
تعداد شکل های دسته ی سمت راست را با انگشتان دست راست و تعداد شکل های دسته ی سمت چپ را با انگشتان دست چپ خود نشان بده
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:
دانلود پاورپوینت بخش دوم از ریاضی اول ابتدایی مبحث بشمار و بگو - 6 اسلاید

تعداد شکل های دسته ی سمت راست را با انگشتان دست راست و تعداد شکل های دسته ی سمت چپ را با انگشتان دست چپ خود نشان بده
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:

فصل اول
آشنایی کلی با مکان کارآموزی
(جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و علمی)
شهرستان نجف آباد یکی از 21 شهرستان استان اصفهان است که دارای 6 شهر نجف آباد، دهق، علویجه، امیرآباد، گلدشت و کهریزسنگ می باشد و جزو شهرستان های پیشرو در زمینه های مختلف استان از جمله فرهنگ ایثار و ایثارگری است. از جمله شهیدان سرافراز این شهرستان شهید حاج احمد کاظمی و شهید محمد منتظری می باشند که مایه ی افتخار و عزت این شهرستان محسوب می شود.
شهرستان نجف آباد دارای حدود 6 هزار ایثارگر است که از بین این تعداد 2500 شهید گلگون کفن، 470 آزاده ی سرافراز و 3030 جانباز جان بر کف می باشد که طبق آمار گرفته شده تعداد ایثارگران این شهرستان از جمع ایثارگران 4 استان کشور (سیستان و بلوچستان، هرمزگان، چهار محال و بختیاری و کلگیلویه و بویر احمد) بیشتر است.
پیام امام خمینی (ره) مبنی بر تأسیس بنیاد شهید:
ملت شریف ایران می دانند که نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون فداکاری قشرهای مختلف ملت است که در صف اول باید شهدای انقلاب و کسانی که در این راه معلول و آسیب دیده شدهاند محسوب داشت لذا باید رسیدگی کامل به خاندان شهدا و به آسیبدیدگان و معلولین در این راه چه در حال انقلاب و چه قبل و بعد آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود. لذا لازم است سازمانی به سرپرستی جنابعالی و هیأتی از معتمدین متدین و آگاه و آشنای بدینگونه امور برای این مقصد مهم تأسیس شود که با اجرای طرح های مفید آن ملت و دولت انقلابی دین خود را در مقابل این گروه فداکار در راه انقلاب اسلامی ادا نمایند. شورای انقلاب موظف است برای این مشروع مهم بودجه ی کافی تصویب نماید و در اجرای آن سرعت عمل به خرج دهد و دولت و متصدیان امور موظف هستند موارد زیر را مورد تصویب و اجرای سریع قرار دهند.
1- اولویت فرهنگی یعنی در مدارس و دانشگاه با تسهیلات مقتضی وارد شوند.
2- اولویت اقتصادی یعنی مسکن، زمین، وسایل زندگی و سایر مایحتاج زندگی برای آنان تهیه گردد.
3- اولویت در استخدام یعنی خانواده ی شهدا و معلولین در استخدام دولت اولویت داشته و آنان که قدرت خدمت دارند به استخدام دولت درآیند.
4- کارت مجانی برای سوار شدن آنان در اتوبوس های دولتی داخل شهرها تهیه گردد.
5- کارت نیم بها برای استفاده از وسایل نقلیه بین شهری مثل قطار و هواپیما و غیره.
6- تشکیل دفترچه مخصوص برای قدرت خرید از تعاونی های دولتی.
7- بیمه درمانی و استفاده از کارت ویژه خرید دارو.
8- قرار دادن حقوق رسمی برای معلولینی که قدرت کار ندارند و خانواده شهدا بالنسبته به افراد آن خانواده.
9- ایجاد برنامهای در رادیو به عنوان معلولین و خانواده شهدا.
10- سازمان موظف است بدون فوت وقت معلولین و آسیبدیدگانی که احتیاج به معالجه دارند تحت علاج قرار دهد و در صورتیکه با تصدیق طبیب لازم است برای معالجه به خارج کشور بروند اسباب مسافرت و مخارج معالجه ی آنان را فراهم نماید. ضمناً متذکر می شود که اگر سازمان در موارد مرقومه به اشکالی برخورد نمود و یا از طرف بعضی متصدیان ابهامی شد اینجانب را مطلع نمایند تا در رفع آن به طور مقتضی عمل نمایم.
روح الله الموسوی الخمینی
22 اسفند ماه 1358 ه.ش
تاریخچه
بر اساس فرمان مورخ 22 اسفند 1358 حضرت امام خمینی (ره) به منظور تجلیل و تکریم از شهدا و جانبازان و ایثارگران و خانواده های مکرم آنان بنیاد شهید انقلاب اسلامی تشکیل شده است.
پس از خاتمه جنگ تحمیلی در سال 1367 به منظور رسیدگی شایسته به امور جانبازان مسئولیت اداره امور جانبازان که تا آن زمان تحت پوشش بنیاد شهید بودند با فرمان حضرت امام خمینی (ره) بر عهده بنیاد مستضعفان قرار گرفت و نام این نهاد به بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی تغییر یافت.
در سال 1369 همزمان با بازگشت آزادگان عزیز به آغوش میهن اسلامی ستاد رسیدگی به امور آزادگان زیر نظر نهاد ریاست جمهوری تأسیس و امور مربوط به رسیدگی به خانواده های این عزیزان که تا آن زمان تحت پوشش بنیاد شهید بودند به این ستاد واگذار شد.
پس از درخواست مسئولان نهادهای ایثارگری و براساس فرمان مقام معظم رهبری و طبق مصوبه شورای عالی اداری در تاریخ 19/2/83 تجمیع نهادهای ایثارگران در ساختاری یکپارچه در بدنه دولت به تصویب رسید و به این ترتیب بنیاد شهید و امورایثارگران شکل گرفت.
فهرست مطالب
موضوع صفحه
فصل اول: آشنایی کلی با مکان کارآموزی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 1
پیام امام خمینی (ره) مبنی بر تأسیس بنیاد شهید . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 3
تاریخچه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 5
اهداف . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 6
سیاست ها و خط مشی های اساسی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 8
خدمات ارائه شده توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 10
فصل دوم: ارزشیابی بخش های مرتبط به رشته ی علمی کارآموز . . . . . . . . . . . . . . . 12
چارت سازمانی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 13
قسمت های مرتبط با رشته . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 14
خلاصه ای از فعالیت های انجام شده . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 16
فصل سوم: تحلیل و بررسی آموخته ها و نتایج و پیشنهادات و منابع مورد استفاده . 18
فرم های پیشرفت کارآموزی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 20
شامل 18 صفحه Word

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه16
(مطالعات شهر سبزوار)
1-1- مطالعات تاریخی – کالبدی شهر سبزوار
1-1-1- سابقه تاریخی شهر سبزوار
شهر سبزوار که هم اکنون از لحاظ جمعیت و تجارت، پس از مشهد بزرگترین و مهمترن شهر استان خراسان رضوی می باشد، در غربی ترین ناحیه این استان و شمال شرق ایران واقع گردیده است.
در تاریخ ایران باستان، بیهق جزء پارت عهده قدیم بوده است. به روایت کتاب مذکور ولایات کنونی دامغان، شاهرود، جوین، سبزوار، نیشابور و... همه داخل مملکت پارت بوده اند در واقع بیهق یکی از دوازده روستای پارت است.
یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان زیر کلمه بیهق، مشخصات کامل و حدود جغرافیایی این منطقه را بیان می کندو می نویسد: عامل نشین این منطقه نخست خسرو جرد بوده است و سپس به سبزوار، منتقل گشت، ابوالحسن بیهقی نویسنده کتاب تاریخ بیهق که از تمام جهات بیهق و نواحی مجاور را بررسی کرده و به تصدیق ادبا و مورخان نوشته اش فصیح و قابل اعتماد است، محدوده ربع را قصبه سبزوار می داند.
این اثردر کتاب معروف خود به نام الکامل فی التاریخ چندین بار از بیهق به نام منطقه ای وسیع یاد می کند که از نواحی نیشابور است با فاصله بیست فرسنگ از آن.
حمد الله مستوفی در کتاب نزهه القلوب که در سال 740 هجری قمری نوشته است، بیهق را ولایتی از نیشابور دانسته است که سبزوار، جزئی از آن است.
1-1-2- وجه تسمیه سبزوار
نام قدیم سبزوار، بیهق بوده است و بعد از گذشت زمانی چند به اسم فعلی آن یعنی سبزوار نامیده شده است. ابوالحسن بیهقی در کتاب تاریخ بیهق می نویسد: بیهق در اصل بیهقه بوده وبه زبان فارسی بهین یعنی بهترین ناحیه نیشابور شناخته می شده است.
درباره اصل کلمه بیهق تسترنج می گوید: ولایت بیهق دو شهر سبزوار و خسروجرد واقع بوده که بیش از یک فرسخ با هم فاصله نداشته، سبزوار از خسروجرد بزرگتر بوده و قرون وسطی آنرا بیهق می گفتند ولایت بیهق تا آخر حدود ریوند امتداد پیدا می کرده و وسعت آن به 25 فرسخ می رسیده است، در گذشته خسرو گرد کرسی ولایت بود، ولی در زمان یاقوت حموی، سبزوار از آن پیش افتاد و شهر عمدتاً ولایت گشت، نسترنج از قول یاقوت حموی می گوید: اصل کلمه بیهق به فارسی به معنی بسیار بخشنده است. اسم صحیح تر سبزوار(سابزوار) است. ولی مردم به اختصار آنرا سبزوار گویند. همچنین حاج ملا هادی سبزواری معروف به اسرار در دیوان اشعار خود این شعر را درباره وجه تسمیه سبزوار می آورد و می گوید:
از سر آن دهان همه اسرار شد وجود زان سبزه زار خط، شد این خط سبزوار
نامگذاری شهر سبزوار شاید بدین واسط باشد که تا کیلومترها فاصله از سبزوار سرسبزی قابل توجهی نبوده و بدین واسطه آنرا سبزوار نامیده اند. هانری ونه دالمانی درباره وجه تسمیه سبزوار می نویسد: شاید به مناسبت باغهای زیادی که کمربند آنرا احاطه کرده، چنین نامیده می شود.
استاد علی شریعتی از مزینان و حاج ملا هادی سبزواری متخلص به اسرار از مفاخر سبزوار ند.
1-1-3- معرفی دوره های گسترش و توسعه شهر
سبزوار در گذشته تنها آبادی کوچکی در اطراف امامزاده یحیی و چهار راه بیهق (امروزه معروف به چهارراه امامزاده) بوده است. صاحبان ممالک و مسالک ابتدا به ولایت سبزوار بیهق می گفتند که مرکزش خسروگرد بوده و پس از خرابی خسروگرد در اثر سیل، سبزوار که روستایی بزرگ در کنار خسروگرد بود، رو به آبادی بیشتر گذاشته و مرکزیت یافت این مسئله باعث گردید تا کم کم شکل سبزوار از یک روستا به سمت شهر حرکت کند، اضافه شدن فضاهای جدید و مورد نیاز مردم به شهر سبزوار مانند: مسجد جامع، شکل گیری معابر، محلات، مدارس، بناهای خدماتی و .... بخشی از این روند بود.
با ظهور سربداران و انتخاب شهر سبزوار به عنوان پایتخت، تاثیر این ارتقای سیاسی به نحو چشمگیری در گسترش بافت شهری سبزوار موثر بود به طوریکه دیوار اطراف شهر در زمان سربداران ساخته شدو بعد از کشیده شدن دیوار، و ساخت برج و باروها در زمان سربداران تا سال 1318 ه.ش که رضا خان تحولات عظیمی در سبزوار ایجاد کرد. تمام اتفاقات اعم از ساخت یا تخریب درون همین دیوار سربداری بوده است، اقداماتی چون:
- ساخت مسجد جامع
- احداث ارگ حکومتی (ارگ شیعه)
- احداث بازار و مغازه ها و...( که تنها بخشی از اتفاقات این دوره است)
تقسیم بندی و تفکیک مراحل توسعه شهر سبزوار از زمان سربداران تا زضا خان کار دشواری است اما به طور کلی می توان آن را به دو دوره تقسیم کرد:

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه27
مقدمه
ابتدا بحث پرسشی را مطرح میکنیم. این پرسش ممکن است بیفایده و سطحی به نظر برسد. اما روش مطالعه ما به پاسخ آن بستگی دارد. پرسش این است:
تعریف شهر چیست؟
بسیاری از پژوهشگران علوم گوناگون، تعریفهایی متفاوتی از شهر ارائه دادهاند؛ مثلاً جغرافیدانان پدیده تمرکز اقوام و تجمع آنان را بیشتر با ملاحظه شرایط محیطی مجاور و مقتضیات زمینی که شهر در آن پا میگیرد، ارزیابی میکنند. آنها این مطالعه را بیشتر به تقسیمبندی زمینهای تحت ساخت و ساز، و زمینهای آزاد اختصاص میدهند و کمتر به جنبههای شهری آن توجه میکنند.
جامعهشناسان به روابط انسانی میان شهروندان توجه نشان میدهند.
حقوقدانان و سیاستمداران مسأله اصلی را ساختارهای اجتماعی و سیاسی و قوانین و مقرراتی ارزیابی میکنند که زندگی جمعی شهروندان را سامان میدهد.
اقتصاددانان برنامهریزی سرمایهگذاری و استفاده بهینه از استعدادهای اقتصادی جامعه را هدف مطالعه خود قرار میدهند.
همان گونه که ملاحظه میشود، همه جا سخن از دیدگاه مختلف و یک سویه است که البته همگی قابل احترامند ولی جامع نیستند. اما، شهرساز (مهندس یا معمار) تعریفی جامع از شهر بیان میکند.
از دید شهرساز، شهر همواره خود را با افرادی که در آن زندگی میکنند، تطبیق میدهد و ساکنان شهر، آن را تغییر میدهند. این انطباق و رابطه متقابل در حال انجام یافتن و شکل گرفتن دائمی است.
از مجموعه علوم یاد شده، شهرسازی یا به تعریف دیگر، علمی که ساماندهی شهر یا ساماندهی تودههای مستقر در قطعهای از زمین را به عهده دارد، (که از آن در زبانهای مختلف Town Planing وStadtebau و غیره تعبیر میشود.) تولید مییابد. به این طریق شهرسازی چهره سهگانه علم، تکنولوژی و هنر را به خود میگیرد:
علم: زیرا مطالعه پدیدههای طبیعی وانسانی برای کشف قوانین مورد نیاز جهت هدایت ما برای تحقق ما را به عهده دارد.
تکنولوژی: از این جهت که پیشرفتهای بدست آمده در علم، کاربردی جهت پاسخگویی به نیازهای بسیار متنوع زندگی داشته باشد.
هنر: بدین سبب که همواره از احساسات بشری استفاده میکند و به زیبایی و هماهنگی و همسازی توجه دارد، و با تلاش برای خلق جذابیتهای محیطی در زندگی روزمره، به آسایش دست مییابد و روح و نشاط را کشف مینماید.
از مباحث بالا بر میآید که شهرساز به تنهایی قادر نخواهد بود همه کارها را انجام دهد ولی میتواند و باید نقش هماهنگ کننده تخصصهای مختلف را به منظور دستیابی به مناسبترین برنامه ریزی و تقسیمبندی ایفا کند. شهرساز باید تواناییهای مختلف را در خود ایجاد نماید. و دارای حس مشاهده قوی باشد. همواره به خاطر داشته باشید که مسئولیتی سنگین بویژه در برابر نسلهای آینده برعهده دارد.
شهرسازی را در یک جمعبندی میتوان به مثابه مقرراتی دانست که به جمعیتها میپردازد و از این طریق به نسبت به ساماندهی منطقی شهرها، سرزمینها، حومه آنها، ابزار تولید و ارتباط جمعی و ... به منظور دستیابی به شرایط بهتر زندگی فردی و اجتماعی اقدام مینماید.
شهرسازی به عنوان یک علم، پیشینه چندانی ندارد ولی به عنوان هنری که تا کنون موفق به ارائه راه حلهایی بسیار مطلوب برای مشکلات شهری شده است بسیار قدیمی است.

نقش مدارس آمریکایی در مبارزه با حجاب از سخنان فارغ التحصیلان و فعالیتهای موسسات وابسته به این مدارس به خوبی هویدا است. این مطلب بازخوانی مقاله ای در بررسی این مسئله می باشد
مقدمه
گسترش اسلام تا سرزمین های جنوبی و مرکزی اروپا، از طریق شمال افریقا و آسیای صغیر، موجب هراس امپراتوران اروپایی و رهبران واتیکان شد. لذا تصمیم گرفتند مانع پیشرفت اسلام شوند که بسیار سریع و اعجاب انگیز مرزها را درمی نوردید و پیش می رفت. تحریک مغول به حمله به سرزمین های اسلامی به خصوص ایران، نیز جنگ های صلیبی که چند نسل طول کشید، تلاش هایی از قبیل تشدید اختلاف بین مذاهب اسلامی و توطئه های دیگر، در همین زمینه بوده است.
جنگ های صلیبی به طور مقطعی به نفع مسلمانان بود، اما در دراز مدت، در نتیجه تماس اروپاییان با مسلمانان به رنسانس یا تجدید حیات علوم، ادبیات و هنر در غرب انجامید که انقلاب صنعتی و اختراعات و اکتشافات در زمینه های مختلف نتیجه آن بود. ممالک غربی از یک طرف برای تهیه مواد خام اولیه این صنایع و از طرف دیگر برای تأمین بازار مصرف تولید مازاد بر مصرف خود، به کشورهای افریقایی و آسیایی، از جمله ایران روی آوردند.
پی آمد انقلاب صنعتی در همین جا متوقف نشد بلکه دین، اعتقاد، اخلاق و خانواده را نیز در برگرفت.
«چون انقلاب صنعتی در حال گسترش، بیش از هر زمان به کارگران و مدیران تحصیل کرده نیاز داشت، طبقه جدید برای مدارس، کتاب خانه ها، و دانشگاه ها به مقیاسی که به سختی در گذشته خواب آن هم دیده می شد، پول خرج می کرد، هدف تربیت استعداد فنی و محصول فرعی این کار، گسترش بی سابقه دانش غیرمذهبی بود... . این تحولات در علوم و تمایلات مشابه در فلسفه، با شرایط اجتماعات شهری و افزایش ثروت ترکیب شدند تا معتقدات مذهبی را ضعیف کنند.
انقلاب صنعتی اخلاقیات را تغییر شکل داد، این انقلاب ماهیت بشر را عوض نکرد، ولی به غرایز قدیمی که برای زندگی بدوی مفید و برای زندگی اجتماعی پردردسرند، نیروها و فرصت های تازه ای داد. این انقلاب انگیزه سودجویی را تا آن جا مورد تأکید قرار داد که به نظر می رسید خودخواهی طبیعی بشر را تشویق و تشدید می کند، در گذشته تحکم پدارانه، تعلیمات اخلاقی در مدارس و تلقینات مذهبی جلو غرایز غیراجتماعی را گرفته بودند، انقلاب صنعتی همه این عوامل جلوگیرنده را ضعیف کرد، در نظام اقتصاد کشاورزی، خانواده واحد تولید اقتصادی و هم چنین واحد دوام نسل ها و نظام اجتماعی بود، افراد خانواده در مزارع، تحت انضباط والدین و نظم و ترتیب فصول، با هم کار می کردند و خانواده پایه اقتصادی قدرت و نقش اخلاقی خود را از دست دادند... چون محدود شدن تعداد افراد خانواده و وجود وسایل ماشینی، زنان را از توجه مادرانه و کارهای خانه آزاد می ساخت، زنان به داخل کارخانه ها و ادارات کشانده شدند. آزادی زنان نتیجه صنعتی شدن بود.»
هم چنان که امام خمینی(قدس سره) نیز فرمود:
«ابر جنایت کاران که ادامه حیات خویش را در اسارت ملت ها به ویژه ملت های اسلامی می دانند، در این سده های اخیر که راهشان به کشورهای اسلامی نفت خیز و ثروت مند باز شد، دریافتند که تنها قشر مذهبی است که می تواند خاری در راه استعمار و استثمار آنان باشد و دیدند که حکم نیم سطری یک مرجع مذهبی مورد علاقه مردم دارای چنان قدرتی است که دولت انگلستان و دربار قدرت مند قاجار را به زانو درآورد و نیز دریافتند که زنان در آن نهضت نقش اساسی داشتند و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان به ویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند و احساس کردند تا این عوامل به قوت خود باقی هستند، نقشه های آنان نقش بر آب است و لازم دیدند برای دست یافتن به این کشورها و مخازن سرشار آنها پایه های مذهب و رهبری مذهبی و قشرهای مذهبی سست شود و از همان زمان به فکر این نقشه و عملی نمودن آن افتادند و توفیق هایی هم به دست آوردند.»
تأسیس و ترویج مدارس دخترانه
زن ایرانی برابر اهداف استعماری می بایست با زن اروپایی هم گون شود. مقابله با حجاب لازم بود، ولی کافی نبود، زنان باید آموزش می دیدند تا عقیده آنان تغییر کند و خود به دنبال غرب بروند.
بدین منظور، در ایران برای دختران مدارسی تأسیس و ترویج می شد که با برنامه های دقیق و با احتیاط و صبر و حوصله و به آرامی توسعه می یافت و هدف آنها راه گشایی اندیشه های غربی به کشور ما بود.
خانم کلاراکولیور رایس، همسر یکی از مأموران هیئت مذهبی ـ تبلیغی مسیحی انگلیس که در سال های قبل و بعد از جنگ اول جهانی در ایران سکونت داشته، می نویسد:
زمانی که دولت [ایران] مدرسه معمولی را در تهران گشود، از مبلغان مذهبی امریکایی بسیاری دعوت به همکاری کرد. به احتمال، رهایی زن و برداشته شدن طوق رقیت از گردن او از طریق اعتراض ها و دادخواهی های زنان حاصل نمی شود، بلکه نیل به این هدف از طریق درک و دریافت نیازها، از سوی خودشان و مردان، امکان پذیر است... .
پیش گویی این مسئله که در آینده در مورد پیش رفت فکری دختران چه پیش خواهد آمد، کار مشکلی است، لکن بی گمان به ندرت می تواند حرکتی واپس گرا وجود داشته باشد... . کتاب های درسی موجود در حال افزایش است و گرچه به نظر ما با مهارت تمام آماده نشده اند، معلمان و شاگردان بومی آنها را دل پسند می شمارند. بسیاری از معلمان مدارس دولتی، دختران بزرگ تری هستند که خود در مدارس مبلغان مذهبی به تحصیل اشتغال دارند و بالطبع روح کلاس مدرسه ای را به کلاس های دیگر منتقل می کنند. مدارس غربی راه را گشودند و آموزش و پرورش ایران در سال های آینده زیر نفوذ اندیشه ها و شیوه های غربی خواهد بود.
روند تأسیس مدارس در ایران با پیش گامی غربی ها دقت و دوراندیشی موءسسان آن در مدارس را کشور ما نشان می دهد. آنان امید داشتند بدین وسیله در درازمدت در قلب توده های مردم نفوذ و در نهایت اسلام زدایی کنند؛ زیرا اسلام مانع سلطه آنها بود.
لرد کرزن، سیاست مدار معروف انگلیسی، روند فعالیت مبلغان مسیحی را کم نتیجه و ناقص می داند. او به جای تبلیغات آشکار، آموزش از طریق مدارس را پیشنهاد می کند و ضمن تحلیل آن چه وجود دارد، آن چه را باید به وجود آید، تبیین می کند:
در کشورهای متعدد شرق که من سفر کرده ام، از سوریه تا ژاپون با این مسئله عجیب و به نظر خودم غم انگیز مواجه شدم که هیئت های مسیحی در زیر لقای سلطان صلح (حضرت مسیح) راه پیکار پیش گرفتند، در حالی که اسلحه برادر کشی را هم در دست دارند.
[...] حال نتایج عملی تمام این تأسیسات عالی را، هرچند که همواره هم آهنگی نداشته اند، در مد نظر بیاوریم. در مورد اشاراتم راجع به نسطوری های مسیحی ذکر خواهم کرد که هیئت های مذهبی در این مورد خدمت قابل ستایشی انجام داده اند و راجع به کار دکتر بروس در میان ارامنه جلفا هم می توان همین نظر را اظهار داشت، ولی روی هم رفته این هیئت ها در واقع جنبه تبلیغی دارند و رضایت قلبی نفرات غیور وابسته به آن آسان حاصل نمی شود، مگر آن که هم بر عده پیروان بیفزایند و هم علاقه و ایمان پیوستگان حاضر را راسخ تر سازند. بنابراین، اگر مقیاس کار دستگاه های روحانی در ایران تعداد افرادی است که از اسلام برگشته اند، باید بدون درنگ افزود که خروج مبالغ هنگفت، صرف نیروی صمیمانه و تحول رنج و زحمت که در آن سرزمین واقع شده است، نتایج به کلی ناقص داشته است.
گاهی مسلمان جوانی غسل تعمید هم یافته است، ولی این عمل را با گرایش باطنی اشتباه نباید کرد؛ زیرا که بیشتر این تازه کیشان، راه همان دین و قوم و خویشان خود را باز در پیش می گیرند و من حتی می پرسم از روزگاری که هنری مارتین پا به شیراز نهاده تاکنون فقط چند تن محدود از ایرانیان به جان و دل ایمان مسیحیت حاصل کرده اند و خودم بارها در مقام جست وجو برآمده ام، ولی هیچ گاه فردی را که از اسلام دست کشیده باشد، نیافته ام، البته عده یتیمانی که از دوران کودکی در مدارس مسیحی بزرگ شده اند، مستثناست و من از این اثر فاحش شکست به هیچ وجه حیرتی ندارم... . توفیق و مجال تبلیغ مسیحیت هر گاه تسلط بر جسم و بر جان تازه کیش هر دو منظور باشد، به راستی که در ایران بسیار محدود است....
امواج مجاهدت هیئت مذهبی با دیوارهای سنگی و غیر قابل رسوخ اسلام که شریعتی است شامل همه جوانب و تکالیف و اعمال زندگانی انسان، برخورد می کند و از احراز هدف خویش باز می ماند. اسلام که به وجهی بسیار نیکو با شرایط اقلیمی و اخلاقی و موقع و وضع کشورهایی که دست یافته منطبق است، از گهواره تا گور عنان اراده پیروان خود را در چنگ دارد. در نظر اهل شرق او فقط دین و ایمان نیست، بلکه حکومت است، فلسفه است و هم چنین علم و دانش است. شریعت محمدی نه چندان دولتی است مذهبی و یا اگر آوردن این عبارت روا باشد، دینی است دولتی. آن تار و پودی که خود جامعه را با آن فرا بسته اند، مدنی نیست، بلکه از مقوله روحانی است تا زمانی که این قاعده قهری و ساحر زندگانی مردم از مشرق زمین را در بر گرفته است، بر همه تکالیف و همه قسم اعمال زندگانی آنها حاکم و متضمن رستگاری نهایی است. قسمت اعظم صرف مال از جانب هیئت های مذهبی و فداکاری های ایشان پاک بیهوده است.
در واقع، به نظر من تبلیغات آشکار، بدترین کاری است که میسیونرهای مذهبی در یک سرزمین متعصب شرقی پیشه سازند. بردباری سرشار دینی که من به دولت ایران نسبت داده ام تا درجه زیادی مرهون هیئت های مذهبی از کار تبلیغات علنی است خدمت این حضرات سرانجام پاداش آنها را از طریق امور غیردینی و مشهود بیشتر از تأسیسات مذهبی قابل حصول خواهد بود.
با تأسیس مدارس و اقدامات نوع پروری و به خصوص نثار کردن مجانی کمک های درمانی رفته رفته و به نحو اطمینان آمیزی در قلب توده خاصی که به رکود فکری محکوم است، می توان تأثیر نمود. روزی که همه مرده و از یاد رفته باشند، شاید درستی و ثواب کار ایشان بهتر نمودار خواهد شد.
تاریخچه مدارس دخترانه در ایران
مبلغان مسیحی که از خارج به ایران آمده بودند، اولین مدارس دخترانه و هم چنین پسرانه را برای آموزش اقلیت های دینی بنا نهادند. پس از چندی، آرام آرام دختران مسلمان را نیز وارد این مدارس کردند. بعد از آن زرتشتیان، مسیحیان و یهودیان داخل کشور مدارسی برای خود بنا نمودند که در آنها تعدادی از دانش آموزان مسلمان به تحصیل مشغول شدند. فارغ التحصیلان این مدارس بعدها خود از معلمان و مروجان مدرسه سازی به شیوه کلاسیک در ایران شدند. از جمله اینان، خانم بدرالدجی مهرتاج رخشان را می توان نام برد که در خاطراتش می نویسد:
پس از آن که فارغ التحصیل شدم، بیشتر وقت خود را در مدرسه گذراندم. وزیر معارف از من خواست که برنامه ای کامل برای مدرسه های ایرانی برای اصول تدریس در مدرسه امریکایی که تعداد آن در ایران زیاد شده بود، بنویسم. برنامه را آماده کردم که در صفحات نخستین مجله معارف چاپ شد و نظامات مدرسه های دخترانه و پسرانه بر این اساس نوشته شد. موضوع تحصیل در مدرسه امریکایی هم به آسانی حل نشد و پدر قبول نمی کرد که من و خواهرم را به مدرسه امریکایی بفرستد. بنابراین، با خواهر قرار گذاشتیم یک روز از راه حمام فرار کنیم و در منزل علی اصغر خان اتابک که از دشمنان پدرم بود، متحصن شویم. با تدارک قبلی از راه مراجعت حمام سوار واگن اسبی شدیم و به اندرون خانه اتابک رفتیم. مدت یک ماه بست نشستیم تا پدرم موافقت کرد ما را به مدرسه امریکایی بگذارد.
چگونه شکل گرفتن نخستین مدارس دخترانه
در سال 1217 شمسی هیئت مذهبی پروتستان امریکایی، نخستین مدرسه دخترانه را در ارومیه تأسیس کرد و به تدریج مدارس مشابه بسیاری در این شهر و اطراف آن به وجود آمد که علاوه بر دانش آموزان مسیحی، کودکان مسلمان را نیز می پذیرفتند. هم چنین از سال 1218 شمسی فرقه لازاریست ها، وابسته به کلیسای کاتولیک فرانسه، موفق شد مدارس متعددی را در روستاهای مسیحی نشین ارومیه و سلماس تأسیس کند و در سال 1243 مبلغان فرانسوی مدرسه دخترانه سن ونسان دو پل را در ارومیه و هم زمان مدارس دخترانه دیگری را در روستاهای ارومیه و سلماس تأسیس کردند.
تحلیل برنامه ریزان و مبلغان مسیحی غرب از اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ما این بود که دولت و ملت ایران، از یک طرف در اوج ضعف و عقب ماندگی قرار دارند و از طرف دیگر، با ملاحظه تحولات جدید، در حال بیداری و فاصله گرفتن از گذشته و استقبال از فرهنگ و تمدن غربی اند. لذا به دقت تحولات ایران را زیر نظر داشتند و تلاش می کردند آن را در جهت اهداف خود شکل دهند. به تصور آنها در مدرسه با پذیرش کودکان از قشرهای مختلف، می توانستند بهتر از همه جا آینده ایران را به دل خواه خود بسازند. یکی از امریکایی هاکه در جریان چنین طرحی بوده، می نویسد:
یکی از نکات قابل ذکر در باب این مدرسه (مدرسه امریکایی ها در تهران) طبقه دانش آموزان ثبت نام شده در آن است. در حالی که دانش آموزان متعلق به هر رده اجتماعی و هر نژاد و عقیده می توانند بدون تبعیض در این مدرسه ثبت نام کنند، تعداد به طرز نامتعارفی زیاد از دانش آموزان آن، فرزندان اشراف و نجبا هستند... . به علاوه در مدارس امریکایی فرزندان خانواده سلطنتی هم تحصیل می کنند... به ندرت و شاید هیچ گاه مدرسه ای یافت نمی شود که چنین موقعیتی برای شکل دهی به حیات جدید یک ملت در حال بیداری داشته باشند.
این مبلغان علی رغم تمام این تلاش ها باز می دیدند که اسلام در ایران تضعیف نشده و به این زودی نمی توانند صلیب مسیحیت را جای گزین هلال اسلام نمایند، چنان که لرد کرزن سیاست مدار انگلیسی گفته بود:
وضع آزادی مذهبی در ایران به اندازه کافی نمایان ساخته است که هر چند شک و بی ایمانی در میان طبقات هوش مند رواج دارد و رفتار دولت هم نسبت به فرقه های مذهبی که به کار خود مشغولند و در کار دیگران دخالتی نمی نمایند، قرین سازگاری است و با آن که نفوذ ملاّها کاهش یافته است و بر عکس سابق سرفرازی و غروری در کار نیست، باز سلطه شریعت اسلام در ایران به هیچ وجه تضعیف نشده است و هنوز ممکن است عده ای بازار تعصب را گرم سازند و آن روز نیز سخت و دور و بعید می نماید که در ایران صلیب مسیح جای هلال اسلام را اشغال کند.
دلیل این امر جز ایستادگی خستگی ناپذیر روحانیت شیعه در مقابل صلیبی ها نبود؛ نکته ای که کرزن نیز بدان توجه دارد:
بدیهی است که باید دشمنی خستگی ناپذیر ملاّها را در نظر داشت. در موقع مسافرتم یکی از سادات نامی اصفهان با رفتار مزاحم و تعصب آمیزی که پیش گرفته بود، سعی فراوان می نمود که مردم را بر ضد عیسویان برانگیزد. بعضی از آقایان سادات که از اعقاب پیغمبر به شمار می روند، اسباب تصدیعی برای مملکت شده اند. از برکت نسب و بابت عمامه سبز، حقّ خاصی برای خود قایلند که در نتیجه آن، هم وطنان ایشان و هم چنین خارجیان، از آن جهت در عذاب اند.
شامل 24 صفحه Word