهای زنگ نزن آستنیتی

با استفاده از سامانه "پرداخت و دانلود" که در زیر آمده، فایل استاندارد را دانلود نمایید.

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود استاندارد ASTM A262 - 15 Detecting Susceptibility to Intergranular Attack in Austenitic Stainless Steels