
فایل فلش تبلت چینی et-86v2g-a23-v1.2 تست شده بدون باگ 100% تضمینی
فایل فلش تبلت چینی

فایل فلش تبلت چینی et-86v2g-a23-v1.2 تست شده بدون باگ 100% تضمینی

در سالهای گذشته محققین و صاحبنظران مدیریت منابع انسانی شاهد تغییر و انتقال نقش مدیریت منابع انسانی از نقشی اداری، عملیاتی وظیفه محور و انفعالی به نقشی استراتژیک، مشاورهای تجارت محور و فعال بودهاند به عنوان مثال الریخ بیان نموده است که این نقشهای جدید برای مدیریت و مدیران منابع انسانی به ایجاد ارزش و ارائه نتایج اثر بخش برای سازمان منجر میشود. فشار فزاینده بر مدیریت منایع انسانی در جهت برعهده گرفتن نقش بیشتر در کسب و کارها و حمایت بیشتر مؤثرترو ملموس تر از اهداف و استراتژیهای سازمانی باعث پذیرش نقشهای جدیدی برای مدیران منابع انسانی شده است تا آنجا که یکی از صاحبنظران 4 نقش D جدید را بر مدیران منابع انسانی تعیین مینماید. این نقشها عبارتند از :
1ـ مدیریت استراتژیک منابع انسانی: در این نقش مدیران منابع انسانی بایستی استراتژیها و اهداف توسعه منابع انسانی در سازمان و دنباله رو استراتژیها و اهداف و خط مشیهای کسب و کار تجاری تنظیم نمایند. بدین ترتیب مدیران منابع انسانی به یک مشارکت کننده استراتژیک [1] در سازمان تبدیل خواهند شد.
2ـ مدیران منابع انسانی بایستی به مدیریت با استفاده از ساز کارهای مهندسی مجدد به هرچه کاراتر کردن فرایندهای مدیریت منابع انسانی از قبیل کارمندیابی، آموزش، ارزیابی عملکرد، نظام حقوق و استزا، برنامه، پری یزدی انسانی و ... بپردازند.
3ـ مدیران منابع انسانی بایستی با افزایش مشارکت پرسنل در امور سازمانی به افزایش میزان تعهد و دلسوزی کارکنان پرداخته و آنها را به عنوان قهرمانان کار[2] مطرح نماید.
4ـ مدیریت انتقال و تغییر نقش دیگری است که به مدیران منابع انسانی در سازمان واگذار شده است بدین معنا که از مدیران منابع انسانی انتظار میرود به عنوان یک عامل تغییر در ایجاد سازمانی جدید و اثر بخش عمل نمایند در راستای ایفای این نقش مدیران منابع انسانی بایستی از وجود ظرفیت بالقوه فرهنگی و سازمانی برای پذیرش تغییرات مطمئن شود. ( S:D.Gardner,P.Iet )
در هر حال آنچه که مسلم است مدیران منابع انسانی در این نقشها، به عنوان عواملی استراتژیک ظهور خواهند نمود اما سؤال اساسی که مطرح میشود آن است که با توجه به روند فزاینده استفاده از تکنولوژی اطلاعات و مظاهر آن در سازمانها این فنآوری برچه جنبههای گوناگون نقشهای مدیران منابع انسانی مؤثر است و مدیران منابع انسانی چگونه میتوانند از ویژگیهای خارقالعاده تکنولوژی اطلاعات در افزایش اثر بخشی حرفهای خود استفاده کنند؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا با توجه به ادبیات موضوع فنآوری اطلاعات یکی از شایعترین چارچوبهای تأثیرات فنآوری اطلاعات را معرفی مینماییم سپس تأثیر انها ب ر نقشها وظایف مدیران منابع انسانی را مورد علاقه قرار میدهیم.
شامل 12 صفحه فایل word قابل ویرایش

لینک پرداخت و دانلود *پایین صفحه*
فرمت فایل : Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :28
فهرست مطالب:
مقدمه
تعریف خلق :
تعاریف اخلاق :
بررسی تعاریف :
فطری بودن اخلاق :
اخلاق علم چگونه زیستن :
اکسیر محبت
منابع و مآخذ
مقدمه
« هر آنکه جانب اهل خدا نگهدارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
دلا چنان معاش کن که گر بلغزد پای
فرشته ات بدو دست دعا نگه دارد »
( حافظ)
رسم است که در آغاز هر اثری ، مؤلف چند جمله ای را تحت عنوان مقدمه نوشته و آن را در اختیار خوانندگان قرار می دهد . غرض از این اقدام معرفی اثر ، بیان آن چیزی را که در آن اثر می خواهد بگوید ، اهداف ومقاصد نویسنده در تهیه آن ، شیوه کار مؤلف در بررسیها ، در تحقیقات مربوطه و .. است . ولی در مواردی هم دیده می شود مؤلفی به بهانه مقدمه ، سفره دل را گسترده و دیدگاههای خود را درباره امری که تا حدود زیادی مربوط به مسألة مورد بحث در تحقیق است عرضه می دارد کاری را که ما در ضمن این پیش گفتار عرضه داشته ایم .
ملاحظه و بیان جریاناتی که در جهان می گذرد موجب تأسف و ملالت خواهد بود و اگر امور به همین گونه جریان یابند که دارند یأس انگیز است . عصر ما عصر سقوط و انحطاط انسانیت است ، روح تعهد ومسئولیت انسانها صورت ماشینی پیدا کرده و قربانی بزرگ عصر ما عاطفه و وجدان و اخلاق است . در جواب اینکه چرا این چنین شده و چرا دنیای ما در چنین موقعیتی قرار دارد می توان گفت این امر بدان دلیل است که بشریت امروز از خدای خود دور مانده ، وضع وجدان و اخلاقش تنزل پیدا کرده و خلاصه آنکه معنویت از زندگی او رخت بربسته است .
اینک نیازی به بازگشت احساس می شود ، بازگشت به منبع مدنیت و رشد آفرین ، یعنی خداوندی که آفریدگار و آگاه به مصالح و خیر و شر ماست .
کاری که ما در این مختصر انجام دادیم بررسی کوتاهی است در زمینة خیر اندیشی و محبت در اخلاق .
محتوای این اثر حاصل گردهمائی و تدوین یادداشتهایی است که با مراجعه به منابع اصیل که فهرست آنها در همین اثر آمده است تهیه و به رشتة تحریر در آمده .

مفهوم و تعریف مدیریت اسلامی
مدیریت اسلامی ،یعنی اگر بخش از «مدیریت» و فرآیند آن که هستند بر ویح الهی و منابع اسلامی باشد که وجه تمایز آن با دیگر مدیریت ها را می توان در مواذد ذیل دانست:
و تعبیر «مدیریت اسلامی» حاکی از این است که «مدیریت » می تواند دارای صفت «اسلامی » و یا «غیر اسلامی» باشد که ارتباط بین مباحث مدیریت و اسلام را منعکس می نماید.
رابطه مدیریت با اسلام:
بطور کلی مهمترین ارتباطی که میان علوم (بویژه علوم کاربردی) و ادیان (بویژه اسلام) وجود دارد و طبعاً در مورد مدیریت هم صدق می کند ،رابطه جهان بینی اسلامی و رابطه نظام ارزشی اسلام با علوم انسانی است که رابطه اول از راه تأثیر نظریات اسلامی پیرامون هستی شناسی و انسان شناسی بعنوان اصول موضوعه در علوم انسانی و از جمله مدیریت تجلی می کند و رابطه دوم از راه تأثیر ارزشهای اسلامی در تعیین اهداف و خط مشی ها و روشهای علمی ظاهر می شود([1])
سرچشمه مشروعیت مدیریت اسلامی:
مدیریت ارتباط تنگاتنگی با جهان بینی اسلامی دارد و براساس توحید ،مجموعه جهان هستی یک واحد بیش نیست که از سوی خدای واحد به وجود آمده.
واژه «رَب » که ما انسانها روزی ده مرتبه به کار می بریم به معنی «سرپرست» مدیر و مدبر هست ؛ براساس این تفکر ،تمام مدیریتها به «مدیریت خداوند» باز می گردد و شاخه هایی از آن هستند،همانطوری که تمام مالکیتها از او سرچشمه می گیرد و مالک تمام هستی اوست . به ما آزادی ،اراده ، لیاقت ،مالکیت و مدیریت در محیط زندگی خودمان بخشیده است، او ما را به عنوان نماینده و جانشین (خلیفه ا… ) در زمین برگزیده و شایستگی های لازم را برای این «نمایندگی» به ما عنایت فرموده است.
وظایف مدیریت (فرایند مدیریت )
امروزه یکی از مهمترین فعالیتهای زندگی اجتماعی انسان «مدیریت» است ،در زمان حاضر تنها به کمک این فعالیت «مدیریت» است که مأموریتها و اهداف سازمانهای اجتماعی با توجه به امکانات و منابعی که در اختیار هست تحقق می یابد، زیرا به بهترین وجه ممکن از منابع و امکانات موجود بهره برداری شده و توانایی و استعداد انسانها را فعالیت می بخشد. مدیران در انجام مأموریت خویش فرآیند و یا وظایفی را مثل تصمیم گیری ، برنامه ریزی ، سازماندهی ،هدایت و رهبری ، نظارت و کنترل ،هماهنگی ، انگیزش و ارتباطات را پیگیری کرده ،که در واقع این مجموعه ، فعالیت «مدیریت» و وظایف او را تشکیل داده و با هماهنگی همه آنها نیل به اهداف را ممکن می سازد؛ در این باره صاحبنظران هر یک به گونه ای متفاوت مدیریت را تعریف نموده اند که یکی آن را هنر انجام امور به وسیله دیگران توصیف نموده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی آنان تأکید کرده است.([2])
[1]- برگرفته از مقاله مصباح یزدی با اندکی تلخیص از کتاب «نگرش بر مدیریت در اسلام»
[2] - التون مایو – به نقل از مدیریت عمومی آقای الوانی
شامل 44 صفحه فایل word قابل ویرایش

لینک پرداخت و دانلود *پایین صفحه*
فرمت فایل : Word(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه :32
فهرست مطالب:
مقدمه:
فصل اول
اخلاق فردی
فصل دوم
اخلاق خانواده
رابطه زن و شوهر
برداشتهایی از حقوق زناشویی
خویشاوندان
فصل سوم
اخلاق نیک
مقدمه:
اگر انسان مقایسهای بین وضع انحطاط اخلاقی مسلمانان امروزه و رهبریهای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مورد اخلاق داشته باشد، متوجه میشود که تا چه اندازه میان آن برنامه و این روش رفتار فاصله و بیگانگی وجود دارد!
با دقت در این وضع اسفبار به این نکته پی میبریم که مشکلات و گرفتاریهای کنونی ممالک اسلامی بر اثر نقشههای وسیع استعمار است که در نتیجه آن، هستی مسلمانان را یعنی راه و روش اسلامی و دین و فضیلت را از آنها ربودهاند.
در نتیجه همین نقشههاست که میان قرآن و سنّت و جوانان ما فاصله و شکاف عجیبی به وجود آمده است، به اندازهای که دیگر برای مسلمانان باقی نگذاشتهاند و هیچکس در صدد انتقام از استعمار، این قاتل جنایتپیشه که با چنگال وحشیانه و خونآلودش عزت و شرافت، دنیا و آخرت، استقلال واقتدار مسلمانان را از بین برده است، نیست.
کار به جایی رسیده است که مسلمانان تصور میکنند علّت عقبماندگی آنان دینشان است و علّت منتشر شدن فساد اخلاقی در جامعه راه و رسم دینی آنان است، به همین دلیل افراد مریض جامعه با سرعت هرچه تمامتر از درمان خود میگریزند و به همان اندازه به سوی نابودی و هلاکت پیش میروند.
اما اگر شخص با اطلاعی در مورد اسلام منصفانه قضاوت کند، اعتراف خواهد نمود که اسلام کاملاً غنی است و از هر نوشته آسمانی و زمینی، کلمات حکما و دانشمندان و آدابی که نوشتهاند و قصیدهها و اشعاری که سرودهاند بینیاز است، زیرا اسلام در زمینه اخلاق و آداب دارای معادن غنی و سرشاری است که اگر همه سخنان حکمتآمیز دانشمندان، اشعار شعرا، نثر ادبا و میراثهای تمام پیامبران و فلاسفه را یکجا جمع کنند در قسمت اخلاقیات باز هم نسبت به آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام ناقص است، البته با صرف نظر از میراث اخلاقی عظیمی که علما و صلحا برای مسلمین به یادگار گذاشتهاند.
هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «برانگیخته شدم تا فضایل اخلاقی را به سر حدّ کمال برسانم» حقیقتی را در دین مقدّس اسلام آشکار نمودند که تا آن زمان مخفی مانده بود و آن حقیقت چیزی نیست مگر ارتباط محکمی که میان دین و اخلاق وجود دارد، به طوری که حتی کوچکترین جزء شعائر اسلامی دارای فضیلتی اسلامی میباشد. به عبارت دیگر دین به تنهایی و جدای از اخلاق نمیتواند دین کامل و مستحکمی باشد، همینطور است اخلاق بدون دین، در این کتاب خواهیم گفت که موارد اخلاقی بر قسمتی از احکام اسلامی عرضه میشوند تا مشخص شود که چه اتصال و پیوند ناگسستنی میان اسلام و فضایل اخلاقی وجود دارد.
بنابراین کسی که دارای فضایل اخلاقی نباشد دین ندارد، حتی اگر نماز بخواند، روزه بگیرد، زکات بدهد و حج برود و در مقابل، کسی که دین ندارد دارای هیچ فضیلت اخلاقی نیست، حتی اگر با سخاوت باشد، بذل و بخشش نماید، ثروت خود را با مردم تقسیم کند و با وفا و با صفا باشد. آری، همانگونه که جسم بیجان ارزشی ندارد، صفات اخلاقی نیز تا زمانیکه دارای روح نباشند فاقد هرگونه ارزشی میباشند، زیرا فقط دانستن صفات خوب و صفات بد برای انسان سودی ندارد، هرچند انسان در دسته بندی و تقسیم نمودن آنها دارای تخصّص باشد و بداند کدام صفت به قوّه شهوت و کدام صفت به قوّه غضب مربوط میشود و... چرا که فقط آشنایی با انواع داروها و چگونگی استفاده از آنها برای شخص مریض سودی ندارد.
آنچه برای انسان مفید است ملکه و نیرویی است که بر اثر تکرار و تمرین در انسان به وجود میآید به طوری که صفات پسندیده در روح انسان ثبت و صفات زشت از روح و روان وی دور شود، به عنوان مثال: چنانچه سخاوت و بخشش آرزوی انسان باشد و شجاعت در طبیعت او نقش بسته باشد باید در هر مورد مناسبی سخاوت کند و در اموری که به شجاعت نیاز دارند بیباکانه اقدام نماید.
در چنین صورتی انسان میتواند باور کند که فضیلت اخلاقی در او وجود دارد یا صفات پست از او برطرف شده است. ولی برای رسیدن به این مرحله پیمودن گردنهها و پستیها و بلندیهای زیادی لازم است. تنها امری که میتواند برای دستیابی به چنین ملکه و نیرویی به ما کمک کند یادآوری، تذکر و استمرار در عمل است، زیرا روح انسان مانند کاغذ سفیدی است که عوامل فراوانی مانند محیط، اوضاع و احوال زمانه و تعلیم و تربیت در آن نقاشی میکنند و صفات بسیاری در آن ترسیم مینمایند، البته نقش بستن و ملکه شدن صفات فراوان در روح انسان کار سادهای نیست و به تکرار و مداومت فراوان احتیاج دارد، حال اگر صفت زشتی در روح انسان نقش ببندد کار بسیار مشکل میشود، زیرا ابتدا باید آن ملکه ناپسند و عادت زشت را از خود دور سازد، سپس به جای آن، صفت پسندیدهای در خود ایجاد نماید.
البته یادآور میشویم که هر اندازه انسان برای به دست آوردن صفات پسندیده و ترک صفات ناپسند متحمل سختی شود، (آنگونه که برخی تصوّرمیکنند) کار بیهوده یا کم فایدهای انجام نداده، زیرا میزان پیشرفت بشر و باقی ماندن نام نیک، به غیر از فضایل اخلاقی مطلب دیگری نیست. برخلاف مطالبی مانند شرافت نسب، داشتن پست، مقام، ریاست و ثروت فراوان، حتی علم و دانش بسیار، که این موارد تا زمانی که با اخلاق نیک و پسندیده همراه نباشند برای انسان موجب ارزش و پیشرفت نمیشوند، شاید برای مدت کوتاهی مردم به خاطر احتیاجی که به او دارند در مقابل او کرنش کنند و به اواحترام گذارند، ولی همه این امور زوالپذیر بوده و دوام و بقایی ندارند.