اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مدیریت اسلامی

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله مدیریت اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

موضوع : تحقیق دربارة مدیریت اسلامی آنگونه که باید باشد و اجراء شود .
قبل از هر چیزی می‌خواهم مقدمه‌ای دربارة مدیریت بیان کنم تا مطلب فوق را بهتر درک کنیم .
تا قبل از انقلاب صنعتی علم مدیریت در قلمرو فلسفه قرار داشت و فلاسفه بطور غیر مستقیم روشهایی را برای حسن رفتار انسانها و روابط اجتماعی و نیز امور مربوط به آنها ارائه می‌دادند.اما بعد از انقلاب صنعتی به دلیل رشد بنیه‌های اقتصادی و توسعة مؤسسات و سازمان‌های صنعتی ، دگرگونی قابل ملاحضه‌ای در نظام اجتماعی و سیاسی جامعه بوجود آمد ، و محققان در راستای این تحولات و دگرگونی در صدد برآمدند تا روش‌های سیستماتیک و تئوریهای جدیدی را که مناسب با تکامل صنعتی باشد به نظام اجتماعی عرضه کنند .
حاصل این پژوهشها و تحقیقات منجر به ظهور علم مدیریت در جهان غرب پس از انقلاب صنعتی گردید .
جوهر ذاتی این علم مبتنی بر افزایش فراوده‌های اقتصادی و کالاهای صنعتی بود ، و تنها راهها تولید بهتر و دست‌یابی با سود بیشتر را نشان می‌داده‌است ، و همین امر موجب شد که کارفرمایان و صاحبان سرمایه رشد چشم گیری پیدا کرده و در مقابل کاگران به ابزار تولید مبدل گردند و تضادها و برخوردها طبقاتی بین آنها به اوج خود برسد .
برای نمونه به پایه‌ای از نظرات اندیشمندان غرب در این زمینه استفاده می‌کنیم .
فایل می‌گوید : علم و هنر متشکل و هماهنگ نمودن و رهبری و کنترل فعالیت‌های دسته‌جمعی برای رسیدن به هدف یا هدفهای مشترک را مدریت می‌نامند . « کتاب علم مدیریت و روابط انسانی ، ناصر شادرخ »
آقای چارلزاف آستن میگوید : مدیریت و اداره کردن برای بعضی هنر است و برای بعضی علم ، مدیریت خواه علم باشد ، خواه هنر تاریخ بشری گواه آن است که توانائی شخص در رسیدن به یک هدف مشخص بوسیلة افراد دیگر یکی از مهمترین و با ارزشترین هنرها در علوم انسانی است « بیماریهای مدیریت چارلزلف آستن-ترجمة سیروس پرهام»
و بلاخره تعریفی که اکثریت متخصصان علم مدریت آنرا قبول دارند ،‌ مدریت را انجام دادن کارها بوسیله و از طریق دیگران میدانند . ‌
به طوری که از تعریف فوق بر می‌آید ، مدیریت عمدتا بستگی به دو عامل دارد ، اول تامین هدف سازمان به هر طریق ممکن ، و دوم وجود نیروی انسانی . بر اساس توجه و اولویت قرار دادن هریک از این دو عامل ، نظریه‌ها و مکاتب مختلفی بوجود آمدند که مجموعا از آنها به‌عنوان مدیریت علمی یاد می‌شود . از جملة آن نظریه‌های مکیت مدیریت علمی تیلور است . نامبرده مسائلی را از جهت پیشبرد اهداف سازمان مورد بررسی قرار داد که بعدا به‌عنوان اصول مدیریت علمی تیلور نام گرفت و آن اصول عبارتند از :
1. تفکیک ، تخصص و تقسیم کار به کوچکترین جزء ممکنه و به‌طریق علمی .
2. پیدا کردن بهترین روش انجام کار .
3. یافتن استاندار انجام کار .
4. استخدام بر اساس تخصص و از طریقة علمی .
5. وضع دستمزدها با توجه به‌انجام کار و نه فقط از روی قدمت خدمت .
6. همکاری بین مدیر و مجری برای حصول اطمینان از انجام کارها .
7. تقسیم کار به تساوی بین مدیر و مجری با تفکیک وظایف مدیریت از وظایف اجرائی .
از جمله اشخاص دیگری که وظایف مدیریت را با ارائة اصولی تبیین نموده‌است ، هانری فایول فرانسوی است که بعدا به مکتب یونیورسالیست یا همگانی معروف گردید . اصول مکتب همگانی مدیریت عبارتند از :
1. وابستگی اختیار و مسولیت
2. وحدت فرماندهی
3. وحدت مدیریت
4. ارتباط موازی
5. تقسیم کار
6. انضباط
7. پرداخت در برابر انجام کار
8. تمرکز امور سازمانی
9. نظم و عدالت
10. ایجاد سیستم کار بر خدمتی
11. ابکار و قسمتها
12. تابعیت منافع شخصی از منافع عمومی سازمان
بطوریکه ملاحضه می‌شود در اینگونه مکاتب صرفا هدف سازمان ملاک و مبنا قرار گرفته‌است و نقش انسان در فرآیند کارها ناچیز و یا نادیده گرفته شده‌است .
به‌خاطر ضعف محسوس و آشکار در نظریه‌های فوق ، شخص دیگری بنام النون مایو مکتب روابط انسانی را بنیان نهاد ، ایشان طی آزمایشات مکرر بر روی کارگران یک کارخانه متوجه این حقیقت شد که عامل روحی نقش مهمی در افزایش سطح محصول کارخانه دارد و حتی نقشی که عامل روحی در ایجاد انگیزه و علاقه در کارگران دارد با عوامل مادی اصلا قابل مقایسه نمی‌باشد .
بهرحال مدیریت صنعتی نه‌تنها مشکل جامعه را حل نکرد بلکه بر وخامت اوضاع افزود و روح ماشین گرائی و ابزار زدگی را در مردم حاکم نموده و شخصیت وجودی آنان را به بوتة فراهوشی سپرد . سرانجام در مقابل مشکلات عدیده و فراوانی که روز به روز در حال افزایش بود جامعه شناسان و روانکاوان به این فکر افتادند که صرفا مدیریت صنعتی تکاپوی نیاز بشر را نمیکند ، بلکه باید برای هر مؤسسه‌ای با توجه به ساختار تشکیلات آن مدیریت مجزائی تدوین نمود . لذا می‌بینیم در قرن بیستم انواع مدیریت از قبیل مدیریت آموزشی و نظامی و سیاسی و غیره به جامعه بشری در غرب می‌شود .
با اطمینان می‌توان گفت همة این مدیریت‌ها از درجة بهره‌وری و پویایی لازم برخوردار نیستند ، زیرا که اصول اخلاص و انسانی در آنها رعایت نشده‌است .
در حوضة مدیریت چه صنعتی و چه آموزشی و … یکسری عوامل اخلاقی وجود درند که بدون توجه به‌ آنها مفهوم مدیریت کامل نمی‌شود ، و از اینکه اغلب روشهای مدیریت از جامعیت و قوت لازم برخوردار نیست ، بدلیل نادیده انگاشتن همان عوامل مهم است .
مکتب اسلام علم مدیریت را صرفا در چارچوب فن و حرفة عملی محصور نمی‌کند ، بلکه به مسائل روانی و اخلاقی در محیط کار و فعالیت بیشتر اهمیت می‌دهد ، وقتی سلامت یک نظام و تشکیلات را رهین حاکمیت همان اصول و مبانی می‌داند .
از آنجا که هدف نهائی در نظام اسلامی ، تحکیم ارزش‌های الهی و تعمیم عدالت در جامعه است ، بر دولتمردان و مسؤلان نظام فرض است که زمینه‌ها و قابلیت‌های لازم را در ابعاد مختلف بوجود آورند و عوامل منفی و بازدارنده را شناسائی و در صدد محو و نابودی آن برآیند .
اگر قالب‌های ساخته‌شدة فرهنگ غرب و سایر بیگانگان از جهات مختلف سیاسی ، اقتصادی و اداری شکسته نشود و از نو بر مبنای اصول و مبانی خواست اسلام پی ریزی نگردند ، ریشه‌های بجا مانده از نظام طاغوت مجددا جوانه می‌زنند و عنقریبا ، دستتاوردهای انقلاب و ارزش‌های متعالی اسلام را محو و بی اثر خواهند ساخت .
بدیهی است که در هر حرکت بنیادی ، تحول نمادها و سیستم‌های دولتی در اولویت قرار دارند ، چون اگر دولت صالح باشد مردم نیز صالح خواهند شد و بلعکس اگر دولت فاسد باشد می‌تواند مردم را فاسد و ناصالح بار آورد ، حتی نقش دولت در تربیت مردم از نقش خانواده هم بالاتر است . حضرت علی (ع) در این رابطه می‌فرمایند « الناس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم » شباهت مردم به حکومت حاکم بیشتر از شباهت مردم به پدران‌ خویش است .
به لحاظ اهمیت نقش زمامداران در اصلاح امور است که اسلام تاکید دارد حکومت باید در دست انبیاء و ائمه معصومین (ع) و فقهاء جامع الشرایط باشد چون انبیا و اولیای خدا افرادی صالح و متقی و از هوی و هوس و مقاصد مادی بدور می‌باشند ،‌ مآلا از هرکس به زمام داری شایسته ترند .
با توجه به تعریف کلی مدیریت که به طور مختصر آن را ذکر کردیم و خلاصه‌ای از مدیریت غربی را توضیح دادیم به تعریف مدیریت اسلامی می‌پردازیم :
مدیریت به طور مطلق یعنی حسن تدبیر در امور جهت نیل به اهداف تعیین شده . اما هدفها بر اساس نوع مکاتب متفاوت می‌باشند مثلا در محافل شرقی و غربی هدف از مدیریت استفاده کامل از نیروهای انسانی و مادی جهت دست‌یابی به سرمایه و منافع بیشتر می‌باشد . اما در اسلام هدف بر مبنای معیارهای مادی طرحریزی نشده‌است بلکه هدف در اسلام منتهی شدن همة امور به خداوند متعال است ( الی الله المصیر ) و منظور از ایجاد نظم کامل و فراهم نمودن زمینه رشد و حرکت انسان ، به خاطر تامین همان هدف است .
( به برالاهر یفصل الایات لعلکم بلقاء ربکم توقنون ) .
او عالم را با نظامی محکم و آیات قدرت را با دلائلی مفاصل و منظم ساخت باشد که شما بندگان به هدف اصلی خود که معرفت خدا و وصول به عالم بقاست پی ببرید . (سوره رعد – آیه 2 )
بنابر این مدیریت اسلامی عبارتند از : ایجاد هماهنگی در اجزاء یک نظام و فراهم نمودن زمینة رشد مطابق قرآن و سنت و سیوة معصومین (ع) جهت سیر انسانها بسوی الله .
با توجه به تعریف مدریت اسلامی به تعریف برخی از اجزاء آن می‌پردازیم .
تعریف نظام : نظام عبارت از اجزائی که بمنظور تامین هدف مشترک با یکدیگر ارتباط و منطقی و هماهنگ بر قرار می‌کنند مانند نظام اجتماعی و نظام تربیتی و نظام آفرینش .
تعریف مدیر : کسی است که مسئولیت هماهنگی و تنظیم ارتباط اجزاء یک تشکیلات با نظام را بعهده دارد . بنابر این مدیر بعنوان یک محور عمل می‌کند و همة اجزاء حول آن در مدار معین به‌حرکت در می‌آیند .
در این رابطه مولا علی (ع) می‌فرماید :
و مکان القیم بالاهر مکان النظام من الخرز ، بجمعه و یفمه فازا انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب ثم لم یجتمع بحذا فیده ابداء .
مکان زمام دار در مملکت مانند رشتة مهره‌است که آنرا گرد آورده به هم پیوند مینمایند ، پس اگر رشته بگسلد مهره‌ها از هم جدا شده پراکنده گردد ، و هرگز همة آنها گرد نخواهد آمد . ( خطبه 146 – نهج البلاغه )
و همچنین در خطبة شقشقیه می‌فرماید :
انه لیعلم ان محلی هنما محل القطب من الرحی ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر .
یعنی‌( ابوبکر ) می‌دانست من برای خلافت مانند قطب و سط آسیا هستم ، علوم و معارف از سرچشمه فیض من مانند سیل سرازسر می‌شود ، هیچ پرواز کننده‌ای در فضای علم دانش به اوج من نمی‌رسد .
با توجه به این روایت حضرت علی (ع) به این نتیجه می‌رسیم که همانطور که گردش آسیاب به میخ وسط آن بستگی دارد ، گردش چرخ یک اجتماع نیز به مدیر خوب وابسته‌است نشبیه بسیار جالب حضرت علی (ع) نه‌تنها اهمیت نقش مدیر را آشکار می‌کند بلکه ظرافت کار یک مدیر را نیز با بداهد روشن می‌نماید .
اصولا اگر میخ وسط آسیاب محکم نباشد و قدرت تحمل نیروی چرخشی آسیاب سنگین را نداشته‌باشد ، اخلال در گردش ایجاد می‌شود و نهایتا از مدار خود خارج می‌گردد . بدیهی است که اگر یک مدیر نتواند چون استوانه‌ای محکم همة جریبانات حوزة مسئولیت را حول محور مدیریت خود به حرکت درآورد کنترل کار از دست او خارج شده و هرج و مرج و نابسامانی دامنگیر یک نظام می‌گردد .
این بهترین و جامع ترین تعریفی است که از مدیر تاکنون شده‌است . البته این بیان را مولا در شان خویش فرمودند، و منظور آن است که از نظر علم و کمال و حزم و دور اندیشی و توان در ادارة کشور کسی به پای علی (ع) نمی‌رسد . طبیعی است یک چنین انسانی مدیر کامل است و می‌تواند به عنوان محور و قطب در جامعه عمل کند و این باید ملاکی باشد برای ما در گزینش مدیران و مسئولان .
تاریخ مدیریت :
علم مدیریت به معنی اعم خود یک پدیده نوظهور در قرن حاضر نیست و متولیان آن نیز مکاتب شرق و غرب نمی‌باشند ، بلکه علم مدیریت همانند سایر علوم تجربی اصالتی قرآنی دارد و از خانوادة الفاضی چون تدبیر و تدبر و مدبر است که در قرآن به کرار آمده‌اند و مناسبت دارد که در اینجا به تعدادی از آن آیات اشاره کنیم :
و من یدبر الامر فسیقولون الله ،
و کیست که فرمانش عالم آفرینش را منظم می‌دارد ؟ گویند قادر بر این امور تنها خداست . ( سورة یونس-آیه31 )
ثم استوی علی العرش یدبر الامر ،
بس بر عرش توجه کامل فرمود و او آفرینش را نیکو ترتیب داد . (یونس – 3 )

 

یدبر الامر من السماء الی الارض ،
او عالم را ( بنظام احسن و اکمل ) از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند . ( سجده – 5 )
حتی تدبیر کنندگان امور از نظر خدای متعال به حدی اهمیت دارند که به نام آنان سوگند یاد می‌کند

 

فالمد برات امرا ،
پس سوگند به تدبیر کنندگان امور ( سورة النازعات – آیة 5 )
بطوریکه ملاحظه می‌شود مدیریت ریشه در قرآن دارد و اول مدیر عالم خدای قادر متعال است ، که نظام تکوین را به نحو احسن اداره می‌کند ، و ذره‌ای نقص و کاستی در آن راه ندارد . زیرا اگر عنایت ذات اقدس او اندکی از تدبیر عالم برداشته شود نظام آفرینش دگرگون و متلاشی می‌گردد و همچنین نظام تشریح را با واسطة رسولان مبعوث از طرف خود اداره می‌کند .
یا ایماالنبی انا ارسالناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعبا الی الله باذنه سراجا منیرا . ( سورة احزاب – آیات 46 و 45 )
ای رسول ( گرامی ) ما تورا به رسالت فرستادیم تا بر نیک و بد خلق گواه باشی و خوبان را به رحمت الهی مژده دهی و بدان را از عذاب خدا بترسانی ، و به اذن حق را بسوی خدا دعوت کنی و چراغ فروزان عالم باشی .
پس در مدیریت اسلامی آنچه که محور است حق است ، و رسوا اکرم (ص) نیز راهنما و دعوت کننده بسوی حق است ، و زندگی او سرمشق و الگوئی برای پیروان حق است . هر حق جوئی برای فراهم کردن شرایط و زمینة سیرالی الحق راهی جز تاسی از سنت و سیوة پیامبر (ص) و معصومین (ع) ندارد و در غیر اینصورت وصول به لقاء حق میسر نخواهد شده پس رسول اکرم (ص) در مسیر حق مطلق العنان نیست بلکه هادی و رهبر است ، و شیوة زندگی او دستورالعملی است برای رهروان طریق حق که با رعایت آن در سلک حق جویان قرار می‌گیرند .
پس نتیجه می‌گیریم مدیریتی در جامعه سالم و پا بر جاست که مدیر آن قائم به حق باشد و اصلاح امور جامعه را بر مبنای دستورات الهی انجام دهد . و اگر متکی بر خود یا پول و زور و تدبیر دیگران باشد ، قطعا در تامین مصالح جامعه بی‌توفیق است و آشوب و ظلم و ارعاب از لوازم اولیه چنین مدیریتی است .
اما در نظام اسلامی همگان بر محور حق عمل می‌کنند ، لذا تعمیق و توسعة داریة مدیریت اسلامی مدیر جامعه را بت نمی‌سازد تا دست به خود سری و زورگوئی بزند و همچنین بنیان اجتماع را ضعیف نمی‌کند تا چتر سلطة هیئت حاکمه گسترده‌تر شود ، بلکه از ویژگی‌های مدیریت اسلامی‌ این است که هر اندازه توسعه پیدا کند ، از یک طرف بر نظم و امنیت و رشد فردی و اجتماعی مردم می‌افزاید ، و از سوئی عظمت و درجه اعتبار پیشوائی و امامت را در جامعه بالا می‌برد ، و فرد خاص را بزرگ و قوی نمی‌کند .
در این زمینه مولا علی (ع) بسیار جالب فرموده‌است :
والامامه نظاما للامه و الطاعه تعظیما للامامه ( حکمت – 244 )
(خداوند امامت و پیشوائی را برای نظم و آرامش ( کارهای ) مردم و طاعت و پیروی از امام را برای بزرگ کردن امامت واجب گردانید )

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  29  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدیریت اسلامی

دانلود مقاله امام علی معیار کمال

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله امام علی معیار کمال دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

پروردگارا ترا شکر گزاریم که نعمت اسلام و ولایت و محبت ائمه اطهار(ع) عنایتمان فرمودی. و در این مقطع زمانی که بندگانت به سوی مکاتب مادی گرایی کشانده می شوند، و روز بروز بر دلهره و اضطرابشان افزوده می گردد، افتخار داریم که تشیع اشک و خونرا از سرگرمی این مکاتیب و صفحات سیاه شده از اباطیل رنگارنگ و ظاهر فریب بنام کتاب بر کنار داشتی، و در دامن لطف و عنایت اهل بیت عصمت علیهم السلام با ورود بمکتب و احادیث آنان کرامت دادی.
از نعمت های بزرگ توست توفیق پژوهش در موضوع مقدسی چون«امام علی(ع) معیار کمال». این هدیه ناچیز را به پیشگاه خلیفه بلافصل پیامبرمان، امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیه اهداء می کنم، و امیدوارم مورد توجه ساحت مقدس فرزندش حضرت بقیه الله الاعظم(عج) قرار گرفته و عنایتی به راقم سطور و والدینش بفرماید.
پائیز 87
حمید منصوری

 


مقدمه:
فضایل اهل بیت از لسان پیامبر(ص):
در کتاب اسرار ال محمد(ص) به نقل از سلیم بن قیس آمده است:
آنگاه که پیامبر خدا در بستر بیماری بود؛ فاطمه(ع) وارد شد، چون حال رسول الله را دید بغض گلویش را گرفت بصورتیکه اشک بگونه اش جاری شد. پیامبر فرمود: دخترم، چرا گریه می کنی؟ عرض کرد: نسبت به خودم و بچه هایم بعد از تو ترس دارم. حضرت در حالیکه اشک از چشمانش جاری میشد فرمود: فاطمه ام آیا نمی دانی ما خانواده ای هستیم که خداوند برای ما آخرت را بدنیا ترجیح داده... خداوند تبارک و تعالی توجهی بر زمین کرد و مرا از میان اهل زمین انتخاب کرد و به پیامبری برگزید. بار دیگر توجهی بر زمین کرد و شوهر ترا انتخاب کرد و به من دستور داد تا تو را به ازدواج وی درآورم، و او را برادر و عزیز و وصی و جانشین خود در میان امت قرار دهم.
پدر تو بهترین پیامبران و شوهرت بهترین اوصیا و بهترین وزرا است، ... تو رئیس زن های اهل بهشتی و دو فرزندت(حسن و حسین) دو پسر و آقای اهل بهشتند. و نه تن از فرزندان حسین اوصیاء من اند که پس از برادرم علی(ع) و حسن و حسین در یک مقام در بهشت هستند.
سپس فرمود: علی بن ابی طالب هشت دندان برنده و شکننده دارد(برتری هایی که هیچکس ندارد:
1- به خدا و فرستاده اش قبل از همه کس ایمان آورده.
2- به همه کتاب خدا و سنت من علم دارد.
3- تو ای دخترم همسر او هستی.
4- دو نوه ام حسن و حسین فرزندان من اند.
5- امر به معروف او.
6- نهی از منکر او.
7- خداوند به او حکمت آموخت.
8- فصل الخطاب حق و باطل را نیز به وی آموخت.
فضائل امام علی(ع):
درباره، فضائل و منزلت بالای امام علی(ع) در متون روایی مطالب زیادی آمده است که بیانگر این واقعیت است، امام علی(ع) خود بهترین یار و نزدیک ترین صحابه پیامبر بود.
سلیم بن قیس می گوید: ابوذر و سلمان و مقداد برای من روایت کردند، سپس این حدیث را از علی(ع) هم شنیدم: روزی مردی به علی(ع) فخر کرد، پیامبر(ص) به علی فرمود برادرم تو فخر کن بتمام عرب چون تو از جهت پسر عمو و پدر و برادر و روحیه و نسبت و همسر و فرزند و عمو بر همه آنان برتری داری، و همچنین رنج و مشقت تو بجان و مالت بزرگترین، حلم و حوصله و علم تو بیشتر از آنهاست. تو به خواندن کتاب خدا آشناتر و به سنت های خدا داناتر از آنهایی، دل تو شجاعتر و دست تو بخشنده تر و بدنیا بی میل تر در کوشش و اجتهاد سخت تر، اخلاقت نیکوتر، زبانت راستگوتر، محبت تو بخدا و من زیادتر از آنهاست.
ابان می گوید این حدیث را برای حسن بعدی از قول ابوذر نقل کردم، او گفت: «سلیم و ابوذر راست گفته اند. علی بن ابی طالب دارای سبقت در دین برتری در علم و حکمت و فقه و نظریه و صحت، صاحب فضیلت و وسعت در دانش و مزاج است. از جهت اقوام و دامادی، بزرگی، شجاعت، کارزار، بخشش، نفع رسانی بمردم، علم بقضاوت، خویشاوندی و گرفتاری از همه بالاتر است.»
علی در همه امورش در مرتبه عالی است رحمت و صلوات خدا بر او باد. سپس حسن بصری گریست بطوری که محاسنش تر شد.
امام علی علیه السلام درباره فضایل خود در نهج البلاغه خطبه 192 می فرماید.«من در خردسالی، بزرگان عرب را به خاک افکندم و شجاعان دو قبله معروف«ربیعه» و «مضر» را در هم شکستم! شما موقعیت مرا نسبت به رسول خدا(ص) در خویشاوندی نزدیک در مقام و منزلت ویژه می دانید، پیامبر مرا در اتاق خویش می نشاند، در حالی که کودک بودم مرا در آغوش خود می گرفت، و در بستر مخصوص خود می خوابانید، بدنش را به بدن من می چسباند، و بوی پاکیزه خود را به من می بویاند، و گاهی غذایی را لقمه لقمه در دهانم می گذارد، هرگز دروغی در گفتار من، و اشتباهی در کردارم نیافت. از همان لحظه ای که پیامبر(ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته(جبرئیل) خود را مامور تربیت پیامبر(ص) کرد تا شب و روز، او را به راه های بزرگواری و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند، و من همواره با پیامبر بودم چونان فرزند که همواره با مادر است. پیامبر هر روز نشانه تازه ای از اخلاق نیکو را برایم آشکار فرمود، و به من فرمان داد که به او اقتدا نمایم:
پیامبر چند ماه از سال را در غار حراء می گذراند، تنها من او را مشاهده می کردم، و کسی جز من او را نمی دید، در آن روزها، در هیچ خانه اسلام راه نیافت جز خانه رسول خدا(ص) که خدیجه هم در آن بود و من سومین آنان بودم. من نور رسالت و وحی را می دیدم، و بوی نبوت را می بوییدم من هنگامی که وحی بر پیامبر(ص) فرود می آمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم ای رسول خدا، این ناله کیست؟ گفت: شیطان است که از پرستش خویش مایوس گردید و فرمود«علی! تو آنچه من می شنوم، می شنوی، و آنچه را من می بینم، می بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی »
مولود کعبه:
ولادت حضرت علی(ع) همانند اوصاف و شمائلش بی نظیر بوده، و در تاریخ بشریت کسی همانند او دیده نشده است!«فاطمه بنت اسد» مادر گرامی آن سرور در حالی که همانند سایر مردم، خانه«کعبه» را طواف می نمود، درد زایمان، وی را فرا گرفت، و در میان زائرات خانه خدا در حالی که به شدت متاثر بود، مناجاتی با صاحب کعبه کرد و گفت: پروردگارا! من به تو و به تمام پیامبران و سفیران آسمانی، و کتابهای آنان ایمان دارم، تو می دانی که من به«خلیل الله» حضرت«ابراهیم» ایمان داشته، و آئینش را با جان و دل می پذیرم، تو را به بنیانگذار بیت، و عظمت کعبه، و به احترام این مولود عزیزی که در شکم دارم، و او پیوسته با من انس گرفته و تکلم می نماید، مولودی که یکی از حجت ها و آیات تو می باشد، این ولادت را برایم آسان گردان.
دعای فاطمه مستجاب شد ناگاه تماشاگران و از جمله آنان«عباس بن عبدالمطلب» و«یزید بن قعنب» و دیگران مشاهده کردند که خانه خدا از سوی جنوب شرقی(باب مستجار) باز شد و فاطمه وارد کعبه کشت و دیوار باز شده آن بهم پیوست، و تا سه روز در شریفترین مکان گیتی مهمان خدا شد، و نوزاد خود را به کمک ماموران الهی و حوریان بهشتی به دنیا آورد. مردم تماشاگر، این قضیه شگفت انگیز را دهان به دهان به گوش مردم مکه رساندند، و جمعیت انبوهی دور کعبه گرد آمده و منتظر نتیجه آن بودند، و حتی متصدیان و کلیدداران کعبه هر چه تلاش کردند، نتوانستند در کعبه را باز کنند و لذا جمعیت فراوانی از رفتن به خانه و کار و کسب خود باز مانده، و با شوق و ولع شدید می خواستند با میهمان کعبه دیوار کنند.
سه روز از این جریان تاریخی گذشت ولی هنوز خبری از آن به دست نیامد، روز چهارم ناگاه دیوار کعبه از همان مکانی که قبلا باز شده بود دوباره باز شد، و در حالی که چشمان مردم خیره شده بود«فاطمه بنت اسد» مادر گرامی امیرالمومنین با حالتی شادان و خوشحال که از کعبه خارج گشت مردم تماشاگر دیدند: فاطمه مولودی را به بغل گرفته، که نور در چهره اش متجلی است، آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:
«ای مردم! خداوند از میان زنان مخلوقاتش مرا برگزید و مرا بر زنان ممتاز گذشته برتری داد، اگر«آسیه» بطور مخفی خدا را پرستش کرد... و اگر«مریم» در هنگام زایمانش از درخت خشکیده رطب چید، خداوند مرا بر آنان و تمام زنان عالمیان در گذشته مقدم داشت، زیرا من فرزندم را در بیت خدا به دنیا آوردم!! و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم! و از میوه های بهشتی و طعام مخصوص الهی پذیرایی می گشتم!! و هنگام خروجم از کعبه خطاب رسید: ای فاطمه! نام مولود کعبه را«علی اعلی» هستم، من فرزندت را از قدرتم آفریدم، او در بالای این«کعبه» اذان می گوید، و بت ها را از آنجا پاک می کند، او پیشوای این امت بعد از حبیب من«من صلی الله علیه و آله» است. خوشا به حال کسی که او را دوست داشته و یاری اش نماید، وای بر کسی که وی را نافرمانی نموده و حقش را تباه سازد.
علی(ع) اسوه انسانیت:
بر کسی پوشیده نیست که هر انسانی در زندگانی خود به دنبال«اسوه و الگو» می باشد و سعی می کند حرکات و گفتار خویش را همانند آن الگوها انجام دهد، هر چندگاه آن الگو خوب و گاه بد می باشد و دین اسلام نیز این قانون کلی انسان را مورد تایید قرار داده، و در هر زمانی الگو و یا الگوهایی تعیین کرده، و مردم را به پیروی از آنان سفارش نموده و تخلف از این کار را موجب کیفر و عقاب دانسته است.
تمام انبیای الهی از آغاز خلقت بشر بر کره خاکی، هر یک الگو و اسوه پاک و بدون نقص برای امت خود بودند، و رسول خدا که خاتم انبیای الهی است طبق آیات زیادی از قرآن مجید به عنوان اسوه و الگو معرفی شده«لقد کان لکم فی رسول اسوه حسنه» و اطاعت او اطاعت پروردگار عالم معرفی شده است«اطیعوالله و اطیعوالرسول» .
پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) این مسئولیت عظیم به جانشین و وصی بر حقش«امیرالمومنین علی(ع)» انتقال یافته، و طبق دلایل زیاد و مدارک کافی که در این زمینه موجود است، از هر جهت در جایگاه ارشادی و رهبری رسول خدا(ص) قرار گرفته و وظایف وی را انجام می دادند، جان و دل پذیرفته و در تمام برنامه های مشخصی و اجتماعی خویش از آن سرور پیروی کنند. در این زمینه یکی از دانشمندان اهل سنت می گوید:«فاما علی علیه السلام فانه عندنا بمنزله الرسول صلی الله علیه و اله فی تصویب قوله و الاجتحاج بفعله و وجوب طاعته ...» حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نزد ما همانند وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و اله است از نظر«عصمت» در گفتار و تمسک به رفتار، و اطاعت و پیروی واجب از دستوراتش، در این فراز جایگاه امام علی(ع) همانند جایگاه پیامبر است، مانند او معصوم است، و مردم در گفتار و رفتار موظفند او را الگوی خویش قرار داده و از امرش بدون چون و چرا پیروی نمایند به همان شبی که از رسول خدا پیروی می کردند.
رسول خدا در حدیثی می فرماید: پروردگار عالم فرمودند: همانا علی علیه السلام پرچم و نشانه هدایت است او پیشوای بندگان و دوستان من است! «علی» نور روشنگر پیروان الهی، و همان کلمه ای است که بر انسان های متقی واجب کرده ام هر کس علی را دوست دارد، مرا دوست داشته و دشمنان وی دشمنان من هستند!! ای پیامبر! این فضیلت را به علی خبر ده، و رسول اکرم نیز خبر داد.
خداشناسی علی(ع):
نحوه نگرشو شناخت آدمی در رابطه با خداوند، تاثیر شگفتی بر زندگی آدمی دارد. خداشناسی صرفا امری قلبی و ذهنی نیست که هیچ تاثیری در زندگی انسان نداشته باشد، بلکه انسان اینگونه زندگی می کند که خدا را می شناسد. خداوند همه چیز یک مومن است، اینکه مومن چگونه فهمی از خدا دارد، در زندگی و رفتار و کردار او تاثیر می گذارد.
کسانی که تلقی ناآگاهانه ای از خدا دارند، رحمت خدا را محدود می کنند و خدا را همواره بر جایگاه غضب نشانده به انتظار لغزش بندگانش می ماند و آنان را به عذاب ابدی می کشاند. چنانکه خوارج نهروان خدا را اینگونه فرض می کردند. از نظر خوارج همه انسانها مخلد در آتش جهنم هستند جز عدد بسیار معدود. چنین اشخاصی همه مردم جهان را با دید کفر و الحاد می نگرند و دایره اسلام و مسلمانی را بسیار محدود تصویر می کنند.
اما کسانی که از خدا تلقی عالمانه و عاشقانه دارند، رحمت واسعه الهی را می بینند، و خداوند را همواره در جایگاه رحمت می دانند، که چون بنده ای دچار لغزش و خطا گشت و از ساحت قرب الهی دور گردد، خدای مهربان از سر لطف و رحمت به سوی بنده عاصی باز گردد تا بنده توفیق استغفار و توبه پیدا کند و چون بنده ای توبه کند، توبه او را بپذیرد و او را قبول نماید. «ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم» « پس[خدا] به آنان[توفیق] توبه داد، تا توبه کنند بی تردید خدا همان توبه پذیر مهربان است»
اینگونه خداشناسی منطق علی(ع) است، وقتی برای فرزند خویش حضرت مجتبی(ع) و همه فرزندان معنوی خویش از دعا و توبه سخن می گوید چنین می فرماید:« بدان خداوندی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست، تو را در دعا رخصت داد، و خود اجابت آن را بر عهده گرفته و تو را فرموده که از او بخواهی تا عطایت کند از او آمرزش طلبی تا بیامرزدت میان تو و خود کسی را نگمارده تا تو را از وی باز دارد؛ تو را به کسی وانگذاشته که در نزد او شفاعت کند»
اگر گناه کردی، از توبه منعت ننموده و در کیفرت شتاب نفرموده چون به او باز گردی، سرزنشت نکند؛ آن جا که رسوا شدنت سزاست، پرده ات را ندرد، در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نکشیده و از بخشایش نومیدت نگردانیده بلکه بازگشت را از گناه نیک شمرده و هر گناهت را یکی گرفته و هر کار نیکویت را ده حساب آورده و در توبه را برایت باز گذارد.
اگر انسان خدا را به درستی بشناسد و باور کند و حضور او را در همه جا بپذیرد و گستره نعمت او را ببیند و در مقابل عظمت قدرت الهی سر فرود آورد و دل به او بسپارد به محکم ترین تکیه گاه پناه می برد و به آرامش حقیقی می رسد و هرگز گردنکشی و گردنفرازی نمی کند و در راه درست گام بر می دارد. در نگاه توحیدی امام علی(ع) عالم جلوه خداست و همه موجودات و مخلوقات جلوه گر عظمت و قدرت خداوندند، «الحمدلله المتجلی لخلقه بخلقه» ،«سپاس خدای را که به آفرینش مخلوقاتش برآفریدگان خود نمودار است»، زمامه هر جنبده ای به دست اوست و بازگشت هر آفریده ای بسوی اوست» .
علی حجت خدا بعد از پیامبر:
در مجموعه روایی اصول کافی شواهد عقلی و نقلی فراوانی بر اثبات مبانی نظری و عملی دینی و مذهبی شیعه وجود دارد، که مورد توجه اهل تحقیق قرار گرفته است. در این میان مباحثه منصور بن حازم با امام صادق(ع) چونان چراغی راه فرزندان آدم را می نمایاند و آنان را به تنهاه گریزگاه می کشاند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    19صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله امام علی معیار کمال

دانلودمقاله انتقادگری و انتقاد پذیری در حکومت علوی

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله انتقادگری و انتقاد پذیری در حکومت علوی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

انتقادگری و انتقاد پذیری در حکومت علوی
سیدمهدی موسوی کاشمری
مقدمه
مفهوم انتقاد
عیب جویی و انتقاد
نهی از منکر و انتقاد
فلسفه انتقاد
ارزش و جایگاه انتقادگری
نقد حاکمان
تفاوتهای اساسی نقد حاکمان و مردم
نقدپذیری حاکمان
انتقاد از حاکمان و امنیّت ملّی
مرز انتقاد و توطئه در حکومت علوی
علل فراخوانی علی(ع) به نقد حکومت خود
________________________________________

 


مقدمه

 

امروزه، یکی از جدّی ترین مسایل فلسفه سیاسی، نقش مردم در تعیین نوع و
هدایت سمت و سوی حکومت است. حضور مردم در صحنه سیاسی، نمادهای
گوناگون دارد که از مهمترین آنها، حضور نقادانه و جست و جوگرانه مردم در نوع
رفتار و منش مسؤولان حکومتی است. بشر ِجایزالخطاء اگر به حال خود واگذارده
شود، آن چنان در تهاجم ِانواع ِعوامل ِفساد، خودباخته می شود که گاهی بی آن که خود
بفهمد، در کمند شیطان گرفتار آمده و در عین حال، در پندار خود، خویشتن را راه
یافته می یابد.
خطر این گونه مردمان، اگر در پستهای حکومتی قرار گیرند، صد چندان است. به
گفته امیر مؤمنان علیه السلام: "فلیست تصلح الرعیّة الّا بصلاح الولاة"؛ [1] صلاح و
فساد امت، به صلاح و فساد حاکمان منوط است. هر چه دستگاههای کنترل کننده
فساد قدرت، زیادتر باشد، ضریب امنیت معنوی و صلاح والیان بیشتر خواهد بود و
شاید بر پایه همین فلسفه است که خداوند، با این که خود، برای ثبت اعمال بندگان،
کافی است و نیازی به مراقبی دیگر نیست، فرشتگان و جوارح را نیز مراقب رفتار
آنها قرار داده است. در دعای کمیل آمده است: "و کُلُّ سیّئةٍ أمرْتَ بإثباتها الکرام
الکاتبین الذین وکّلتهم بحفظ ما یکون منّی و جعلتهم شهوداً علیّ مع جوارحی و کنتَ
أنْتَ الرّقیب علیّ من ورائهم ...؛ [2] پروردگارا! ببخش از من، هر گناهی را که به
فرشتگان نویسنده خودت، دستور ثبت آن را دادی؛ همانها که به حفاظت از اعمال

 


|294|
من گمارده ای و آنان را شاهدان بر من، همراه با جوارحم قرار دادی و خود، از ورای
آنان، بر من مراقبی."
حضور مستمر مؤمنان در صحنه و نقد و ارزیابی دایمی نسبت به هم، بویژه از
ارکان و عاملان حکومت، نیک فطرتان و پاک نهادان ِپندپذیر را، همواره، در حال
صلاح نگه داشته و سست نهادان فرعونْ منش را، یا ساقط و یا کنترل و یا بی اعتبار
خواهد ساخت و بر عکس، بی تفاوتی آنان، میدان را برای عناصر بدخواه دین و
دنیای مردم و پیروان خط شیطان، خالی نگاه خواهد داشت.
با توجه به مطلب بالا، شایسته است که موضوع "نقد و انتقاد از دولتمردان" از
دیدگاه امام علی علیه السلام بررسی شود.
از آن جا که دامنه بررسی همه جانبه این موضوع، نوشته ای مبسوط را می طلبد، در
این جا، تنها، به برخی از عنوانهای اساسی این موضوع می پردازیم.

 


مفهوم انتقاد

 

جوهری، در صحاح می گوید: انتقد الدراهم: "أخرج منها الزیف ... ناقَدَهُ: ناقَشَهُ فی الأمر؛
درهمهای ناخالص را از مجموعه آن جدا کردن، انتقاد ِدرهمهاست و نقد کسی، به معنای مناقشه
کردن با او در باره چیزی است. [3]
فیروزآبادی می گوید: "ناقده: ناقشه"> [4] و طریحی می نویسد: "انتقدت الدّراهم: إذا أخرجت
منها الزّیف"> [5]. این، همان سخن جوهری است.
در "منجد" آمده است:
"نقد نقداً و تنقاداً الدّراهم و غیرها: میّزها و نظرها لِیعرفَ جیّدها من ردیئها. و [نَقَدَ] الکلامَ: أظهر ما به من العیوب و المحاسن ... و ناقده مناقدةً: ناقشه فی الأمر ...،
نقد درهم، به این است که آنها را از هم جدا کرده و به دقت نگریسته تا خوب و پست آن از هم
شناخته شوند. و نقد سخن، اظهار کردن عیبها و محاسن آن است ... . [6]
از مجموع کلمات لغویان، استفاده می شود که انتقاد، حرکتی است اصلاح گرانه، با قصد
پالایش و زنگارزدایی و نجات حقیقت چیزی از نفوذ باطل در حریم آن و برگرداندن طبیعت
شخص و یا امری از آمیختگی به ناخالصی و غش، به سوی خلوص و فطرت ناب آن.

 


|295|

 


عیب جویی و انتقاد

 

در روایات بسیاری، از عیب جویی و سرزنش مؤمن، به شدت نهی شده است. [7]
امیر مؤمنان علیه السلام می گوید:
... و مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بغیر نَفْسِهِ، تَحَیَّر فی الظلمات و ارْتبکَ فی الهلکات، و مدّت به
شیاطینُه فی طغیانه و زَیَّنَتْ له سیّ ءَ اعماله؛
هر کس، خود را به غیر خویش، مشغول کند، خود را در تاریکیها، سرگردان، و در
مهلکه ها، گرفتار کرده و شیاطین، او را به تجاوز کشیده و زشتیهایش را، در نظرش،
نیکو می نمایند [8].
عیب جویی و انتقاد، هر دو، در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه و یکسانند، و
تفاوت، تنها، در دو امر است:
1ـ منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی
خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. (انگیزه فاعلی)
2ـ هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم
شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرض ِانتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به
کمال بردن شخص مورد انتقاد است. (انگیزه غایی)

 


نهی از منکر و انتقاد

 

از اموری که تشابه و تجانس بسیار زیادی با انتقاد دارد، نهی از منکر است که از اهمّ واجبات
اسلام شمرده می شود، ولی در عین حال، فرقهایی با هم دارند. از مهم ترین آن فرقها، این است که
هر نهی از منکری، خود، نوعی انتقاد هم هست، ولی ممکن است در جایی، انتقاد صورت پذیرد،
ولی نهی از منکر بر آن منطبق نباشد. برای مثال، چنانچه از کسی، کاری صادر شود که این عمل،
او را، در دید مردم، کوچک و خوار جلوه دهد و از موقعیت اجتماعی او بکاهد و یا کسی، دارای
صفتی باشد که با وجود آن، در موفقیت او، خللی وارد سازد، تذکّر از روی اصلاح و دلسوزی، و
نقد عملکرد شخصی، در هر زمینه ای که مایه رشد او شود، در عنوان "انتقاد"، داخل است، ولی
عنوان نهی از منکر ندارد. بر این اساس، نقد و ارزیابی ِعملکرد مسؤولان و حاکمان، گرچه نهی از

 


|296|

 

منکر نباشد، تحت عنوان انتقاد خواهد بود.
از دیگر موارد جدایی نهی از منکر و انتقاد، یکی این است که نهی از منکر، با پشتوانه حجت
شرعی عمل می کند و کسی که از کاری، بر اساس آن، نهی شده است، در قبال تکلیف و وظیفه
شرعی خود قرار می گیرد. ولی در مورد انتقاد ِبه معنای خاص، کار به این صورت نیست؛ چون، در
این موارد، منتقد، نه بر اساس حکم شرعی روشن، بلکه بر پایه تشخیص و فهم خود، در
موضوعاتی که چه بسا هیچ دستوری از شرع، در آن باره نباشد، اعلام نظر می کند، لذا، بحث از
پشتوانه ارزشی انتقاد و این که نظر منتقد، تا چه میزان، تعهدآور است، اهمیتی ویژه دارد.
به نظر می رسد پشتوانه اصلی انتقاد، حکم عقل است؛ چون،محصول خِرد ناب انسانی، در
مواردی که حجت شرعی ِظاهری نیست، خود یکی از منابع دستورهای شرع است.
ولی در بسیاری از موارد، حکم آن، بویژه در امور مهم، در اثر برخی عوامل غفلت زا، پوشیده
می ماند و تشخیص آن، بسیار دشوار می شود. در این دست مسایل، از تک روی و خودرأیی و
اتکّای زیاد به یافته های فکری خود، به شدت نهی شده و بهره مندی از عقل جمعی، سفارش شده
است. [9]
در این باره، در روایات، از دو مقوله سخن رفته است: نخست، از مشورت [10] که اقدامی است
از سوی عامل، پیش از شروع به کاری خاص، برای کسب آرای خردورزان خیراندیش، و
دیگری، از انتقاد [11] که این، باز حرکتی است از سوی ناظران. اهل اطّلاع و هوشمندان دلسوز و
مصلحت نگر، در جهت تصحیح ِکار ارائه شده و پیرایش آن از نقصها و عیوب.
در هر دو مقام، هر چه اظهارنظرکنندگان، از عقل و بینش و دلسوزی و خیرخواهی بیشتری
برخوردار باشند، آن موضوع را، به حکم خرد، نزدیک تر کرده و تعهدآفرینی آن، فزونی خواهد
یافت. پس معیار در نقدگری و نقدپذیری، تبعیت از حکم عقل است که از این طریق به دست
می آید و خود، موضوعیّت ندارد و لذا اگر برای کسی، قطعی شد که منتقد یا مشاور خود، به خطا
می روند، پیروی از آن، الزامی نداشته و تعهدی در این جهت پدید نمی آید.

 


فلسفه انتقاد

 

حبّ ذات، امری است که خداوند متعال، آن را برای صیانت نفس، در هر موجود زنده ای قرار
داده است، ولی در مورد انسان، این صفت، گاهی، منشأ انحراف در نگرش او نسبت به زشتیهای

 


|297|

 

اخلاقی و رفتاری است، به گونه ای که ممکن است در کسی، عیبی باشد، ولی بدان توجّه نکند و از
آن غافل باشد، در حالی که همان عیب را، در دیگری، دیده و روی آن داوری کند.
بر این اساس است که در روایات، از یک سو، به مؤمنان، توصیه شده است تا عیوبی که از هم
سراغ دارند، تنها، به صاحب آن بازگو کنند و گرنه به او، خیانت ورزیده اند، و از سوی دیگر به
پندپذیری و گوش دادن به انتقادها، سفارش شده است.
حضرت صادق علیه السلام گفته اند:
مَنْ رأی أخاه علی أمر یکرهُهُ، فلم یردّه عنه و هو یقدر علیه، فقد خانه؛
هر کس برادر مؤمن خود را، بر حالی که ناخوشایند ِاوست، ببیند و او را با این که
می تواند، از آن باز ندارد، به او خیانت کرده است [12].
امام باقر علیه السلام به یکی از اصحاب خود، گفت:
یا صالح! اتّبعْ مَن یُبْکیک و هو لک ناصحٌ و لا تتّبعْ مَنْ یُضْحککَ و هو لک غاشٍ و
ستردّون علی الله جمیعا، فتعلمون؛
از کسی که از روی خیرخواهی، با یادآوری عیبهایت، تو را به گریه در آورد، پیروی
کن! و از کسی که از روی ناخالصی، تو را به خنده وا می دارد، متابعت مکن! شما،
همگی به زودی، بر خدا وارد خواهید شد، آن گاه است که حقیقت می یابید. [13]
از اموری که در نقد و ارزیابی درست و واقع بینانه، بایسته و ضروری است، خالص کردن نگاه
از حجاب دوستی و علاقه مفرط است.
سعدی شیرازی، می گوید:
حسن میمندی را گفتند، سلطان محمود، چندین بنده صاحب جمال دارد که هر یکی،
بدیع ِجهانی اند! چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان، میل و محبتی ندارد، چنان
که با ایاز که حسن زیادتی ندارد؟ گفت: هر چه به دل فرو آید، در دیده، نکو نماید.
هر که سلطان، مرید او باشد
گر همه، بد کند، نکو باشد
اگر به چشم ارادت، نظر کنی در دیو
فرشته ایت نماید به چشم کرّوبی [14]
این محبوب، گاهی شخص و گاهی گروهی خاصّ است که او، بدان تعلق دارد و زمانی هم

 


|298|

 

رشته تحصیلی و یا شغلی و یا محیط و یا شیء معینی است که به او مربوط می شود.
در قرآن کریم است که "کلّ حزبٍ بما لدیهم فرحون" هر گروهی، بدان چه نزد آنان است،
خشنودند. [15]
نیز نگاه، نباید از روی دشمنی و عناد باشد. نگاه از روی دشمنی، به نوبه خود، مانع دیدن واقع
و ارزیابی منصفانه شده، و مسیر فکر را به انحراف می کشاند. و به قول سعدی:
کسی به دیده انکار، اگر نگاه کند
نشان صورت یوسف، دهد به ناخوبی

 


ارزش و جایگاه انتقادگری

 

در روایات معصومان علیهم السلام از انتقادگری و انتقادپذیری، با اهتمامی ویژه سخن رفته
است که ما، در این نوشتار، ابتدا، به چند سخن از امیر مؤمنان علیه السلام در این خصوص اشاره
می کنیم و آن گاه، به بیان نکاتی از سخن معروف امام صادق علیه السلام در این باره می پردازیم.
امیر مؤمنان گفته است:
شرُّ إخوانک مَنْ داهنک فی نفسک و ساترک عیبک؛
بدترین برادران (دینی) تو، آنانی اند که با چرب زبانی و دورویی، با تو رفتار می کنند
و عیب تو را از خودت، پوشیده می دارند. [16]
مَنْ ساترک عیبک فهو عدوّک؛
کسی که زشتی ات را از تو پوشیده دارد، دشمن توست. [17]
و
مَنْ ساتَرَک عیبک و عابک فی غیبک فهو العدوّ، فاحذره؛
هر کس عیب تو را، از چشم تو، پنهان کند و در پشت سر، به بدگویی ات بپردازد،
دشمن توست، پس از او پروا کن [18].
در این سخنان، علی علیه السلام بر خلاف برداشتهای معمولی، انسان ثناگو و چاپلوس را
دشمن معرفی کرده است.
حضرت، در یک سخن روانشناختانه دیگر، این گونه می گوید:
مَنْ داهنک فی عیبک، عالک فی غیبک؛

 


|299|
کسی که با چرب زبانی، با تو روبه رو شود، در پشت سر، از تو، بدگویی کرده، و عیبت
را بازگو خواهد کرد. [19]
مَنْ کاشَفَک فی عیبک، حفظک فی غیبک؛
هر کس عیب تو را روبه رو بگوید، در غیابت، از تو بدگویی نمی کند. [20]
البته ممکن است مقصود از این دو حدیث، این باشد که کسی که زشتیهایت را به تو یادآوری
نمی کند، وقتی از نزدت می رود، آن عیب، در وجود تو، به جا مانده و موجب رسوایی ات خواهد
شد.
و نیز آن حضرت، در یکی از خطبه های خود گفته است:
و إنّما أنتم إخوانٌ علی دین الله، ما فَرَّقَ بینکم إلّا خُبْثُ السرائر و سوءُ الضمائرِ، فلا
توازَرُونَ و لا تناصَحُونَ و لا تَباذَلُونَ و لا تَوادُّونَ ... و ما یمنع أحدکم أنْ یستقبِلَ أخاه
بما یَخافُ من عیبه إلاّ مخافَةُ أنْ یستقبَلُه بمِثلِه. قد تصافَیْتُم علی رَفْض ِالآجِل ِو حُبّ ِ
العاجِل و صار دینُ أحدکم لُعقَةً علی لسانه، صنیعَ مَن قد فَرَغَ من عمله و أحْرَزَ رضی
سیِّدِهِ؛
شما بر پایه دین خدا، با هم برادرید و تنها، آلودگیهای باطن و خباثت طینتها، شما را
از هم جدا ساخته است. از این روست که به کمک هم نمی شتابید و خیرخواهی هم
نمی کنید و از بخشش و دوستی میان خود امتناع می ورزید ... و احدی از شما را، از
روبه رو شدن با برادر ِدینی خود و بازگو کردن ِعیبی که از شنیدن آن، واهمه دارد، باز
نمی دارد مگر ترس از اینکه او نیز این گونه عمل کرده و عیب او را به او گوشزد کند.
شما بر سر کنار گذاشتن آخرت و دوستی دنیا، هم پیمان و یکدل هستید و هر یک از
شما، دین را، تنها، بر سر زبان دارد ـ و برای آن عمل نمی کند ـ مانند کسی که کار خود
را انجام شده و پایان یافته می بیند و خشنودی پروردگار خویش را کسب کرده
است. [21]
بنا به حدیثی از حضرت امام صادق علیه السلام، آن حضرت، در مقام معرفی بهترین دوستان،
چنین گفته است:
أحَبُّ اخوانی إلیَّ مَنْ أهْدی إلیَّ عیوبی؛
محبوب ترین برادران ِـ دینی ـ ام، نزد من، کسی است که عیب مرا ـ با بازگو کردن آن ـ

 


|300|
به من هدیه می کند. [22]
در این حدیث شریف، نکاتی به نظر می رسد که بدان اشاره می کنیم:
1ـ امام علیه السلام با اینکه خود، معصوم و از عیوب اخلاقی بر کنار است، در عین حال، با
گفتن این جمله، در اصحاب خود، القا می کند که آنان، فکر نکنند امام آنان، دوست دارد از او
تعریف و تمجید شود و هر کس، چاپلوسی و تملق بیشتر داشته باشد، نزد او مقرب تر
است.
نیز با این سخن، به تعلیم و تربیت اصحاب خود می پردازد که آنان نیز باید این گونه باشند و از
ستایش دیگران، دلشاد و از انتقادهای خیرخواهانه آنان، دلمرده و غمگین نگردند.
این، از شیوه های تعلیم و تربیت آن معصومان علیهم السلام است که برای تأثیر بیشتر،
راهنماییهای اخلاقی در جان پیروان خود و تعمیق بیشتر آن، از خود شروع
می کردند.
بالاتر اینکه ممکن است، مقصود حضرت از این سخن، تنها، ناظر به حال انتقادگر باشد نه به
خود؛ یعنی، با اینکه امام علیه السلام نیازی به نقد دیگران ندارد، کسی که به پندار خود، عیبی در
آن حضرت می بیند و آن را به او تذکّر می دهد، مراتب دوستی و صداقت خود را نشان داده است.
2ـ گزینش عنوان "برادر"، خود، گویای این حقیقت است که با انتقادگر، نباید برخوردی
خصمانه داشت و او را دشمن خود انگاشت، بلکه باید به او، به چشم یک دوست، بلکه به دیده
عزیزترین برادر نگریست و از نقد خیرخواهانه او، با تمام وجود، استقبال کرد.
3ـ انتخاب کلمه "أهدی" ـ که به معنای هدیه دادن است ـ بسیار زیبا و جالب توجه است؛
زیرا، اولاً ، نشانه این حقیقت است که بازگو کردن عیب دیگری به او، خود، بهترین خدمت به او
شمرده می شود.
ثانیاً ، دادن چیزی به دیگری، وقتی این عنوان را دارد که این کار، از روی لطف و محبت به او
باشد، لذا، بازگو کردن یک عیب، در صورتی به "هدیه بودن" موصوف می شود که تذکّردهنده
آن، قصد سازنده داشته باشد و با دوستی توأم باشد، ولی اگر گوینده، با قصد تخریب و سرزنش، به
این کار مبادرت ورزد و یا در صورت داشتن نیت اصلاحی، گفتن آن، به صورتی باشد که حیثیت
شخص را در هم بشکند، آن، این عنوان را نخواهد داشت.
ثالثاً ، هر انسانی، همان گونه که در قبال ِاعطای هدیه، از دهنده آن، سپاسگزاری می کند، از نظر

 


|301|

 

اخلاقی، باید از انتقادکنندگان خود نیز، تشکر و قدردانی کند.

 


نقد حاکمان

 

جلوگیری از فساد قدرت و راهکارهای کنترل آن، از مباحث بسیار اساسی فلسفه سیاست به
شمار می رود. توزیع قدرت و تفکیک قوا و نیز وضع دستگاهها و نهادهای نظارتی، از مهمترین
عوامل بازداره آن محسوب می شود.
البته، هر یک از این راهکارها، تأثیر بایسته خود را داراست، ولی تجربه نشان می دهد که هیچ
یک از این راهها و ابزارها، خود، ایمن از فساد و انحراف نبوده و در بسیاری از موارد، کارآیی
خود را در ایفای این نقش، از دست داده و می دهند.
مطمئن ترین و سالم ترین و مؤثرترین عامل برای کنترل قدرت حاکمان، حضور پویا و
آگاهانه همراه با احساس مسؤولیت و دلسوزانه مردم در صحنه و مراقبت دایمی آنان از جریان
حاکمیت و مدیریت جامعه و نقد و ارزیابی همیشگی و پیگیرانه آنان از اعمال و رفتار مدیران و
مسؤولان حکومت است.
عامه مردم، به خاطر اینکه در چهارچوب و محدوده خاصی قرار نمی گیرند، معمولاً، از تأثیر
عوامل فساد، دورترند، بر خلاف گروهها و جمعیتهای ویژه که چه بسا، در بند منافع و تثبیت
موقعیت خود گرفتار آمده و برای پاسداری از آن و تأمین سودجوییهای خود، دچار انحراف و
فساد می شوند و نقش اصلی خود را در نظارت بر حاکمیت از دست داده و یا به نوبه خود، به
دستگاهی فاسد و ستم پیشه برای تحکیم پایه های قدرت و حکومت جائران تبدیل می گردند.
حضرت رضا علیه السلام گفته است:
و لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر، أو لیستعملنّ علیکم شرارُکم فیدعو خیارکم
فلا یستجاب لکم؛
باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و اگر نه، فاسقان، بر شما سلطه خواهند یافت و
آن گاه، هر چند نیکوکردارتان دعا کند، به اجابت نخواهد رسید. [23]
ممکن است مقصود این حدیث شریف، این باشد که مردم، باید هم را امر به معروف و نهی از
منکر کنند، در غیر این صورت، فساد و تباهی، در جامعه رواج یافته و در نتیجه، زمینه برای سلطه
جائران و ستمگران فراهم خواهد شد.

 


|302|

 

و نیز ممکن است، تنها، نقد حاکمان از سوی مردم، سفارش شده باشد.
چنان که محتمل است، مراد، معنایی عام و شامل هر دو صورت باشد. این احتمال، احتمالی
قوی تر است.
از حقوق قطعی فرد مسلمان در حکومت علوی و از دید آن حضرت، حق پرسش و استفسار
از حاکم و مسؤولان حکومتی است.
روزی، یکی از اصحاب آن حضرت، پرسید: "چگونه آن کسان، شما را، با اینکه به خلافت
سزاوارتر بودید، از آن باز داشتند؟". حضرت در پاسخ گفت:
"یا أخا بنی أسد: إنّک لَقَلِقُ الوَضینِ، تُرْسِلُ فی غیر سَدَدٍ، و لک بَعْدُ ذِمامةُ الصهر ِو حقُّ
المسألة ..."؛
ای برادر اسدی، تو، مانند شتری هستی که تنگ کجاوه آن، سست و مضطرب است و آن، بی هیچ ثباتی، به هر سوی، متمایل می شود! تو [سخن] خود را بی جا رها می کنی! در عین حال، به جهت خویشاوندیت با پیامبر صلی الله علیه و آله (زینب دختر جحش از بنی اسد بوده) احترام داشته ـ و به جهت شهروندیت ـ حق سؤال داری ... . [24]
و حضرت در قسمتی از خطبه ای دیگر گفته است:
"و إنَّ مِنْ أسْخَف ِحالات ِالولاة عند صالح النّاس، أنْ یُظنَّ بهم حبُّ الفخر و یوُضَعُ
أمرُهم علی الکبرِ، و قد کرِهْتُ أنْ یکونَ جال فی ظَنِّکم أنّی أحبّ الإطْراءَ و استماعَ
الثناء ِو لستُ ـ بحمدالله ـ کذلک و لو کنتُ أُحِبُّ أنْ یُقالَ ذلک لَتَرَکْتُهُ انْحِطاطاً لله سبحانَهُ
عن تناول ما هو أحقُّ به منَ العظمة ِو الکبریاء ِ... فلا تکلّمونی بما تکلّم به الجبابرةُ و لا
تَتَحَفَّظُوا مِنّی بما یُتَحفَّظُ به عند أهل البادرة و لا تُخالِطوُنی بالمصانَعَة ِو لا تَظُنُّوا بی
استثقالاً فی حَقٍّ قیللی،ولا التماسَ إعظامٍ لنفسی،فإنّه مَن ِاسْتَثْقَلَ الحقَّ أنْ یقالَ له أوِالعدل أنْ یُعْرَضَ علیه، کان العملُ بهما أثقل علیه، فلا تَکُفُّوا عن مقالةٍ بحقٍّ أوْ مَشُورَةٍ
بعدلٍ؛ فإنّی لستُ فی نفسی بفوق ِأنْ أُخْطیءَ و لا آمَنُ ذلک من فعلی، إلاّ أنْ یکفی الله
من نفسی ما هو أملک به منّی ...؛
از پست ترین حالات حاکمان، نزد مردم صالح، این است که به آنان، حبّ فخر و
ستایش گمان رود و امورشان، به تکبر و خودبزرگ بینی حمل شود. من، خوش ندارم
خیال کنید که من، ثناگویی و ستایش شما را دوست دارم و ـ با سپاس الهی ـ این گونه

 


|303|
نیستم و اگر هم ـ به حسب نفس انسانی ـ به آن تمایل داشتم، به جهت فروتنی برای
خداوند متعال، آن را رها کردم، تا در دایره چیزی که برای او سزاوارتر است، قرار
نگیرم ... پس با من، آن چنان که با جباران سخن می گویید، گفت و گو مکنید و آن
گونه که نزد ستمگران ِتندخو، از خود مراقبت می کنید ـ تا خشم آنان، متوجه شما
نشود ـ با من رفتار نکنید و از برخورد همراه با ظاهرسازی و مدارات بپرهیزید و
خیال نکنید اگر سخن حقی به من گفته شود، قبول آن، بر من، سنگینی خواهد کرد و یا
اینکه خودبزرگ بین باشم؛ یقیناً، کسی که شنیدن حق و یا عرضه عدالت، بر او دشوار
باشد، عمل به آن دو، بر او سنگین تر خواهد بود. پس، از گفتن سخن حق یا ارائه
مشورتی بر پایه عدل، خودداری نکنید. من، در خودم، این گونه نیستم که خطا نکنم و
کار خود را از آن ایمن نمی دانم، مگر خداوند، مرا کفایت کند. [25]

 


تفاوتهای اساسی نقد حاکمان و مردم

 

نقد و ارزیابی حاکمان از سوی مردم، با نقد مؤمنان نسبت به هم، تفاوتهایی دارد که به
دو مورد اشاره می کنیم:
1ـ نقد مردم نسبت به هم، باید به صورت پنهانی باشد، ولی در مورد حکمرانان، اگر تذکر
پنهانی سودی نبخشید، باید اعتراض علنی کرد.
امام عسکری علیه السلام گفته است:
مَنْ وَعظ أخاه سِرّاً فقد زانه، و مَنْ وعظه علانیةً فقد شانَهُ؛
هر کس، برادر ـ دینی ـ اش را به طور سرّی، پند دهد، او را آراسته است و کسی که
علناً، به این کار مبادرت ورزد، او را خوار و کوچک ساخته است. [26]
پس از این یادآوری، در صورت عدم تأثیر، فاش کردن آن، مصداقی از اشاعه فحشا است،
ولی در مورد حاکمان، به جز آن چه مربوط به زندگی شخصی و خانوادگی آنان است، در باره
آنچه به سرنوشت جامعه و مردم بازمی گردد، چون احتمال اشتباه می رود، باید معایب آنان،
نخست، مخفیانه و سرّی به آنان رسانده شود و اگر این شیوه، کارساز نیفتاد، برای پاسداری از
مصالح مادی و معنوی جامعه، لازم است که افشاگری شود.
البته در همه این موارد، بویژه در علنی کردن انتقاد، استناد و قطعیت، امری بایسته است، تا از

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  23  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله انتقادگری و انتقاد پذیری در حکومت علوی

دانلود مقاله دستگاههای اسپان باند ومنسوجات بی بافت

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله دستگاههای اسپان باند ومنسوجات بی بافت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

موقعیت جغرافیایی کارخانه
کارخانه بافتینه ملایر در کیلومتر 4 جاده ملایر – همدان واقع شده است که دارای سه تیپ ساختمان می باشد:
1- ساختمان های تولیدی (ساختمان تیپ 1) با مساحت 4078
2- ساختمان های اداری و خدماتی (ساختمان های تیپ 2) با مساحت 4460
3- ساختمان های جنبی (ساختمان های تیپ 3) با مساحت 1562 مترمربع
ظرفیت اسمی این کارخانه 12000 تن در سال است. این کارخانه دارای 400 نفر پرسنل می باشد که به صورت هماهنگ در 4 شیفت کاری فعالیت می کنند. مسئولیت و مدیریت این کارخانه بر عهده جناب آقای مهندس سید محمد مرتضوی می باشد.

 

 

 

 

 


مقدمه
تولید مصرف منسوجات بی بافت به صورت روزافزونی مورد توجه کشورهای پیشرفته قرار گرفته به طوری که به خصوص در کشورهای آمریکا، اروپا، ژاپن و چین میزان تولید آن به سرعت در حال افزایش است. تولید منسوجات بی بافت در اروپای غربی که در سال 1989 بالغ بر 414 تن بود در سال 2000 به 1026 هزار تن رسید و حدود 5/2 برابر گردیده است. تنوع مصارف منسوجات بی بافت، در زمینه های بهداشتی، وسایل منزل، خودرو، مهندسی ساختمان و برخی از مصارف صنعتی، کشاورزی و پوشاک و… به صورت گسترده ای در حال توسعه بوده و میزان تولید جهانی منسوجات بی بافت در سال 2002 به بیش از 3900 هزار تن رسیده است.
تجهیزات اصلی کارخانه به شرح زیر است:
2 یونیت اسپان باند مدل S-M-X-S (چهار لایه) شامل:
فیدر
اکسترودر
اکسترودر
پمپ ریسندگی 1 دستگاه
1 دستگاه با الکتروموتور گیربکس و هیتر
2 دستگاه با سایز 180 با الکتروموتورها و هیترها و گیربکس ها
6 دستگاه
تهویه مرکزی، خنک کننده، دستگاه کشش، کلندر و سایر تجهیزات

 

ملت بلون شامل
1 سری مدل M یا S با قابلیت تولید میکروفیلامنت
فیدر، اکسترودر، پمپ، کمپرسور، هیتر

 

 

 

 

 

 

 


خلاصه هزینه ماشین آلات و تجهیزات تولید
ماشین آلات طرح
شرح تعداد مشخصات فنی
الف- اسپان باند 2 یولیت مدل S-M-X-S (چهار لایه)
شامل تجهیزات زیر:
1- فیدر (تغذیه کننده) 1 دستگاه تغذیه کننده مواد اولیه و افزودنی ها
2- اکسترودر 2 دستگاه با سایز 180 با الکتروموتورها و هیترها و گیربکس ها
3- اکسترودر 1 دستگاه با الکتروموتور و گیربکس و هیترها جهت ری سایکل در خط تولید (بازیافت ضایعات)
4- پمپ ریسندگی 6 دستگاه به همراه خط Spim Beam
5- تهویه مرکزی 1 ست جهت خارج کردن دود حاصل از ذوب پلیمر
6- خنک کننده 1 ست جهت سود کردن فیلامنت های ذوب شده
7- دستگاه کشش 1 ست جهت کشش فیلامنت ها و تولید میکروفیلامنت
8- کلندر 1 ست جهت اتصال لایه عنکبوتی فیلامنت ها
9- سایر تجهیزات یک سری شامل کانوایر، درایر، ماشین آلات پیچش، کامپیوترها و دستگاه های کنترل کننده، دستگاه های تمیز کننده، ماشین آلات برش و…
ب- ملت بلون شامل: یک سری مدل M یا S با قابلیت تولید میکروفیلامنت
1- فیدر 1 دستگاه تغذیه کننده مواد اولیه و افزودنی ها
2- اکسترودر اصلی 1 دستگاه جهت تزریق و تولید الیاف
3- پمپ 2 دستگاه جهت ملت بلون
4- کمپرسور 1 دستگاه جهت تولید هوای فشرده برای خط ملت بلون
5- هیتر 1 دستگاه جهت گرم کردن هوا برای خط ملت بلون
6- جرثقیل و فریم مربوطه 1 دستگاه قابل تنظیم جهت بالا و پایین بردن دستگاه ها

 

ج- استراکچر یک سری جهت نصب دو خط اسپان باند و یک خط ملت بلون و پیش بینی اضافه نمودن یک خط ملت بلون در آینده
هـ- لوازم آزمایشگاهی یک سری جهت کنترل کیفیت مواد اولیه و محصول نهایی
شامل تجهیزات زیر:
1- استحکام سنج لایه 1 دستگاه
2- ضخامت سنج 1 دستگاه
3- ترازوی دقیق 1 دستگاه
4- میکروسکوپ 1 دستگاه
5- دستگاه سنجش پلیمر 1 دستگاه
و- کمپرسور 1 دستگاه جهت تأمین هوای مورد نیاز دستگاه های پنوماتیک
ز- چیلر یک سری جهت خنک کردن کل دستگاه ها
ح- لوازم یدکی جهت تأمین لوزام یدکی دو سال

خواص محصول
منسوجات بی بافت به صورت گسترده ای به شکل شبکه های تودرتوی الیاف و یا رشته های درگیر شده که به صورت مکانیکی، حرارتی و یا شیمیایی به هم چسبیده و متصل شده اند تولید و صرف می شود. این صفحات صاف و متخلخل بوده و مستقیماً از الیاف جداگانه یا به صورت پلاستیک مذاب و یا لایه های نازک پلاستیک تشکیل شده است. این الیاف به هم بافته و بسته نشده و الیاف به کاموا تبدیل نمی شود.
پارچه های بی بافت پارچه های طراحی شده ای است که طول عمر آن می تواند محدود (پارچه های یک بار مصرف) و یا طولانی و بسیار بادوام باشد. پارچه های بی بافت دارای خواص و عملکردهای ویژه ای مانند جذب و دفع مایعات، انعطاف پذیری (خاصیت ارتجاعی)، کش آمدن، نرمی، استحکام، نسوز بودن (دفع شعله)، قابل شستشو بودن، ضربه گیری، فیلتراسیون، جلوگیری از ورود باکتری ها (ماسک) و ضدعفونی (استریل بودن) می باشد. ترکیب این خواص غالباً ضمن برقراری موازنه مناسب بین طول عمر محصول و هزینه های مربوطه، از نظر شکل ظاهری، دوام و ساختار نیز مشابه پارچه های بافته شده بوده و از نظر حجیم بودن می تواند به اندازه ضخیم ترین لایه های مبل و لباس تولید شود. پارچه های بی بافت در ترکیب با سایر مواد طیف وسیعی از محصولات با خواص گوناگون را پدید می آورد و به تنهایی در زمینه های پوشاک، وسایل و لوازم خانگی، بهداشتی، مهندسی،‌ کالاهای صنعتی و مصرفی کاربرد دارد.
فهرست زیر برخی از محصولات شناخته شده پارچه های بی بافت را نشان می دهد.
- دای پرز
- دستمال های کاغذی و نوار بهداشتی
- نوارهای ضدعفونی شده، کلاه، ماسک، روپوش و پرده ها و آویزه های مورد مصرف در بخش پزشکی
- پارچه های پاک کننده (دستمال و غیره) خانگی و شخصی
- مواد کمکی مصرفی در شستشو (صفحاتی که در خشک کننده های پارچه به کار می رود)
- لایه داخل پوشاک
- پارچه های مصرفی رو کف پوش ها، رویه و روکش مبل و صندلی، لایه ها و ابرها، پوشش های دیوار (کاغذهای دیواری)
- برچسب ها
- عایق کاری
- مصارف خانگی
- محصولاتی که در سقف سازی به کار می رود
- الیاف و پارچه ها و GEOTEXTILE هایی که در مهندسی عمران به کار می رود.
- فیلتراسیون

 

برآورد مصرف
میزان تولید
براساس اطلاعات دریافتی از اداره کل صنایع نساجی وزارت صنایع معادن، تعداد 37 واحد با ظرفیت بالغ بر 43 هزار تن، فعال می باشند. لازم به یادآوری است در زمینه منسوجات بی بافت تاکنون تعداد 167 مجوز در استان های مختلف کشور صادر گردیده است که اغلب غیرفعال می باشد.
سیستم منسوجات بی بافت (Non - Wovens)
در این گونه منسوجات هیچ گونه نخی تولید نمی شود، بلکه منسوجات نهایی مستقیماً از الیاف یا لایه الیاف گرفته می شود و چون مرحله تبدیل به نخ وجود ندارد، مرحله بافندگی نیز حذف می گردد، در عوض مرحله تشکیل لایه (تار عنکبوتی) (web) و مرحله اتصال و پیوستگی (bonding) به فرآیند تولید اضافه می گردد. این سیستم تولید به دلایل مختلف نظیر کربردهای فراوان، تولید بسیار بالا و عملکرد عالی نسبت به دیگر منسوجات، توجه بیشتری را برانگیخته است. هر روز کاربردهای جدیدتری از این نوع منسوجات ابداع و به مرحله تولید می رسد و چون قابلیت انطباق بالایی با نیازها و خواسته های روزافزون و متنوع زندگی مدرن امروزی دارد، در دهه اخیر مورد توجه بسیاری از تولیدکنندگان واقع شده است. تولید منسوجات بی بافت برای اولین بار به دهه30 (1940-1930) بر می گردد اما شروع این صنعت از نیمه های دهه 60 در اروپا آغاز شد، و این درست زمانی بود که اصطلاح Non Woven یا Vliesstoffe توسط مجموعه کوچکی از تولیدکنندگان بکار گرفته شد. از آن پس تولید منسوجات بی بافت به سرعت گسترش یافت و کاربرد چنین محصولاتی بسیاری از جنبه های صنعتی و حتی زندگی شخصی را در بر گرفت. منسوجات بی بافت در محصولات بهداشتی و نظافتی، در مهندسی عمران و ساختمان، لوازم خانگی و صنایع خودروسازی، برای پاکیزگی، فیلتراسیون، پوشاک، بسته بندی مواد غذایی کاربرد زیادی دارد و اینها تنها گوشه ای از کاربردهای فراوان این منسوجات است.

 

منسوجات بی بافت
تعریف
اصطلاح منسوجات بی بافت (Non – Wovens) اغلب در اکثر زبان ها در مقابل واژه پارچه های بافته شده تاری پودی (weaving) به عنوان یک مرجع بکار گرفته می شود. تنها متخصصین بر این امر واقفند که منسوجات بی بافت پارچه هایی با طراحی منحصر بفرد است که راه حل های صرف هزینه مؤثر را در محصولاتی نظیر اقلام بهداشتی، جداکننده های باتری، فیلترها و ژئوتکستایل ها (Geotextiles) در بر دارند. مطابق با تعریف سازمان جهانی استاندارد (به شماره ISO 9092) یا استاندارد EN 29092 منسوج بی بافت چنین تعریف می شود:
لایه یا شبکه ای از الیاف منظم یا غیرمنظم آرایش یافته که به وسیله ایجاد اصطکاک و یا اتصال یا پیوستگی به وجود می آید. این تعریف شامل لایه های کاغذی و محصولات بافته شده به طریق تاری پودی، پودی و تاری، اتصال دوختی (به وسیله نخ یا فیلامنت) و نیز کالاهای نمدی شده (که دوباره سوزن زنی شوند یا نشوند) نمی شود. الیاف می توانند طبیعی یا مصنوعی، کوتاه و یا ممتد باشد. پارچه های بی بافت بدون هیچ گونه محدودیتی از الیاف ساخته می شود اما لزوماً تنها از الیاف تشکیل نمی شود. این گونه الیاف می تواند حتی الیاف بسیار کوتاه به طول چند میلی متر باشد (در فرآیند wetlaid) و یا الیافی معمولی مورد استفاده در صنایع نساجی قدیمی و یا فیلامنت های بسیار بلند باشند. خواص و ویژگی های پارچه بی بافت تا حد زیادی به نوع الیاف و تکمیل نهایی آن بستگی دارد. الیاف ممکن است طبیعی، مصنوعی، آلی یا غیرآلی باشد. خاصیت مهم لیف این است که طول آن بسیار بیشتر از قطر آن می باشد. همچنین می توان چنین الیافی را به طور مداوم همراه با فرآیند منسوج بی بافت تولید نمود و سپس به طول مورد نظر برش داد و یا اینکه می توان دانه های پلیمر را مستقیماً از طریق Extruder (محفظه ای که پلیمر در آنجا ذوب شده و با فشار از شبکه سوراخ دار آن خارج می گردد) به ساختار فیبری مورد نظر تبدیل نمود. دامنه منسوجات بی بافت از محدوده نساجی نیز فراتر می رود. ممکن است الیافی که در ساخت منسوج بی بافت بکار می رود بسیار کوتاه بوده و مانند کاغذ قابلیت ریسندگی را نداشته باشد. همچنین شبکه الیافی ممکن است از فویل یا دیگر پلاستیک ها به وجود آید. بنابراین منسوجات بی بافت با بخشی از خواص و ویژگی های تولید صنعت کاغذ یا صنعت مواد شیمیایی/ پلاستیک ها مشترک است و بدین ترتیب محدوده و قلمرو خود را مشخص می نماید. خواص پیوستگی منسوجات بی بافت به درگیری نخ وابسته نیست و مطلقاً دارای ساختار هندسی آرایش یافته ای نمی باشد و در حقیقت این منسوجات حاصل ارتباط بین یک لیف با لیف دیگر است. این امر موجب می شود که منسوجات بی بافت ویژگی های منحصربفرد خود را داشته باشد (مثل خواص بهتر در جذب و فیلتراسیون) و بنابراین کاربردهای بیشتری را شامل شود.

 

فرآیندهای تولید منسوجات بی بافت
سه روش جهت تشکیل لایه شبکه الیاف وجود دارد که عبارت است از:
- ¬سیستم drylaid همراه با کاردینگ یا در جریان هوا قرار دادن (air laying) به عنوان روشی برای تشکیل شبکه الیاف.
- سیستم Wetlaid.
- سیستم بر مبنای پلیمر که شامل تکنیک های ( Spunbonding یا Spunlaying) یا (Meltblown) یا تکنیک پارچه های flashpun می باشد.
به هر حال به منظور استحکام بخشی به لایه الیاف (web) که به خاطر فقدان نیروهای اصطکاک لازم است، می بایست الیاف به یکدیگر متصل شود. تثبیت لایه بعد از شکل گیری آن دومین مرحله در فرآیند تولید منسوج بی بافت است. عملیات تثبیت نقش عمده ای در ایجاد خواص نهایی پارچه دارد، بنابراین می بایست حتی المقدور کاربرد نهایی منسوج در این مرحله مورد توجه قرار گیرد.
این عملیات را می توان با بکارگیری فعل و انفعالات شیمیایی (اتصال شیمیایی) نظیر پیوند دهنده ها (binders) به انجام رساند. این اتصال دهنده ها را می توان با غوطه ور سازی، پوشش دادن، اسپری کردن یا اتصال چاپی به طور متناوب بکار برد. و نیز می توان از پیوند دهنده های حرارتی (Cohesion bonding) مثل ذوب کردن جزیی الیاف محتوی یا فیلامنت ها استفاده نمود. در این مورد می توان از کالندر نمودن یا دمش هوای گرم یا تأثیر فراصوتی (ultrasonic) نیز بهره برد. تثبیت به روش مکانیکی (اتصال اصطکاکی) ممکن است به صورت سوزن زنی، دوخت، درگیری جت هوا و یا ترکیبی از آنها صورت پذیرد. برای تحقق نیازهای مشتری می توان خواص منسوج فعلی را در مرحله تکمیل اصلاح نمود. به همین منظور می توان قبل یا بعد از فرآیند اتصال (bonding)، از مواد شیمیایی یا فرآیندهای مکانیکی در مرحله پایانی تولید استفاده نمود. برای رسیدن به خواص مطلوب می بایست در انتخاب مواد اولیه، ته نشین شدن الیاف به عنوان مواد فیبری با دانسیته های مختلف، انتخاب روش های تثبیت و تکمیل دقت نمود.

 

خواص منسوجات بی بافت و کاربردهای آن با توجه به محیط زیست
منسوجات بی بافت ما را احاطه کرده اند و همه از آنها استفاده می کنیم اما به آن آگاهی نداریم. در حقیقت این منسوجات اغلب از دید ما مخفی هستند. می توان این منسوجات را طوری ساخت که در صورت لزوم جاذب، قابل تنفس، قابل آویزش، مقاوم در برابر آتش، مانع حرارت و نور، قابل قالب گیری، نرم، پایدار، سخت، مقاوم در برابر برش و دافع حشرات باشد. اما به وضوح مشخص است که امکان ترکیب همه این خواص (به ویژه خواص متضاد) در یک منسوج وجود ندارد. بنابراین کاربرد هر منسوج بی بافت چندمنظوره است. در زیر به نمونه ای از این کاربردها اشاره می کنیم:
- بهداشت و نظافت شخصی نظیر پوشک بچه، محصولات بهداشتی مربوط به خانم ها، اقلام مربوط به ناراحتی های عصبی افراد سالخورده، دستمال های تر و خشک و همچنین دستمال پرستاری و چسب بینی.
- درمان مثل لباس جراحی بیمار، ماسک صورت، مرهم و سواب (swab) (میله ای شبیه به گوش پاک کن برای مالیدن دارو و یا برداشتن نمونه) و غیره.
- پوشاک: آستری لباس، پوشاک عایقی و محافظتی، لباس کارهای صنعتی، لباس های حفاظت در برابر مواد شیمیایی و اجزاء کفش.
- مصارف خانگی: دستمال های نظافتی و پاک کن، چای و قهوه کیسه ای، نرم کننده پارچه، ظرف نگهداری غذا، فیلترها و دستمال سفره (رومیزی).
- خودرو: محفظه عقب خودرو، فیلترهای هوا و بنزین و اتاق، حفاظ های حرارتی، کیسه های هوا، نوارها و پارچه های تزئینی.
- ساختمان: لایه گذاری سقف، دیوار و کاشی، عایق گرمایی و سروصدا، پوشش خانه، لایی زیر سنگ لوح و زهکشی.
- ژئوتکستایل ها: لایه زیر آسفالت، تثبیت خاک، زهکشی، درزگیری (رسوب گذاری) و کنترل خوردگی و غیره
- تصفیه: فیلترهای گاز و هوا مثل: Hevac , Hepa, Vlpa
- مصارف صنعتی: عایق کابل ها، سمباده ها، پلاستیک های تقویت شده، جداکننده های باتری، دیش های ماهواره، چرم مصنوعی، تهویه هوا و پوشش دادن.
- مصارف کشاورزی.
- مبلمان منزل و مصارف تفریحی، مسافرتی و نیز در مدرسه و اداره.
منشاء منسوجات بی بافت فریبنده نیست و در حقیقت این منسوجات از ضایعات الیاف بازیافتی و یا الیاف درجه دو باقیمانده از سایر فرآیندهای صنعتی نظیر بافندگی و چرم بدست می آید.
این منسوجات جایگزین های ارزانی بوده، همچنین بسیاری بر این باورند که چون از این نوع منسوجات کالاهای مصرفی تهیه می گردد چندان هم ارزان نیست.
اگر خواص این منسوجات در مقایسه با منسوجات دیگر مشابه بوده ولی هزینه و قیمت آنها نسبتاً پایین باشد، منافع آن برای مشتری مشخص است. در ابتدا اختلاف قیمت منسوجات بی بافت در مقایسه با محصولات جایگزین طوری بود که کاهش خواص و ویژگی ها هنوز مورد قبول بود. به هر حال هیچ منسوج بی بافت به عنوان جانشین تولید نشد، بلکه مزایای قیمتی همراه با مزایای پیشرفته آنها (نظیر آستری، پاکن ها، روپوش های جراحی، انواع فیلترها و غیره) برای کاربران بارزتر شد. همچنین جای امیدواری است که تعداد اقلام پلاستیکی، منسوج، کاغذ و غیره که منسوجات بی بافت قادر به جانشینی آنها هستند محدود نباشد و نیز انتظار می رود که مزایای هزینه ای و اثربخشی منسوجات بی بافت همچنان باقی بماند. کاربردهای منسوجات بی بافت تنها در کالاهای یک بار مصرف نیست، بلکه بخش وسیعی از کاربردهای نهایی بادوام آنها در آستری، کارگذاری در سقف، ژئوتکستایل، خودرو و یا کفپوش می باشد.
به هر حال بسیاری از منسوجات بی بافت به ویژه منسوجات سبک در کالاهای یک بار مصرف مورد استفاده قرار می گیرد. اغلب منسوجات بی بافت چه مصرفی باشد یا نباشد اقلامی با فن آوری پیشرفته و عملکردی فوق العاده هستند. قابلیت جذب بسیار بالا یا خاصیت عدم نم پس دهی آنها در اقلام بهداشتی همراه با ویژگی های جلوگیری کننده آنها در کاربردهای اتاق عمل و یا امکان تصفیه بهتر به خاطر ابعاد و توزیع خلل و فرج. اصولاً این منسوجات به خاطر نوع کاربرد در بخش هایی نظیر بهداشت و سلامت شخصی و کارایی هزینه ای شان به صورت یک بار مصرف تولید می شوند و اغلب این خاصیت مزیت ویژه ای را نصیب استفاده کنندگان می نماید. چون اقلام یک بار مصرف قبلاً مورد استفاده قرار نگرفته اند، متضمن کیفیت و مطلوبیت خاص می باشد (در مقایسه با پارچه های شسته شده ای که دو بار مورد استفاده قرار می گیرد).
مسئله دیگر موضوع تأثیرات محیطی صنعت منسوج بی بافت و مدیریت ضایعات آن می باشد. صنعت منسوج بی بافت و مدیریت ضایعات آن می باشد. صنعت منسوج بی بافت در اروپا علیرغم تولید یک میلیون تن در سال 2000 هنوز صنعت کوچکی محسوب می شود (صنعت نساجی اروپا در سال 1998 به میزان -/5632000 تن و صنعت کاغذ و چوب در حدود 90 میلیون تن تولید داشته اند). فرآیند تولید منسوج بی بافت (بدون در نظر گرفتن فرآیند تولید پارچه های پیوند شده شیمیایی که ایجاد آلودگی آب و هوا می کنند و 10% کل تولید منسوج بی بافت را شامل می شود) در نوع خود مدرن و پویاست.
رکورد این صنعت در مقایسه با صنایع نساجی و کاغذ حداقل قابل مقایسه و یا بهتر از آنهاست. میزان ضایعات جامد مشخص شده در صنعت منسوجات بی بافت در اروپا در حدود 115-110 هزار تن تخمین زده می شود که 25% این مقدار، مواد اولیه است. این میزان در مقایسه با کل ضایعات صنعتی در اروپا رقم بسیار کوچکی است. به جرأت می توان گفت که حداقل 50% ضایعات صنعت منسوجات بی بافت بازیابی می گردد و بقیه آن از طریق سوزاندن به انرژی تبدیل شده و یا به گودال زباله فرستاده می شود. همچنین از -/1025000 تن تولید منسوجات بی بافت در اروپا در سال 2000 در حدود -/640000 تن مربوط به اقلام یک بار مصرف و یا بخشی از اقلام یک بار مصرف است که شامل جریان ضایعات شهری سالیانه می شود. این میزان برابر با %3/0 کل ضایعات جامد شهری می باشد. در نهایت باید توجه داشت که بسیاری از مزایای محیطی از کاربرد منسوجات بی بافت در تصفیه روغن، جذب روغن، لباس کار محافظتی، ژئوتکستایل ها و کشاورزی حاصل می آیند.

 

معرفی محصول (محصولات) و مشخصات آن
معرفی محصول
محصولی که قرار است در این پروژه نسبت به تولید آن اقدام شود، در صنعت نساجی تحت عنوان منسوج بی بافت (Non wovens) مطرح است و همان طور که قبلاً اشاره شد (برخلاف منسوج بافته شده) الیاف مستقیماً تبدیل به منسوج شده و هیچگونه عملیات بافندگی بر روی آنها صورت نمی گیرد و صرفاً به روش های مختلف، تشکیل لایه می دهد. سپس برای اتصال (bonding) جزیی آنها از فرآیندهای خاص استفاده می شود تا لایه تولید شده به ثبات نسبی برسد. در نهایت مطابق با کاربرد نهایی و خواسته مشتری، تکمیل مربوطه بر لایه الیاف (web) انجام شده و کالا بسته بندی می گردد.
«منسوجات بی بافت پارچه هایی با طراحی منحصر به فرد است که راه حل های اثربخشی برای کاربردهای بسیار متنوع فزاینده زندگی امروز ارایه می دهند دارای کیفیت های مختلفی هستند. محصولاتی که هر روز می بینیم و اغلب از وجود آنها بی خبریم، محصولاتی که عملکردهای برجسته آنها اغلب از دید پنهان می ماند، منسوجات بی بافت محصول عصر حاضر است و با صنعت مدرن و نوآور امروزی تولید می شود.»
منسوجات بی بافت مطابق استاندارد ISO 9002 در سال 1988 و نیز استاندارد EN 29092 چنین معرفی می شود: منسوج بی بافت (Non woven) لایه تولید شده یا شبکه الیافی است که به طور منظم و یا اتفاقی آرایش یافته و با استفاده از اصطکاک و یا اتصال یا چسبندگی به هم پیوند خورده اند؛ به جز کاغذ و محصولاتی که بافته شده، پرزگذاری شده (tufted) یا به وسیله نخ های فیلامنت ها اتصال داده شده و یا نمدی شوند چه سوزن زنی اضافه شود و چه نشود.

 

محصولات جانبی
فرآیند تولید کالا، محصول جانبی ندارد اما از ضایعات تولید می توان دوباره استفاده نمود به شرطی که آنها را طی فرآیندهایی بازیابی نموده و دوباره در خط تولید قرار دهیم. همچنین می توان از ضایعاتی که از منابع دیگر بدست می آیند برای تغذیه به این سیستم تولید استفاده کرد.
به هر حال ضایعات الیاف به ماشین های برش (زننده) تغذیه شده و با توجه به روش تغذیه به طول های mm40 تا mm150 بریده می شوند. سپس از طریق تسمه نقاله وارد سیستمی می شود، الیاف ضایعاتی بریده شده هنگام ورود به فضای بین دو درام اصلی و کوچک، نپ ها (گره های کوچک الیاف درگیره شده را نپ گویند. در مورد پنبه نپ شامل الیاف نرسیده و مرده پنبه می باشد)، الیاف باز نشده و تکه های غیر منسوج از محفظه تعیین شده خارج می شود . الیاف تمیزتر از طریق درام بزرگتر به جلو رانده می شود تا به درام غربالی (Sieve Drum) رسیده در آنجا گرد و غبار و الیاف کوتاه نیز از جریان الیاف جدا می شود. محصول بدست آمده اصطلاحاً الیاف بازیافتی (Reclaimed fibers) خوانده می شود. این الیاف قابل مخلوط شدن با الیاف اصلی است. اگر از این الیاف استفاده نشود، می توان آنها را به صورت عدل، انبار نمود. الیاف بازیافتی با الیاف اصلی تفاوت هایی دارد از جمله اینکه طی فرآیند تولید قبلی صدمه دیده و دارای طیف وسیعی از طول الیاف است و درصد الیاف کوتاه و الیاف باز نشده آنها نیز زیاد است.

 

 

 

مشخصات محصول اصلی
کاربردها
صنایع بالادستی و پایین دستی
منسوجات (پارچه های) بی بافت، ساختاری متخلخل داشته و به فرم یک لایه هستند که اساساً و یا تماماً از الیاف جاسازی شده در آن تشکیل می شود. این پارچه ها که به نام هایی نظیر پارچه های پیوندی (bonded fabrics) و یا طراحی شده (engineered fabrics) نیز معروف است با فرآیندهای تولید دیگری غیر از ریسندگی (spinning)، بافندگی تاری پودی (weaving) و بافندگی تاری یا پودی (knitting) ساخته می شود. ضخامت لایه ها ممکن است از 25 میکرومتر تا چندین سانتیمتر و وزن لایه ها نیز از g/m212 به g/m22000 برسد. این لایه ممکن است از لحاظ ظاهری شبیه به پارچه های تاری پودی و یا کشباف و یا حتی کاغذ بوده و ساختار و طرحی منحصربفرد داشته باشد. ممکن است مانند کاغذ فشرده، شکننده و خشک باشد و یا مانند منسوجات معمولی نرم و قابل انعطاف باشد و نیز ممکن است قابلیت ارتجاعی داشته باشد. خواص کششی منسوجات بی بافت ممکن است نسبتاً پایدار بوده و یا آنقدر پایدار و محکم باشد که قابل خرد کردن، سایش یا صدمه بوسیله دست نباشد. ترکیب الیاف این منسوجات ممکن است طبیعی یا مصنوعی باشد و طول آنها نیز ممکن است از mm3-1 تا مداوم (بی انتها) باشد. خواص کششی لایه الیاف به نیروهای اصطکاکی و یا عملکرد لایه پلیمر افزوده شده به عنوان چسب پیوند دهنده بستگی دارد. ممکن است بعضی و یا همه الیاف بوسیله حرارت یا محلول به یکدیگر پیوند داده شود. اگرچه ساختار پارچه های نمدی بدست آمده از موی حیوانات نظیر پشم با ساختار گفته شده مطابقت دارد، اما جزء منسوجات بی بافت محسوب نمی شود. کاغذ نیز که در آن الیاف با هیدروژن به یکدیگر متصل می شود منسوج بی بافت نمی باشد. در ساختارهای الیاف – لایه، واحد اصلی، الیاف / فیلامنت ها می باشد که به صورت لایه آرایش یافته و طوری به یکدیگر متصل می شود که فاصله پیوند تا پیوند دیگر بیش از 100-50 برابر قطر الیاف است. ساختار اصلی تمامی منسوجات بی بافت در مقایسه با منسوجات معمولی، همان لایه الیاف است. بنابراین عنصر اصلی صرفاً یک لیف است. آرایش الیاف در لایه ممکن است کم یا زیاد باشد.

لایه کارد شده رایون باتوزیع آرایش یافته الیاف
خواص کششی
ازدیاد طول و زیردست مورد نظر با استفاده از یک چسب یا ماده شیمیایی دیگر، اتصال فیزیکی اصطکاک لیف به لیف که با درگیری الیاف صورت می پذیرد و استحکام بخشی توسط نخ ها، توری ها، نوارها و یا لایه های متصل نشده دیگر به منسوج داده می شود.
فن آوری ساخت پارچه های بی بافت بستگی به عناصر ذیل دارد:
1- طول ها و قطرهای مختلف الیاف
2- آرایش دهی هندسی لایه با توجه به روش شکل دهی و فرآوری
3- اتصال داخلی لایه با چسب یا نیروهای اصطکاکی – مکانیکی که با تماس و درگیری الیاف صورت می پذیرد.
4- استحکام بخشی و ترکیب ها: نخ، فیلم، توری ها یا لایه های متصل نشده دیگر
تغییر دادن یک یا چند عامل از عوامل فوق در ترکیب با عوامل دیگر، گستره وسیعی از انواع منسوجات بی بافت را بدست می دهد.
تقسیم بندی تولید منسوجات بی بافت در مراحل مختلف
تولید منسوجات بی بافت را می توان در سه مرحله تقسیم بندی نمود، اگرچه فن آوری مدرن انجام شده همزمان آنها را ممکن نموده است. این مراحل عبارت است از:
1- تشکیل لایه
2- اتصال لایه
3- تکمیل کالا
امکان و ترکیب و مخلوط کردن مواد اولیه مختلف و فن آوری های متفاوت موجب تنوع زیاد این محصولات گشته است. این تنوع همراه با طراحی خصوصیات و ویژگی های متعدد برای کاربردهای متنوع همراه شده است.
تشکیل لایه
چهار روش اصلی تولید برای تشکیل لایه وجود دارد که عبارت است از:
1- Drylaid
2- Spunlaid
3- Wetlaid
4- تکنیک های دیگر
تشکیل لایه به روش Drylaid
این روش خود به دو زیرمجموعه تقسیم می شود:
الف- کاردینگ
ب- Airlaying
در روش کاردینگ، الیاف پس از عبور از ماشین کاردینگ، به شکل لایه در می آیند. آرایش الیاف در لایه می تواند موازی (اکثر الیاف در جهت حرکت لایه قرار می گیرند) و یا به صورت آرایش اتفاقی باشد. لایه با الیاف موازی دارای استحکام کششی بیشتر و ازدیاد طول و استحکام برشی کمتر در جهت حرکت لایه روی ماشین می باشد. برای تولید مجموعه ای از خواص می توان سرعت های نسبی و ترکیب لایه را تغییر داد.

در روش Airlaid ، الیاف (که می توانند بسیار کوتاه باشند) به یک جریان هوا تغذیه شده و سپس به یک تسمه یا درام متخلخل فرستاده شده و در آنجا یک لایه با آرایش اتفاقی تشکیل می دهد. این لایه در مقایسه با لایه کاردینگ دارای دانسیته کمتر، نرمی و لطافت بیشتر بوده و از ساختار ورقه ای در آن اثری نیست. لایه های Airlaid به لحاظ امکان استفاده از الیاف و مخلوط های مختلف، انعطاف پذیری زیادی دارد.

 

روش Spunlaid
این روش یکی از روش های تولید منسوجات بی بافت است که در این پروژه بکار می رود. در این روش گرانول های پلیمر ذوب شده و از طریق دستگاه اکسترودر و از رشته سازها (Spinnerets) می گذرند. سپس فیلامنت های مداوم خنک شده و بر روی یک تسمه نقاله قرار گرفته تا تشکیل لایه دهند. ممکن است از طریق گرما این الیاف را به یکدیگر متصل نمود ولی این تنها روش اتصال لایه نیست. روش Spunbond که گاهی آن را نیز می گویند، امکان تولید لایه محکم تری را فراهم می آورد اما محدوده مواد اولیه قابل استفاده در آن محدود است (به خاطر لزوم ترموپلاست بودن پلیمر مواد اولیه)، همچنین ممکن است همزمان دو نوع پلیمر ذوب شود و از آنها لایه تشکیل گردد. در این حالت خواص لایه و قابلیت های اتصال آن متفاوت خواهد بود و برای بدست آوردن خاصیت های متنوع تر در کاربرد نهایی استفاده می شود.

روش Wetlaid
در این روش مخلوط آب و الیاف بر روی یک صفحه سیمی متحرک ریخته شده و به منظور تشکیل لایه آب گیری می گردد. سپس این لایه با فشرده شدن بین غلطک ها آب گیری مجدد شده و خشک می شود. در این مرحله اغلب غوطه ور سازی لایه در مایع بیندر نیز انجام می پذیرد. در این روش امکان تولید آرایش های مختلف الیاف از حالت موازی تا حالت کاملاً اتفاقی وجود دارد. از مزایای دیگر این روش امکان بکارگیری الیاف طبیعی، معدنی، مصنوعی با طول الیاف های مختلف است.

 

تکنیک های دیگر
این تکنیک ها شامل فن آوری هایی است که در آنها تولید الیاف، ساخت لایه و اتصال آن به طور همزمان و در یک محل صورت می پذیرد. به عنوان مثال در روش تشکیل لایه دمش ذوب (Melt Blown)، پلیمرهایی با ویسکوزیته پایین پس از ذوب شدن به یک جریان هوای غلیظ فرستاده می شود و سپس از رشته ساز خارج می گردد. این عمل باعث جداسازی، جامد شدن و تبدیل مواد مذابی به لایه الیاف می شود.

 

اتصال لایه (Web Bonding)
لایه ها (به غیر از Spunlaid) در حالت متصل نشدن الیاف، استحکام کمی دارد و باید به نحوی استحکام آنها فراهم شود. این عمل با استفاده از اتصال لایه ها (Bonding) که فرآیندی حیاتی در تولید منسوجات بی بافت است انجام می پذیرد. انتخاب نوع فرآیند اتصال به اندازه انتخاب مواد اولیه در خواص نهایی منسوج حائز اهمیت است. سه نوع فرآیند اتصال وجود دارد:
1- شیمیایی
2- حرارتی
3- مکانیکی
اتصال شیمیایی (اتصال چسبی)
در این روش برای اتصال از مواد چسبی استفاده می شود.

این مواد چسبی شامل پلیمرها و کوپلیمرهای اکریلات، کوپلیمرهای استیرن، بوتادین و نیز کوپلیمرهای وینیل استات اتیلن می شود. اگرچه از سیستم های بیندر بر پایه آب به نحو وسیعی استفاده می شود، اما چسب های پودری، فوم و نیز بعضاً محلول های ارگانیک (آلی) هم کاربرد دارد. راه های متعددی برای بکار بردن بیندرها وجود دارد. می توان با غوطه ور سازی، پوشش دادن یا اسپری نمودن، مواد چسبی را به طور یکنواخت و یا به صورت چاپی به صورت متناوب در لایه الیاف بکار برد. اتصال چاپی در مواردی که نیاز به طرح ویژه ای روی لایه بوده و لازم است اکثر الیاف بدون اتصال (به منظور خاصی) رها باشند کاربرد دارد.

اتصال حرارتی
در این روش از خاصیت ترموپلاستیکی الیاف مصنوعی خاصی جهت اتصال در حرارت کنترل شده استفاده می شود. در بعضی حالات می توان از مواد اولیه نیز به عنوان عامل اتصال استفاده نمود ولی اغلب یک لیف با درجه ذوب پایین یا دوجزئی در مرحله تشکیل لایه اضافه می شود تا در مرحله بعدی عمل اتصال انجام پذیرد. سیستم های اتصال حرارتی متفاوتی وجود دارد که از آن جمله اند: کالندر کردن، دمش هوای گرم، فشار و گرما دادن با استفاده از درام و نیز استفاده از انرژی فراصوتی.
اتصال مکانیکی (اتصال اصطکاکی)
در این روش با اصطکاک دهی الیاف و در هم گیر کردن آنها عمل استحکام بخشی لایه انجام می گیرد. دو روش نیز در این مجموعه وجود دارد:
1- سوزن زنی
2- درگیری از طریق جت آب

در حالت سوزن زنی، طرح مورد نظر بر روی لایه توسط سوزن ها ایجاد شده و در ضمن اتصال انجام می پذیرد. در این روش می توان لایه هایی با ویژگی های متفاوت را سوزن زنی نمود و طیفی از خواص گوناگون به دست آورد.
در حالت جت آب، الیاف از طریق اعمال با فشار زیاد (جت آب) با یکدیگر درگیر می گردد. این روش نیز تحت عنوان Spunlacing معروف است که طرح های بسیار بدیعی را بر روی لایه الیاف به وجود می آورد. استحکام لیف تحت تأثیر فشار آب قرار دارد.
3- تکمیل کالا
این مرحله ای است که می توان دقیقاً به نیازهای مشتریان پاسخ گفت و کالای مورد نظر بازار را تولید نمود. مواد شیمیایی و فرآیندهای مکانیکی مختلفی را می توان بعد از اتصال لایه بکار برد. منسوجات بی بافت تکمیل شده ممکن است رسانا، بازدارنده آتش، دافع آب، متخلخل آنتی استاتیک، قابل تنفس، جاذب و غیره باشند و این ویژگی ها بسیارند. همچنین می توان آنها را پوشش داده، چاپ کرد، Flock (پاشیدن، چسباندن خرده الیاف به منسوج) نموده یا رنگرزی نمود و یا اینکه با مواد دیگری ترکیب کرده و لایه های پیچیده تری به وجود آورد.

 

بیندرها (Binders) (ماده چسبی)
بکارگیری بیندرها یکی از روش های اصلی جهت استحکام بخشی به لایه الیاف منسوجات بی بافت می باشد. به طور کلی هنگامی که تمام الیاف در نقاط تلاقی به طور مؤثر و به دقت توسط بیندرها به یکدیگر متصل شوند، استحکام بخشی به حداکثر می رسد. همچنین اگر بیش از نیاز از بیندرها استفاده شود، در نقاط اتصال ایجاد سفتی و سختی می شود. اما اتصال مثبت موجب محدود شدن حرکت الیاف شده و موقعیت الیاف را در ساختارهای لایه ای باز تثبیت می نماید. بنابراین چنین روش اتصالی اثر قابل توجهی بر ویژگی های اصلی و خواص ویژه کاربرد نهایی پارچه های الیافی متصل شده دارد. برای مثال منسوجات بی بافت که به طور مثبت استحکام یافته اند، در مقایسه با لایه های استحکام یافته به روش اصطکاک (نظیر منسوجات Spunlaid) در حالت های خمشی، کششی و تنش های فشردگی، تغییر شکل بسیار زیادی از خود نشان می دهند. با استفاده از این بیندرها، خاصیت برگشت پذیری منسوجات بی بافت در برابر تنش های کاربردهای روزانه بهبود می یابد. همچنین سفت و سخت شدن سطح منسوج کاهش یافته و مقاومت آن در برابر تنش های شستشو افزایش می یابد. بیندرها شامل دو گروه بزرگ از محصولات پلیمری می شود:
1- مایعات چسبی
2- الیاف چسبی
درصد وزنی بیندر موجود در محصولات بی بافت نهایی (به خاطر اثربخشی آنها) بین 40-10 درصد کل وزن منسوج تغییر می کند. مایعات چسبی منحصراً جهت لایه الیاف بکار نمی رود، بلکه در بخش های صنعتی دیگر نظیر تکمیل منسوج، صنایع کاغذ، فن آوری چاپ و صنعت پلاستیک نیز کاربرد دارد. علاوه بر الیاف چسبی می توان از پودرهای چسبی برای استحکام بخشی به لایه ها استفاده نمود که اغلب از پلی آمید، پلی ارتان یا پلی استر تشکیل شده است.
مایعات چسبی و خواص پارچه های بی بافت
برای تطبیق خواص مایعات چسبی با خواص مورد نیاز منسوجات محدودیت های وسیعی وجود دارد. بنابراین تنها چنین ویژگی منسوجات بی بافت (نظیر ثبات، استحکام رطوبتی، آب دوستی یا آب گریزی) بر انتخاب بیندر مطلوب تأثیرگذار است. البته باید توجه داشت که به هنگام انتخاب مایع چسبی بسیاری از خواص منسوجات بی بافت پیچیده می بایست مد نظر قرار گیرد. همچنین بایستی به تفاوت خواص فرآیندی و خواص مربوط به محصول نهایی دقت لازم مبذول گردد.

 

ویژگی های مهم منسوجات بی بافت در رابطه با بیندرها
ویژگی های عمومی
- چسبندگی به سطوح ویژه
- مسدود کنندگی
- قابلیت عایق گرمایی
- قابلیت جوش دادن فراصوتی
- قابلیت زرد شدن در دمایی مشخص

 

منسوجات بی بافت اکسترودری (مذابی) (Extrusion Nonwovens)
بیش از 50 سال است که پلیمرهای سنگین ذوب ریسی Melt-Spun می شود. روش ذوب ریسی با استفاده از ریسندگی شبکه ای و اکستروژن و خطوط تولید گوناگون (که هر کدام برای نوعی از پلیمرها مناسب است) انجام می گیرد. با استفاده از این فن آوری الیاف و نخ تولید شده و طی مراحل بعدی به منسوج تبدیل می گردد. فرآیندهای موجود امکان تولید منسوجات بی بافت را فراهم کرده و تولید مستقیم منسوج از الیاف ذوب ریسی شده را امکان پذیر می سازد. پیشرفت های اولیه در این زمینه بین سال های 1950-1970 انجام شد. منسوجات اکستروژنی شامل منسوجات فیلامنتی و الیافی Spun Bond و نیز منسوجات اکستروژنی طی 10 سال اخیر در سطح جهان چشم گیر بوده است. فرآیندهای جدید و نوظهور به همراه محصولات جدید عموماً بر پایه الیاف پلی پروپیلن شکل گرفته است تا وزن سطحی کمتری را به دست دهد. این محصولات جدید در اقلام بهداشتی، پزشکی و نیز کشاورزی و منسوجات ساختمانی کاربرد فراوانی دارد. در جدول (*) سیر تحولات و توسعه منسوجات بی بافت از نوع Spunlaid و کل منسوجات بی بافت مقایسه شده است.

 

جدول (*)- تولید منسوجات بی بافت در اروپای غربی بر حسب هزار تن (Edana)
شرح سال 1989 سال 1991 سال 1993 سال 1995 سال 1997 سال 1998 سال 2000
کل منسوجات
بی بافت 414 6/480 5/554 4/646 5/759 836 9/1025
منسوجات Spunlaid 6/143 3/197 3/227 9/267 310 2/356 1/409

 

پلی پروپیلن به خاطر خواص و پایین بودن دانسیته مهم ترین پلیمر در منسوجات بی بافت اکستروژنی (مذابی) می باشد. علاوه بر این قیمت آن تقریباً ارزان است. انواع مختلفی از منسوجات مذابی وجود دارد که در جدول (**) به آنها پرداخته شده است.

 

جدول (**)- اصطلاحات منسوجات بی بافت
منسوج اجزاء اصلی
Spunlaid یک یا چند فیلامنتی
Spunbond
Meltblown یک یا چند فیلامنتی = الیاف میکرو یک فیلامنتی
Flashspun
Spunbond ترکیبی از
(M) Meltblown, (S) Spunlaid ترکیب الیاف فیلامنتی
الکترواستاتیک الیاف میکرو
فیلم الیاف رشته رشته شده فیلم

 

بکارگیری پلیمرها
در منسوجات اکستروژنی، انتخاب مواد رابطه مستقیم با محصول نهایی دارد. منسوجات Spunbond ترجیحاً از پلیمرهای سنگین ترموپلاست پلی پروپیلن (PP) و پلی استر (PET) تولید می شود. پلیمرهای دیگر نیز نظیر پلی اتیلن با دانسیته بالا (HDPF) و نیز پلی اتیلن خطی با دانسیته پایین (LDPE) کاربرد کمی دارد. همچنین از پلیمرهای نایلون (پلی آمید) به ویژه PA6 و PA606 به طور محدودی استفاده می شود. اما به خاطر قیمت پایین و خواص ممتاز PP نظیر مقاومت شیمیایی، آب گریزی به دیگر گزینه ها ترجیح داده می شود.
خواص مواد اولیه عبارتند از:

 

1- شاخص ذوب MFI:
• 40-20 گرم در 10 دقیقه (در منسوجات Spunlaid)
• 1600-100 گرم در 10 دقیقه (در منسوجات Meltblown)

 

2- پراکندگی چندگانه :
• 7-5/3 واحد جهت اندازه گیری توزیع وزن مولی
Mw: وزن مولی متوسط
Mn:‌ وزن مولی (متوسط حسابی)

 

بخش آرایش نیافته: حداکثر 5/2 درصد
منسوجات Spunlaid به دست آمده از HDPE و LDPE نرمی خاصی دارند و به خاطر همین مزیت در پوشش اقلام بهداشتی (پوشک بچه، نوار بهداشتی و…) کاربرد دارد.
بعد از PP، پلیمر پلی استر (PET) مهم ترین مواد در فرآیند تولید منسوجات مذابی می باشد. PET در مقایسه با PP دارای خواص مقاومت حرارتی و جمع شدگی کمی است. این خواص در اقلامی نظیر پوشش اندود سقف، لایه زیرین منسوجات و فرش کاربرد فراوانی دارد. خواص PET عبارتند از:
1- ویسکوزیته ذاتی (IV) کمتر از 64/0
2- نسبت کمتر گروه های COOH
3- آرایش یافتگی بالا
4- محتویات آب حداکثر 004/0 درصد
در تولید منسوجات Spunlaid و Meltblown منحصراً از پلی استر آرایش یافته استفاده می شود. حالت آرایش یافتگی بر خشک کردن مقدماتی و قابلیت اکسترودر شدن و نیز آرایش کششی فیلامنت تأثیرگذار است. آرایش یافتگی از طریق کششی فیلامنت برای محصولاتی که استحکام بالایی دارند بسیار حائز اهمیت است. خشک کردن مقدماتی در مورد PET اجتناب ناپذیر است زیرا در PP تغییر شکل حرارتی به هنگام اکسترودر شدن مورد تخریب هیدرولیزی (آبی) قرار می گیرد. علاوه بر این چون محتوی آب PET کم است، میزان بسته های هوا در مذاب کم بوده و بنابراین پارگی فیلامنت کمتر اتفاق می افتد. در منسوجات بی بافت (در مقایسه با Spunlaid) از الیاف بسیار ظریف با استحکام کمتر استفاده می شود.
با ترکیب پلیمرهایی با پایه های شیمیایی و پارامترهای فیزیکی گوناگون می توان به افکت های مختلفی نظیر افکت بیندر چروک یا افکت ترک دست یافت.
جهت دستیابی به افکت بیندر، کوپلیمرهایی که در دمای پایین تری ذوب می شوند (پلی اورتان یا پلی الفین ها)، همراه با پلیمرهای همگن که در دمای بالاتری ذوب می شود، عمل می شود. می توان فیلامنت ها را جداگانه (دوفیلامنتی) و فیلامنت های ترکیبی (چند فیلامنتی) اکسترود کرد. یکی از اجزای ترکیبی می بایست به قدر کافی خاصیت چسبندگی داشته باشد. از آنجایی که در افکت ترک از هم پاشیدگی فیلامنت ها از یکدیگر مورد نظر است عکس قضیه اتفاق می افتد. پلیمرهای PP و HDPE ترجیحاً برای تشکیل منسوجات فیلمی اکسترود شده بکار می رود. شاخص ذوب بستگی به فرآیند تولید دارد و ممکن است از 2 تا 10 تغییر کند. چنانچه مشاهده می شود این امر موجب استحکام بیشتر منسوج نسبت به روش Spunbond می شود. منسوجات فیلمی (به جز پلی الفین ها) از PET و PA (تا حد کمی) نیز ساخته می شود. این پلیمرها بسته به نوع مواد، به خوبی خرد نمی شود. به این منظور برای خرد شدن بهتر آنها، مخلوط ناسازگاری به آنها اضافه می شود که ایجاد ساختاری ماتریسی – جزیره ای می نماید (مثلاً مخلوط های پلیمری PET و HDPE و LLDPE).
در اوایل دهه 1960، فرآیندی توسعه یافت که در آن کشش و تشکیل لایه شبکه فیلامنتی منحصراً تحت تأثیر مکش هوا قرار داشت. این پایه فن آوری فرآیند Reicofil 1 بود. این فرآیند تا سال 1990 ادامه داشت و در این سال بود که هم از نظر فن آوری و هم تجهیزات توسعه پیدا کرد. این فرآیند در منطقه خنک سازی تغییراتی ایجاد کرده بود. کانال مکش و افشانه (Diffuser) نیز بلندتر شده بود. به کمک این فرآیند، سرعت فیلامنت در ابتدا از 1000m/min به 3000m/min و سپس تا 5000m/min افزایش می یافت. این روشی است که توسط آن فیلامنت هایی با ظرافت کمتر از 1 dtex قابل تولید است.
کامپوزیت منسوج بی بافت
تولید منسوجات مذابی امکان تولید کامپوزیت منسوجات بی بافت به صورت مداوم را فراهم می آورد. طی 15 سال اخیر با توجه به روش های جدید تولید منسوجات Spunbond، این تولیدات از اهمیت خاصی برخوردار شده است. با ترکیب نمودن فرآیند می توان کامپوزیت های منسوجات بی بافت را طوری ساخت که هر لایه از آنها نیاز مخصوصی را برطرف سازد.
چنین کامپوزیت هایی (به جز کاربردهای بهداشتی و پزشکی) بازارهایی را در زمینه ژئوتکستایل ها، منسوجات فیلتری و محافظتی پیدا کرده است. برای این مصارف لازم است که خواصی چون استحکام، ثبات و نیز متخلخل (اسفنجی)، نفوذپذیر و مسدود کننده در منسوج تولید شده وجود داشته باشد. اگر مواد منسوج بی بافت Spunlaid را به عنوان جزء اصلی در نظر بگیریم، ترکیب های زیر می تواند در تولید کامپوزیت ها مفید واقع شود:
1- منسوجات چند لایه بی بافت Spunlaid (SS یا SSS)
2- یک یا چند لایه منسوجات بی بافت (SMMS, SMS, SM) Meltbolown
3- فیلم ها (SF)
4- منسوجات بی بافت Meltblown و فیلم ها (SMF)
5- منسوجات بی بافت فیبری (لیفی)

 

شرحی از خط تولید کارخانه
ماده اصلی و اولیه کاخانه پلی پروپیلن (PP) نام دارد که در داخل مخزن اصلی قرار می گیرد. مواد از داخل مخزن اصلی توسط لوله ها و مکنده ها ساکشن شده و وارد هاپرها می شوند. هاپرها ناخالصی های موجود در مواد مانند فلزات را جدا کرده و سپس این مواد وارد اکسترودر می شوند. اکسترودرها سیستمی شبیه به چرخ گوشت دارند که درون آنها یک مارپیچ حلزونی قرار دارد. قسمت حلزونی اکسترودر توسط یک الکتروموتور و گیربکس به حرکت در می آید. سیستم گیربکس و قسمت های مکانیکی به وسیله آب خنک می شوند. بدین صورت که آب از دو مجرا وارد پوسته گیربکس شده و از دو مجرا نیز خارج خواهد شد. در دیواره های اکسترودر هیترهای حرارتی قرار دارند که قادر به تولید oc270 حرارت هستند که باعث ذوب مواد می شوند. الیاف و پارچه های تولید شده ای که بدون استفاده هستند نیز در این مرحله توسط هیترهای مخصوص ذوب شده و وارد اکسترودر می شوند. با حرکت مارپیچ حلزونی مذاب مواد در طول اکسترودر حرکت می کنند و وارد یک فیلتر می شوند تا باز هم ناخالصی های موجود در مذاب جدا شوند. برای رنگ کردن پارچه از مخزن های کمکی استفاده می شود. سپس مواد مذاب توسط پمپ مخصوص (Melt Pump) وارد محفظه قالب می شوند (A1). مذاب از بالا وارد محفظه قالب می شود

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله دستگاههای اسپان باند ومنسوجات بی بافت

دانلودمقاله زندگی زناشویی

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله زندگی زناشویی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 
واضح است که عشق برای افراد مختلف معنایی بسیار متفاوت دارد . در کل ، عشق به مجموعه ای از احساسات مثبت و عمیق اشاره می کند که معطوف به فردی دیگر است برای اینکه زندگی زناشویی به خشنودی بینجامد باید احساسات عمیق اعلام شود و پاسخی مناسب از طرف مقابل دریافت کند .
● مقدمه
بدیهی است که ازدواج اولین تعهد عاطفی و حقوقی است که ما در بزرگسالی قبول می کنیم . به علاوه انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی نقطه ی عطفی در رشد و پیشرفت شخصی تلقی یک شریک زندگی است .
به نظر می رسد در جامعه ی امروزی سه دلیل اصلی برای ازدواج وجود دارد ( عشق ، هم نشینی ، تحقق انتظارها )
● خشنودی در خانواده و عوامل موثر درآن
واضح است که عشق برای افراد مختلف معنایی بسیار متفاوت دارد . در کل ، عشق به مجموعه ای از احساسات مثبت و عمیق اشاره می کند که معطوف به فردی دیگر است برای اینکه زندگی زناشویی به خشنودی بینجامد باید احساسات عمیق اعلام شود و پاسخی مناسب از طرف مقابل دریافت کند .
افراد با هدف هم نشینی نیز ازدواج می کنند . عشق مربوط به هم نشینی ، محبتی است که نسبت به افرادی احساس می کنیم که زندگیمان به طور عمیق با آنها پیوند خورده است . این همان عشقی است که بر شراکت در تجربه استوار است . عشقی که در آن می دانیم طرف مقابل همیشه در کنار ماست . عشقی که با آن می دانیم همیشه به خاطر آنچه هستیم پذیرفته می شویم . زوج های امروزی با هدف تحقق انتظاراتشان ازدواج می کنند . شناخت انتظارات ، بیان آنها و تلاش برای تحقق آن در حد اعتدال چیزی است که خشنودی را در روابط زناشویی محقق می سازد . افراد انتظار دارندکه از همسرانشان به طور خاص و از ازدواج به طور عام ، سود مطمئنی عایدشان شود . در مجموع می توان گفت که در عصر حاضر باورهای غلط متعددی توسط زوج ها پذیرفته شده اند . زوج ها این عقیده را پذیرفته اند که ازدواج ارضای هر نیاز روان شناختی را به همراه دارد و همین عقیده غیر واقع بینانه است که دامی برای سرخوردگی زناشویی خواهد بود .
انتظار همیشه شاد بودن ، رفع نیاز ها و تحت حمایت و تایید بودن همیشگی از جمله همین عقاید است . شاد بودن به عنوان یک فرد یا یک زوج پیوسته و در تمام عمر ، کار سختی است . هیچ فردی همیشه شاد نیست و برای زوج ها طبیعی است که دوره هایی از نا شادی ، کشمکش یا فشار را تجربه کنند . تصویری که می توان از ازدواج ارائه داد خوشی و سعادت پیوسته زناشویی است . واقعیت این است که ازدواج فرد را شاد نمی کند ، شاد نگه نمی دارد ، یا به وی کمک نمی کند که از زحمت و سختی دور شود . به طور قطع کسی که هدفش از ازدواج همیشه شاد بودن است ، محکوم به شکست است .
گر چه در ازدواج های موفق الگو ها متنوع اند ولی قواعد مشترکی وجود دارد . بعضی از قواعد مشترک در ازدواج های موفق با الگوهای عملکردی متنوع مشاهده می شوند . همسران در یک زندگی زناشویی موفق ، با دوام و توام با رضایت به یکدیگر احترام می گذارند . هر یک از همسران بعضی ویژگی ها یا توانایی های قابل احترام را در دیگری می یابد ، مثل : همسر خوبی بودن ، تامین مخارج کردن ، طبع و ذوق هنری داشتن و... هر چه میدان احترام گذاری به یکدیگر وسیع تر باشد زندگی زناشویی رضایت مندانه تر خواهد بود .
این همسران تایید و ارزش گذاری خود برای همسرشان را نشان می دهند و به طور پیوسته کارهایی انجام می دهند و مطالبی بیان می کنند که عواطف ، عشق و احترامشان را به یکدیگر نشان می دهد و کلمات واعمالی را که اهداف مثبت ازدواجشان را حمایت و تایید می کند ، انتخاب می کنند .
همسران نسبت به یکدیگر بردبارند .آن ها درک میکنند که امکان فریب خوردن یا خطا کردن خودشان نیز وجود دارد . انسان را آسیب پذیرمی بینند وبه این ترتیب می توانند قصوروکوتاهی دیگری را بپذیرند . آنها مسئولیت رفتار و عزت نفس خودشان را به طور فردی می پذیرند و انتظار ندارند که شریک زندگی شان مسئول شاد و خوشحال نگه داشتن آنها باشد .به همین دلیل از سرزنش و انتقاد یکدیگر اجتناب می کنند و در عوض آنچه را در مورد همسرشان درست است تایید می کنند. با همدلی به سخنان یکدیگر گوش می دهند و در جستجوی عواملی اند که در روابط آنها تاثیر مثبت به جا می گذارد .
همسران بر پایه ی اعتماد متقابل به تشریک مساعی می پردازند . آن ها آزادند که نه تنها فقط از یکدیگر ، بلکه از هر آنچه ممکن است یعنی شرکت در فعالیت ها و کار های فرعی خارج از محیط زناشویی همراه همدیگر و یا به طور فردی لذت ببرند.
در یک ارتباط زناشویی توام با حس همکاری و مشارکت ممکن نیست زن و مرد همیشه با یکدیگر موافق باشند اما می توانند به راحتی مخالفت خود را اعلام کنند و این امر مورد پذیرش قرار می گیرد که با هم به دنبال راه حلی بگردند که مورد تایید هر دو قرار گیرد .
زوج های خشنود و راضی از مهارت های ارتباطی خود به نحو احسن در زندگی مشترک استفاده می کنند رفتار و حالات یکی از زوج ها همیشه محرک نوع خاصی از واکنش های طرف دیگر است . چون این حالات اعمال ناشی از آن بسیاری ازاوقات ازسطح ناخود آگاه فرد ناشی می شود ، همسران خشنود تلاش می کنند رفتاروحالات خودرا بازشناسی کنند ونسبت به محرک های یکدیگر ، چه به صورت کلامی وچه غیر کلامی ،آگاهانه واکنش نشان دهند. زوج هایی که نقص مهارت های ارتباطی دارند در معرض خطر نقص عملکرد زناشویی وبروزاختلافات منجر به طلاق و جدایی قراردارند .
● ناخشنودی و طلاق در خانواده وعلل آن
در مقابل مفهوم رضایت زناشویی ، ناخشنودی و احتمالا یکی از نتایج آن ، یعنی طلاق وجود دارد . طلاق را می توان از مهم ترین پدیده های حیات انسانی تلقی کرد . این پدیده دارای ابعادی به تعداد تمامی جوانب و ابعاد جامعه ی انسانی است و تاثیرات متفاوت روانی ، اقتصادی ، و اجتماعی دارد . طلاق نخست یک پدیده یروانی است ، زیرا بر تعادل روانی نه تنها دو انسان ، بلکه فرزندان ، بستگان،دوستان و نزدیکان انها اثر می نهد.دوم این که طلاق پدیده ای است اقتصادی ،زیرا به گسست خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی می انجامد و با بر هم زدن تعادل روانی انسان ها موجبات بروز اثر های سهمگین در حیات اقتصادی آنها را نیز فراهم می سازد . سوم اینکه طلاق پدیده ای است موثر بر تمامی جوانب جمعیت در یک جامعه ، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد،چون تنها واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد و از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت اثر دارد چون موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در راه احراز مقام شهروندی یک جامعه اند . پس می توان گفت جامعه ای که در آن طلاق از حدی متعارف تجاوز کند ، هرگز از سلامت برخوردار نخواهد بود .
در ازدواج سنتی ، افراد از جایگاه خود آگاه بودند . شوهر اقتدار و حمایت اقتصادی را فراهم می کرد و زن مسئولیت منزل و تربیت کودکان را بر عهده داشت ؛ ولی اکنون مسئولیت ها یا تقسیم میشوند یا بر مبنای اهداف فردی تعیین می گردند . نتیجه ی این تغییر فرهنگی کاملا روشن است . چنان چه نیازها و اهداف فرد بر آورده نشود ، می پرسد : چرا باید این رابطه را حفظ کنم در حالی که بهای زیادی می پردازم و در عوض سود کمی به دست می آورم ؟!
این احساس وقتی شدت می یابد که زن و شوهر علاوه بر این تغییرات سریع فرهنگی از ابتدا نیز پیوندشان با تفاوت های فرهنگی بسیار آغاز شده باشد . این تفاوت های فرهنگی در تمام زمینه های رفتاری تأثیر گذار است ، از جمله رفتارهای غیر کلامی که برای افراد برخاسته از دو فرهنگ متفاوت ، معانی متفاوت و گاه متضاد دارد ، و می تواند منشأ بروز اختلافات در زمینه ی درک متقابل باشد .
عوامل شخصی فراوانی وجود دارند که می توانند در نارضایتی زناشویی دخیل باشند و آن را تشدید کنند . ادراک های غلط و انتظارهای غیر واقع بینانه ای که در درون زندگی زناشویی رسوخ می کنند نمونه های اصلی عوامل شخصی اند . تا زمانی که جامعه به پروراندن آرمان های شاعرانه و انتظارهای خیالی ادامه می دهد و افراد نیز آن را می پذیرند ، سرخوردگی زناشویی ادامه خواهد یافت .
سلیمانیان (۱۳۷۴) باورهای غیر منطقی را در میان زناشویی های ناخشنود بیش تر از باورهای غیر منطقی در میان زوج های خشنود یافته است . در همین زمینه سهرابی (۱۳۷۷) دوازده باور و انتظار مخرب را نام می برد :
1) عشق ما ( یعنی احساست عاشقانه و هیجانی ) با گذشت زمان کاهش نخواهد یافت.
2) همسرم باید بتواند افکار ، احساسات ، و نیازهای مرا پیش بینی کند .
3) همسرم هرگز مرا نخواهد رنجاند یا با خشم در مقابل من قرار نخواهد گرفت .
4) اگر همسرم واقعا عاشق من باشد باید همیشه سعی کند که مرا خوشحال کند ( یعنی هر نیاز و خواست مرا بر آورده سازد. )
5) عشق یعنی این که هرگز نسبت به همسرت خشمگین یا عصبانی نشوی .
6) همیشه با هم بودن را نشانه ی عشق پنداشتن .
7) علایق ، اهداف و ارزش های شخصی ما همیشه مانند هم خواهد بود .
8) همسرم همیشه با من صادق و صریح خواهد بود .
9) چون ما عاشق هم هستیم پس همسرم همیشه به من احترام خواهد گذاشت ، مرا درک خواهد کرد ، و با من موافق خواهد بود ، بدون اینکه توجه کند من چه رفتاری دارم .
10) بسیار ناگوار خواهد بود که همسرم مرا شرمنده و تحقیر کند یا از من انتقاد کند .
11) سطح علاقمندی و وفاداری ما به هم هرگز نباید کاهش یابد .
12) ما باید همیشه در مورد مسائل مهم با یکدیگر توافق داشته باشیم .
هر کدام از موارد فوق همانند امیدهای اشتباه و اهداف غیر واقع بینانه فقط زوج ها را به سمت یأس ، دلسردی ، ناکامی و خشم سوق می دهد . همان طور که افراد تغییر می کنند رابطه نیز تغییر می نماید . هنگامی که همسران علاقه ها ، فعالیت ها و ارزش های همپوش یا مشترک را مشاهده نمی کنند فرایند کناره گیری را آغاز خواهند کرد .
شوهرانی که از همسران خود راضی اند ، بیش تر می توانند حالت های غیر کلامی همسرشان را درک کنند . در حالی که شوهران ناراضی کم تر قادر به انجام این کارند . زوج های درمانده و تحت فشار معمولا مشکلاتی را در حیطه ی ارتباط های خود تجربه می کنند . آن ها به ویژه شدیدا گرفتار الگوهای ارتباطی بی حاصل اند ، یا در ارتباط های خود بیش تر به نیت عمل به جای نتیجه ی آن توجه می کنند . وقتی افراد در فرد مقابل خود احساس فریبکاری می کنند رفتار های کلامی و غیر کلامی شان تغییر می کند و ارتباطشان در ابهام بیش تری فرو می رود ، همچنین وقتی افراد در موقعیت تهدید آمیز قرار می گیرند بیش تر به تفسیر غیر مستقیم می پردازند و پاسخ های غیر مستقیم ارائه می دهند و بدین ترتیب ارتباط را در لایه ای از ابهام می پوشانند .
از پژوهش های دو دهه ی اخیر به نقل از سهرابی (۱۳۷۷) می توان به نتایج زیر اشاره کرد :
1) زوج های درمانده و غیر درمانده در " نیت " ارتباط هایشان با یکدیگر تفاوت ندارند . با وجود این همسران درمانده کم تر از همسران غیر درمانده گفته های همسرشان را به درستی ادراک می کنند .
2) نسبت میزان توافق به میزان عدم توافق در زوج های درمانده کم تر از زوج های غیر درمانده است .
3) رفتار غیر کلامی شاخصی قوی برای تمایز زوج های در مانده و غیر درمانده است . زوج های درمانده رفتارهای غیر کلامی منفی تری را نسبت به زوج های غیر درمانده بروز می دهند .
خانواده هایی که قادرند احساساتشان را بهتر تعریف و بیان کنند ، وقتی برای آنها برانگیختگی هیجانی ایجاد می شود سریع تر فشار خونشان به وضعیت عادی بر می گردد . در حالی که افراد ناتوان در بیان احساسات ، فشار خونشان مدت طولانی تری متغیر باقی می ماند .
عوامل تنش زا در تعامل زناشویی با ارزیابی و واکنش های نامناسب مربوط اند که تأثیری مستقیم برخود - سودمندی و تأثیری غیر مستقیم بر عزت نفس دارد و این دو تأثیری مستقیم بر افسردگی دارند . پژوهش ها هم چنین گویای آن اند که دشواری های ارتباطی منابع اصلی مشکل های میان فردی اند . بدنه ی بیش تر مشکلات خانوادگی و زناشویی ، بدفهمی ناشی از ارتباط غیر موثر است که نتیجه اش محرومیت و خشم است . درمانگران خانواده چنین ارزیابی می کنند که دلیل اصلی آشفتگی خانواده ها فقدان مهارت ها در بخشی از زندگی زناشویی زوج هاست .
مهارت ارتباط به طور مستقیم قابل مشاهده نیست بلکه باید از مشاهده ی رفتار درک شود . رفتار ارتباطی به فعالیت های کلامی و غیر کلامی مشاهده پذیری که سخنگویان به طور واقعی بروز می دهند ، اشاره دارد .
نتایج این تحقیقات نشان می دهند که مهارت ها و رفتارهای ارتباطی به طور مثبت با زناشویی غیر آشفته مرتبط است ، به این معنا که زوج های آشفته ، گرچه احتمالا مهارت کم تری نسبت به زوج های غیر آشفته ندارند ، اما در رفتار تمایل منفی بیش تری به یکدیگر نشان می دهند . چنین نتایجی این ضرورت را که آموزش می تواند نقش بسیار موثری در بهبود مهارت های ارتباطی و خشنودی زناشویی داشته باشد به اثبات می رساند ، و برای هر یک از زوج ها لازم و ضروری است که قبل از پیوند زناشویی یا در سال های اولیه ی زندگی با مهارت آموزی در این زمینه مانع بروز بسیاری از اختلافات و مشکلات رفتاری ناشی از بدفهمی یکدیگر یا ارضا نشدن نیازها و خواست های معمول زندگی مشترک شوند .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  25  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله زندگی زناشویی