اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله طرح توجیهی قانون تجارت الکترونیکی

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله طرح توجیهی قانون تجارت الکترونیکی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

(الف) تجارت الکترونیکی و تجربیات بین‌المللی
1) واقعیت
فناوری اطلاعات با پیشرفت‏های اخیر خود جامعه‌ای مجازی با آثار کاملاً واقعی به وجود آورده که تأثیر زیادی بر زندگی انسان‏ها داشته است. جامعه‌ای با قواعد مشترک که نوعی یکسانی یا به عبارتی همگرایی در مسائل و قواعد مبتلابه را موجب شده است. بی‌جهت نیست که نویسندگان مایلند پیشرفت‌های اخیر را با آغاز عصر صنعت (فناوری اطلاعات) و خطوط راه‌آهن (فناوری تبادل اطلاعات) مقایسه کنند چون آثار و تبعات اختراعات جدید کمتر از ماشین بخار و راه‌آهن نیست.
برخورداری شئونات جامعه متاثر از فناوری اطلاعاتی پیشرفته تنها بسنده به امور بهداشتی، حمل و نقل، تبادل اطلاعات علمی، سیستم‏های اداری و ... نبوده بلکه اقتصاد و تجارت را تحت‏الشعاع قرار داده و نحوه تجارت جدیدی را به وجود آورده که از تجارت مرسوم فاصله گرفته است.
این فاصله ظهور در نوع عملیات تجاری، قواعد حاکم، مؤسسات لازم و فراگردها دارد. اگر تجارت مرسوم وابسته و مبتنی بر کاغذ است, تجارت الکترونیکی مبتنی بر اطلاعات و جریان اطلاعات است. برقراری یک روش الکترونیکی تجارت کارآمد با همة قابلیت‏ها و توانایی‌هایش مستلزم وجود قوانین متعدد است. جدای از قواعد مورد نیاز باید گفت تجارت الکترونیکی در عرصة حقوقی (غیرکیفری) مسائل و تنش‏هایی را موجب شده که بدوی‏ترین نکات و مسائل ناظر به حقوق مدنی (ادله، قراردادها، مسئولیت‏ مدنی و ...) است.
به تبع حقوق بین‏الملل خصوصی نیز در زمینة قراردادها، اسناد، اختلافات و ... با حضور عنصر خارجی در قضیه تنش‏هایی را مواجه شده است. از جمله مباحث حریم خصوصی یا حمایت از داده‏هاست که نیازمند حمایتی خاص در امر تجارت الکترونیکی است حمایت از مصرف‏کننده عرصة دیگر حقوقی ا ست که با تنش مواجه شده به خصوص از آنجا که در کشور ما قواعد بدوی و غیردیجیتال را نیز دارا نیست تا بتوان با تسری آنها به محیط دیجیتال به حمایت از مصرف‏کننده در‌ این عرصه اخیر پرداخت. تبعاً‌ آیین دادرسی (غیرکیفری) برای رسیدگی به پرونده‏ها و مشکلات پیش آمده، ادلة اثبات مورد نیاز و چگونگی قواعد آن در‌ این عرصه جدید، سیستم‏های پرداخت و مسائل حقوقی آن و به عبارت بهتر ابعاد حقوقی بانکداری الکترونیکی، ابعاد حقوقی کارت‏های اعتباری، حقوق رقابت و ... همه از عرصه‏های حقوقی (غیرکیفری) است که در قبال تجارت الکترونیکی نیازمند تبیین و تشریح وضعیت جدیدند. البته حقوق مالکیت فکری، قواعد مالی و گمرکی را نیز باید به فهرست بالا افزود (ر.ک: گزارش توجیهی لایحة قانون تجارت الکترونیکی، ص 1 تا 3, موسسه مطالعات و پژوهش‏های بازرگانی.)
این تنش‏ها بعضاً در گزارش توجیهی سال 1378 بحث و بررسی شده و بعضاً موضوع مراحل بعدی پروژه است. اما تجارت الکترونیکی و امضای الکترونیکی در کنار تنش‏های حقوقی (غیرکیفری) با تنش‏های جزایی مواجه‏اند. به کارگیری‌ این ابزار جدید تبعاً مطمح نظر مجرمین نیز قرار می‏گیرد و آنان با جعل امضاهای الکترونیکی (در امضای دیجیتال با جعل کلید) و یا سواستفاده از گواهی دیجیتال، کلاه‌برداری به شکل اتخاذ ماهیت کذب برای کسب منافع مالی، رقابت نامشروع، نقض حقوق مصرف‏کننده به شکل ارائه اطلاعات تقلبی و تقلب در امر مبادله، نقض حق مولف و نقض حریم خصوصی جرایم جدیدی در قالب تجارت الکترونیکی را مرتکب می‌شوند گاه نیاز به ارتکاب عمدی نیست بلکه برخی دقت‏ها که از سوی افراد و مراجع مانند دفاتر خدمات الکترونیکی و ... باید رعایت شود، انجام نمی‌شود و یا با بی‏مبالاتی حریم خصوصی افراد نقض و اطلاعات آنان افشاء یا حق تألیف نقض می‌شود که‌اینان نیز دارای مسئولیت کیفری هستند.
به کارگیری و بهره‏برداری مجرمین از سیستم پرداخت جهت ارتکاب جرایم مربوطه، استفاده از شبکه و کلاً تجارت الکترونیکی جهت تطهیر نامشروع، جرایم بالاخص کارت اعتباری و... نیز در عداد سوءاستفاده مجرمانه از تجارت الکترونیکی‌اند. جمعاً‌ این جرایم باید تحت قواعدی رسیدگی و تعقیب شود‌ این تنش و مشکل ناظر به‌ آیین دادرسی کیفری خاص جرایم مربوط به تجارت الکترونیکی است.‌ این‌ آیین دادرسی طبع ملی و داخلی صرف ندارد. مشکلات بعدی ناظر به صلاحیت رسیدگی به‌ این جرایم و چگونگی همکاری دولت‏ها برای مبارزه با آن است.
در طی دو دهه گذشته، با صرف میلیاردها دلار، سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای مربوطه را وارد کشور شده است و نزدیک به دو دهه نیروی انسانی مجربی آموزش یافته، اما‌ این ثروت عظیم معطل مانده چون بسترهای مناسب استفاده از آن مهیا نیست. استدلال می‌شود برای جامعه‌ای که هنوز مبتلابه فناوری جدید نیست نباید قواعد حقوقی خاص آن تاسیس کرد چون "لوکس" و بی‌مورد خواهد بود. اما‌ آیا ما مبتلابه فناوری جدید نیستیم؟‌ آیا ورود و‌ایجاد‌ این ثروت واقعی نیست؟ شاید چون امروز در بطن تحولات جدید قرار گرفته‌ایم‌ایجاد بستر حقوقی مناسب از طریق تدوین قوانین در فضای سیبرنتیک برای ما عجیب و غیر ضرور به نظر برسد اما‌ آیا بدون‌ایجاد ضوابط قانونی مثلاً می‌توان اطلاعات دیجیتال را "مال" محسوب داشت و از آن حمایت کرد؟‌ آیا اطلاعات دیجیتال در دادگاه‌ها و ادارات کشور قابل استناد هستند؟ و‌ آیا فهرست مشکلات و مسایلی که در بالا به آنها اشاره شد بدون وجود قوانین خاص خود از بین خواهند رفت. و ‌ آیا اصولاً سیستم‌های کامپیوتری در کشوری که فاقد بسترهای اصلی استفاده از آن است به‌کار گرفته خواهد شد؟. حتی اگر بپذیریم کشور ما به‌اندازه کافی تجهیزات مورد استفاده در یک جامعه فراصنعتی را نه به لحاظ اقتصادی و نه به لحاظ سیاسی در خود جای داده، اگر‌ این قوانین تاسیس نشود‌ آیا مبتلابه خواهیم شد چون یک وجه از کارکرد قوانین صرفاً مبارزه با سو‌استفاده‌هاست، کارکرد دیگر آن‌ایجاد بستر مناسب (ایجاد امنیت) جهت ورود و استفاده از فناوری‌های نوین است.‌ این قوانین و قواعد حقوقی پیش‌شرط ورود فناوری‌های جدید است.
نیاکان ما در صد سال پیش هنگامی‌که صنعت و راه‌آهن را به کشور وارد می‌کردند به خوبی می‌دانستند که لوازم آنرا نیز باید وارد جامعه‌ایرانی کنند. تاسیس نهادهای جدید دولتی و علمی، قوانین مالی، حقوقی مثل حقوق کار، مسئولیت مدنی، بیمه، حمل و نقل و ده‌ها قانون و نهاد جدید دیگر مثل دانشگاه–که در زمان خود کاملاً جدید و غیر سنتی بود- امروز برای همه ما امری طبیعی و ضروری است. ورود به جامعه جدید و استفاده از موهبت‌های فراوان آن مستلزم‌ایجاد قواعدی جدید در کشور است. قواعد جدیدی که ما مخترع آن نبوده‌ایم و هیچکس به تنهایی مخترع آنها نیست. اما همه ملزم هستند که به‌ این قواعد اساسی احترام گذاشته و کشور خود را با آن هماهنگ سازند.‌ایجاد استانداردها و مدل‌های قانونی در فضای سیبرنتیک و قواعد لازم‌الرعایه، همه، نتیجه اقدامات سازمان‌های بین‌المللی است که در هر یک از آنها ده‌ها کشور حضور دارند و دغدغه‌ها، خواست‌ها و امکانات خود را در خلال اسناد منتشره نشان می‌دهند.‌ایران نیز عضو چندین سازمان بین‌المللی است و در تنظیم برخی از‌ این اسناد بین‌المللی مشارکت داشته است. واقعیت‌ این است که دوری از‌ این جریان بین‌المللی تنها به محو کشور دوری‌شونده خواهد انجامید. دیگر زمان اقدامات انتزاعی و صرفاً بومی‌کشورها در زمینه‌ای که طبیعت فراملی و فرامرزی دارد به سر آمده. باید اصول جدید را شناخت و متناسب با فرهنگ و‌اندیشه ملی -اما با حفظ طبیعت بین‌المللی آن- آنها را در قالب فعالیت‌های قانونی، علمی‌و غیره هدایت کرد. قانونمند کردن تبادل اطلاعات تجاری و مبادله‌ای در فضای الکترونیکی که یکی از زیرمجموعه‌های اصلی جریان آزاد اطلاعات محسوب می‌شود یکی از‌ این اقدامات است که در ضمن آغاز مهمی‌برای ورود در صحنه‌ای است –صحنه اقتصادی- که وقت چندانی برای حضور باقی نمانده است.
بر اساس آماری که در سال 1999 رسماً انتشار یافته:
 171 میلیون نفر جمعیت درونخط (on-line) وجود دارد که از کاربران تار جهان‌گستر محسوب می‌شوند.
 تا سال 2005 میلادی کاربران تار جهان‌گستر خارج از‌ایالات متحده امریکا بالغ بر 700 تا 900 میلیون نفر خواهد شد.
 تا سال 2003 میلادی 47 میلیون خانه‌دار اروپایی به‌اینترنت دسترسی خواهند داشت.
 تا سال 2003 میلادی 3/24 میلیون اتباع امریکای لاتین به‌اینترنت دسترسی خواهند داشت.
 در سال 1999 در هندوستان 500000 تقاضا برای اتصال به‌اینترنت وجود داشت.
 در سیستم‌های بومی، تجار سه برابر خریداران هستند.
 یک سوم جامعه درونخط بلژیک خریدهای خود را از طریق‌اینترنت انجام میدهند.
 تجارت الکترونیکی اروپا در فروش محصولات خود به مصرف‌کننده تا پایان سال 2002 میلادی از امریکا به پیش خواهد افتاد.
 بازار تجارت الکترونیکی تا پایان سال 2001 میلادی به 2/1 تریلیون دلار بالغ خواهد شد.
 5/2 میلیارد ساعت وقت جامعه درونخط صرف download کردن اطلاعات می‌شود.
آمار و حقایق فوق از عظمت فعالیت‌هایی خبر می‌دهد که تازه در آغاز حرکت است. وجود امکانات بالقوه و استعداها از یکطرف و فاصله طبقاتی دارندگان و ندارندگان اطلاعات (have’s and have’s not) از طرف دیگر، دو روی یک سکه هستند. اگر بخواهیم در زمینه تجارت الکترونیکی –یعنی روی مثبت سکه- دقیقتر سخن بگوییم در فضای جدید حداقل چهار لایه اصلی وجود دارد: 1. زیرساخت‌های‌ اینترنتی 2. نرم‌افزارهای کاربردی در‌اینترنت 3. واسطه‌های‌ اینترنت 4. تجارت و مبادلات در‌اینترنت.
1. زیرساخت‌های‌ اینترنتی: تامین‌کنندگان ستون فقرات‌اینترنتی، تامین‌کنندگان خدمات‌اینترنت، شرکت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، سازندگان کامپیوترهای شخصی و سرورها، شرکت‌های ساخت تجهیزات‌ایمنی سیستمها، سازندگان فیبرهای نوری، سازندگان سخت‌افزار.
2. نرم‌افزارهای کاربردی‌اینترنت، مشاوران‌اینترنت، نرم‌افزارهای تجاری‌اینترنت، چندرسانه‌ها، نرم‌افزارهای توسعه وب، نرم‌افزارهای جستجوی فعال، آموزش درونخطی.
3. واسطه‌های‌ اینترنتی، سازندگان بازار در سطح عمودی، واسطه‌های درونخطی، انبوه سازی محتویات (پایگاه‌های داده)، تامین‌کنندگان محتوی/دروازه، دلالان‌اینترنتی، تبلیغات‌اینترنتی
4. لایه تجارت‌اینترنتی، خرده‌فروشان الکترونیکی، سازندگان و فروش درونخط، فروش اشتراک‌ها، فروش بلیط هواپیماها، فروش خدمات حرفه‌ای و تفریحات.
هریک از عناوین فوق دارایی‌های اقتصادی و مالی عظیمی‌هستند -که در ضمن میزان زیادی شغل‌ایجاد خواهند کرد-. جهت "استخراج"‌ این دارایی‌ها، باید زیرساخت‌های لازم قانونی‌، فنی، فرهنگی و سیاسی/اقتصادی بر اساس استانداردهای بین‌المللی ‌ایجاد شود.
به‌عنوان مثال در حالی که دارایی‌های فیزیکی هر اقتصادی –که البته هنوز هم معتبر است- مبتنی بر مواد خام مثل استیل، نفت و گاز می‌باشد، در اقتصاد جامعه‌اینترنتی‌ این دارایی‌ها بر اساس سرعت شبکه‌ها، دقت نرم‌افزارهای کاربردی، فعالیت واسطه‌ها و‌ایجاد بستر مبادلات الکترونیکی‌اندازه‌گیری می‌شود.
کشور ما با اکثریت نیروی جوان می‌تواند با هدایت استعدادها در صنعتی که با اتخاذ چند سیاست کلیدی آثار اقتصادی مهمی‌به ارمغان می‌آورد، انتقال نیروی کار و دانش جامعه را از نمادهای صنعتی به فراصنعتی آغاز کند. با‌ این اقدام ضمن‌ایجاد مشاغل عصر انفورماتیک از فرار نیروهای متخصص موجود جلوگیری خواهد شد. در کشور هندوستان بدون آنکه شرکتها و متخصصان انفورماتیک جلای وطن کنند از طریق تجارت الکترونیکی محصولات نرم‌‌افزاری خود را به امریکا و اروپا صادر کرده و ثروت زیادی تولید می‌کنند.
در فضایی که سرعت و دقت مهمترین عامل‌ایجاد ثروت محسوب می‌شود حتی اگر بهترین کالاهای اطلاعاتی و یا مادی را تولید کنیم –به لحاظ عدم به‌موقع عرضه- موفق به فروش آن نخواهیم شد و شاید در‌آینده نه چندان دور حتی از فروش تک محصولات مهم خود ناتوان شویم. اکنون ثروت و منابع دنیا در اقیانوسی سرازیر می‌شود که تنها طریق استخراج آن آشنایی با فن شنا و قواعد صید است. اگر به دلیل عدم آشنایی ‌با فن شنا یا عدم علاقه نخواهیم وارد‌ این اقیانوس شویم به زودی اقیانوس مارا فرا خواهد گرفت و در‌ این صورت جسد ما طعمه خوبی برای صیادان خواهد بود. تصویب قانون تجارت الکترونیکی به‌عنوان اولین گام اکنون یک ضرورت است. با درک چنین موقعیت‌هایی بود که بعضی کشورهای در حال توسعه همگام و همزمان با کشورهای پیشرفته در اواسط دهه 90 اقدامات لازم را انجام دادند. کره جنوبی در سال 1996 -یعنی یک سال پس از تصویب اولین قانون امضای دیجیتال در‌ایالت یوتا 1995- قانون اتوماسیون و توسعه تجارت خود را تصویب کرد. مالزی در سال 1997 (قانون امضای دیجیتال). سنگاپور در سال 1998 (قانون مبادلات الکترونیکی). هنگ‌کنگ در سال 2000 (قانون امضای دیجیتال). تایلند در 2000 هندوستان در سال 2000 (لایحه فناوری اطلاعات). و آرژانتین 1998، آلمان 1997، استونی 1997، استرالیا 1999،‌ایتالیا 1997،‌ایرلند 2000، برزیل 1997، سوئد 1998، سوییس 2000، فرانسه 2000، فنلاند 1999، کانادا 1998، کلمبیا 1999، لوکزامبورگ 1998(پیشنویس)، مالت 2000(تنظیم لایحه توجیهی)، نیوزلند 1999(لایحه مبادلات الکترونیکی) و امریکا در سطح فدرال و تقریباً همه‌ایالات آن و بسیاری از کشورها در حال تنظیم قانون در‌ این مورد هستند.
پیشنویس جدید قانون تجارت الکترونیکی اولین اقدام از سلسله اقدامات قانونی در حقوق فضای سیبرنتیک محسوب می‌شود. اولین قانون مهم عصر انفورماتیک. با تصویب‌ این قانون تبادل اطلاعات الکترونیکی از طریق شبکه‌ها و واسط‌های الکترونیکی امکان‌پذیر خواهد شد. قانون به نحوی است که نه تنها تجار بلکه سیستم بوروکراتیک کشور نیز می‌تواند بدون مشکلات قانونی، خدمات اداری-مالی را از راه دور به شهروندان ارایه دهد و نیز در‌ این زمینه آغازی برای‌ ایجاد دولت الکترونیکی است-که‌ایده آن در اواسط دهه 90 به‌وجود آمد- (در‌ این مورد به سلسله مقالات خبرنامه انفورماتیک از انتشارات دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک کشور، شماره 68 الی73 رجوع کنید).
بخش‌ اول‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ (مقررات عمومی) در سال‌ 1378 به‌ صورت‌ یک‌ لایحة‌ توجیهی‌ (White Paper) ارائه‌ شد. در گزارش‌ توجیهی آن‌ لایحه‌ راجع‌ به‌ قوانین‌ مرتبط‌ با قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ به اختصار گفته‌ شد و اکنون‌ علاوه بر مقررات عمومی‌سایر عناوین حقوقی در متن جدید پیشنویس قانون تجارت الکترونیکی اضافه شده‌اند.
تحولاتی که در دو سه ساله اخیر روی داده است تغییرات نسبتاً مهمی‌را در بخش مقررات عمومی‌‌آن لایحه باعث شده است. و به‌ نظر می‌رسد که‌ در‌آینده نزدیک به پیروی از قانونگذار فرانسوی (ماده 1316 قانون مدنی و شماره‌های فرعی آن) لازم شود که جلد سوم‌ از قانون‌ مدنی‌ (ادلة‌ اثبات‌) اصلاح‌ شود.
از سال‌ 1995 میلادی‌ که‌‌ایالت‌ یوتا اولین‌ قانون‌ امضای‌ دیجیتال‌ را معرفی‌ کرد سایر کشورها با الهام‌ از‌ این‌ قانون‌ اقدامات‌ مشابهی‌ را سازمان‌ دادند. قانون‌ امضای‌ دیجیتال‌‌ایالت‌ یوتا با تکیه‌ بر یک‌ فناوری‌ خاص‌ مانع‌ از پیدایش‌ و تحول‌ سیستم‌های‌ رمزنگاری‌ و امنیتی‌ جدیدتر بود و در نتیجه‌ بازار فناوری‌های‌ مستندسازی‌ اطلاعات‌ با پدیده‌ ثبات‌ و عقب‌ماندگی‌ روبرو می‌شد. به‌ این ترتیب رهیافت‌ قانونی‌‌ایالت یوتا در کمتر از دو سال‌ اعتبار خود را از دست‌ داد و سایر‌ایالات‌ امریکا از جمله‌‌ایلینویز و کالیفرنیا بدون‌ تکیه‌ بر یک‌ فناوری‌ خاص‌ و با اتخاذ رویکردی عام‌تر (فناوری‌-خنثنی‌) اقدام‌ به‌ تصویب‌ قانون‌ کردند. از آن‌ تاریخ‌ تاکنون بیش از 50 کشور قانون‌ تصویب‌ کرده‌اند و کشورهای‌ زیادی‌ در‌ این‌ مورد گزارش‌های‌ ملی‌ تنظیم‌ کرده‌اند و برخی‌ دیگر از کشورها در حال‌ انجام‌‌ این‌ کار هستند.
امروزه‌ بیشتر قانون‌گذاران‌ ملی‌ اعتقاد دارند که‌ در تصویب‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ تلاش‌ خود را معطوف‌ به‌ مستندسازی‌ الکترونیکی‌ (electronic authentication) اطلاعات‌ کنند. تا علاوه‌ بر تکیه‌ بر امضای‌ دیجیتال‌ به‌عنوان‌ یک‌ فناوری‌ مطمئن‌، سایر امضاهایی‌ که‌ در‌ این‌ حد از امنیت‌ برخوردار هستند به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شود‌ این‌ وسایل‌ عبارتند از بایومتریک‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ پویای‌ امضاء.
از طرف‌ دیگر فناوری‌های‌ متفاوت‌ برای‌ اهداف‌ متفاوتی‌ به‌ وجود آمده‌اند. در زندگی‌ روزمره‌ طیف‌ وسیعی‌ از فعالیت‌های‌ مالی‌، اقتصادی‌ و اداری‌ صورت‌ می‌گیرد. سؤال‌‌ این‌ است‌ که‌‌ آیا برای‌ تبادل‌‌ این‌ طیف‌ وسیع‌ و متنوع‌ از اطلاعات‌ تنها باید از یک‌ فناوری‌ خاص‌ استفاده‌ کرد؟ به‌عنوان‌ مثال‌ استفاده‌ گسترده‌ از امضای‌ دیجیتال‌ مستلزم‌ وجود یک‌ مرجع‌ ثالث‌ مستندسازی‌ (زیرساخت کلید عمومی‌ PKI ) است‌ که‌ از قبل‌ در قانون‌ ملی‌ حقوق‌ و تکالیف‌ طرفین‌ مبادله‌ و دفتر خدمات الکترونیکی‌ (مرجع‌ ثالث‌) به‌ روشنی‌ بیان‌ شده‌ باشد. استفاده‌ از‌ این‌ فن‌ مستندسازی‌ برای‌ معاملات‌ کم‌ اهمیت‌ و یا برخی‌ از فعالیت‌های‌ بوروکراتیک‌ پرهزینه‌ و غیرضرور است‌ و به‌ سادگی‌ می‌توان‌ از سایر فنون‌ همچون‌ مستندسازی‌ صوتی‌ -که‌ به‌‌ این‌ زیرساخت نیاز ندارد- استفاده‌ کرد.
از طرفی‌ فنون‌ دیگری‌ مثل‌ بایومتریک‌ وجود دارند که‌ به‌‌اندازه‌ امضای‌ دیجیتال‌‌ایمن‌ هستند.‌ این‌ فناوری‌ نیز به‌ یک‌ مرجع‌ ثالث‌ جهت‌ مستندسازی‌ و گواهی‌ نیاز دارد.‌ آیا‌ این‌ امکان‌ وجود دارد که‌ به‌ جای‌ به‌ وجود آوردن‌ زیرساخت کلید عمومی‌، یک‌ زیرساخت ژنریک‌ که‌ عمومی‌تر باشد‌ایجاد کرد تا بایومتریک‌ و سایر فنونی‌ که‌ در‌آینده‌ اختراع‌ می‌شود تحت‌ پوشش‌ قرار گیرد؟ و‌ آیا تعقیب‌‌ این‌ هدف‌ و دست‌ یافتن‌ به‌ یک‌ راه‌حل‌ مطلوب‌ و‌ایده‌ال‌ است‌؟ تجربه‌ کشورها چه‌ چیزی‌ را نشان‌ می‌دهد؟ از سال 1995 یعنی زمان تصویب اولین قانون امضای دیجیتال توسط‌ایالت یوتا، تاکنون سه رویکرد مهم قانونگذاری وجود داشته است: 1.رویکرد دستوری‌ یا تجویزی (Prescriptive Aproach) 2. رویکرد دوگانه‌ (Aproach Two-Tier) 3. رویکرد‌ «حداقلی‌» ( Minimalist Aproach )

 


2) رویکردهای‌ مختلف‌ قانون‌گذاری‌ در جهان‌

 

2-1- رویکرد دستوری‌ یا تجویزی‌
رهیافت‌ دستوری‌ مبتنی‌ بر تعاریف‌ منجز حقوقی‌ است‌ و جزییات مفصلی را در خصوص یک فناوری خاص در خود جای داده است به همین دلیل سایر مکانیزم‌های‌ مستندسازی‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شود. کشورهای‌ آرژانتین‌، آلمان‌،‌ایتالیا و مالزی‌ از‌ این‌ روش‌ پیروی‌ کرده‌اند‌ این‌ کشورها قانون‌ خود را به‌طور مشخص‌ قانون‌ امضای‌ دیجیتال‌ نامیده‌اند. به‌ جز سنگاپور همه‌‌ این‌ کشورها قبل‌ از سال‌ 1998 اقدام‌ به‌ تصویب‌ قانون‌ کردند اما از‌ این‌ سال‌ به‌ بعد (1998) همة‌ لوایح‌ قانونی‌ و یا گزارش‌ متخصصان‌ ملی‌ بر اساس‌ فناوری‌- خنثی‌ تنظیم‌ شده‌ است‌. مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ (1996) نیز فناوری‌- خنثی‌ است‌ و علاوه‌ بر آن‌ قواعد متحدالشکل‌ آنسیترال‌ برای‌ امضای‌ الکترونیکی‌ به‌ نحوی‌ نگارش‌ شده‌ که‌ سایر فناوری‌های‌ رمزنگاری‌ و مستندسازی‌ را به‌ رسمیت‌ می‌شناسد.

 

2-2- رویکرد ‌ دوگانه
در سطح‌ اول‌، قانون‌گذار بیشتر مکانیزم‌های‌ مستندسازی‌ الکترونیکی‌ را بر مبنای‌ فناوری‌-خنثی‌ می‌پذیرد و به‌‌ این‌ مکانیزم‌ها آثار حقوقی‌ معینی‌ می‌بخشد. به‌عنوان‌ مثال‌ فناوری‌هایی‌ که‌ در سطح‌ اول‌ قبول‌ می‌شوند به‌عنوان‌ اطلاعات‌ مکتوب‌ محسوب‌ شده‌ که‌ به‌ هر حال‌ وجود دارد و قابل‌ ارائه‌ به‌ دادگاه‌ است‌ اما موجب‌‌ این‌ فرض‌ قانونی‌ نیست‌ که‌ هویت‌ یا قصد امضاءکننده‌ محرز باشد. در سطح‌ دوم‌، قانون‌گذار طبقه‌ای‌ از فناوری‌های‌ مورد قبول‌ را با آثار مثبت‌ و منفی‌ حقوقی‌ به‌ رسمیت‌ می‌شناسد.‌ این‌ فناوری‌ها اغلب‌ به‌ «مطمئن‌»، «ایمن‌» و یا «برتر» موسوم‌ هستند که‌ با عطف‌ به‌ محک‌های‌ عام‌ و یا با عطف‌ به‌ قانون‌ خاص‌ رمزنگاری‌ نامتقارن‌ و یا جدولی‌ از فناوری‌ها اعتبار می‌یابند. اطلاعات تنظیم‌ شده‌ با استفاده‌ از یکی‌ از‌ این‌ روش‌ها نوعاً به‌عنوان‌ سند محکمه‌پسند محسوب‌ می‌شوند که‌ مثلاً هویت‌ امضاءکننده‌ و تمامیت‌ محتوای‌ سند مفروض‌ داشته‌ می‌شود. در‌ این‌ سطح‌ قانون‌گذار چاره‌ای‌ جز آن‌ ندارد که‌ مسایل‌ مربوط‌ به‌ دفاتر خدمات الکترونیکی‌ ثالث‌ (از جمله‌ PKI ) را مورد توجه‌ قرار دهد.
رهیافت‌ دوگانه‌ تقریباً یک‌ روش‌ خود-مستندسازی‌ محسوب‌ می‌شود زیرا به‌ همة‌ اطلاعات‌ الکترونیکی‌ به‌عنوان‌ یک‌ حداقل‌ قانونی‌ اعتباری‌ در حد سند مکتوب‌ می‌بخشد (ماده‌ 5 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌: اثر حقوقی و اعتبار اطلاعات الکترونیکی‌ نباید صرفاً به‌ دلیل‌ شکل آن رد شود). و پیش‌ از‌ این‌ با رعایت‌ شروطی‌ که‌ در متن‌ قانون‌ آمده‌ (رعایت‌ محک‌های‌ امنیتی‌ و مطمئن‌سازی‌) آثار حقوقی‌ قوی‌تری‌ در نظر گرفته‌ می‌شود.‌ این‌ رهیافت‌ برای‌ سیستم‌های‌ باز و بسته‌ قابل‌ استفاده‌ خواهد بود.
‌ این‌ رویکرد در لایحة‌ توجیهی‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ سال‌ 1378 مورد توجه‌ قرار گرفت‌. در‌ این‌ لایحه‌ برای‌ امضاء در دو سطح‌ اعتبار قانونی‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌. امضای‌ الکترونیکی‌ شامل‌ هر نوع‌ علامت‌، حرف‌ و ... است‌ که‌ هر واسط‌ الکترونیکی‌ می‌تواند آن‌ را تولید کند. در‌ این‌ وضعیت‌ اعتبار قانونی‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ یک‌ حداقل‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ می‌شود. اما در سطح‌ دوم‌ دو شاخه‌ اصلی‌ برای‌ امضای‌ مطمئن‌ قایل‌ شده‌ است‌ که‌ در یک‌ شاخه‌ محک‌های‌ عام‌ یک‌ امضای‌ مطمئن‌ معرفی‌ می‌شوند و در شاخه‌ دیگر امضای‌ دیجیتال‌ و زیرساخت کلید عمومی‌توصیف‌ شده‌اند. با اصلاحاتی که در متن جدید پیشنویس قانون تجارت الکترونیکی به‌عمل آمده، شاخه دوم محول به تدوین‌ آیین‌نامه‌های خاص شده است و توابع ضروری آن مثل‌ایجاد زیرساخت کلید عمومی‌(PKI) در دل یک زیرساخت بزرگتر و عمومی‌تر -موسوم به Certification Service Provider که یک زیرساخت ژنریک است-، قرار گرفته است تا سایر فناوری‌ها نیز بتوانند از امکانات زیرساخت گواهی بهره ببرند.
نکتة‌ دیگری‌ که‌ به‌ بحث‌ مستندسازی‌ اطلاعات‌ مربوط‌ می‌شود مسأله‌ سیستم‌ حقوقی‌ ادلة‌ اثبات‌ در‌ایران‌ است‌. ادلة‌ اثبات‌ در قانون‌ مدنی‌‌ایران‌ احصاء شده‌ است‌ و به‌ نظر می‌رسد که‌ بهتر است‌ هرگونه‌ اصلاح‌ اساسی‌ در سیستم‌ دلایل‌ از طریق‌ قانون‌ مدنی‌ صورت‌ پذیرد لذا در مرحلة‌ اول‌ و در بخش‌ مربوط‌ به‌ اصول‌ اساسی‌ ادله‌ اثبات‌ عنوان‌ جدیدی‌ -ششم‌ و مثلاً دلیل‌ الکترونیکی‌ و یا ذیل‌ اسناد-، به‌ قانون‌ مدنی‌‌ایران‌ افزوده‌ شود. البته‌ به‌ نظر می‌رسد بهتر است‌ واژه‌ای‌ عام‌تر انتخاب‌ شود زیرا معلوم‌ نیست‌ در‌آینده‌ پیشرفت‌ فناوری‌های‌ اطلاعاتی‌ چه‌ واسط‌های‌ دیگری‌ را با آثار و تبعات‌ مشابه‌- به‌ بازار عرضه‌ کند. قانون‌گذار فرانسوی‌ نیز از‌ این‌ روش‌ پیروی‌ کرده‌؛ ابتدا قانون‌ مدنی‌ خود را – ماده‌ 1316 و توالی‌ آن‌ - تحت‌ عنوان‌ دلیل‌ ادبی‌ یا مکتوب‌ (literal proof) اصلاح،‌ سپس‌ در دستورالعمل شورای دولتی، مواد مربوط‌ به‌ امضای الکترونیکی‌ مدون‌ شده‌ است‌.
قانون‌ مبادلات‌ الکترونیکی‌ سال‌ 1998 سنگاپور نیز مثال‌ خوبی‌ است‌.‌ این‌ قانون‌ یک‌ تفکیک‌ پایه‌ای‌ بین‌ سوابق‌ الکترونیکی‌ و امضاء از یک‌ طرف‌ و سوابق‌ و امضای الکترونیکی‌ مطمئن‌ از طرف‌ دیگر قایل‌ شده‌ است‌. امضای‌ الکترونیکی‌ یعنی‌ مجموعه‌ای‌ از حروف‌، اعداد، یا علایم‌ دیجیتال‌ که‌ به‌ سابقه‌ (ثبت‌) الکترونیکی‌ ضمیمه‌ یا الصاق شده است‌ و به‌ قصد مستندسازی‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ یک‌ سابقه‌ ساخته‌ می‌شود.
در‌ این‌ قانون‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ فی‌الواقع‌ یک‌ امضاء محسوب‌ می‌شود (گرچه‌ محدودیت‌هایی‌ در ارتباط‌ با قصد، انتقال‌ مال‌ غیرمنقول‌، و اسناد مشابه‌ وجود دارد) و به‌ هر طریقی‌ قابل‌ اثبات‌ است‌. در عوض‌ یک‌ «امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌» یا یک‌ امضای‌ دیجیتال‌ است‌ و مطابق‌ با استانداردهای‌ امضای‌ دیجیتال‌ مندرج‌ در قانون‌ به‌ وجود آمده‌ و یا «یک‌ فرآیند مطمئن‌ تجاری‌ معقول‌ است‌ که‌ طرفین‌ آن‌ را به‌ رسمیت‌ شناخته‌اند». به‌‌ این‌ ترتیب‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ باید 1) نسبت‌ به‌ شخص‌ استفاده‌کننده‌ منحصر به‌ فرد باشد 2) قابلیت‌ تعیین‌ هویت‌ شخص‌ را داشته‌ باشد 3) به‌ نحوی‌‌ایجاد شده‌ باشد که‌ تحت‌ کنترل‌ انحصاری‌ شخص‌ استفاده‌کننده‌ بوده‌ باشد و 4) به‌ نحوی‌ به‌ سند الکترونیکی‌ متصل‌ شده‌ باشد که‌ تمامیت‌ آن‌را بتوان‌ تصدیق‌ کرد.
اسنادی‌ که‌ به‌ وسیلة‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ تولید می‌شوند فرض‌ تمامیت‌ را در دل‌ خود دارند‌ این‌ فرض‌ که‌ امضاء متعلق‌ به‌ شخص‌‌ایجادکننده‌ است‌ و‌ این‌ فرض‌ که‌ کاربر، امضاء را به‌ قصد امضاء به‌علاوه‌ سایر تبعات‌ حقوقی‌ آن‌ از جمله‌ تأیید سند لحاظ‌ کرده‌ است‌.‌ این‌ قانون‌، امضای‌ دیجیتال‌ را به‌عنوان‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ محسوب‌ و یک‌ رژیم‌ جامع‌ راجع‌ به‌ آن‌ تدوین‌ کرده‌ است‌.
دستورالعمل‌ اتحادیه‌ اروپا (European Directive 1999/93/ce) نیز تقریباً رهیافتی‌ دوگانه‌ معرفی‌ کرده‌ است‌. تفکیک‌ اصلی‌ در‌ این‌ دستورالعمل‌ بین‌ «امضای‌ الکترونیکی‌» و «گواهی‌های‌ معتبر» است‌. یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ امضایی‌ است‌ که‌ چهار معیار مثل‌ آن‌ها که‌ در بالا راجع‌ به‌ قانون‌ سنگاپور توصیف‌ شد - تک‌ بودن‌، هویت‌، امنیت‌ و تمامیت‌ را دارا باشد و‌ این‌ دستورالعمل‌ کشورهای‌ عضو را از‌ این‌ که‌ صرفاً به‌ دلیل‌ الکترونیکی‌ بودن‌ آن‌ را نپذیرند نهی‌ می‌کند. در عوض‌ «گواهی‌ معتبر» یک‌ «گواهی‌ دیجیتال‌ است‌ که‌ وسیله‌ تطبیق‌دهی‌ امضا را به‌ شخص‌ اتصال‌ می‌دهد تا هویت‌ وی‌ تأیید شود» و به‌معنای‌ رعایت‌ الزامات‌ فنی‌ است‌ که‌ در ضمیمه‌ شماره 1 دستورالعمل‌ آمده‌ است‌. کشورهای‌ عضو متعهد هستند که‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مبتنی‌ بر گواهی‌های‌ معتبر را به‌عنوان‌ امضایی‌ که‌ لوازم‌ قانونی‌ امضای‌ دست‌ نوشته‌ را رعایت‌ کرده‌ محسوب‌ کنند و آن‌را به‌عنوان‌ دلیل‌ در دادرسی‌ بپذیرند (مثل‌ سند کاغذی‌) اما فقط‌ به‌ شرط‌ آن‌که‌ امضای‌ الکترونیکی‌ با استفاده‌ از «وسیله‌‌ایجاد امضای‌ مطمئن‌» صورت‌ گرفته‌ باشد (همانطور که‌ در ضمیمه‌ شماره 3 تعریف‌ شده‌ است‌).
در سطح‌ بین‌المللی‌، آنسیترال‌ نیز رهیافت‌ دوگانه‌ای‌ در قواعد متحدالشکل‌ اتخاذ کرده‌ است‌. پیش‌نویس‌ قواعد متحدالشکل‌ بین‌ «امضای‌ الکترونیکی‌» که‌ باید مقررات‌ وسیع‌ ماده‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ را رعایت‌ کند و گروه‌ بسته‌تر امضاء (موسوم‌ به‌ پیشرفته‌) که‌ طرفین‌ مطابق‌ قرارداد، استاندارد بالاتری‌ را رعایت‌ خواهند کرد تفکیک‌ قایل‌ می‌شود. امضای‌ الکترونیکی‌ امضایی‌ همراه‌ با تبعات‌ حقوقی‌ است‌ که‌ باتوجه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ مناسب‌ از جمله‌ یک‌ قرارداد شکل‌ گرفته‌ است‌. امضای‌ الکترونیکی‌ «مطمئن‌» یا «پیشرفته‌» (enhanced) امضایی‌ است‌ که‌ فروض‌ مختلف‌ را در دل‌ خود دارد از جمله‌‌اینکه‌ پیام‌ امضاء شده، شخص‌ موردنظر آن‌را امضاء کرده‌ و داده‌پیام‌ هیچ‌ تغییری‌ نکرده‌ است‌.
در مورد به‌ رسمیت‌ شناختن‌ توافق‌های‌ خصوصی‌ در خصوص‌ امضای‌ پیشرفته‌ یا مطمئن‌ در سی‌ و دومین‌ نشست‌ گروه‌ کاری‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ سازمان‌ ملل‌ در ژانویه‌ 1998، نظر اعضای‌ شرکت‌کننده‌‌ این‌ بود که‌ آزادی‌ قراردادهای‌ خصوصی‌ و آزادی‌ طرفین‌ در انتخاب‌ فناوری‌ مستندسازی‌ با‌ این‌ خطر مواجه‌ است‌ که‌ طرفین‌ به‌ فناوری‌های‌ مستندسازی‌ غیرمطمئن‌ تکیه‌ کنند در نتیجه‌‌ این‌ امر در تعارض‌ با مادة‌ قبل‌ از آن‌ که‌ به‌ تعریف‌ امضای‌ پیشرفته‌ پرداخته‌ قرار گیرد. بنابر این‌ پیشنهاد شد که‌ طرفین‌ قرارداد به‌طور صریح‌ اعلام‌ کنند که‌ فناوری‌ پذیرفته‌ شده‌ در قرارداد آثار یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ را داراست‌ و‌ این‌ مضمون‌ در ماده‌ مربوط‌ به قانون‌ لحاظ‌ شود.

 

2-3- رویکرد‌ «حداقلی‌»
امروزه‌ بیشتر قانون‌گذاران‌ ملی‌ مایلند که‌ از تدوین‌ قواعد و استانداردهای‌ جزیی‌ برای‌ فنون‌ متفاوت‌ مستندسازی‌ اجتناب‌ کرده‌ و حداقل‌ ضوابط‌ را برای‌ شناسایی‌ حقوقی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ تعیین‌ کنند. گزارش‌ گروه‌ متخصصان‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ استرالیا تحت‌ عنوان‌ «تجارت‌ الکترونیکی‌: ساخت‌ چارچوب‌ حقوقی‌» به‌ بررسی‌ قوانین‌ موجود در سطح‌ ملی‌ و نمونه‌ قوانین‌ بین‌المللی‌ پرداخته‌ و در بخشی‌ از گزارش‌ خود یادآور شده‌:
«در تصویب‌ قانونی‌ که‌ به‌‌ایجاد یک‌ رژیم‌ مفصل‌ قانونی‌ برای‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ منجر شود باید احتیاط‌ کرد چون‌ بدون‌ رویکرد متحدالشکل‌ بین‌المللی‌ در امر قانون‌گذاری‌، ممکن‌ است‌ بدون‌ توجه‌ به‌ راه‌حل‌های‌ مناسب‌ بازار یک‌ راه‌حل‌ نامتناسب‌ اتخاذ شده‌ باشد. به‌ دلیل‌ تحولات‌ سریع‌ در‌ این‌ عرصه‌، بهتر‌ این‌ است‌ که‌ بازار را برای‌ انتخاب‌ آزاد بگذاریم‌ مثل‌ سطوح‌ امنیتی‌ و اطمینان‌پذیری‌ مورد لزوم‌ امضا. بنابراین‌ توصیه‌ می‌شود که‌ قانون‌گذار صرفاً راجع‌ به‌ آثار حقوقی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ بحث‌ کند».
گزارش‌ ادامه‌ می‌دهد که‌ ماده‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ که‌ استانداردهای‌ وسیعی‌ برای‌ شناسایی‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ تعیین‌ کرده‌ تنها قانون‌ ارائه‌ شده‌ای‌ است‌ که‌ تعیین‌ یک‌ چارچوب‌ را برای‌ فنون‌ متفاوت‌ مستندسازی‌ الکترونیکی‌ لازم‌ دانسته‌. از‌ این‌رو گزارشگر استرالیایی‌ به‌ طور خاص‌‌ این‌ پیشنهاد را که‌ استفاده‌ وسیع‌ از امضای‌ دیجیتال‌ و سایر مستندسازی‌های‌ الکترونیکی‌ لازمه‌اش‌ وجود یک‌ چارچوب‌ قانونی‌ برای‌ تعیین‌ حقوق‌، وظایف‌، و مسئولیت‌های‌ اطراف‌ مبادله‌ در تأمین‌ امنیت‌ مبادلات‌ الکترونیکی‌ است‌ رد می‌کند.
توصیه‌‌ این‌ گروه‌ متخصص‌ در پیش‌نویس‌ لایحة‌ مبادلات‌ الکترونیکی‌ ژانویة‌ 1999 مورد توجه‌ واقع‌ شد. مادة‌ 10 پیش‌نویس‌ لایحه‌ آثار وسیعی‌ به‌ امضای‌ الکترونیکی‌ که‌ به‌ روش‌ «مطمئن‌ و متناسب‌ اهداف‌ مورد تبادل‌ اطلاعات‌»‌ایجاد شده‌، بخشیده‌ است‌.

 

3) آثار و فروض‌ قانونی‌

 

3-1- اثر حقوقی‌
قوانینی‌ که در زمینه امضای‌ الکترونیکی‌ تدوین می‌شوند استنادپذیری‌ آنرا‌ در سیستم قضایی تبیین می‌کند‌. قانون‌گذاران قواعد خاصی را مثل امضاء یا مکتوب‌ در نظر می‌گیرند برای‌ مثال‌ گزارش‌ دیوان‌ عدالت‌ کانادا می‌گوید‌ کلمة‌ «مکتوب‌» 1600 بار در قوانین‌ کانادا تکرار شده‌ است‌. برای‌ فایق‌ آمدن‌ بر مشکل‌ اثر حقوقی‌ یک‌ سند الکترونیکی‌ مادة‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ می‌گوید: « (1) روشی‌ استفاده‌ شود که‌ از طریق‌ آن‌ هویت‌ امضاءکننده‌ و تأیید محتوای‌ داده‌پیام وسیلة‌ وی‌ محرز شود. (2) روشی‌ مطمئن‌ محسوب‌ می‌شود که‌ با توجه به اوضاع و احوال شامل‌ قراردادهای مربوطه، ‌متناسب‌ با هدف‌ داده‌پیام‌، تولید یا مبادله‌ شده باشد.»‌ این‌که‌ قانون‌گذاران‌ چگونه‌‌ این‌ مفاد را در قانون‌ ملی‌ اعمال‌ می‌کنند زیاد مشخص نیست.
البته‌ سیستم‌ قضایی‌ امریکا در دعاوی‌ که‌ مطرح‌ بوده‌ نشان‌ داده‌ که‌ تفاوت‌ زیادی‌ بین‌ تلکس‌، فاکس‌ و امضای‌ الکترونیکی‌ قایل‌ نیست‌ و همانطور که‌ در مبادلات‌ بازرگانی‌ و موارد قبلی‌ آن‌ها را پذیرفته‌ در مورد امضای‌ دیجیتال‌ خواهد پذیرفت‌. «قاعدة‌ بهترین‌ دلیل‌» (best evidence rule) عنوانی‌ است‌ که‌ محاکم‌ امریکا با استناد به‌ آن‌ به‌ نحوی‌ قانونی‌ نسبت‌ به‌ پذیرش‌ ادلة‌ جدید از خود عکس‌العمل‌ نشان‌ می‌دهند.
وضعیت‌ در سیستم‌ حقوق‌ نوشته‌ (civil law) پیچیده‌تر است‌. قانون‌ کشورهای‌ حقوق‌ نوشته‌ در مورد ادلة‌ اثبات‌ بیشتر دستوری‌ و توصیفی‌ است‌. در‌اینگونه‌ کشورها از جمله‌ کشور ما‌ سلسله‌ مراتبی‌ از ادله‌ وجود دارد که‌ ارزش‌ اثباتی‌ هر یک‌ از آن‌ها به‌ دقت‌ تعیین‌ شده‌ است‌. گزارش‌ ملی‌ فرانسه‌ تأکید می‌کند که‌ قانون‌ مدنی‌ در شرایط‌ متفاوتی‌ وجود یک‌ امضای‌ دست‌ نوشته‌ یا اصل‌ سند را لازم‌ می‌داند و لازمة‌ سلسله‌ مراتب‌ ادلة‌ اثبات،‌ ارزش‌ اثباتی‌ متفاوت‌ هر یک‌ از آن‌ها است‌ که‌ یکی‌ از موارد آن‌، اثبات‌ امضای‌ یک‌ سند است‌ (طیفی‌ از امضای‌ انجام‌ شده‌ در دفتر ثبت‌ اسناد یا امضاهایی‌ که‌ از طریق‌ فاکس‌ ارسال‌ می‌شود و کپی‌ امضاء).‌ این‌ گزارش‌ نتیجه‌ می‌گیرد که‌ قانون‌ مدنی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ را پوشش‌ نمی‌دهد، و باید قانون‌ در‌ این‌ زمینه‌ اصلاح‌ شود (برای آگاهی بیشتر به کتاب ادله اثبات در محیط‌های دیجیتال از انتشارات محدود شورای عالی انفورماتیک کشور 1374 مراجعه کنید).
ایتالیا نیز در‌ این‌ مورد اقداماتی‌ انجام‌ داده‌ است‌ و در حال‌ حاضر اطلاعات الکترونیکی‌ امضای‌ دیجیتال‌ شده را که‌ به‌ وسیلة‌ دفتر خدمات الکترونیکی‌ صالح‌ گواهی‌ شده در حکم‌ اسناد امضاء شده دستی‌‌ می‌داند و ارزشی‌ معادل‌ آن‌ اعطا کرده‌ است‌. براساس‌ دستورالعمل‌ اتحادیة‌ اروپا کشورهای‌ عضو متعهد هستند که‌ اثر حقوقی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ را که‌ شامل‌ اعتبار و قابلیت‌ اجرای‌ آن‌ است‌ صرفاً به‌دلیل قالب‌ الکترونیکی‌ آن انکار نکنند. البته‌ اتحادیة‌ اروپا استاندارد بالایی‌ برای‌ اعتبار و قابلیت‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ در نظر گرفته‌ از جمله‌ (1) منتسب به‌ فرد امضاءکننده‌ باشد. (2) قابلیت‌ تعیین‌ هویت‌ امضاءکننده‌ را داشته‌ باشد. (3) زمان‌ امضاء تحت‌ کنترل‌ انحصاری‌ صاحب‌ امضا باشد (4) به‌ نحوی‌ متصل‌ به‌ داده‌ باشد که‌ هرگونه‌ تغییر در داده‌ مشخص‌ شود.‌ این‌ پیش‌نویس‌ دستورالعمل‌، بیش‌ از مادة‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ دستوری‌ و توصیفی‌ است‌.

 

3-2- فرض‌ قانونی‌
همة‌ رویکردهای قانونی مذکور سعی‌ دارند تا تفاوتی‌ بین‌ امضای‌ الکترونیکی‌ و امضای‌ سنتی‌ به‌ وجود نیاید. بعضی‌ فراتر از‌ این‌ رفته‌ و فروض‌ قانونی‌ معینی‌ را برای‌ امضای‌ الکترونیکی‌ قایل‌ شده‌اند. مثل‌ فرض‌ هویت‌ و قصد امضاء. حتی بعضی‌ از قانون‌گذاران‌ آنرا‌ در حد اسناد مهر و موم‌ شده‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌اند.‌ این‌ تمایلات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از نظر قانون‌گذاران‌ امضای‌ دیجیتال‌ نه‌ تنها می‌تواند جایگزین‌ امضای‌ دستی‌ باشد بلکه‌ در بعضی‌ موارد حتی‌ مطمئن‌تر از آن‌ است‌.
دستورالعمل‌ اروپایی می‌گوید که‌ یک‌ «مرجع‌ صالح‌» -مثلاً دفتر خدمات الکترونیکی‌ که‌ مطابق‌ ضمیمه‌ شمارة‌ 2 تأسیس‌ شده‌- باید به‌ وسیلة‌ کشورهای‌ عضو به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شود و مرجع‌ صالح‌ اطلاعات‌ را توثیق کند سپس‌‌ این‌ اطلاعات‌، چنانچه به‌ وسیلة‌ امضای‌ مطمئن‌‌ایجاد شده‌ باشد، همچون‌ اطلاعاتی‌ که‌ به‌ وسیله‌ امضای‌ دست‌نوشته‌ رسمیت‌ یافته‌ در محاکم‌ پذیرفته‌ می‌شوند. استاندارد امضای‌ مطمئن‌ یا‌ایمن‌ در ضمیمة‌ شمارة‌ 3 دستورالعمل‌ آمده‌ است‌.
این‌ استانداردها دقیق‌تر از محک‌های‌ موجود برای‌ امضای‌ دست‌نوشته‌ هستند. مثلاً: «به‌ طور معقول‌‌ایمن‌ شده‌ باشد» یا «به‌ طور مطمئن‌ توسط‌ دارندة‌ مجاز مهر و موم‌ ] الکترونیکی‌[ شده‌ باشد». اگرچه‌ بعضی‌ کشورهای‌ عضو حتی‌ بیش‌ از‌ این‌ را برای‌ «وسایل‌‌ایجاد امضای‌ ایمن‌» خواهان‌ هستند. برای‌ مثال‌، لزوم‌ ذخیره‌شدن‌ کلید اختصاصی در کارت‌های‌ هوشمند.‌ این‌ اختلافات‌ هنوز به‌طور کامل رفع‌ نشده است.
در قانون‌ مدنی‌‌ایران‌ سند بر دو نوع‌ است‌: رسمی‌و عادی‌ (ماده‌ 1286). اسنادی‌ که‌ در اداره‌ ثبت‌ اسناد و املاک‌ و یا دفاتر رسمی‌یا در نزد سایر مأمورین‌ رسمی‌در حدود صلاحیت‌ آن‌ها و بر طبق‌ مقررات‌ قانونی‌ تنظیم‌ شده‌ باشند رسمی‌است‌ (ماده‌ 1287) و غیر از اسناد مذکور در ماده‌ 1287 سایر اسناد عادی‌ است‌ (ماده‌ 1289). سپس‌ ماده‌ 1291 به‌ اسناد عادی‌ در دو مورد اعتبار اسناد رسمی‌می‌دهد: 1- اگر طرفی‌ که‌ سند بر علیه‌ او اقامه‌ شده‌ است‌ صدور آن‌را از منتسب‌الیه‌ تصدیق‌ نماید. 2- هرگاه‌ در محکمه‌ ثابت‌ شود که‌ سند مزبور را طرفی‌ که‌ آن‌را تکذیب‌ یا تردید کرده‌ فی‌الواقع‌ امضا یا مهر کرده‌ است‌. به‌‌ این‌ ترتیب‌ دو سطح مختلف قانونی‌ برای‌ مستندسازی اطلاعات وجود داد که‌ باتوجه‌ به‌ نوع‌‌ایجاد آن،‌ فروض‌ قانونی‌ متفاوت خواهد داشت‌. در سطح اول، چنانچه مضمون‌ ماده‌ 1287 ق‌. م‌. ا. رعایت‌ شود چنین فرض‌ می‌شود که‌ تبعات‌ حقوقی‌ یک‌ امضاء (هویت‌ امضاکننده‌، تمامیت‌ سند، قبول‌ تعهدات‌ مندرج‌ در آن‌ و غیره‌) نسبت‌ به‌ شخص‌ امضاءکننده‌ پیوسته‌ برقرار است‌ مگر آنکه‌ خلاف‌ آن‌ (تنها به‌عنوان‌ جعل‌ سند) ثابت‌ شود. بار اثبات‌ به‌ عهده‌ مدعی‌ جعل‌ است‌. به‌‌ این‌ ترتیب‌‌ایجاد و ثبت اطلاعاتی که‌ مزین به‌ تشریفات‌ رسمی‌است‌ از اعتبار قریب‌ به‌ یقین‌ برخوردار است‌ و بنابراین‌ از ارزش‌ اثباتی‌ قاطع برخورداراست‌. سطح‌ دوم‌ وقتی‌ است‌ که‌ تشریفات‌ تصدیق اطلاعات مطابق‌ قوانین‌ رعایت‌ نمی‌شود در نتیجه‌ با امضای‌ عادی‌ روبرو هستیم‌ که‌ اطلاعات مربوطه‌ را در حد یک‌ سند عادی‌ (به عبارت دقیق‌تر در حد یک نوشته کتبی) تنزل‌ می‌دهد. در‌ این‌ مرحله‌ شخصی‌ که‌ امضاء منتسب‌ به‌ اوست‌ می‌تواند آنرا تکذیب کند (تردید یا انکار) کند و در هر حال‌ اثبات‌ صحت‌ آن‌ امضاء بر عهده‌ طرف مقابل است‌. لذا به‌ محض‌ آنکه‌ شخص‌ امضاء را تأیید کرد در حکم‌ سند رسمی‌و اعتبار امضاء همچون‌ امضای‌ مندرج‌

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله طرح توجیهی قانون تجارت الکترونیکی

دانلودمقاله زندگینامه شهید مهندس جواد تندگویان

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله زندگینامه شهید مهندس جواد تندگویان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 واد تندگویان درسپیده‌دم روز 26 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. قدومش مایه برکت و خیر برای خانواده بود و وجودش روشنی بخش جانشان.قبل از اینکه به مدرسه برود پدرش او را به مسجد برد و با قرآن آشنا کرد. پدرش از هواداران آیت الله کاشانی ـ روحانی مبارز، مشهور بود. جواد در محیط ساده خانواده آموخت که معیار اصلی و هدف واقعی زندگی تجمل و رفاه نیست. بلکه غیر از مادیات، ارزشهای والاتر و برتر دیگری نیز وجود دارد. به همین دلیل در طول زندگی خود هیچ‌گاه اجازه نداد وسیله برای او هدف شود.
جواد اکثر شبها، با قدم‌های کودکانه‌اش همراه پدر و پدربزرگ به مسجد «بینایی» و هیات «بنی‌فاطمه» و فاطمیون خانی‌آباد می‌رفت. ساکت و آرام در گوشه‌ای می‌نشست و به نماز خواندن مومنان نگاه می‌کرد و گوش او به تدریج با دعا و گفتار عالمان دین آشنا شد. هنوز به دبستان نرفته بود که در صف نماز جماعت در کنار پدر و پدربزرگ خود ایستاد و نماز خواند و درس خضوع و خشوع در برابر حق و ایستادگی در مقابل هرچه غیرخدایی، را آموخت. در کنار پدر و پدربزرگش در جلساتی که بعد ازهیات به گونه‌ای خصوصی برگزار می‌شد شرکت داشت و با مبارزه مکتبی آشنا شد و تا آخرین دقایق حیات پرافتخارش از مبارزه دست نکشید و مسجد و هیات را ترک نکرد.
مهندس تندگویان با وجود اینکه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به عنوان سهمیه بانک ملی به دست آورده بود. در مصاحبه به دلیل اینکه مذهبی متعصب شناخته شد کنار گذاشته شد. ایشان با توجه به علاقه‌ای که داشتند در سال 1354 به تحصیل در دانشکده نفت آبادان مشغول می‌شوند و فعالیت‌های اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشکده دنبال می‌کنند. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس تندگویان ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند. 40 روز بعد شهید تندگویان که به قصد تشویق و تقدیر کارکنان شجاع تاسیسات نفتی از یک راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفته و به اسارت گرفته می‌شوند که پس از تحمل سالها اسارت به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
دوران ابتدایی
شوق آموختن و علاقه به اینکه جواد خودش بتواند کتاب بخواند و خط بنویسد، باعث شد که پدر زودتر او را به دبستان بگذارد. دبستان اسلامی جواد از شهرت خاصی درخانی‌آباد برخوردار بود. مدیر و معلمان مدرسه به این طفل ضعیف و نحیف ابجدخوان که می‌توانست بیشتر آیات و سوره‌های کوچک قرآن را که از پدرش آموخته بود، بخواند، علاقه شدیدی داشتند و تا پایان دروه ابتدایی اجازه نداند، خانواده‌اش او را از آن مدرسه به مدرسه دیگری منتقل کنند.
جواد قبل از ورود به مدرسه، نام شهید نواب صفوی را شنیده بود، نام غلامرضا را نیز در دبستان از سایر دانش‌آموزان شنید. این دو الکوی کودکی جواد بودند و اگرچه جواد نتوانست جسم خود را پرورش دهد اما از نظر روحی، روحیه‌ای مقاوم و نیرومند پیدا کرد.
یک شب جواد در مسجد محله شگفتی آفرید. ماجرای آن شب را، بعد از گذشت سالها، هنوز قدیمی‌ترهای خانی‌آباد به یاد دارند. در آن ایام، معمولا سرشب برق محلات تهران قطع می‌شد و مومنین مجبور می‌شدند قبل از وقت مسجد را ترک کنند. آن شب به محض اینکه برق قطع شد، جواد بلافاصله باصدای کودکانه خود شروع به خواندن دعای کمیل کرد و مانع ترک مسجد شد.
در دوره دانش‌آموزی جواد در دبستان، در فاصله بین سالهای 1332تا 1336 اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور نیز دگرگون شد و حوادثی روی داد که زمینه‌ساز قیام خونین 15خرداد 1342 در ایران بود .
ورود به وزارت نفت
تندگویان پس از پیروزی انقلاب به وزارت نفت دعوت شد. به دلیل مشکلات فراوان در جنوب و به ویژه در آبادان، وی به عنوان نمایندهٔ وزیر نفت در مناطق جنوب به آبادان اعزام شد. چندی بعد به سمت مدیر شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب منصوب شد. فعالیت در این سمت تا زمان نخست وزیری محمدعلی رجایی ادامه داشت.
اقدامات او در ارتباط با ایجاد آرامش در مراکز صنعتی جنوب، مدیریت فعالیتهای صنعتی، و راه‌اندازی پروژه‌های نفتی باعث شد محمدعلی رجایی، نخست وزیر وقت، در ۱۰ مهر ۱۳۵۹ او را به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی کند.

ناگفته‌هایی درباره شهید تندگویان
شهید مهندس محمدجواد تندگویان، بیش از چهل روز وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران نبود، اما در همین مدت کوتاه، گام‌های بلندی برای اعتلای صنعت نفت کشور برداشت.
25 آذرماه سالروز شهادت محمدجواد تندگویان، وزیر نفت کابینه شهید رجایی، در زندان‌های عراق است. درباره زندگی و خصوصیات اخلاقی و کاری شهید تندگویان، گفت‌وگویی را با همکار و هم‌رزم او، مهندس سیدمحسن یحیوی انجام داده‌ایم که می‌خوانید. یحیوی سال‌ها در مجموعه وزارت نفت سابقه خدمت دارد و به همراه شهید تندگویان دوره اسارت را گذرانده است. او حالا نماینده مجلس شورای اسلامی است و در کمیسیون انرژی مجلس فعالیت می‌کند. شخصیت شهید تندگویان و فعالیت‌های قبل از پیروزی انقلاب سیدمحسن یحیوی در خصوص نقش شهید تندگویان در جریان انقلاب اسلامی می‌گوید: می‌توان از شهید تندگویان به عنوان یک الگوی متعهد و متخصص در مجموعه وزارت نفت نام برد. کسی که در دوران دانشکده، در عین داشتن ریاست جامعه اسلامی مهندسین دانشکده و فعالیت‌های وسیع فوق برنامه، به عنوان دانشجوی رتبه اول شناخته می‌شد. از نظر فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی علی‌رغم اختناق دوران ستم‌شاهی، ایشان با جرات و جسارت به همراه دیگر هم‌رزمانش فعالیت‌های وسیعی را در سطح آبادان داشتند. بعد از فارغ‌التحصیلی به عنوان کارشناس نفت به استخدام پالایشگاه نفت تهران درآمد و با وجود داشتن زن و فرزند و نیاز به داشتن فعالیت تمام وقت در پالایشگاه، ارتباط خود را با دانشکده نفت آبادان و به‌ویژه انجمن اسلامی دانشکده نفت حفظ کرد. همین هم بود که باعث شد دکتر کرمی، رئیس وقت دانشکده، گزارشی را برای ساواک درباره او بفرستد چون اقدامات شهید تندگویان باعث حفظ روحیه دانشجویان فعال دانشکده می‌شد. تندگویان پس از این گزارش دستگیر شد و مدت یک سال را در زندان ساواک به سر برد. آن هم در شرایطی که در تمام این یک سال مورد شکنجه‌های سخت ساواک قرار می‌گرفت. پس از آزادی از زندان ساواک، ممنوع‌الاستخدام شده بود در نتیجه از پالایشگاه اخراج شد و چون هرجا که برای کار رجوع می‌کرد، از او کارت عدم سوء پیشینه می‌خواستند، مجبور شد که مدتی به صورت متفرقه کار کند. در این دوره حتی برای مدتی هم به کار مسافرکشی پرداخت. بعد از مدتی توسط مهندس بهروز بوشهری که در آن زمان مدیر کارخانه پارس توشیبا بود و به واسطه وجود ایشان وجود کارت عدم سوء پیشینه قابل چشم‌پوشی بود، دعوت به کار شد و شهید تندگویان راهی رشت شد تا در پارس توشیبا مشغول به کار شود. در مجموعه پارس توشیبا هم از فعالیت‌های سیاسی دست بر نمی‌داشت تا این که بعد از انقلاب در شرایطی که بیشتر مدیران کارخانجات را اخراج می‌کردند، با اصرار از شهید تندگویان خواستند که مدیریت کارخانه را بر عهده بگیرد. بعد از مدتی تندگویان به نفت برگشت و به عنوان مدیر مناطق نفت‌خیز جنوب مشغول به کار شد. با توجه به شرایط سخت آن وقت در مناطق جنوب، عملکرد شهید تندگویان از سوی کارشناسان بسیار چشمگیر بوده است. تندگویان، وزیر بسیجی دولت شهید رجایی سیدمحسن یحیوی در ادامه سخنانش در خصوص به وزارت رسیدن شهید تندگویان می‌گوید: با روی کار آمدن دولت شهید رجایی از او دعوت شد که به عنوان وزیر نفت قبول مسئولیت کند. در طول مدت کوتاه وزارت شهید تندگویان که بیش از چهل روز دوام نداشت، او بیشتر ایام را در مناطق جنگی حضور می‌یافت و ضمن هدایت کارکنان، باعث ایجاد روحیه و دادن قوت قلب به آنان می‌شد. این حضور، تحمل شرایط سخت تاسیسات نفتی مورد حمله دشمن را برای کارکنان این بخش‌ها هموار می‌کرد. در نهایت در آخرین بازدید از منطقه، به همراه مهندس بوشهری، بنده و چند نفر دیگر از معاونان و همکاران خود به اسارت رژیم بعثی عراق درآمد و در زندان عراق هم شربت شهادت را نوشید. مدیریت بسیجی شهید تندگویان در وزارت نفت مهندس یحیوی با اشاره به فعالیت شبانه‌روزی شهید تندگویان در زمان جنگ تحمیلی در خصوص مدیریت وی یادآور می‌شود: در زمان جنگ تحمیلی و در شرایطی که برنامه‌های روزمره هر روز، با روز قبل تفاوت می‌کرد، برنامه‌های کوتاه مدت، بلندمدت و نگاه دراز مدت برای آینده صنعت نفت بعد از جنگ تحمیلی قاعدتا فراروی هر مدیری در مجموعه نفت و به ویژه شخص وزیر بود. شهید تندگویان در این شرایط به خوبی از عهده برنامه‌ریزی برای تنظیم تولید، توزیع و صادرات نفت بر می‌آمد به گونه‌ای که ما در این زمینه مشکلی نداشتیم. از دیگر برنامه‌هایی که مد نظر ایشان بود، برنامه‌ریزی برای توسعه شبکه گازرسانی در کشور بود که در این زمینه اقدامات خوبی را هم انجام دادند. به جرات می‌توان گفت، آن چه تندگویان در عمر کوتاهش انجام داد، در زمان حیاتش بسیار مفید و پس از اسارت و شهادتش زیربنایی برای کار دیگر وزرا قرار گرفت. بی تعلقی شهید تندگویان با وجود صدارت بر دومین شرکت بزرگ نفت دنیا مهندس یحیوی در مورد نگاه شهید تندگویان به کار و زندگی می‌گوید: طول همکاری ما در وزارت نفت مربوط به همان ۴۰ روز وزارت ایشان در وزارت نفت بود. تندگویان در پاسخ به نصیحت کنندگانی که از ایشان می‌خواستند به جای حضور در مناطق جنگی، وقت خود را برای پیگیری امور، در داخل مرکز بگذرانند، اعتقاد داشت، 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  11  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله زندگینامه شهید مهندس جواد تندگویان

دفترچه یادداشت اسکای نویس

اختصاصی از اس فایل دفترچه یادداشت اسکای نویس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دفترچه یادداشت اسکای نویس


دفترچه یادداشت اسکای نویس

به نام خدا

دفترچه یادداشتی اسکای نویس یک دفترچه یادداشت خوش دست و راحت هست که با بیسیک فور اندروید ساخته شده است.

اسکای نویس دارای قالب فوق العاده زیبا به سبک گوگل است.

این برنامه با کتابخونه ی اپ کمبات به طراحی متریال درآمده و همچنین از تولبار راستچین فارسی پشتیبانی میکند.

این دفترچه یادداشت با ناین پچ و مولتی پنل و کتابخونه های دیگر طراحی شده است.

میتوانید این برنامه رو تست کنید در صورت تایید آنرا خریداری کنید.

لطفا مشکلات خود را در تلگرام با ما در میان بگذارید.
ایدی  ما : @gh_bagram
در آخر هم برای تمام شما آرزوی موفقیت میکنم


دانلود با لینک مستقیم


دفترچه یادداشت اسکای نویس

دانلودمقاله محمدتقی بهار

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله محمدتقی بهار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

زمینه فعالیت : شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار
تولد : ۱۲ ربیع‌الاول، ۱۳۰۴ ه‍. ق. / ۱۷ آذر، ۱۲۶۵ / ۸ دسامبر، ۱۸۸۶ مشهد، ایران
مرگ : ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰ / ۲۲ آوریل، ۱۹۵۱ تهران، ایران
محمدتقی بهار (۱۷ آذر ۱۲۶۵ تا ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰)، ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار ایرانی بود.
محمدتقی در مشهد به دنیا آمد. او فرزند میرزا محمدکاظم صبوری بود که قبل از وی لقب ملک‌الشعرا داشت. پس از مرگ صبوری در سال ۱۳۲۲ ه‍. ق. منصب وی و لقب ملک‌اشعرا به دستور مظفرالدین شاه قاجار به محمدتقی هجده‌ساله رسید. در دوران استبداد صغیر در سال ۱۳۲۸ ه‍. ق. بهار به مشروطه‌طلبان خراسان پیوست و در انتشار روزنامهٔ خراسان با آنان همکاری کرد. وی شعرهایی را در این روزنامه چاپ می‌کرد، از جمله شعر معروف «کار ایران با خداست» با مطلع «با شَهِ ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست». این روند تا فتح تهران در ۱ رجب ۱۳۲۷ ه‍. ق. (۲۸ سرطان ۱۲۸۸) به‌دست مشروطه‌طلبان و استعفای محمدعلی شاه ادامه یافت.
پس از فتح تهران، بهار نویسندگی را نیز شروع کرد و اولین مقالات سیاسی و اجتماعی‌اش در طوس با امضای «م. بهار» و بعضی از مقالاتش نیز بدون امضا در حبل‌المتین چاپ کلکته منتشر شد.
بهار در ۱۳۲۸ ه‍. ق. در مشهد روزنامهٔ نوبهار را که نظرات حزب دموکرات را که در همان سال راه‌اندازی شده بود منتشر می‌کرد، تأسیس کرد. بهار هم‌زمان به عضویت کمیتهٔ ایالتی این حزب انتخاب شد. به‌گفتهٔ خود بهار، در روزنامهٔ نوبهار (و بعد از آن تازه‌بهار)، برنامه‌اش «مخالفت با بقای قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت بود». نوبهار به‌دستور کنسول روسیه توقیف شد و بهار بلافاصله روزنامهٔ جدیدش تازه‌بهار را منتشر کرد. اما تازه‌بهار هم در محرم ۱۳۳۰ ه‍. ق. به‌دستور وثوق‌الدوله وزیر خارجهٔ وقت تعطیل شد. بهار و نه نفر از اعضای حزب دموکرات را نیز دست‌گیر کرده و به تهران فرستاندند.
یک سال بعد ملک‌اشعرا دوباره به مشهد برگشت و با اجازهٔ نیرالدوله والی خراسان دوباره روزنامهٔ نوبهار را راه‌اندازی کرد. ولی به‌علت محدودیت‌های سیاسی این بار در زمینهٔ مسائل اجتماعی، اخلاقی، و دینی می‌نوشت. بهار یک سال در نوبهار کار کرد و پس از آن، تقریباً هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی اول، به نمایندگی دورهٔ سوم مجلس شورای ملی، از درجز و کلات و سرخس، انتخاب شد. نوبهار مجدداً از طرف کنسولگری‌های روسیه و بریتانیا توقیف شد و بهار از راه روسیه به تهران رفت.

 

در تهران اعتبارنامهٔ بهار برای وکالت مجلس با مخالفت روبرو شد ولی پس از شش ماه بالاخره قبول شد. بهار روزنامهٔ نوبهار را این بار در تهران دوباره راه‌اندازی کرد که بعد از ماجراهایی مجدداً توقیف شد و بهار به خراسان تبعید شد.

آرامگاه بهار
پس از انقلاب روسیه و شکوفایی مجدد احزاب در ایران، بهار دوباره به تهران برگشت و دوسال پیاپی نیز به عضویت کمیتهٔ مرکزی حزب دموکرات انتخاب شد. در این دو سال بهار انجمن ادبی دانشکده و مجله‌ٔ ادبی‌ای با همین نام دایر کرد و نوبهار را نیز مجدداً برای مدتی راه انداخت. طبق گفتهٔ خود وی، در این دوران به این نتیجه رسید که باید به‌جای روش‌های قبلی‌اش، به ایجاد یک دولت مقتدر مرکزی کمک کند. در این باره، بهار می‌نویسد: «نه به جنگلی‌ها عقیده داشته‌ام نه با خیابانی همراه و هم‌سلیقه بوده‌ام و نه با قیام کلنل محمدتقی خان (به آن طریق) موافقت داشته‌ام».
با ظهور سردار سپه (رضاشاه پهلوی بعدی) و وعدهٔ جمهوری‌اش، بهار با سردار سپه همراه شد ولی پس از مدتی «سر و کلهٔ دیکتاتوری عظیمی را از پشت پرده» دید و انتقاد از دولت سردار سپه را شروع کرد. بهار از قول سردار سپه (پس از روی گرداندن بهار از وی) می‌نویسد: «من ملک را خیلی دوست داشته‌ام ولی خود او نخواست از من استفاده کند».

 

با باز شدن مجلس پنجم که بهار در آن نمایندهٔ ترشیز است، فرار احمدشاه، و فرمانروایی کامل سردار سپه بر ایران، بهار به مخالفت‌های خود ادامه می‌دهد (و از جمله در ۹ آبان ۱۳۰۴ رأی مخالف می‌دهد). در نتیجه به مجلس مؤسسان که اکثر نمایندگان مجلس پنجم در آن عضوند دعوت نمی‌شود. در مجلس ششم بهار برای آخرین بار و این بار از تهران به نمایندگی انتخاب شد و با پایان این دوره از زندگی سیاسی کناره‌گیری می‌کند.
از ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰ بهار دوبار زندانی می‌شود و یک بار نیز به مدت یک سال به اصفهان تبعید می‌شود. در همین درگیری‌ها دیوان اشعارش که در چاپخانهٔ مجلس چاپ شده بود ولی توزیع نشده بود توسط شهربانی ضبط می‌شود و بعد از شهریور ۱۳۲۰ از ۲۸۰ صفحهٔ اولیه تنها ۱۴۰ صفحه پیدا می‌شود. کارهای دیگر بهار نیز، غیر از تاریخ سیستان، مجمل التواریخ، سبک‌شناسی، و چند کتاب درسی، در انبار وزارت فرهنگ مفقود یا «مندرس» می‌شود. وی در ۱۳۲۳ پس از کنار رفتن رضاشاه پهلوی کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی را چاپ کرد و در آن به انحلال سلسه قاجار و روی کار آمدن رضاشاه پرداخت.
پس از رضا شاه , با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی دوره ای کوتاه مردم ایران زندگی سیاسی نسبتا" آزادانه ای را تجربه کردند. این دوره , دوره شکل گیری و فعالیت و تحرک مجدد انجمن‌ها و تشکل های فرهنگی و هنری بود.
انجمن ادبی ایران مجددا" در سال 1320 ش. به ریاست ادیب السلطنه سمیعی و با یاری ملک الشعرای بهار و جمعی از شاعران و نویسندگان پا گرفت .عمارت فرهنگستان ایران در اختیار این جمع قرار گرفت و هر هفته در آن جلسه بر گزار می شد. در این جلسات شاعران و نویسندگان آثار خود را می خواندند و در باره ی آن‌ها بحث و گفت و گو می کردند.در همین انجمن طرح هایی برای تالیف کتاب لغت نامه , داستان و سناریو تهیه شد که در حد طرح ماند.
در همین سال ملک الشعرای بهار جمعیت ایرانی هوادار صلح را بنیان نهاد, و قصیده ی معروف جغد جنگ را بر پیشانی این جمعیت نشاند. روزنامه مصلحت به مدیریت احمد لنکرانی نیز نشریه این جمعیت بود, جمعیتی که بسیاری از شاعران و نویسندگان در آن فعال بودند.
در دوران محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۲۵ شمسی بهار مدتی وزیر فرهنگ شد.
نظر بهار در مورد ریشهٔ دری
به نظر محمدتقی بهار، زبان دری زبانی است که از خراسان به دربار ساسانیان رفته است. به نقل از وی در اصل معنی کلمهٔ «دری» اختلافاتی وجود دارد. مثلاً برهان قاطع ذیل حرف دال می‌نویسد:
گویند لغت ساکنان چند شهر بوده است که آن بلخ و بخارا و بدخشان و مرو است، و طایفه‌ای بر آن‌اند که مردمان درگاه کیان بدان متکلم می‌شده‌اند و گروهی گویند که در زمان بهمن اسفندیار چون مردم از اطراف عالم به درگاه او می‌آمدند و زبان یکدیگر را نمی‌فهمیدند بهمن فرمود تا دانشمندان زبان فارسی را وضع کردند و آن را دری نام نهادند یعنی زبانی که به درگاه پادشاهان تکلّم کنند و حکم کرد تا در ممالک به این زبان سخن گویند ــ و منسوب به درّه را نیز گویند همچو کبک دری و این به اعتبار خوش‌خوانی هم می‌توان بوده باشد زیرا که بهترین لغات فارسی زبان دری‌است.
بر اساس این توجیه‌ها و منابع دیگری از این دست، دو چیز را می‌توان فرض کرد: یکی این که در دربار و در میان بزرگان در خانه و رجال مداین (تیسفون پایتخت ساسانیان) به این زبان سخن می‌گفته باشند. و دیگر آن که این زبان، زبان مردم خراسان و مشرق ایران و بلخ و بخارا و مرو بوده باشد. اجتماع این دو حالت نیز مشکلی ایجاد نمی‌کند و منابعی وجود دارد که هر دو وجه را تأیید می‌کند:روایت ابن‌الندیم از ابن‌مقفع که می‌گوید «دری لغت شهرهای مداین است و در دربار پادشاه بدان زبان سخن می‌گفتند و منسوب است به مردم دربار و لغات اهل خراسان و مشرق و بلخ در آن غلبه دارد». روایت یاقوت از حمزة بن الحسن نیز مطابق روایت ابن‌الندیم است.
بیشتر عبارت‌های فارسی‌ای که در کتب عربی از قول شاهنشاهان ساسانی و رجال آن دوره به شکل دقیق نقل شده است به زبان دری است، نه به زبان پهلوی. از آن جمله عبارتی است که جاحظ در کتاب المحاسن و الاضداد می‌گوید: «و وَقَّعَ عبد الله بنِ طاهر: مَنْ سَعَى رَعَى وَ مَنْ لَزمَ المنامَ رای الأحْلامَ، هذا المَغنی سِرقةٌ مِنْ توقیعاتِ انَوشَرْوان فانه یقول: هرک رَوَذ چَرَذ، و هرک خُسپَذْ خواب بینَذْ». جاحظ در کتاب التّاج نیز عباراتی از شاهنشاهان ساسانی ذکر می‌کند مانند «خرّم خفتار» و غیره که همه به زبان دری است.
محمد بن جریر طبری در تاریخ طبری عبارتی از قول اسماعیل ابن عامر یکی از سرداران سپاه خراسان که مروان ابن محمد آخرین خلیفهٔ اموی را دنبال کرد و در مصر به او رسید، که مروان در آن جنگ کشته شد، می‌گوید که: «اسمعیل به خراسانیان گفت: «دهیذ یا جُوانکان!»» و جای دیگری نیز از قول همین شخص می‌گوید: «یا اهل خراسان مردمان خانه بیابان هستید برخیزید؟» که هردوی این عبارت‌ها به دری است.
ابن قتیبه در عیون الاخبار در شرح رزم «وَهْرَزْ سُوار» با حبشیان در یمن حکایتی ذکر می‌کند و می‌گوید:
سواران ایرانی بر تیرهای خود نام‌ها می‌نوشتند گاه نام شاهنشاه گاه نام خودِ سوار و گاه نام پسر و گاه نام زن ــ وهرز چون با صف حبشه برابر آمد، غلام را گفت تیر از ترکش برآور و فرا من ده، غلام تیری برآورد و به‌دست سوار داد که بر آن تیر نامِ زنِ وهرز نوشته بود، وهرز آن را به فال بد گرفت و با غلام گفت: تویی زن! و این فال بد به تو باز گردد! برگردان و تیری دیگر ده. غلام تیر را به جعبه درانداخت و دست بزد و تیری دیگر برآورد و به‌دست خداوند داد. چون وهرز نگریست باز همان تیر بود! پس وهرز در فالی که زده بود به اندیشه رفت و ناگهان با خود آمده گفت: زنان! سپس گفت زن آن! (یعنی بزن آن را) نیکو فالی‌است این! ...
این داستان می‌رساند که وهرز به زبان دری سخن می‌گفته است یا نقل سخنان او را عرب‌ها از آنجا که زبان بزرگان ایران دری بوده است به همان زبان شنیده و روایت کرده‌اند. به این علت که در زبان پهلوی زن را «کن» می‌گویند و دختر را «کنیزک» ولی فعل زدن با صدای «ز» می‌آید و بنابراین این جناس (بین نام همسر وهرز و بن مضارع «زن») نمی‌توانسته است در زبان پهلوی برقرار باشد، بلکه فقط در دری برقرار است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  15  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله محمدتقی بهار

دانلودمقاله گویش

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله گویش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

مقدمه
گویشی که در حال حاضر کلیمیان ایران به آن صحبت می‏کنند از جملۀ گویشهای ایرانی است که جزو دستۀ گویشهای مرکزی ایران به شمار می‏رود. این گویش امروزه در شهرهای اصفهان، همدان، کاشان، یزد، بروجرد و چند شهر دیگر ایران و نیز در نقاطی در خارج از ایران، چون قفقاز، سمرقند و بخارا رایج است. گفته شده است که گویش فعلی کلیمیان اصفهان، گویش سابق مردم اصفهان بوده که کلیمیان آن را بین خود حفظ کرده‏اند. [1] اگر این نظر را بپذیریم می‏توان آن را نیز در مورد سایر انواع گویش کلیمی در ایران و یا خارج از ایران تعمیم داد و چنین نتیجه گرفت که کلیمیان ایران در هر نقطه که ساکن شده‏اند حافظ زبان سابق آن ناحیه گردیده‏اند.
راجع به ورود کلیمیان به ایران و تاریخ آن نظریات مختلفی وجود دارد که از عهدۀ این مقاله خارج است [2]. تنها ذکر این نکته ضروری به نظر می‏رسد که طبق سرشماری سال 1350، جمعیت کلیمیان اصفهان در حدود 2300 نفر بوده است. [3]. (آمار جمعیت آنها در سالهای اخیر به دست نیامد).
واژه در گویش کلیمیان اصفهان از نظر ساخت اشتقاقی [4] (و نه تصریقی [5]) به سه نوع تقسیم می‏گردد: ساده [6]، مشتق [7] و مرکب [8].
واژۀ "ساده" تنها از یک واژک آزاد [9] ساخته شده است، مانند tou (تاب) [10] ،teu (تب).
واژۀ "مشتق" علاوه بر یک یا چند واژک آزاد دارای یک یا چند وند اشتقاقی [11] است، مانند pil-ak (پولک)، gand-a (گندیده).
واژۀ "مرکب" بیش از یک واژک آزاد دارد، مانند an-e-buvâ (زن پدر) bâbâ-bele (پدر بزرگ).
"فعل" چون در مقایسه با سایر انواع واژه ساخت متفاوتی دارد، در این مقاله، در ابتدا افعال غیر بسیط و سپس سایر انواع واژه مورد بحث قرار می‏گیرند.

 

گویش استان بوشهر در تمام مناطق فارسی محلی است که دارای بن مایه لری می باشد . برای مرزبندی انواع گویش منطقه را از لحاظ جغرافیایی به دو بخش تقسیم شمالی و جنوبی تقسیم می کنیم که هر قسمت ویژگی خاص خود را داراست . و دارای تفاوتی اندک می باشد . زبان های عربی نیز در جاهایی مانند بندر عسلویه ، کنگان ، جزیره شیف ، و جزیره شمالی و جنوبی بندر ریگ رایج است .
در همه گویشها واژه های فارسی باستان ، اوستایی و پهلوی دیده می شود که بازمانده صرف زبان پهلوی هنوز هم در گویش دشتی (دشتیانی ) رایج است . این موضوع نوید تکامل زبان از فارسی قدیم به فارسی نو در منطقه می باشد . حکایت از قدمت و دیرینگی منطقه می کند .
بعلت ارتباط بندری بوشهر با کشورهای عربی و نیزتسلط انگلیسیها هلندیها در منطقه پاره ای واژه های بیگانه دیده می شود که هنوز هم مورد استعمال است . گویش شمالی استان شامل گویش شهرستان دشتستان ، گناوه و دیلم می باشد .
گویش جنوبی شامل گویش شهرستانهای تنگستان ، دشتی ، گنکان و دیر می باشد . خود شهر بوشهر هم اکنون فارسی صحبت می کنند ولی گویش آنها همسو با گویش تنگستان بوده است . گویش شمالی نیز تنوع در عین خود دارد . در شهرستان دشتستان شناسه می در جلو افعال بکار می رود و این واژه ی می در شهرستان گناوه و دیلم تبدیل به ای می شود.
با وجود تضعیف روز افزون زبان ایرانی آذربایجان از زمان غلبه مغول گویش های این زبان به کلی از میان نرفته بلکه هنوز در نقاط مختلف آذربایجان و دیگر نواحی ایران بزرگ بطــور پراکنـده و غالبآ به نام تاتــی به آنها سخن می گوینــد این گویش ها از شمــال به جنوب به اجمال عبارتند از :
1- گویش هــای تاتی طـارم علیـا استــان زنجان شامل روستاهای : نوکیان ،سیاهورود، بنــدرگاه، کلاسر، هزار رود، جمال آباد، باکلور، چرزه، جیش آباد و قــوچان می باشد.
2- عمده روستاهای بخش شاهرود خلخال شامل: اسکستان، اسبو، درو، کلور، شال، دیز، کرین، لرد ، کهل، طهارم، گلوزان، گیلوان ، گرد آو ، گندم آباد و همچنین کرنق در دهستـــان خوروش رستـم و کجل در بخـش کاغذ کنان همان شهرستان .
3- گویش کرینگان ، ازدهات دیزقار خاوری در بخش ورزقان شهرستان اهر.
4- گویش کلاسور لاوینه رود، ازدهات بخش گلیبر شهرستان اهر.
5- گویش گلین قیه ازدهات دهستان هرزند در بخش زنور شهرستان مرند.
6- گویش عنبران در بخش نمین شهرستان اردبیل .
7- گویش های تاتی اطراف کوه رامند در جنوب و جنوب غربی قزوین و طالقان و اشتهارد.
8- گویش های تاکستان، چال، اسفرورین، خیارج ،خوزنین، دانسفــان، ابراهیم آباد و سگز آباد که به تاتی خلخال نزدیک اند.
9- گویش های تالش ، از الله بخش محله شاندرمین در جنوب تالش شوروی و در شمال ایران که اصولاً به زبانهای تاتی آذربایجان وابسته اند.
گویش استان بوشهر در تمام مناطق فارسی محلی است که بن‌مایه لری دارد. برای مرزبندی آن، انواع گویش منطقه را از لحاظ جغرافیایی به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنند که هر قسمت ویژگی خاص خود را دارد و دارای تفاوت‌های اندکی است. زبان‌های عربی نیز در جاهایی مانند بندر عسلویه، کنگان، جزیره شیف و جزیره شمالی و جنوبی بندر ریگ رایج است.
در همه گویش‌های منطقه واژه‌های فارسی باستان، اوستایی و پهلوی دیده می‌شود که بازمانده صرف زبان پهلوی هنوز هم در گویش دشتی (دشتیانی) رایج است.
گویش شمالی استان شامل گویش شهرستان دشتستان، گناوه و دیلم است.
به علت ارتباط بندری بوشهر با کشورهای عربی و نیز تسلط انگلیسی‌ها و هلندی‌ها در منطقه، پاره‌ای واژه‌های بیگانه نیز در گفتار مردم این منطقه شنیده می‌شود.
گویش جنوبی شامل گویش شهرستان‌های تنگستان، دشتی، گنکان و دیر است. مردم در شهر بوشهر هم اکنون فارسی صحبت می‌کنند اما گویش آنها همسو با گویش تنگستانی است.
در شهرستان دشتستان شناسه «می» در جلو افعال به کار می‌رود و این واژه «می» در شهرستان گناوه و دیلم تبدیل به «ای» می‌شود.
می‌کنم؛ ایکنمekonom
می‌کرد؛ ekerd
لهجه دشتیانی از قدیمی‌ترین لهجه‌های استان بوشهر است که به وضوح صرف و نحو دستور زبان پهلوی ساسانی هنوز در آن استعمال می‌شود.
ویژگی‌های دستوری
یکی از مشخصه‌های گویش‌های جنوبی جایگزینی فتحه‌ها به ضمه است که معمولا روی شناسه‌های افعال قرار دارند.
رفتم؛ رفتُم rafto
دارم؛ دارُُم rom da
دیدم؛ دیدُُم didom
همچنین در اسامی نیز اکثرا فتحه به کسره تبدیل می‌شود.
مُرد؛ مِرد merd
امین؛ اِمین emin
عباس؛ عِباس ebas
برای ساختن فعل جعلی بعد از بن مضارع شناسه esi به کار می‌رود که بازمانده ist زبان پهلوی ساسانی است .
خندید؛ خندس xandes
ترسید؛ ترسس tarses
که در زبان پهلوی خندِست ( xandist) و ترسِست (tarsist) بوده است.
صرف افعال در گویش شمالی مانند فارسی‌نو است ولی در گویش جنوبی یعنی دشتیانی فرق دارد و ضمایر به جای شناسه در ابتدا فعل قرار می‌گیرد.
صرف فعل شنیدن در گویش دشتیانی
من شنیدم؛ ام اسد um sed
تو شنیدی؛ اُت اشد ut esed
او شنید؛ اُس شنید us sened
ما شنیدیم؛ ُمم شنید mom sened
شما شنیدید؛ شما شنی soma seni
آنها شنیدند؛ اونا شنی owna seni
حرف «ب» که در آخر کلمات چند حرفی فارسی بعد از «الف» بیاید و ساکن باشد در گویش بوشهری بدل به «واو» می‌شود.
خواب؛ خو xow
آفتاب؛ افتو aftow
دوشاب؛ دیشو disown
کلمات دو حرفی که حرف آخر آنها «ب» است به «واو» تبدیل می‌شود.
شب؛ شو sow
آب؛ او ow

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  22  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله گویش