اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مهندسی مجدد (درس کاربردکامپیوتر در مهندسی صنایع) 6 سیگما ( درس کنترل کیفیت آماری)

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله مهندسی مجدد (درس کاربردکامپیوتر در مهندسی صنایع) 6 سیگما ( درس کنترل کیفیت آماری) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
تعریف: به مجموعه عملیاتی گفته می شود که یک سازمان برای تغییر پردازشها و کنترل درونی خود انجام می دهد تا از ساختار سنتی عمودی و سلسله مراتبی، به ساختار افقی ، میان فعالیتی (Corss- Fanctional ) و سطح (Flat Structure ) تبدیل شود که در آن همه پردازشها برای جلب مشتری صورت می گیرد. اکثر سازمانهای امروزی ساختاری دودکشی دارند. دوایری نسبتاً بزرگ با سلسله مراتبی که به طور مجزا از یکدیگر فعالیت می کنند و تداخل فعالیتها، اگر هم وجود داشته باشد در سطح بسیار محدودی آن هم در سطوح پائین تر از هیأت مدیره صورت می گیرد. برنامه مهندسی مجدد معمولاً باعث تبدیل سازمان از ساختار دودکشی به شبکه می شود. که درآن تیم های کاری مرز فعالیتها را قطع می کند و اگرچه فعالیتها هنوز وجود دارند اما بسیار محدود و باریک شده اند.
تحول بعدی سازمان حرکت به سوی حبابهای تیمی است (bubbles ) که افراد با گرد آوردن تخصص های خود روی پروژه های دگرگونی و یا پروژه های پشتیبانی فنی متمرکز شده اند. و در این حالت یک فرد می تواند در چند تیم همزمان کارکند. در چنین وضعیتی وابستگی بسیار زیاد جای خود را به یک فرهنگ غیر رسمی باز و ارتباطات بسیار عالی که به وسیله تکنولوژی اطلاعات پشتیبانی می شود می دهد.
پس به دلیل این تعمیرات مدیریت این چنین سازمان با مدیریت سنتی بسیار متفاوت است و به همین دلیل اغلب با برنامه گسترده ی تغییر فرهنگ همه سطوح همراه است.
این تغییر فرهنگ معمولاً مستلزم جابجایی کنترلها از بالا به پائین و همچنین امتداد بخشیدن به سطوح پائین است. این امر به دلیل این است که سطوح پائین به مشتریان نزدیک شدند.
و دوم اینکه در مهندسی مجدد به دلیل اینکه باید از بالا به پائین صورت گیرد و از طرفی موفقیت بالا بستگی به پشتیبانی پائین دارد و با تناقضی روبه رو می شویم.
قبل از انجام مهندسی مجدد در سازمان باید چهار عامل اساسی در سازمان وجود داشته باشد:
ـ احساس درد از وضع موجود: یعنی افراد سازمان به دلیل وضعیت به وجود آمده فعلی در سازمان، واقعاً کلافه شده باشند تا سبب قبول و تشویق برای پذیرش سیستم جدید شود.
ـ منافع حاصل از دگرگونی: منافع حاصل از دگرگونی باید به صورت درست پیش بینی گردد تا اراده لازم را در بین افراد به وجود آورد.
ـ درک ضرورت از سوی رهبر سازمان: از آنجائیکه مهندسی مجدد نیاز به پشتیبانی قوی از سوی رهبر سازمان دارد. احساس نیاز جدی مدیریت به مهندسی مجدد لازم است تا از مهندسی مجدد پشتیبانی لازم را به عمل آورد.
ـ فراگیر بودن درکل سازمان: یعنی رسیدن به نتیجه مطلوب نیاز به فراگیر بودن مهندسی مجدد در کل سازمان دارد و کل بخشهای یک سازمان به تحول دگرگونی احتیاج دارند نه یک یا چند بخش خاص، حتی در فکر اندیشه افراد و کارکنان مرتبط با سیستم هم باید تحول و دگرگونی به وجود آورد.
با عنوان این چهار عامل می تواند فهمید که اولاً برخلاف دیگر دگرگونی ها که می تواند فقط به دلیل یکی از عوامل شکل گیرند مهندسی مجدد به هر چهار عامل به صورت همزمان نیاز مند است.
ثانیاً هریک از عوامل بالا باید دارای وزن نسبتاً بالایی باشد و کمرنگ بودن هر کدام می تواند موفقیت مهندسی مجدد را در عمل تجدید کند.
شروع و اجرای مهندسی مجدد:
مهندسی مجدد از پاسخ به این سوال که چگونه می توانم خود را تغییر دهم شروع می شود. یعنی این سئوال را باید تمامی افراد سازمان از خود بپرسند و جواب آن را در اختیار ما بگذارند. این سئوال در عین سادگی هنگام پاسخگویی نسبتاً پیچیده و دشوار است زیرا قبول پاسخگویی توسط افراد به این سئوال ممکن است این فکر را که تا کنون اشتباه می کردند در ذهن آنها بوجود آورد.
مراحل اصلی چهار گانه اجرای مهندسی مجدد در یک سازمان عبارتند از :
1 ـ بدانید که چه می خواهید
2 ـ برنامه ریزی کنید کنید
3 ـ اجرا کنید
4 ـ باز بینی و بررسی کنید
البته در مرحله 4 با احتمال زیاد با عدم موفقیت می توانیم روبه رو شویم که این امر به دلیل 2 علت زیر است:
1 ـ تصمیم گیری در مورد تغییرات اشتباه بوده باشد: به این معنی که از ابتدا هدف را اشتباه انتخاب کرده باشیم.
2 ـ تصمیم گیری درست باشد ولی نحوه اجرای آن اشتباه باشد.
البته توانایی در اصلاح این دو دلیل بسیار مهم است زیرا یکی از مهمترین نتایج مورد انتظار از مهندسی مجدد تأمین قابلیت انعطاف و توانایی واکنش سریع برای بهبود است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پس از معرفی اجمالی مهندسی مجدد و مراحل انجام آن به شرح مراحل ذکر شده می پردازیم:
بخش اول-بدانید که چه می خواهید بکنید:
دراین مرحله باید درک درستی از سازمان، مشتریان سازمان، رقبای سازمان و مشکلات اصلی سازمان داشته باشیم که دستیابی به این مهم نیازمند تجزیه و تحلیل سیستم به صورت دقیق است برای اینکه سازمان به وضعیتی برسد که دقیقاً قادر به تعریف آنچه می خواهد انجام دهد باشد باید سه مرحله را پشت سر بگذارد:
1 ـ درک نیاز به دگرگونی و توانایی انجام آن
2 ـ تحلیل ذینفعان کلیدی و محیط
3 ـ طراحی و ایجاد چهار چوبی برای کسب موفقیت

 

درک نیاز به دگرگونی و توانایی انجام آن:
که در این رابطه باید دو معادله درد / منافع و معادله نیاز / توانایی را بررسی کنیم.
درب یاری از موارد معادله درد / دگرگونی به راحتی و با صرف وقت نسبتاً کم مشخص می شود یعنی می توان با چند جلسه صحبت پیرامون مشکلات وضع موجود و مشخص کردن چشم انداز بعداز دگرگونی در بین مدیران ارشد و سایر افراد سازمان معادله را به راحتی بیان نمود در جدول زیر معادله و روشهای برخورد با هر حالت آورده شده است.

در حالت درد کم و منافع کم شروع به مهندسی مجدد و دگرگونی معمولاً اشتباه است و تقریباً همیشه به شکست منجر می شود در این حالت به جای اینکه دگرگونی فراگیر در کل سازمان باشد بهتر است دگرگونی برای بهبود آن فرآیند خاص در آن قسمت خاص صورت گیرد.
ـ اگر شدت درد زیاد ولی منافع حاصل از دگرگونی کم به نظر می رسد: لازم است چشم انداز حاصل از دگرگونی 1 به صورت دقیق و واضح و همراه با همه منافعش برای افراد یاد آوری کنیم تا علاقه آنها به اگر گوئی افزایش پیدا کند.
ـ اگر منافع حاصل از دگرگونی برای افراد سازمان به خوبی قابل درک بود ولی میزان نارضایتی از وضع موجود کم بود لازم است شرایط را طوری فرآهم کنیم که احساس نارضایتی از وضع موجود به حداکثر برسد.
ـ در حالتی که هم نارضایتی وهم چشم انداز از منافع دگرگونی در سطح بالایی به سر می برند می توانیم مهندسی مجدد را شروع کنیم.
معادله دومی که باید برروی آن بحث کرد معادله نیاز به دگرگونی در مقابل توانایی دگرگونی است که در نمودار زیر آمده است و تفسیر آن نیز مانند تفسیر نمودار قبل است.

2 ـ تحلیل ذینفعان کلیدی و نیازهای آنها:
1 ـ 2 ـ معرفی ذینفعان :
بهترین نقطه شروع ، نیاز و درک ذینفعان کلیدی و روش پاسخگویی سازمان در وضع موجود به آنهاست. در نمودار زیر چهار نوع از ذینفان مهم اکثر سازمانها نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

نمودار ذینفعان کلیدی در یک سازمان نمونه

 


نمودار بالانشان می دهد که با اینکه هریک از ذینفعان سازمان از یکدیگر مشملند ولی در عمل دارای روابط متقابلی نسبت به هم می باشند. پس تأکید روی اهداف هریکی از ذینفعان به تنهایی و بدون در نظر گرفتن روابط متقابل هر ذینفع با دیگری کار بیهوده و حتماً خطرناکی است.
2 ـ2 تحلیل مشتریان:
مشتریان و تمرکز بر رفتار آنها جایی است که باید دقیقاً از آن شروع به حرکت کنیم. مشتریان کسانی هستند که سازمان محصولات و خدمات خود را به آنها عرضه می کند و در واقع این مشتریانند که حقوق کارکنان موسسه را می پردازند و باعث حفظ فروشندگان کالا و خدمات مورد نیاز موسسه می شوند و از این طریق تندیگی مورد نیاز فالیتهای موسسه و بازده سرمایه سهامداران و تأمین می کنند.و پس اولین گام به دست آوردن شناخت نسبی از همه مشتریان است. و نه تنها مشتریان موسسه بلکه مشتریان کل بازار و تمرکز بر دلایل اینکه چرا دیگران موسسه های رغیب را به جای ما انتخاب می کنند.و پس لازمه به دست آوردن چنین شناختی از مشتری داشتن شناخت لازم از بازار و عوامل موثر بر آن است.
در زیر روشهایی را برای ارزیابی عملکرد مشتری و بازار ارائه می کنیم:
الف ـ روش ماتریسی :
این روش نموداری از موقعیت هایی است که یک سازمان می تواند در آن قرار گیرد و در هر موقعیت راه چاره بر آن ارائه می شود.
به طور مثال این ماتریس را برای خرید یک ماشین توسط یک فرد بررسی می کنیم. که این فرد باتوجه به میزان پولی که دارد و میزان کسب محصولات موجود در بازار چه راههایی برای انتخاب مطلوب دارد.

ب ـ مدل (hogh Perceived value) HPV در مقابل (Lowdeivred cost) Loc در عرصه رقابت دو گزینه ای اصلی در مقابل سازمانها قرار دارد: کسب بالاترین سطح ارزش ذهنی (PHV ) و دستیابی به پائیین ترین سطح هزینه های تولید LOC. در عالم واقعیت بسیاری از سازمانها سعی می کنند تا حدودی به هر دو عامل دست یابند علاوه براین ، گزینه حرکت و انتقال از پایه و مبنای LDC به جایگاه HPV ضمن حفظ موقعیت قبلی LDC نیز وجود دارد.

ج ـ مدل بزار در مقابل محصول:
برای توسعه سهم سازمان در بازار و افزایش سود چهار گزینه طبق ماتریس زیر وجود دارد. لازم به ذکر است وارد شدن به بازارهای جدید با محصولات جدید پر ریسک ترین گزینه است که باید از آن اجتناب کرد.

د ـ مدل تیروهای پنج گانه رقابتی پورتر:
هیچ تجزیه و تحلیل بازاری کامل نیست مگر با در نظر گرفتن نیروهای پنجگانه موثر در بازار که برای نخستین بار توسط یکی از استراتژیستهای دانشگاه روارد به نام مایکل پورتر شناسایی شد هرچند در تجزیه و تخلیل های مربوط به بازار به طور ضنی از نیروهای عرضه کنندگان، رقبا و مشتریان استفاده می شود، اما به نقش نیروهای معین کالاهای جانشین تازه واردان به بازار کمتر توجه می شود. شناخت و درک محصولات جانشین درآینده و همین طور شرکتهای تازه وارد به بازار و میزان تهدید آنها برای شرکت نقش حیاتی دارد.

 

 

 

تازه واردان به بازار

 

مشتریان رقبا عرضه کنندگان

 

محصولات جانشین
نمودار نیروهای پنجگانه بازار (پورتر)
هـ ـ پوریایی و راهبرهای رقابتی:
اجرای هر طرح موفق مهندسی مجدد که باعث تولید و عرضه محصول جدیدی به بازار شود، منجر به گشوده شدن دریچه استراتژیکی به روی شرکت خواهد شد. و این فرصت را ایجاد می کند که از مزایای بازار یاد شده، قبل از اینکه دیگر رقبا به تجدید سازمان دهی خود بپردازند و بازار فروشی را که شرکت ایجاد کرده از آن خود کنند بهره برداری کند. و البته پس از دوره بهره برداری زمانی می رسد که رقبا شروع به تولید محصول جدید می کنند و اگر در آن زمان ما نیز شروع به سازمان دهی جدید برای تولید جدید نکنیم بازار به تسخیر رقبا درخواهد آمد پس همیشه در دوره بهره برداری باید برای تغییر در آینده ای نزدیک آماده باشیم.

لازم به یادآوری است که این ابزار همگی در جای خود قابل استفاده اند واستفاده از هر کدام ضروری است. نباید برای تحلیل فقط بریکی از این ابزار تکیه کرد چون اگر برای حل مسأله فقط چکش در اختیار داشته باشیم همه مسائل باید به صورت میخ باشند پس برای حل مسائل همیشه باید همه جعبه ابزار دراختیار باشد تا در موقع لزوم از یکی یا چند تا از این ابزار استفاده کرد. البته نباید از این ابزار به صورت کورکورانه استفاده کرد برخی از معیارها که برای تحلیل مشتری همیشه باید در نظر بگیریم عبارتند از :
ـ نیازهای بالقوه و بالفعل مشتریان شما چیست؟
ـ چه کسانی مشتریان بالقوه و بالفعل هستند؟
ـ نیاز آنها در حال حاضر چگونه و توسط چه کسانی تأمین می شود؟
ـ مهمترین نکات کلیدی از دیدگاه مشتریان شما چه مواردی است؟
ـ چگونه می توانید به نوآوری و مزایای رقابتی دست یابید؟
ـ چه عوامل و متغیرهای اقتصاد محیطی در این میان نقش دارند؟

 

3 ـ2 ـ تحلیل فروشندگان:
اگر مؤسسه ای کاملاً در زنجیره فروشندگان ادغام شده باشد بنابراین شناخت و دریک پویایی تجارتی که موسسه به آن مشغول است ضروری خواهد بود. بهترین راه برای تحلیل فروشندگان صحبت مستقیم با آنها خواهد بود. البته صحبت با فروشندگان باید طی جلساتی همراه با مدیریت ارشد و مدیریت های سطوح پائینی تر باشد تا اینگونه مذاکرات به نتیجه برسد.
روشهای دیگری نیز برای تحلیل فروشندگان وجود دارد که بهترین آنها بررسی زنجیره فروش است که توام با تحلیل زنجیره ارزش افزوده است. ساده ترین راه برای نیل به این هدف تحلیل بهای خدمات ارائه شده به مشتریان نهایی یعنی آخرین مصرف کنندگان زنجیره نهایی است. برای این کار باید نمودار درآمد از شرکتی که به مصرف کننده نهایی نزدیک تر است ترسیم کرد و با ترسیم و تجزیه و تحلیل هزینه های شرکت به طرف عقب می توان بر جایی رسید که نشان دهنده نقاط تولید ارزش افزوده است (یعنی نشان دادن هزینه هایی که مشتری نهایی در هر مرحله از کار پرداخت می کند). این نمودار تصویری از ارزش افزوده تولیدی توسط فروشندگان شما به مشتری و همینطور ارزش افزوده فروشندگان کالا و خدمات به فروشنده شما و الی آخر است.
مثال 1

 

مثال2

 


مثال اول نشان می دهد زنجیره ای است که بیشترین ارزش افزوده در مرحله تولید است یعنی رقابت در حوزه طراحی و تولید از طریق سرمایه گذاری در تولید و یا تکنولوژی تولید برحسب بلوغ و پختگی ) است و نمونه دوم حالتی را نشان می دهد که بیشترین ارزش افزوده در مرحله خرده فروشی است که بیانگر رقابت شدید در حوزه بازریابی و فروش کالا و وجود فروشندگان بسیار زیاد در این مرحله است.
مورد بعدی که در تحلیل فروشندگان باید در نظر بگیریم تعداد عرضه کنندگان در مقابل سهم ارزش افزوده آنها است. پس از اینکه سهم عرضه کنندگان کالا و خدمات مورد نیاز شرکت از ارزش افزوده نهایی محصول مشخص شد، گام بعدی بررسی و مطالعه گزینه های مختلف از طریق کنترل قابلیت و امکانات تعداد عرضه کنندگان کالا و خدمات است.
که بر حسب اینکه تعداد عرضه کنندگان در بازار کم یا زیاد شد و یا اینکه ارزش افزوده محصول در مقابل خرید مستقیم آن نسبت به تولید داخلی کم یا زیاد باشد می توانیم ماتریس زیر را رسم کنیم.

4- 2 ـ تحلیل کارکنان
نباید فراموش کرد که این کارکنان سیستم هستند که کارها را انجام می دهند. همانطور که قبلاً اشاره شد مهندسی مجدد فقط دگرگونی روش اجرایی کار نیست بلکه دگرگونی در همه جوانب از جمله دگرگونی فکر و اندیشه افراد است. پس برای نیل به این هدف لازم است افراد سیستم را به طور دقیق بشناسیم و قادر به درک نیازها، امیال، ترس و احساسات کسانی که در سازمان به کار مشغولند ما قصد تغییر دادن آنها را دادایم باشیم.
بدون داشتن چنین شناخت درستی از افراد سیستم شانس موفقیت مهندسی مجدد به طور جدی به خطر می افتد. زیرا منطقاً امکان ندارد بدون شناخت نیازها و مشکلات و فرهنگ افراد بتوانیم آنها را عوض کنیم.
به طور واضح تر می توان گفت سازمان دارای دو بعد سخت (نظیر : ساختار ، هزینه ها ، فرایندها ) و بعد نرم (مانند فرهنگ، سیاستها و نظام ارزشی) است.
بسیاری از فرایندهای مهندسی مجدد به دلیل تأکید پر بعد سخت سازمان و فراموشی بعد نرم سازمان با شکست مواجه می شود.
برای دستیابی به درکی درست از دو بعد سخت و نرم یک سازمان ضروری است افرادی که در آن مشغول به کار هستند در فرآیند تجزیه وتحلیل درگیر شوند. حداقل اینکه با کسانی که درگیر امور موسسه هستند می بایست صحبت کرد. چه از طریق شفاهی و رو در رو و یا از طریق یک پرسشنامه ساخت یافته . البته بهتر است پرسش نامه بدون درج نام و مشخصات باشد تا پاسخ دهنده تشویق شود با صداقت بیشتری به سئوالات پاسخ دهد. استفاده از یک مشاور خارجی بسیار مناسب است زیرا افراد اغلب عادت دارند در مقابل افراد خارج از سازمان راحتر و صریحتر صحبت کنند تا با افراد داخل سازمان بسیاری از افراد ممکن است با اینکه از وضعیت موجود احساس رضایت نمی کنند ولی بازهم به دلیل اینکه فکر می کنند فرآیند مهندسی مجدد به ضرر کارکنان عمل می کند در مقابل انجام و استقرار مهندسی مجدد مقاومت کنند.
چنین نگرشی بدبنیانه و کوتاه مدت است نگرش مثبت و بلند مدت بنا به دلایل زییر اعتقاد دارد که کارکنان از فرآیند مهندسی مجدد به همان میزان بهره خواهند برد که مشتریان بهره مند می شوند. که دلایل زیر باید برای کارکنان سیستم توضیح داده شود تا آنها هم با علاقه تغییرات را بپذیرند و در راستای استقرار آن کمک کنند:
ـ امنیت شغلی بیشتر: سازمانی که فرآیند مهندسی مجدد را با موفقیت پشت سر می گذارد و برای مدت طولانی تری از اثبات برخوردار می شود تا سازمانی که مبادرت به این کار نکرده است.
ـ رضایت شغلی بالاتر: به دلایل اینکه یک سازمان مهندسی مجدد شده مسطح تر است و سطوح پائین و اقتدار بیشتری برای تصیم گیری دارند. کارکنان احساس بشتری به درگیر بودن درکارها می کنند و انگیزه کارکنان به کار بیشتر می شود.
ـ کارگروهی بهتر: مهندسی مجدد سازمانها سبب می شود تا کارکنان از فعالیتهای بی شکل بروکراتیک به تیمهای پردازشی فعال میان فعالیتی تبدیل شوند.

 

 

 

5- 2 ـ تحیل سهامداران :
اگر هر موسسه نتواند بازدهی را که رضایت سهامداران جلب کند به وجود آورد وجود کارکنان و مدیران و استمرار موسسه دیری نخواهد پائید. تجزیه و تحلیل مالی هر موسسه نقاطی را که امکان بهبود دارند که موجب افزایش سودآوری و گردش نقدینگی می شود مشخص می کند. راههای مختلفی برای تحلیل همزمان سهامداران و گردش نقدینگی در موسسه وجود دارد که در حد بحث اینجا نیست زیرا نیاز به آشنایی کامل با حسابداری دارد، ولی بهترین روش برای تحلیل سهامداران تحقیق برای پاسخگویی به سئوالات زیر است:
ـ سهامداران واقعی موسسه چه کسانی هستند؟
ـ توقعات سهامداران واقعی از موسسه چیست؟
ـ سهامداران موسسه چقدر نسبت به کارکنان و مدیران احساس وفاداری و صداقت می کنند؟
ـ آیا موسسه فقط به سهامداران سود پرداخت می کند و یا مزایای نقدی دیگری نیز به سهامداران می دهد؟
ـ آیا واقعاً سهامداران نسبت به موسسه و مشتریان شناخت کافی دارند؟
ـ نرخ بازده سهامداران موسسه در مقایسه با سایر موسسات فعال در صنعت مشابه چگونه است؟
1ـ3 ـ چارچوبی برای موفقیت:
تعیین چارچوب برای موفقیت را می توان در مراحل پی درپی زیر گنجانید:
1 ـ3 : تعیین مأموریتها : عبارت است از اینکه سازمان چه هدفی را به طور جدی دنبال می کند تا برطبق این هدف گام بردارد تا به مطلوب برسد نمونه هایی از این مأموریتهای می تواند به صورت زیر باشد:
هدف شرکت فروشنده مواد غذایی پاسخگویی به تقریباً همه خانواده ها است. احساس مسئولیت ، جامعیت و انصاف خصوصیات حاکم بر کلیه روابط اما بویژه با مشتریان و عرضه کنندگان است: شرکت تولید کننده وسایل الکتریکی«ما قصد داریم به یکی از با انصاف ترین سازندگان محصولات صوتی و اکوستیک جهان که نیازهای مشتریان، کارکنان و سهامداران را کاملاً تأمین می کند تبدیل شویم».
2 ـ 3 : اهداف استراتژیک: به طور خلاصه مهمترین اهدافی که یک سازمان باید دنبال کند تا نیازهای مشتریان، عرضه کنندگان، کارکنان و سهامداران تأمین شود گفته می شود. که می توان در حالت کلی زیر بیان کرد:
ـ هدف در رابطه با مشتریان : افزایش و حفظ موقعیت بر نزد خود با توجه به کیفیت و سطح ارائه خدمات به نحوی که حداکثر ارزش افزوده را از سرمایه شرکت تأمین کند.
ـ هدف در رابطه با عرضه کنندگان: همکاری نزدیک با عرضه کنندگان و استفاده از تکنولوژی برای افزایش سرعت و کاهش وقفه های زمانی
ـ هدف در رابطه با کارکنان: ساختن محیطی توام با تلاش و رقابت، اثر بخش جالب و حقوق و مزایای مکلفی برای کارکنان موسسه به نحوی که از این جنبه، جزو یکی از بهترین های صنعت باشیم.
ـ هدف در رابطه با سهامدارن: تضمین تولید ارزش واقعی از طریق افزایش مثبت خالص گردش وجود ، کاهش هزینه های سرمایه و تا حد امکان تأمین و عرضه بالاترین نرخ بازده سرمایه به سهامداران.
هریک از اهداف فوق را باید با استفاده از شاخصهای روشن و صریح اندازه گیری و موفیت مورد ارزیابی قرار گیرد و برای پیشرفتهای سالهای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
انجام چنین ارزیابی های دوره ایی نقش ضروری دارد زیر این کار موجب حصول اطمینان از استمرار و پاسخگویی سازمان نسبت به این محرکهای محیطی است.
3 ـ3 : طرحهایی مقدماتی :
تا این مرحله خلاصه ای از هدفی که داریم برای ما روشن شده و تقریباً این مرحله به طور عمده روبه اتمام است. حالا نوبت به آن فرا رسیده که در مورد اقداماتی که باید صورت گیرد فکر کنیم که چند نوع طرحهای تولید و یا اقداماتی باید اتخاذ شود و یا انجام شود تا اهداف تعیین شده تحقق یابد.
به طور مثال یکی از اهداف در رابطه با مشتریان به صورت زیراست:
محصولات را با قیمتی مناسب و رقابتی ، با سطح بالایی از خدمات محل و ارسال کالا برای مشتریان تأمین کنیم.
که در راستای نیل به این هدف می توان طرحهای مقدماتی اولیه ایی بیان نمود مثلاً:
1 ـ از طریق شناخت و درک نیازهای مشتریان و همچنین در نظر گرفتن روشهایی برای بازخود نسبت به عکس العمل مشتریان، مناسب ترین محصولات مورد نیاز مشتریان را تولید کنیم.
2 ـ شناخت ساختار هزینه های بهای تمام شده و فروش محصولات رقبا برای جستجو برتری در این زمینه
3 ـ استفاده از برنامه آموزشی برای بالا بردن حسا سیت کارکنان موسسه نسبت به مشتریان و بهبود خدمات تحویل کالا
4 ـ3 ـ اهداف تفصیلی : طرحهای مقدماتی نوع اقدامات و یا عملیاتی که باید دنبال شود را توضیح می دهد این طرحها می تواند به اهداف تفضیلی تری تفکیک شود اهداف مورد نظر باید از خاصیتهای Smart که به صورت ذیل نمایش داده می شود برخورد‌دار باشند:
مشخص و صریح S Specific
قابل سنجش M Measurable
دست یافنتی A Achievable
نتیجه گرا R Result – ariented
زمان مشخص T Time sepeeific
واضح و صریح بودن بودن این اهداف تا حداکثر ممکن نقش حیاتی دارد زیرا که پایه و اساس گام دوم اصلی از مراحل مهندسی مجدد یعنی (تهیه برنامه) در این قسمت بنا می شود. و دقت شود که هر قدر این اهداف صریحتر تعریف شود شانس تهیه یک برنامه موفق افزایش می یابد. البته باید تا حدودی این برنامه ها از انعطاف لازمی برخوردار باشند. در غیر این صورت برنامه ریزی تفضیلی تر آنها در چارچوب زمانی تعیین شده، غیر واقع بینانه خواهد بود. که در مرحله بعدی به طور تفضیلی تر بحث می شود.

 

 

 

بخش 2 ـ برنامه ریزی کنید:
یک نکته مهم و قابل توجه درک این واقعیت است که اگر موفق به برنامه ریزی شویم، برای شکست برنامه ریزی کرده ایم.
هرچند تدوین جزئیات یک برنامه کار خسته کننده ایی به نظر می آید. اما بدون انجام آن مانند این است که بدون داشتن نقشه به یک سرزمین ناشناخته پا بگذاریم و بدیهی است که گم شدن در چنین سرزمینی بسیار راحت است. باید توجه کنیم که هریک از اهداف باید با تمام جزئیات و به پیچیدگیهای خاصش مشخص شود و به دلیل گستردگی کار استفاده از تکنیک مدیریت پروژه الزامی و تضمین کننده شانس دست یابی به هدف محسوب می شود. بحث برنامه ریزی را به دو بخش
الف : رئوس برنامه پیشنهادی دگرگونی ـ ب : فرایند برنامه ریزی تقسیم می کنیم و بر دو بخش جداگانه بحث خواهیم کرد.
الف ـ رئوس برنامه پیشنهادی: برنامه خوب برنامه ایی است که منسجم باشد و از قسمتهای مرتبط و قابل اجرای افراد درگیر تشکیل شده باشد به همین منظور لازم است که برای انجام کار کار در قالب یک پروژه تعریف کنیم پس قسمتهای مختلف پروژه را به صورت زیر تعریف می کنیم:
• تعریف پروژه:
این اولین چیزی است که باید درست انجام شود. هرچند که این امر تاحدودی در اهداف پروژه مستمر است ولی ضرورت دارد که پروژه با جزئیات و وضوح بیشتری تعریف شود. در تعریف پروژه باید محصول پروژه، منابع مورد انتظارت و معیار ها و شاخص های سنجش موفقیت پروژه منظور شده باشد. علاوه بر این، تعریف پروژه باید شامل نام افراد و یا بازنگران کلیدی نیز باشد( مانند مدیر پروژه ، ناظر پروژه و… )
• ساختار شکست کار (WBS ):
ابزار بسیار خوبی برای لیست کردن جزئیات فعالیتها است. که معمولاً در انجام مهندسی مجدد فعالیتها و جزئیات آنها را می توان با استفاده از طوفان مغزها به دست آورده .
• شبکه فعالیتها و مسیر بحرانی :
پس از اینکه همه فعالیتها و جزئیات، آنها به صورت WBS درآمد مرحله بعدی طبقه بندی منطقی و ترتیب انجام آنها براساس درک وابستگی بین آنها است.
• برگ مشخصات وظیفه:
در این برگه منابع انسانی و منابع مصرفی لازم برای هر فعالیت یادداشت می شود مثلاً یادداشت می شود که چند نفرروز کار برای این فعالیت لازم است. و حالا با تقسیم این عدد بر تعداد افراد تخصیص داده شده می توانیم زمان لازم برای کل فعالیت را به دست آوریم . و در نهایت می توانیم برنامه زمانبندی کل را محاسبه کنیم.
• محاسبه ارزش به دست آمده:
بررسی ارزش به دست آمده ابزار بسیار مفیدی است برای کنترل پیشرفت پروژه
• وابستگی پروژه به عوامل خارجی :
در یک پروژه ممکن است وظایفی وجود داشته باشد که انجام انها به عوامل خارج از پروژه وابسته باشد. این وابستگی ممکن است شامل و ظایفی گردد که می بایست در یک پروژه دیگر ( چه توسط خود افراد سازمان و یا عوامل خارج از سازمان) انجام گیرد. بسیاری از برنامه ها براساس سیافی و مفروضاتی در مورد عوامل محیطی (وقوع عملیات و یا شرایط جیدد و یا استمرار وضع موجود) بنا شده اند. مفروضات کلیدی می بایست شناسایی شوند تا در زمانهای بحرانی نسبت به کنترل آنها اطمینان به دست آید.
• منابع:
تعیین خلاصه ایی از منابع موجود و منابع مورد نیاز برای تخصیص به هر فعالیت ضروری است.
• برنامه فعالیتها:
پس از اینکه زمان شروع پروژه مشخص و قطعی شد شبکه فعالیتها و برگه های خلاصه فعالیتها می تواند مبنای تهیه برنامه وظایف قرار گیرد و بهتر است به شکل نمودار گانت (CANTT CHART ) باشد.
• فهرست وظایف هفتگی:
نمودار گانت می تواند مبنای تهیه لیست وظایف هفتگی قرار گیرد. این فهرست وظایفی را که بایست به صورت هفتگی انجام و یا شروع شود نشان می دهد. و علاوه بر این فرد مسئول انجام هریک از فعالتیها نیز مشخص می شود. پس از این فهرست وظایف هر فرد را در طول پروژه و به صورت جزئی تر در هر هفه مشخص می کند این فعالیتها و زمان شروع و ختم آنها اطلاعات مفیدی را برای محاسبه ارزش به دست آمده که به آنها اشاره شد در اختیار قرار می دهد.
• برآورد هزینه ها :
بودجه لازم برای انجام پروژه باید با تقریب مطلوبی در ابتدای پروژه محاسبه شود زیرا بسیاری از پروژه ها به دلیل شتابزدگی برای تعیین بودجه مورد نیاز، بودجه برآورده شده یا کمتر از میزانی که در عمل نیاز است برآورده می کننده و درعمل به کسری بودجه و نهایتاً مشکل در انجام و یا حتی به تعطیلی پروژه منجر می شود.
• برگ اصلاحیه:
در اکثر مواقع در انجام پروژه به مشکلاتی بر می خوردیم که ممکن است از قبل به آنها فکر نکرده باشیم و به همین دلایل لازم است تفکر مجددی داشته باشیم و اگر پروژه نیاز به اصلاح داشته باشد این گونه اصلاحات باید طی برگ اطلاحیه ثبت شود این فعالیت از نظر حفظ سوابق و انیکه چه برسر پروژه آمده است (تهیه بازخورد بسیار مفید است).
ب ـ فرآیند برنامه ریزی:
پس از تعریف اهداف به روش (SMART ) گام بعدی تعیین یک نفر به عنوان مدیر پروژه و تشکیل تیم راهبرد پروژه است عملاً این قسمت باید با قسمت رئوس برنامه دگرگونی با هم اجرا شود.
و باید تلاش کنیم که تیم راهبرد پروژه عملاً درگیر فعالیتها شود بهترین راه برای رسین به این هدف محول کردن تدوین اهداف برنامه به آنهاست. و در ابتدا باید توانایی اجرای مرحله به مرحله قسمت رئوس برنامه ریزی را گرفتن اطلاعات وانجام مدیریت پروژه که حتماً باید به وسیله نرم افزارهای کامپیوتری انجام گیرد) داشته باشیم.

 

 

 

بخش سوم- اجرا کنید:
برنامه ایی را که تا کنون جهت دگرگون آماده کرده ایم برای اجرایی شدن نیاز به شروع فاز جدیدی در کل فعالیت دارد.
برای اجرا و کمک به تسهیل فرآیند به دو گونه تکنیک عام و گسترده نیازمندیم که در ادامه هر کدام را مورد بحث قرار می دهیم:
1 ـ تکنیک های فنی:
الف : تعریف تیم پروژه فعالیت:
برای رسیدن به دگرگونی ما باید افرادی را که برای استقرار و اجرای فرآیند انتخاب می کنیم از میان سطوح مختلف سازمان و از قسمتهای مختلف باشد زیرا این اولین گام برای درگیر کردن عملی سازمان با دگرگونی است. البته همان طور که در بخش قبل بحث شد این تیم باید همان تیمی باشد که در مرحله برنامه ریزی و تعریف پروژه برای ما کار می کرده فعالیت این تیم می تواند به صورت تمام وقت و یا پاره وقت باشد.
تمام وقت بودن اعضای تیم برای بهبود اجرای سرعت انجام دگرگونی بسیار مطلوب است ولی باید به این نکته توجه کرد چون انتخاب افراد از افراد درون سطوح مختلف سازمان است طبیعتاً اگر این افراد بخواهند تمام وقت بر روی پروژه اجرا وقت صرف کنند کار قبلی آنها در سمازن دچار بحران می شود و مدیران بخشها ممکن است با این امر مخالفت کنند. که البته می توانیم با روشن کردن رویه نظر آن مدیران را کمی جلب کنیم.
در شرایطی ممکن است نتوانیم تیم پروژه را به صورت تمام وقت برای کار در اختیار بگیریم در چنین شرایطی باید تیمهای پاره وقت تشکیل دهیمن بدیهی است در این صورت انجام پروژه بیشتر از حالت تمام وقت طول می کشد. در چنین تیمهایی به دلیل انسجام لازم است دقیقاً مشخص شود که چه مواقعی کار باید انجام شود مثلاً می توان دو رزو از هر هفته را به انجام واجرای طرح دگرگونی پرداخت. نکته قابل ملاحظه دیگر این است که فعالیتهای بازبینی و کنترل پیشرفت. ماهیتاً یک کارگروهی است و به هیمن دلیل باید افراد همگی در یک ساعت از پیش تعیین شده برای بررسی و کنترل پیشرفت پروژه گردهم حاضر شوند. با وجود محدودیتهای فوق برای تیمهای پاره وقت ولی این تیمها این مزیت را دارند که اعضای آنها در تماس بیشتری با فعالیتهای جاری که در بخشهای سازمان می گذرد هستند و می توانند با درک عمیقتری طراحی دگرگونی برسند.
در شرایطی می توان به ترکیبی از تیم های تمام وقت و پاره وقت رسید یعنی یک هسته اصلی به صورت تمام وقت برای انجام وظایف اصلی و یک تیم به صورت پاره وقت وظایف کم اهمیت تر را انجام دهند. ولی از این سه نوع انتخاب بهترین حالت تیم تمام وقت است.
ب ـ تشکیل تیم انتقال وضعیت:
درک این واقعیت که برای مهندسی مجدد سبب می شود که سازمان وارد یک دوره گذار و انتقال از وضع موجود به وضع آینده شود اهمیت بسیار دارد و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده دوره گذار خود یک وضع جدا و مستقل است. در طی دوره گذار به ابزاری نیاز پیدا می کنیم که در وضع آینده مورد نیاز نخواهندد بود.

 

 

 

تشکیل یک تیم انتقالت وضعیت برای مدیریت برنامه کلی مهندسی مجدد (که‌خود می تواند از پروژه های متعددی دگرگونی و تیمهای پروژه ایی دیگر تشکیل شود) موجب تسهیل فرآیند دگرگونی خواهد شد.
تیم انتقال وضعیت باید اختیارات و برش لازم را برای پیشبرد فرآیند دگرگونی و اتخاذ تصمیمات داشته باشد. بنابراین در رأس آن، یکی از مدیران ارشد و ناظر برنامه) که مستقمیاً به مدیریت مالی گزارش می دهد قرار گیرد. نقش ناظر کلی برنامه بسیار حیاتی است او باید یکی از مدیران ارشد اجرایی ودارایی اختیارات تفویض شده لازم را از جانب مدیریت عالی شرکت ) باشد تا موقع به پیش بردن پروژه دگرگونی و برداشتن موانع از سرراه آن شود. و سایر اعضای این تیم باید مرکب از دو یا سه نفر مدیران ارشد اجرایی و یا مدیران سطوح بالایی سازمان که دارای چشم اندازی استراتژیک در شرایط موجود سازمان ودرک کاملی نسبت به وضع موجود، برنامه انتقال وضعیت و وضع مطلوب مورد انتظار آینده هستند انتخاب شوند.
نکته قابل ذکر در اینجا این است که تیم انتقال وضعیت بیشتر نقش حمایت از مهندسی مجدد را دارند تا نقش رهبری را.
ج ـ استفاده از مرکز هماهنگ کننده پروژه ها :
چون برنامه مهندسی مجدد از مجموعه ایی از پروژه ها تشکیل شده است، پس تأسیس دو مرکز هماهنگ کننده پروژه “PCC” , “Project Co- ordination Center” به ایجاد هماهنگی کلی، پشتیبانی و کنترل پروژه کمک زیادی می خواهد کرد. بعلاوه چنین مرکزی به عنوان ستاد مرکزی برنامه دگرگونی عمل خواهد کرد. و اطلاعات لازم برای آنجه در حال جریان است را تأمین و توزیع می کند. نقش ارتباطی بین مرکز اهمیت بیشتری دارد، زیرا برنامه دگرگونی معمولاً باعث افزایش عدم قطعیت و بروز شایعات می شود و در صورت فقدان یک مرکز ارتباطی و اطلاعاتی اثر بخش عملیات کاهش خواهد یافت. این تیم می تواند مرکب از یک گروه کوچک سه یا چهار نفره که دو راس آن یکی از مدیران ارشد اجرایی قرار دارد (که مستقیماً به تیم انتقال وضعیت گزارش می هد و می تو اند عنصر آن نیز باشد) اداره شود. در ضمن تمامی افراد انتخابی در این سیستم باید از تخصصی سیستم و از تجربه مدیریت پروژه نیز برخوردار باشند.
نقش تیم مرکز هماهنگ کننده (PCC ) شامل موارد زیر است:
ـ کنترل و باز بینی و گزارش دهی پیشرفت پروژه دگرگونی در ارتباط نزدیک با مدیریت پروژه )
ـ پشتیبانی و مشاوره برای کسانی که مسئول استقرار و پیاده سازی دگرگونی هستند و همچنین کسانی که تحت تأثیر گسترده دگرگونی قرار دارند.
ـ تهیه گزارش برای مدیریت ارشد
ـ ایجاد و استقرار کانالهای داخلی و خارجی (برون سازمانی ) در رابطه با برنامه دگرگونی
ـ تأمین پشتیبانی مدییت پروژه به لحاظ تکنیک های مدیریت پروژه و سیستم و جاهای مورد نیاز
ـ نگهداری و به هنگام کردن برنامه دگرگونی (که این کار را مدیران پروژه نیز می توانند انجام دهند) به وسیله یکی از نرم افزارهای کامپیوتری مدیریت پروژه
ـ ثبت و نگهداری درصد پیشرفت و کنترل پیشرفت پروژه
از میان مدیران ارشد اجرایی انتخاب می شوند

 

 

 

2 ـ تکنیک های فرهنگی
کلیدی ترین تکنیک فرهنگی، تکنیک رهبری فعال است. مدیر ارشد اجرایی و تیم او باید نه تنها (اهل حرف زدن) (talk to talk ) باشد. بلکه درجای خود باید (اهل عمل کردن) (walk to walk ) نیز باشند. آنها باید بگونه ایی رفتار کنند که افراد سازمان به جای اینکه احساس کنند. ناگریز از دگرگونی هستند خود آنهاخواهان دگرگونی شوند. هر برنامه مهندسی مجدد با انواع متنوعی از واکنشها و عکس العمل های سازمانی بسته به منیزان و شدت مخالفت مواجه می شود. و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده واکنش افراد سازمان به مهندسی مجدد به پنج گروه اصلی قابل تفکیک است.
هدف تکنیک های فنی منزوی کردن مخالفان فعال ( به منظور تبدیل آنها و یا خارج کردن از صحنه )، تسلیم کردن کسانی که دچار تردید و دو دلی هستند و تبدیل افراد بی تفاوت به طرفدار دگرگونی از طریق موعظه و تلقین است.

گام اول: ابتدا باید خود رهبر خود را تغییر دهد:
اولین پرشی که رهبر این فرآیند باید بپرسد این است که من چگونه می توانم خود را تغییر دهم؟ تغییر خود رهبر به این دلیل اولین گام به شمار می آید که اگر خود مجری مهندسی مجدد شرایطی را که به دیگران گوشزد می کند رعایت نکند هیچ وقت سایر کارکنان قلباً به گفته های او ایمان نمی آورند و در باطن خود تغییرات ایجاد نمی کند تغییرات اگر هم انجام شود ظاهری و بسیار کوتاه مدت و سطحی است.
و دیگر اینکه دریک سازمان در حال دگرگونی باید رهبر دگرگونی باشیم نه رئیس آن در واقع فرق رهبر و رئیس در این است که رهبر با کارکنان صمیمی است و در آنها ایجاد انگیزه برای کار میکند واز کارکنان حمایت می کند و در مقابل رئیس رسمی است و برای انجام کار کنان را وادار می کند و کارکنان از او می ترسند.
گام دوم: فائق آمدن بر مقاومت ـ تغییر محرک
به طور کلی مردم طبیعتاً در مقابل دگرگونی مقاومت می کنند. آنها نیاز به ثبات دارند ودگرگونی موجب اضطراب و عدم قطعیت می شود و احساس کنترل برخوردار در افراد کاهش می دهد. دگرگونی نه تنها باعث زیر رو شدن ساختارهای رسمی می شود بلکه ساختار غیر رسمی از را نیز دگرگون می کند.
دو نوع واکنش کلی نسبت به دگرگونی صورت می گیرد که تحت عنوان منحنی منفی و منحنی مثبت از آنها یاد می کنیم. مهم این است که بدانیم هر دو واکنش طبیعی است و نیاز به مدیریت فعال دارند.
منحنی منفی معمولاً مربوط به افرادی است که در آماج دگرگونی قرار دارند آنها در ابتدا دگرگونی را شوخی می پندارند و پس از درک واقعیت عصبانی می شوند و در این مرحله اگر با آنها مذاکره درست به عمل آید پس از یک دوره افسردگی آنها می توانند با دگرگونی کنار بیایند و آن را بپذیرند.
منحنی مثبت برای افرادی است که پس از خویش بینی اولیه نسبت به مهندسی مجدد به جزئیات کار پی می برند و سریعاً وارد مرحله بد بینی آگاهانه می شوند. این بدبینی به وسیله مقاومت دیگران که نقشی در فرآیند دگرگونی ندارند ولی از برنامه دگرگونی آگاهند تشدید می شود. چنین مقاومتی حتی گاهی خود را به صورت تهدیدهای علنی نسبت به اعضای تیم دگرگونی ظاهر می سازد. واکنش اعضای تیم دگرگونی در چنین مواقعی قطع رابطه با برنامه دگرگونی است. پس رهبر تیم و افرادی که مسئولیت نگهداری اعضای تیم مهندسی مجدد را بر عهده دارند باید نسبت به این مکانیسم هشیار باشند و به ترویج و ایجاد انگیزش و پشتیبانی از اعضای تیم که به انجام وظیفه مشغولند، ادامه دهند و به علاوه با انجام روشهای زیر دیگر افراد سازمان را به دگرگونی علاقمند گیرد:
ـ ایجاد دوره های آموزشی برای کسب مهارتهای جدید
ـ جلب مشارکت و همکاری در برنامه ریزی و استقرار دگرگونی
ـ تشویق و پادارش به رفتار های مورد نیاز برای درک دگرگونی توسط افراد سازمان
ـ مدیریت فعال منابع انسانی برای جابجایی، اخراج و یا استخدام کارکنان به روشی روشن وانسان دوستانه (چون انجام مهندسی مجدد باعث منجر به مشخص شده افراد مازاد و بدون استفاده در سیستم می شود و دیگر اینکه به دلیل حذف بعضی از فعالیتهای زائد باعث بیکاری افراد می شویم آگاهی از این خطر باعث می شود خیلی ها در مقابل انجام مهندسی مجدد از خود مقاومت نشان می دهند).
ـ آتش زدن پلهای پشت سر:
هر قدر در مورد آنچه که قرار است صحبت شود بیشتر با کارکنان صحبت شود، به همان اندازه باعث می شود که آنها بیشتر ، پلهای پشت سر خود را آتش بزنند. چنین مراوده ای نه تنها باید با افراد درون سازمانی صورت بگیرید. بلکه باید با ذینفعان برون سازمانی نیز انجام پذیرد. این امر باید به گونه این صورت بگیرد که امکان برگشت افراد به وضع موجود اگر نگوئیم غیر ممکن حداقل بسیار مشکل باشد و در ضمن اینکه به آتش زدن پلهای پشت سر مشغولیم باید در جستجوی سفیران جدید باشیم . ممکن است کارکنان سازمان در مورد دگرگونی اطلاعات بیشتری کسب کنند. بهترین سفیران برای این کار کسانی هستند که قبلاً در جبهه مخالف قرار داشته اند و سپس به حامیان دگرگونی تبدیل شده اند.

 


گام سوم : فائق آمدن بر مسأله کنترل:
دگرگونی باعث خارج شدن عملیات سازمان از مسیر عادی و طبیعی خود می شود و می تواند سازمان را از کنترل خارج کند در بسیاری از شرایط ، سستمهای جاری مدیریتی شرکت از قابلیت لازم برای مدیریت مرحله گذار برخوردار نیستند.
به منظور طرح سیستمی در سازمان که مطمئن شویم کنترل های لازم انجام می شود می توانیم از موارد زیر کمک بگیریم:
ـ ایجاد رابطه های مورد نیاز بین فعالیتهای جاری بخشهای مختلف سازمان با پروژه مهندسی مجدد:
برنامه مهندسی مجدد می تواند همسو یا عملیات روز مره و یکنواخت شرکت به پیش رود. ضمن اینکه مدیریت پروژه دگرگونی باید جدا و مستقل از مدیریت سازمان باشد اما ارتباط بین آن دو نیاز به مدیریت دارد.
ـ فرموله کردن نیاز به دگرگونی و تصویب پروژه دگرگونی: از طریق این رابطه، مسائل شناسایی شده و در فعالیتهای جاری دوایر عملیاتی موسسه برای پیدا کردن راه حل مناسب ، به تیم پروژه هایی که جدیداً تشکیل شده، انتقال می یابد. در این تیم باید حتماً یک نفر از دوایری که بیشترین تأثیر پذیری را از نتایج برنامه دگرگونی خواهد داشت، شرکت داشته باشد، تا اطمینان حاصل شود که فرآیند انتقال مسائل از دوایر عملیاتی به تیم پروژه و انتقال راه حلها از تیم به دوایر عملیاتی و بکارگیری آن در عملیات جاری سازمان با سهولت بیشتری انجام پذیرد.
ـ رابطه مستمر:
بین نیازهای تیم پروژه که مسئولت پیدا کردن راه حلها را به عهده دارند و نیازهای دوایر عملیاتی که مسئول عملیات و وظایف جاری و روز مره سازمان هستند ، تضادهایی وجود دارد، ایجاد یک کانال ارتباطی ساده و دائمی بین دو گروه یا شده تأثیر چشم یگری در کاهش این برخوردها و تضادها ایفا می کند.

 

بخش چهارم- سنجش و ارزیابی برنامه دگرگونی
طراحی و راه اندازی فرآیندی که بتواند به طور تنگاتنگ ، نتایج حاصل از مهندسی مجدد را کنترل و ارزیابی کند، نقش بسیار حیاتی دارد. همان طور که در بخشهای قبل ذکر شد مناسبترین تیم برای انجام این کار، تیم مرکز هماهنگی است که همه مدیران پروژه ها بایدنتایج عملکرد و پیشرفت پروژه های خود را به این مرکز گزارش کنند.دوایری که مسئولیت کنترل دیگر جنبه های سازمان را دارند (نظیر امور مالی، بازاریابی و فروش ) باید داده های مرتبط با پیشرفت برنامه دگرگونی و شاخص های موفیت را به محض آماده شدن به این مرکز گزارش کند.
با توجه به اینکه این دوایر به تدریج متلاشی و محو خواهند شد و جای آن ها را به تیمهای میان فعالیتی که مسئول طراحی مجدد پردازشها هستند، خواهد گرفت. اما تا پایان مرحله گذار و حذف کامل دوایر یاد شده باید نتایج عملیات خود را به این مرکز گزاش کنند.
تیم مرکز ایجاد هماهنگی از طریق هفتگی بهنگام سازی، می تواند تیم انتقال وضعیت را در جریان پیشرفت برنامه دگرگونی و مسائل و مشکلات بوجود آمده که نیاز به را حل دارند قرار دهد و نظرات و راه حلهای پیشنهادی آنها را جمع آوری و اخذ نمایند. تیم مرکز ایجاد هماهنگی باید در چنان موقعیتی باشد که بتواند گزارش وضعیت برنامه و گزارش نتایج به دست آمده از برنامه را به عنوان بخشی از فرآیند گزارش دهی روزانه خود برای مدیریت ارشد سازمان فراهم کند. هم عملیات انجان شده هم نتایج نیازبه کنترل و باز بینی دارد.
هم عملیات انجام شده و هم نتایج نیاز به کنترل و بازبینی دارد:
• الف : عملیات :
کنترل عملیات عمدتاً بر ضد برنامه های پروژه عمل خواهد کرد. چهار عامل اصلی که نیاز به کنترل دارند زمان، هزینه، کیفیت و

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مهندسی مجدد (درس کاربردکامپیوتر در مهندسی صنایع) 6 سیگما ( درس کنترل کیفیت آماری)

دانلودمقاله میوکاردیت چیست

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله میوکاردیت چیست دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .


میوکاردیت موقعیتی است که دیواره های عضلانی قلب ملتهب می شود. میوکاردیت عموما به کاهش فعالیت قلبی منجر می گردد. علت های مختلفی برای میوکاردیت وجود دارد : اعم از عفونت ها ،‌مواد شیمیایی، مواد دارویی، Radiation و برخی بیماری های مشخص در بسیاری از کودکان میوکاردیت توسط عفونت مخصوصا از نوع vrial ایجاد می شود. هیچ فاکتور یا risk factor برای این بیماری در نظر گرفته نشده است. به نظر می رسد خطر بیماری بستگی زیادی به سن ، جنس و ساختار ژنتیکی سیستم ایمنی داشته باشد.

چه چیز باعث میوکاردیت می شود؟
در کودکان عفونت های ویروسی علت مهم میوکاردیت محسوب می شود ولی داروهای بخصوص یا پاسخ های اتوایمیون می تواند باعث میوکاردیت شود ویروس هایی که عموما باعث این بیماری می شوند ویروس کوکساکی،‌آدنوویروس و آنفولانزاویروس هستند. با این حال ویروس هایی اعم از HIV یا سرخجه و….. ممکن است میوکاردیت ایجاد کنند. این مهم است که بدانیم حتی گاهی ممکن است یک کودک این عفونت ها را داشته باشد ولی به ندرت علائم میوکاردیت را از خود نشان می دهد.
به طور کمتری باکتری هایی همچون آنهایی که باعث سندروم شوک توکسیک می‌شوند قارچ ها و پارازایت ها باعث میوکاردیت می شوند.
وقتی یک ارگانیسم بیماری زا عاملی برای میوکاردیت محسوب می شود اولین حادثه قابل پیش بینی حمله میکروارگانیسیم به قلب است. ارگانیسم وارد بدن می شود و توسط سیستم گردش خون خود را به قلب می رساند. این ارگانیسم درون سلول‌های قلب رشد و تکثیر پیدا می کند و ممکن است در حین انتشار از یک سلول به سلول دیگر باعث تخریب سلول های بافت شود. در افراد نرمال سیستم ایمنی خوانده می شود تا عفونت را خاموش کند. در برخی کودکان پاسخ سیستم ایمنی بسیار شدید یا Over aggressive است در این صورت علاوه بر از بین بردن میکروارگانیسم بافت خود قلب را آسیب بیشترین آسیبی که در میوکاردیت به قلب می رسد نتیجه واکنش های سیستم ایمنی به عامل عفونت زا است نه فقط به خود ارگانیسم . به درستی مشخص نیست که چرا این اتفاقات فقط در برخی کودکان به وجود می آید. پاسخ غیرطبیعی سیستم ایمنی ممکن است فقط یک قسمت را درگیر کند یا ممکن است بر روی قسمت بزرگی از قلب اثر کند. عوامل دیگری هم در میوکاردیت موثرند.
برخی داروها که برای شیمی درمانی استفاده می شود و آنتی بیوتیک های خاصی در موارد نادر می تواند پاسخ ایمنی مشابه به آنچه در میوکاردیت ویروسی دیده شده ایجاد کنند. کودکانی که آرتریت روماتوئید کولیت اولسراتیو،‌لوپوس و اسکلرودرما(بیماری که با التهاب ارگان های مختلف بدن همراه است) دارند ممکن است متعاقب این بیماریها ،‌میوکاردیت هم بگیرند ولی بسیار نادر است.

چگونه این التهاب باعث صدمه به قلب می شود:
پروسه التهاب وقتی آغاز می شود که سلول های ایمنی شخص به بافت قلب نفوذ کنند. این سلول های ایمنی فعال شده و مواد شیمیایی از خود ترشح می کنند و به سلول هایی عضله قلب آسیب می رسانند. در این نقاط نازک شدن وهضم عضله قلب دیده می شود. چهار منطقه عضلانی قلب ممکن است تحت تاثیر قرار گرفته و بزرگ شوند. عضله آسیب دیده ممکن است التیام یابد یا اینکه بعد از زخم های التهابی از بین برود. این پروسه مناطق بزرگ وزیادی را در قلب شامل میشود در نتیجه قابلیت قلب در پمپ خون کاهش می یابد. به دنبال همین موضوع ارگان های مهم و بافت های بدن در معرض کاهش اکسیژن و مواد آلی قرار می گیرند و نمی‌توانند مواد اضافی خود را به خوبی دفع می کنند. این حالات منجر به ایجاد congestive heart failour می گردد. برای کسی که دارای میوکاردیت پیشرفته است غیرطبیعی نیست که از سایر مشکلات مثل نارسایی کلیه یا کبد رنج ببرد.
پروسه التهاب و پاسخ ایمنی توسط سایتوکین های التهابی تنظیم می شود. یکی از این سایتوکین ها ایتنرلوکین است که نقش مهمی در میوکاردیت های ویروسی بازی می کند. 3 تا 15 روز پس از ورود ویروس به بدن وشروع میوکاردیت il –6 هم افزایش چشم گیری پیدا می کنند. تحقیقات نشان می دهد که در این بیماری ژن
IL –6 هم افزایش چشم گیری پیدا ی کند. تحقیقات نشان می دهد که در این بیماری ژن -6 ILافزایش بیان یا OVER EXPRESSION از خود نشان می‌دهد.
آزمایشات حاکی بر آن است که IL –6 یکی از فاکتورهایی است که تخریب بافت را تسریع می کند.

علامت میوکاردیت چیست؟
علامات میوکاردیت ممکن است بسیار ظریف باشد و تشخیص را مشکل کند یا ممکن است کودک علائم آشکار و پیشرفته ناراحتی قلبی از خود نشان دهد. مشاهدات کلینی نشان می دهد که حاد بودن یا نبودن علامات به سن کودک بستگی دارد. کودکان بالای دو سال ممکن است نشانه های کمتری نسبت به یک کودک دوساله از خود نشان میدهد. به نظر میرسد این مساله مربوط به نابالغ بودن سیستم ایمنی کودک باشد. عفونت ممکن است در حین دوران بارداری به جنین منتقل شده باشد یا اینکه عفونت پس از تولد از مادر به فرزندان انتقال یافته است. به طور کلی نوزادانی که دارای میوکاردیت هستند ضعیف دارند که به واسطه سرمای بدنشان شناخته می شود . به علت گردش خون ضعیف در طول بدن کلیه ها ممکن است درست عمل نکنند در نتیجه کاهش ادرار وجود خواهد داشت. در نوزادانی که چند ماه از عمرشان می گذرد علائم همان است با این تفاوت که به علت کم غذایی ممکن است کاهش وزن نیز وجود داشته باشد . کودکانی با افزایش سن علائم کمتری از خود نشان می دهند. این بیماران ممکن است از علائمی مثل سرماخوردگی، مثل خستگی و تب شکایت داشته باشند.
ممکن است سرفه هم وجود داشته باشد. برخی از کودکانی که میوکاردیت پیشرفته دارند ممکن است صورت و پاهایشان بسیار لاغر شود. ممکن است دردهای شکمی به علت آسیب های کبدی وجود داشته باشد. علامات در ابتدای بیماری ممکن است بسیار ظریف باشد بنابراین چنان هم غیرمعمول نیست بیماری غیرقابل تشخیص باقی بماند. این بیماری ها سپس در دوران بلوغ با بزرگی قلب (CARDIOMEGALY) و ریتم های غیرطبیعی قابل شناسایی می شود.

میوکاردیت چگونه تشخیص داده می شود.
بدبختانه تست اختصاصی برای میوکاردیت وجود ندارد و بیشتر به صورت تشخیص های کلینیکی است.بنابراین پزشک باید به تاریخچه ای که توسط خانواده ارائه می گردد و همچنین معاینات فیزیکی تکیه داشته باشد. تست های زیادی وجود دارد که می تواند در جهت مشخص کردن علت به کار گرفته شود. معمول ترین روش X-Ray از قفسه سینه است. برخی مواقع قلب بزرگ شده و رگ های خونی شش مشخص می گردد و مایعی ممکن است فضای داخل شش وارد شده باشد.الکتروکاردیوگرام در مواقع شک می تواند به ما کمک کند. در این نوار موج ST بالارفته و T برعکس می شود. در روش Noninvasive nuclear imaging که از رادیو ایزوتوپ هایی مثل تکنتیوم –99 پیرو فسفات گالیوم 97 و ایندیوم 111 آنتی میوزنی آنتی بادی استفاده می شود می تواند نکروز میوکاردی یا التهاب را نشان دهد. MRI می تواند در مشاهده تغییرات بافتی که توسط التهاب میوکاردی به وجود آمده موثر می شود.
اکوکاردیوگرافی می تواند در ارزیابی اندازه قلب وعمل آن مفید باشدکه در واقع تشخیص بالینی را تایید می کند و همچنین وجود لخته های خون که نشان عملکرد ناصحیح قلب است مشخص می شود. دقیق ترین راه تشخیص این بیماری بپوپسی است که در حین کاتتریزاسیون Cateterization از قلب به دست می آید. لازمه این کار این است کاتتر در قلب است از عضله نمونه برداری کرده و جهت تشخیص نهایی به پاتولوژیست می فرستیم . توسط این روش دقت تشخیص به 65 درصد می رسد.

روش های آزمایشگاهی تشخیص میوکاردیت:
الف)کشت
1-انتروویروس ها : بیشترین ویروس هایی هستند که با میوکاردیت گزارش شده اند. در هیچ کشت سلولی واحدی نمی توان انتروویروس جداگانه را کشت داد. انتروویروس ها بخصوص کوکساکی B و اکوویروس می توانند در کشت سلولی Hela. W138 MRC-5,(HEH) Emgbryonic kidney (HEL) Embryonic lung fibroblast (HFF) Foreskin Fibroblast می توانند رشد کنند واثرات سیتوپاتولوژیکی از خود نشان دهند. ویروس کوکساکی A در محیط کشت تک لایه رشد نمی کند و نیازمند انکوباسیون در بچه موش است . تشخیص قطعی انتروویروس ها با مشاهده اشکال قطره اشکی ممکن می شود. انتروویروس ها در 35 تا 37 درجه به خوبی رشد می کنند و به اسید مقاوم هستند انتروویروس و راینوویروس متعلق به فامیل پیکورناویروس ها و دارای خصوصیات مشابه هستند ولی راینوویروس ها حرارت سرد مثلا 33 درجه را می پسندد و در PH اسیدی غیرفعال می شود. گروه A کوکساکی ویروس ها از گروه سلولی RHMK,RD قابل جداسازی هستند وروی HEP-2 قابل رشد نیستند. ولی گروه B کوکساکی روی HEP –2 RH رشد کره ولی روی گروه سلولی \RD رشد نمی کنند. تشخیص نمایی توسط تست خنثی سازی (Neutralization) صورت می پذیرد.

2-آدنوویروسها :
این ویروس ها به راحتی از کشت های سلولی جدا می شوند (برای مثال AS49,Hela,HEP-2,HEK,HFF) همچنین ممکن است روی کشت PMK رشد کنند. این ویروس های CPE های خوشه انگوری، بزرگ و گرد درست می کنند که معمولا 3 تا 5 روز پس از انکوباسیون درکشت سلولی Monolayer قابل تشخیص می گردند.
تشخیصی قطعی توسط روش فلورسانس آنتی بادی انجام می پذیرد. در این صورت مخلوط ویروس را در آنتی سرمی که حاوی آنتی بادی بر علیه زیر واحدهای هگزون(که در تمام آدنو ویروس مشترک است) قرار میدهند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله میوکاردیت چیست

دانلودمقاله شهر نشینی

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله شهر نشینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
پیدایش شهر و شهرنشینی به قرن ها پیش بازمی‌گردد. این پدیده، فقط تحول جغرافیای را نشان نمی‌دهد بلکه همراه آن، نوع تفکر، نوع زندگی انسان دچار تغییر گردید. بتدریج شهرها بزرگتر و به شکل جدیدتری تبدیل شد تا به امروز که هر شهری، میلیون‌ها انسان را دربرمی‌گیرد. همانطوری که انسان بر شهر و ساختار آن تأثیر داشته، شهر نیز بر انسان و رفتار و اندیشه وی تأثیر می‌گذارد. بررسی چنین حوزه‌ای مربوط به جامعه‌شناسی شهری می‌باشد. ایران نیز دچار تغییر و تحولات شهری بوده‌است. عامل اصلی در سکونت مردم در زمان کهن، آب بوده‌است. در این تحقیق به بررسی و شناخت یکی از شهرهای کشورمان، سمنان پرداخته‌ایم. این تحقیق شامل دو بخش می‌باشد، بخش اول مربوط به شهر و نظریه‌های شهری و بخش دوم مربوط به شهر سمنان است، که تمام مطالب به چهار قسمت شرایط اقلیمی، آثار و مشاهیر تاریخی، امکانات و تسهیلات شهری و حوادث اخیر سمنان، تقسیم‌بندی شده‌است. امید است که نتایج بدست آمده عاملی در جهت شناخت بیشتر نقاط سرزمین‌مان و ارتقاء دانش ما باشد.

فصل اول : شهر و شهرنشینی
دو مفهوم شهرگرایی urbanism و شهرنشینی urbanization از هم متمایز می‌باشد. به نظر عده‌ای مانند کوین، دیوید کانتیپر،شهرگرایی برای شناخت سکونت در شهر و شهرنشینی برای شناسایی شیوه خاصی از زندگی که با سکونت در شهرها بوجود می‌آید، بکار می‌روند. افراد دیگری مانند ارنست‌‌برگل، گلن‌بی‌یر، لوئیز‌ورت نیز چنین نظری دارند.
شهر از آغاز به عنوان منبعی برای نوآوری و بدعت‌گذاری بوده‌است. این نوع‌آوری نه تنها در تکنولوژی و صنعت بلکه در دین، فلسفه و افکار عمومی نیز بوقوع پیوست.

 

1-1- تعریف مفهوم شهر
شهر یک مفهوم تجریدی است و عناصر متشکله آن عبارت است از: ساختمان‌ها، ساکنان وسایل حمل‌ونقل و غیره که دارای ماهیتی عینی هستند.( استیفا. ص 30)
دو ملاک اساسی را برای تعریف شهر در نظر گرفته‌اند.
1- ملاک قانونی و حقوقی Legal
2- ملاک طبیعی Natural
طبق ملاک اول، شهر یک واحد حکومتی است. آن یک منطقه متشکل قانونی می‌باشد که حداقل جمعیت، مرزهای قانونی و نوع تشکیلات حکومت محلی، از طریق دولت تعیین می‌شود.
از نظر معیار دوم، شهر یک وجود طبیعی- اجتماعی است و واحدی را تشکیل می‌دهد که با ویژگی‌هایی مثل اندازه، تقسیمات شغلی و غیره، می‌توان آنرا از قلمروهای همسایه‌اش جدا کرد.
لوئیزورت شهر را از دیدگاه جامعه‌شناختی تعریف می‌کند. به نظر او شهر عبارت است از استقرار دائمی نسبتاً وسیع و متراکم افرادی که از نظر اجتماعی نامتجانس می‌باشد.
بحث دیگری که در مورد شهر مطرح است. این امری می‌باشد که برچه اساس می‌توان منطقه‌ای را بعنوان شهر یا روستا تشخیص داد.
در یونان باستان وجود ورزشگاه، تأثر و تالار، دلایل متمایز منطقه‌ای از روستا بود. در اروپا حصار اطراف منطقه‌ای و وجود حکومت‌های محلی مستقل، عاملی بود تا بعنوان شهر شناخته بشود. در امریکای لاتین این شناسایی وابسته بر وجود معبد در منطقه بود( شکوهی ص 421).
اما ملاک‌هایی مطرح گردید که بیشتر مورد قبول همگان قرار گرفت. در ابتدا تعداد نفرات را ملاک شهر قرار دادند. اکثر کشورهای اروپایی ملاک جمعیتی شهر را همان تعداد حداقل دو هزار نفر را که توسط فرانسه در سال 1846 مطرح گردید، پذیرفته‌اند. ولی بعضی از کشورهای اروپایی، ملاک جمعیتی شهر را همان تعداد حداقل دوهزار نفر را که توسط فرانسه در سال 1846 مطرح گردید پذیرفته‌اند. ولی بعضی از کشورها آن را اعمال نکردند، مثل مصر که تعداد را حداقل 11 هزارنفر قبول دارد. بعد از آن انبوهی و تراکم جمعیت را به تعداد جمعیت افزودند. سپس ویلکاس، عامل شغل را معرفی کرد. جنبه کارکردی شهر توسط مولرلیر مطرح شده‌است. بر این عوامل، جنبة اداری شهر نیز اضافه ‌گردید. به معنی آن که شهرجایی است، که دولت آن را شهر بداند. جغرافی‌دانان شهر را محل تجمع مناظر مصنوعی می‌دانند.
سوروکین و زیمرمن، هشت مورد را جهت تمایز شهر و روستا معرفی کرده‌‌اند، شغل، محیط، اندازه اجتماع، انبوهی جمعیت، تجانس،تفاوت‌ها و قشربندی‌ها، تحرک و نظام کنش‌متقابل.(استیفا،ص37)
از موارد ذکرشده، عامل شغل بخاطر سه مزیت، بهترین معیار می‌باشد، دقیق است، در همه جا اعتبار دارد و نقطه‌ای است که منشاء شهر از همانجاست. براساس این تعریف، شهر جایی است که اکثر ساکنان آن در فعالیت‌های غیرکشاورزی هستند.

 

2-1 تاریخچه پیدایش شهر
آنچه که باستان‌شناسان از آن به عنوان سکونت در دهکده‌ها نام برده‌اند، در حقیقت تلاشی بود که منجر به احداث سرپناهی از نی و گل شد تا انسان را از گزند عوامل طبیعی، محافظت نماید. در واقع سکونت دائم، توجه به مسکن و سپس تأسیسات اجتماعی دیگر را پدید آورد(سلطان‌زاده ، ص‌36).
در مورد منشاء و پیدایش شهرها دو نظر وجود دارد.
1- پیدایش شهرها در مناطق مختلف زمین را جدا از هم دانسته و آنرا نتیجه جریان تکاملی انسان می‌دانند.
2- پخش و تراوش و انتشار شهرنشینی از بین‌النهرین به سایر نقاط بوده‌است( سلطان‌زاده، ص‌78)
ابتدا جامعه قومی و ماقبل شهری وجود داشته که بتدریج طی یک جریان کندگذر و با پیشرفت ابزارها به جوامع پیچیده‌تری تبدیل شده‌است و به دنبال افزایش و مازاد مواد خوارکی که خود، موجب تخصصی‌شدن کارها و طبقات اجتماعی گردید. جامعه فئودالی شکل گرفت. دو پدیده مهم خط، نگارش و کاربرد سایر منابع انرژی بجز انسان و حیوان، در این دوران تجلی یافت. چنین جوامعی نیازمند نوع ویژه‌ای از سازمان اجتماعی و محیط مساعد بودند. در حدود 3500 سال قبل از میلاد در منطقه بین‌النهرین و دره‌های دجله و فرات که دامنه آن تا کرخه و کارون کشیده شده‌است، اولین شهرها شکل گرفتند.
در آن زمان قدرت سیاسی و دینی با هم یکی بود. از قدیمی‌ترین شهرها، سومریان و آکادیان است.«اور» مشهورترین شهر سومر بود که پایتخت” اورناما” بود. ابتدا شهرت سیاسی داشت ولی بعدها حالت مذهبی پیدا کرد. از شهرهای مهم آکاد می‌توان” کیش، اکاد و سیپار” را نام برد. از شهرهای مهم تمدن آشور شهرهای «نینوا، کامهو، بوریس‌پا، آشور» می‌باشند.
بابل ، شهر مهم بابلیان بوده‌است که از نظر مذهبی- سیاسی و نظامی اهمیت داشته‌است. در اطراف رودخانه زرد و ایندوس شهرهای بسیاری ظهور گردید. شهرهایی مثل سومر، ارچ، لاگاش، کیش، و اور خیلی به هم شبیه بودند. اهالی آنها از گندم، جو،غلات، خیش، برنز، و ارابه استفاده می‌کردند و رهبری آنها بدست پادشاه و روحانیون و کاهنان بود.
حدود 2500 سال قبل از میلاد شهرهای موهنجو دارو – هاراپادا- در دره ایندوس( پاکستان فعلی) ظهور کردند و حدود هزارسال بعد اجتماعات شهری در اطراف رودخانه زرد چین پدید آمد.
تجارت و بازرگانی در شهرهای جلگه‌ای، موجب گسترش آنها گردید و شهرها، منابع مادی و انسانی را در نواحی مختلف توسعه دادند و شهرهای تازه‌ای پدیدار گشتند. امپراطوری‌ هان HAN در چین بوجود آمد. گسترش امپراطوری‌ها موجب توسعه شهرها شد و در طی پنج قرن عصر آهن. شهرها به اندازه 15 قرن عصر برنز گسترش یافتند. در قرن 5و 6 قبل از میلاد، جاده ابریشم از چین به ترکستان کشیده‌ شد و ظهور شهرها، جلالی دیگر یافت. از سوی دیگر در سرزمین اروس، فینیقی‌ها گسترش به سمت راست را آغاز کردند. و شهرهایی در طول ساحل افریقا و اسپانیا ایجاد کردند. امپراطوری روم، زندگی شهری را به نواحی غیرشهری غرب، فرانسه، انگلیس، آلمان و اروپای شرقی گسترش داد( استیفا ص61).
رابطه شدیدی بین ایجاد و زوال امپراطوری وآبادی و ویرانی شهرها وجود دارد. با آغاز قرن 11 بسیاری از شهرها به خود مختاری نسبی رسیدند و این خودمختاری در ممالک اروپایی بیشتر از جوامع آسیایی بوده‌است ، ولی در اواخر قرون وسطی خودمختاری شهرها از بین رفت. انقلاب صنعتی تغییرات عمیقی در زندگی شهری پدید آورد. شهر صنعتی با سیاست نظام طبقاتی، ترویج آموزش عمومی، ارتباطات جمعی و تغییر محل نخبگان در حومه شهر، مشخص می‌گردد. طلوع شهر صنعتی بین 1750 تا 1850 می‌باشد. انسان با بهره‌بری از علوم تجربی، بیشتر از دوران ماقبل صنعتی، قادر شد از طبیعت استفاده کند و آن را کنترل نماید. اولین شهرهای صنعتی در انگستان ظاهر شدند چرا که این کشورها از خشونت و قیدوبندها به دور بود.
فرآیند صنعتی‌شدن، نه تنها ادامه داشت بلکه با ظهور ماشین‌های خودکار، سریع‌تر گردید و یکی از جلوه‌های آن، شهرهای غول‌پیکری است که هم‌اکنون وجود دارد. خیابان‌ها، ساختمان‌ها و کارکردها، سه عاملی هستند که در توسعه و دگرگونی شهرها بسیار مؤثر بوده‌اند. یکی دیگر از عوامل شکل‌گیری شهرها، جنگ و عامل اقتصادی و عامل نظامی می‌باشد. حتی اوقات فراغت و موقعیت‌ شهرهای دانشگاهی نیز در تشکل شهرها مؤثرند( استیفا ص 83)

 

3-1 شهرهای غول‌آسا
رشد و توسعه شهرها و شهرنشینی ، همچنان ادامه داشت تا قرن بیستم که موجب پیدایش شهرهای غول‌آسا گردید. این شهرها شریان‌های حیاتی جامعه را در اختیار دارند. پیترهال عوامل رشددهندة شهرهای غول‌آسا را جمعیت و صنعتی شدن معرفی می کند .
لوئیس مامفورد بجای عبارت ما در شهر (Metropolis) که از دو واژه یونانی( مادر و شهر) ترکیب شده‌بود، عبارت(Conturbation ) را که توسط پاتریک مطرح شده‌بود، پذیرفت. از نظر مامفورد، مادر شهرهای جدید محصول کاپیتالیسم‌های مالی و بوروکراسی‌های توسعه‌طلبانه ناشی از جنگ است. اجزای اصلی ما در شهر عبارتست از:
1- مجتمع اقتصادی مرکزی
2- کارخانه‌ها و تأسیسات صنعتی
3- خانه‌ها با وسایل خدماتی
4- زمین و فضای باز
یکی از مزایای مادر شهر، این است که مردم بدون تغییر محل سکونت خود، می‌توانند کار خود را تغییر دهند. اداره آمار ایالات متحده امریکا، حوزه‌ مادرشهری را یک شهر هسته‌ای با حداقل 50000 نفر معرفی می‌کند. ولی گرهارد انزنبرگ آن را تمرکزی از پانصدهزار نفر می‌داند که در حوزه‌ای زندگی می‌کنند که فاصله آن از دور یا نزدیک به مرکز شهر، پیش از چهل‌دقیقه نباشد (استیفا ص 83). چندین طرح را برای آینده مادر شهرها در نظر گرفته‌اند.
1- طرح شهرک‌های ماهواره‌ای: شهرک‌ها طوری قرار می‌گیرند که ضمن شباهت کم‌وبیش، هر یک مستقل نیز می‌باشد.
2- طرح منظومه‌ای: مجموعه‌ای از واحدهای جدا و دور از هم که هر یک دارای کارکرد ویژه‌ای می‌باشند.
3- طرح خطی: مرکز واحدی نیست بلکه، مراکز متعدد و بهم‌پیوسته، تشکیل یک خط می‌دهند. اصطلاح کلان‌شهر که در مورد منطقه‌ای بکار می‌رود که شامل چند مادرشهر است. توسط ژان‌گوتمن جغرافیدان،معرفی شده‌است. یک مادرشهر، دارای شکل غالب یک هسته‌ای است اما کلان‌شهر وقتی ایجاد می‌شود که مرزهای مناطق در حال گسترش، با یکدیگر تداخل یابند.
در دهه 1960، تعداد 24 شهر غول‌آسای مرکزی با جمعیت سه‌میلیون و بیشتر و 13 مرکز با 5 میلیون نفر و 4 مرکز با جمعیتی بیش از 10 میلیون نفر در جهان وجود داشته‌است.( استیفا ص149)
برای مثال، امریکا سال 1920 حدود 2/51% شهرنشنی داشته‌است و این رقم در سال 1960 به 3/69% رسید. استرالیا، اسکاتلند حدود 80% داشته‌اند و فرانسه سال 1955 حدود 9/55% شهرنشینی داشته‌‌است، در دهه 1950 قاره اقیانوسیه بیشترین حوزه مادرشهری را به خود اختصاص داده‌بود. (استیفا ص 63)

 


فصل دوم : شهرنشینی در ایران
عنوان «هلال حاصلخیز» توسط پروفسور برسند، مطرح گردید که در برگیرنده قسمتی از فلات ایران است . تمدن‌های این هلال، جزء اولین تمدنهای کشف‌شده است. الگوی فضایی و پیکری شهرهای ایران توسط هینزگامه سال 1979 مورد مطالعه قرار گرفته‌است. همچنین دو محقق به نام‌های فریدن و مان در سال 1974 ، 1971 در مطالعه شهر کرمان به این نتیجه رسیده‌اند که توپوگرافی و تأمین آب و مبانی فرهنگی اولیه، سکونت‌گاه‌های ایران را تشکیل می‌داده‌است. دکتر منصور غلامکی در کتاب خود« سیر در تجارب مرمت شهری از ونیز تا شیراز» به مطالعه شهرهای سنتی و مذهبی ایران پرداخته‌است.( دیکنز ص 18).
مهندس محمد توسلی در کتابش به مطالعه شهرهای خشک ایران مثل یزد پرداخته‌است شهرهای ایران براساس دلایل مختلفی در دوره‌های متفاوتی بصورت کند یا تند رشد یافته‌است.

 

1-2 پیدایش شهر در ایران
عده‌ای تأسیس شهرها را به اشخاص و عده‌ای دیگر آن را به شاهان کیانی نسبت داده‌اند. طبق نظریه‌ بسیاری از زمین‌شناسان، سرزمین ایران بوسیله بالاآمدن و چین‌خوردن تحت تأثیر سه صفحه عظیم، عربستان، اوراسیا، و هندوستان که بر هم فشار می‌آوردند، شکل گرفته‌است.
بطورکلی علل پیدایش شهرها در ایران به دو نوع تقسیم‌بندی شده‌است:
1- عوامل درون‌زا: مناطق بخاطر توانائی‌های طبیعی و شرایط اقلیمی مناسب و نوع سازمان اجتماعی یا مسائل تاریخی توانسته‌اند به شهر تبدیل شوند.
2- عوامل برونزا: چنین عواملی بخاطر بسط روابط سرمایه‌داری ازخارج بر ایران تحمیل می‌شدند و موجب تبدیل منطقه‌ای به شهر می‌گردیدند.( دیکنز ص 6)
شهرهای ایران، در نواحی با منابع آب و پسکرانه‌های نسبتاً قابل کشت، ساخته شده‌اند. تقریباً تمامی شهرهای مهم ایران از دوران باستان در طول مسیرهای اصلی تجاری واقع شده‌بودند . جاده ابریشم برخی از شهرهای باستانی مثل نیشابور، ری، قزوین، تبریز، را بهم مرتبط می ساخت و جاده دیگر، جاده شاهنشاهی هخامنشی بوده‌است. یکی از شهرهای باستانی به نام سلطانیه، نزدیک زنجان در زمان« الجایتو» شاه مغول، بین سالهای 1304 و 1316 ساخته شد که بعد از فروپاشی مغول، آن نیز متروک شد. موقعیت‌های مکانی شهرهای ایران توسط عواملی مانند عناصر طبیعی، وجود جاده‌های تجاری، ملاحظات نظامی، و فرهنگی سیاسی، مذهبی تعیین شده‌اند.
شهرهای سنتی ایران دارای ساختمان‌هایی با ارتفاع یکسان، خیابان‌های باریک و گاهی پیچ‌درپیچ می‌باشد که جهت‌‌گیری سوی خورشید، باد و منابع آبی از خصوصیات آن است ، همچنین فاقد فضاهای بزرگ باز بودند. این شهرها برخلاف شهرهای کهن اروپا ، فاقد شهردار بودند.
با تخصص نواحی باستانی خاورمیانه، به تولید کالاها و فعالیت‌های تجاری، شهرها، شروع به رشد کردند. شهرهای مثل اصفهان و شیراز به دلایل حکومتی و سیاسی رشد یافتند. اصفهان در زمان شاه‌عباس اول و شیراز در زمان کریم‌خان زند . بازار قلب شهرنشینی بوده‌است ، مثل بازار اصفهان و کرمان.
مدهب نیز در شکل‌گیری شهرها تأثیر بسزایی داشته‌است. در زمان زرتشتیان، آتشکده‌ها مراکز مهم را تشکیل می‌دادند و در قرن هفتم با حمله اعراب و ظهور اسلام، آتشکده‌ها جای خود را به مساجد دادند. در چند قرن اول بعد از اسلام ، مکان بدون مسجد، شهر محسوب نمی‌شد. نقش مسجد در شهرهای سنتی ایران با نقش کلیسا در شهرهای قرون وسطی اروپا ، مقایسه شده‌است.

 

2-2- تاریخچه پیدایش شهر در ایران
تغییر و تحولات منطقه‌ای و سکونتی ایران را از دوران کهن تا به امروز می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: تکامل شهرهای آسیایی به ظهور امپراطوری‌های بزرگ ، بستگی داشته ، که عقایدشان مبتنی بر کشاورزی بوده‌است «افزایش جمعیت شهرهای بزرگ اروپا طی بیست‌سال حدود 20% بوده‌است و سالانه حدود 5/1%. در حالیکه ایران، تهران این رقم در حدود 200% و سالانه 5/6% بوده‌است (سلطان‌زاده ص51) .
می‌توانیم رشد شهرنشین را در ایران به دو دوره تقسیم کنیم:
دوران باستان و دوران بعد از ظهور اسلام که دوره دوم ، خود به چند مرحله تقسیم می‌شود:
در ادامه ، هر دوره بطور مجزا مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته‌است.
1-2-2 دوران باستان
در پایان هزاره دوم قبل از میلاد، مادها و پارسها به فلات ایران آمدند و«دیااکو» دولت مادها را بنیان نهاد. تأسیس شهر شوش به اواخر هزاره پنجم قبل از میلاد می‌رسد. در زبان اوستا واژه «خشتر» به معنی شهر بود. طراحی شهرهای اولیه به سه شکل بوده‌است:
1- شطرنجی : این طرح مرتبط با صلیب و نمودی از مسیحیت بوده‌است.
2- دایره‌ای: در چنین طرحی ، شهر دارای موقعیت نظامی بود.
3- ارگانیک: شکل‌گیری چنین شهرهایی متأثر از شرایط طبیعی و زیستی بود. سلوکیان شهرهای مستقلی را بنا نهادند و پارت‌ها به پیروی از آنان شهرهای دایره‌ای شکل ایجاد کردند.
شاهان هخامنشی در توسعه شهرها کوشش بسیار کردند که ارگ سلطنتی از ویژگی آن دوران می‌باشد. احداث جاده‌ها در آن زمان صورت گرفته‌است. امپراطوری اشکانیان،اوایل قرن 6 قبل از میلاد تأسیس شد. در این دوران شهرها بیشتر بصورت شطرنجی بودند. فعالیت شهرسازی در زمان مهرداد اول و دوم به حد اعلی رسید و ساسانیان نیز راه آنها را ادامه دادند.
در ایران شهرهایی مثل پاسارگاد، تخت جمشید، اکباتان(دارای اهمیت سیاسی) و شهرهایی مثل سلک، تپه یحیی، تپه سوخته( دارای اهمیت اقتصادی) از قدیمی‌ترین شهرها هستند( استیفا ص‌92)
شهر «اردشیر حوزه» نمونه‌ای از محاسبه دقیق ریاضی ساختمانسازی آن دوران می‌باشد. شهرها یا بصورت دایره‌ای شکل بودند، مثل شهر گور و یا بصورت شطرنجی.
در شهرها، جایگاه ویژه‌ای برای آتشکده‌ها در مراکز شهر قرار می‌دادند و همین امر سلطنت مذهبی را پدید آورد. شهرها دارای دروازه‌هایی به سمت چهار جهت اصلی بودند.در اطراف شهرها خندق کنده‌می‌شد. بسیاری از شهرهای ایران در این دوره تأسیس شدند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  46  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله شهر نشینی

دانلودمقاله ارگونومی

اختصاصی از اس فایل دانلودمقاله ارگونومی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

ارگونومی یا همان مهندسی فاکتورهای انسانی دانشی است کاربردی، مرکب از علوم پایه مختلف که سعی دارد با طراحی کردن ابزارها، دستگاه‌ها، ماشین‌آلات و محیط کار تناسب مناسبی بین انسان از نظر شرایط (فیزیکی ـ روحی) و حتی توانایی‌های او و فضای محیط کار و ماشین آلات و ... ایجاد کند .‏
در اصل این علم در نظر دارد به جای هماهنگ سازی انسان با محیط، محیط را با انسان هماهنگ سازد. علم ارگونومی با هدف حداکثر کردن بهره‌وری با توجه به سلامتی، ایمنی و رفاه انسان در محیط شکل گرفته است . ارگونومی با مطالعه قابلیت‌ها و شرایط انسان، استرس‌های محیط کار، آشنایی کامل به نیروهای استاتیک و دینامیک بدن انسان، احتیاط، خستگی، آموزش و طراحی ابزارها به حمایت انسان در حین کار آمده است. با رعایت اصول ارگونومی فشار کار و خستگی‌های بی مورد کاهش می‌یابد، در نتیجه کارایی نیز افزایش پیدا می‌کند و در نهایت می‌توان گفت با اجرای این اصول، هم منافع کارگران و هم منافع کارفرمایان تأمین می‌شود.
علم ارگونومی یا همان مهندسی فاکتورهای انسانی به زوایای مختلف سلامت و بهداشت انسان می‌پردازد و کارایی انسان را مورد بررسی قرار می‌دهد .

 

جویس مریلین، رئیس مؤسسه جویس در سیاتل آمریکا بر این عقیده است که اکنون دیگر این باور عمومیت یافته است که شرکت‌هایی که بهره وری و کنترل کیفیت را مد نظر دارند، دخالت دادن ارگونومی را در برنامه‌هایشان به عنوان یک شم تجاری به‌کار می‌گیرند؛ شرکت‌های موفق برنامه ارگونومی را با ایمنی، کنترل کیفیت و برنامه‌های تولیدی جهت دستیابی به حداکثر سود تلفیق کرده‌اند.‏
امروزه کمتر فعالیتی یافت می‌شود که عاری از هر گونه عامل تهدید کننده سلامتی باشد و بخش عمده‌ای از این صدمات ناشی از کار مربوط به نادیده گرفتن اصول ارگونومی است. یکی از شایع‌ترین این صدمات، صدمات استخوانی- عضلانی در محیط کار هستند که سبب ناتوان کردن فرد در انجام کارهای روزمره می‌شود و باعث افت کارایی، تقلیل کیفیت محصول و افزایش غیبت‌های ناشی از این صدمات جسمی می‌شود و در بعضی مواقع سبب از کارافتادگی فرد و غرامت‌های دستمزد می‌شود که این خود ضربه ای بر اقتصاد کشور وارد می‌کند.‏
قبول واژه ارگونومی در تاریخ 16 فوریه 1950 مورد تأیید قرار گرفت. حرفه عوامل انسانی(ارگونومی) در دوران پس از جنگ زاده شد. انقلاب کامپیوتر سبب‎ ‎شد که عوامل انسانی مورد توجه عامه قرار گیرد. به نظر می‌رسد که بحث درباره تجهیزات‎ ‎کامپیوتری طراحی شده بر اساس اصول ارگونومی، نرم افزار‌های کاربر پسند و نقش عوامل‎ ‎انسانی در دفاتر عملاً بخشی از مقاله‌های در کامپیوتر و انسان در هر روزنامه و‎ ‎مجله ای را تشکیل می‌دهد. وسایل جدید کنترل، ارائه اطلاعات از طریق نمایشگر‎ ‎کامپیوتر و تأثیر فن آوری نوین بر انسان، عرصه‌هایی هستند که حرفه عوامل انسانی‎ ‎در آن‌ها نقش دارد.‏
تعاریف ارگونومی ‏
واژه ارگونومی از دو کلمه یونانی "ارگون" به معنی کار و " نوموس" به معنی قوانین و اصول تشکیل شده است و در لغت به معنای مطالعه قانون کار یا ارتباط بین کارگر و محیط کار تعریف شده است. علم ارگونومی یا همان مهندسی فاکتورهای انسانی مجموعه ای از علوم پایه مختلف از جمله فیزیولوژی روانشناسی، فیزیک و مکانیک، طراحی، جامعه شناختی و بسیاری موارد دیگر است. این علوم پایه در کنار یکدیگر به طراحی بهتر سازمان در جهت بهره وری بیشتر کمک می‌کنند. برخی از تعاریفی که متخصصان و کارشناسان این علم از ارگونومی کرده‌اند در ادامه ارائه شده‌اند.‏
ارگونومی علم مطالعه انسان‌ها در حین انجام کار برای درک ارتباط پیچیده میان افراد و جنبه‌های فیزیکی و روانشناختی محیط کار، نیازهای شغلی و روش‌های کار است.‏
انجمن بین‌المللی ارگونومی، ارگونومی را چنین تعریف می‌کند:‏
ارگونومی علمی است که دانش حاصل از علوم انسانی را با مشاغل، سیستم‌ها، محصولات و محیط زیست با توجه به توانایی‌های جسمانی و روانی و محدودیتهای انسانی مرتبط می‌سازد.‏
ارگونومی علمی برای هماهنگ سازی کار و ابزارآلات با انسان برای بهره‌وری بیشتر سازمان و آسان شدن کار برای خود انسان و حمایت از وی در برابر خطرات و آسیب‌های احتمالی در محیط کار و در نهایت جلوگیری از به وجود آمدن هزینه‌های اضافی و در کمک به اقتصاد کشور شکل گرفته است (مؤلف).‏
با این تعاریف می‌توان این گونه نتیجه گرفت که وجود یک محیط کار که از اصول ارگونومی حداکثر استفاده را می‌کند برای فرد ایجاد آرامش می‌کند.‏

 


زمینه‌های علم ارگونومی ‏
فیزیولوژی محیطی
در فیزیولوژی محیطی اثرات شرایط و عوامل محیطی از قبیل صدا، گرما، سرما، رطوبت، نور و ... از ابعاد مختلف فردی - اجتماعی و جسمانی - روانی بر فیزیولوژی بدن انسان و عملکرد وی را در این شرایط مورد مطالعه قرار می‌دهد. هرگاه هر یک از این عوامل ذکر شده از حد تحمل فیزیولوژیک انسان فراتر رود به عنوان عامل محیطی زیان بار که تنش‌زا است مطرح می‌شود که باعث بروز آسیب‌ها و اختلالاتی در افراد می‌شود. وجود شرایط نامطلوب وضعیت، بر روی فرد آثار گفته شده زیر را به همراه خواهد شد:‏
حرارت و رطوبت بیش از حد می‌تواند منجر به کاهش توان کاری فرد شود.‏
سروصدای بیش از حد می‌تواند باعث کاهش قابلیت شناسائی عیوب و انجام نامطلوب وظایف شود و در بعضی موارد منجر به از بین رفتن تمرکز حواس افراد و در نتیجه بی دقتی فرد در انجام کار می‌شود، علاوه بر این‌ از نظر پزشکی نیزمی‌تواند باعث افت شنوایی می‌شود.‏
محدوده تشدید برای بدن انسان در مواجهه با ارتعاش، فرکانس 4 تا 8 هرتز است. مواجهه بلند مدت ارتعاش در چنین فرکانس‌هایی می‌تواند باعث به‌ وجود آمدن اثرات منفی مختلفی بر روی سلامتی انسان شود .‏
‏فیزیولوژی کار ‏
فیزیولوژی کار شاخه‌ای از فیزیولوژی انسان است و اعمال عملکرد بافت‌ها و اندام‌ها را در هنگام کار مورد بررسی قرار می‌دهد.‏
وظیفه فیزیولوژی کار در اینجا این است که میزان سختی کار را اندازه گیرد و آن را با توانایی‌ها و قدرت فرد متناسب سازد. این مسأله خود باعث می‌شود که استرس‌ها و تنش‌های مختلف که فرد را تهدید می‌کند کاهش یابند. در این محیط ( فیزیولوژی کار ) توان هوازی مورد نیاز مشاغل مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد مثلاً دریافته اند که انجام فعالیت‌های خیلی سنگین به بیشتر از 5/2 لیتر اکسیژن در هر دقیقه نیاز خواهد داشت، در این مرحله از مطالعات ضربان قلب، فشار خون و اسیدلاکتیک نیز مورد بررسی و اندازه گیری قرار می‌گیرد.‏
آنتروپومتری یا تن سنجی
آنتروپومتری از دو کلمه یونانی "آنتروپوس" به معنی انسان و "مترین" به معنای اندازه‌گیری و سنجش گرفته شده است.‏
آنتروپومتری علم سنجش ابعاد بدن انسان است .این علم در طراحی ایستگاه‌های کار و فراهم آوردن اطلاعات اولیه کمک می‌کند . آنتروپومتری به دو صورت استاتیک یا ساختاری و دینامیک یا کاربردی مورد بررسی قرار می‌گیرد. ‏
در آنتروپومتری استاتیک، اندازه اندام‌های مختلف بدن در شرایط ثابت و بدون حرکت مورد بررسی قرار می‌گیرد و در آنتروپومتری دینامیک، دامنه حرکت اندام‌ها و چگونگی حرکات نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.‏

 


بیومکانیک
بیومکانیک علمی است که ویژگی‌های مکانیکی اندام‌های بدن انسان را مورد بررسی قرار می‌دهد و در هنگام انجام حرکات گوناگون ساختمان‌ها و سیستم آناتومیک بدن انسان را تجزیه و تحلیل می‌کند . بدن انسان به عنوان یک سیستم اهرمی به دسته‌های زیر تقسیم می‌شود:‏
اهرم‌های کلاس یک ‏
اهرم هایی که تکیه گاه ( مفاصل ) بین بار ( نیروی خارجی ) و نیرو ( نیروی تولیدی توسط ماهیچه‌ها ) قرار دارد، مانند سیستم اهرمی مهره اطلسی گردن
اهرم کلاس دو ‏
اهرم هایی که تکیه گاه در یک انتها و نیرو در انتهای دیگر قرار دارد، مانند سیستم اهرمی مفصل انگشت شست پا در هنگام بلند کردن بدن به کمک ماهیچه دوقلو ( حرکت اسکات ). ‏

 

اهرم‌ها کلاس سه ‏
اهرم‌هایی که در یک انتها و بار در انتهای دیگر قرار دارد و نیروی که ممکن است در هر نقطه‌ایی بین تکیه گاه و بار اعمال شود، مانند سیستم اهرمی مفصل آرنج هنگام نگه داشتن یک وزنه.‏

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 23   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ارگونومی

دانلود مقاله کلام خدا وکتاب خدا

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله کلام خدا وکتاب خدا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 کلام خدا یکى از مسائل اساسى علم کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر و علوم‏قرآن است. متکلمین از نظر حدوث و قدم و کلام لفظى و نفسى به آن‏مى‏نگرند، اما عرفا آن را بیان آنچه در دل است، خوانده‏اند; به همین جهت‏کلام را با لفظ برابر ندانسته و فعل خداى تعالى را نیز کلام و قول اومى‏شمارند. مقاله حاضر کلام خدا را از این دیدگاه بررسى کرده و به‏تفاوتهاى اساسى بین کلام و کتاب خدا پرداخته و کلام خدا را صرف‏نظر ازاختلاف حیثیات همان کتاب خدا دانسته است; سپس به بیان مراتب کلام وکتاب پرداخته و پس از بیان درجات تشکیکى آنها مخاطب کلام خدا را درهر کدام از این مراتب بیان کرده است.
کلید واژه‏ها: کلام، کتاب تدوینى، کتاب انفسى، کتاب تکوینى، خلق،امر، احدیت، واحدیت.
1) مقدمه
کلام خداى تعالى از موضوعات مشترک چند علم عقلى و نقلى است. هر کدام ازصاحبان علوم کلام، فلسفه، عرفان، علوم قرآن و تفسیر توجهى جدى به آن داشته و هریک از زاویه دیدخود به آن نگریسته‏اند. بیشترین دل مشغولى متکلمان پاسخ به این دوسؤال بود که آیا کلام خدا حادث است‏یا قدیم؟ و آیا کلام منحصر به لفظى است‏یا آنکه‏شامل نفسى نیز مى‏گردد؟ فرهیختگان علوم قرآنى نیز نظر و جهت‏بحث‏خود را برمحکم و متشابه و راه شناخت و تفسیر هر کدام معطوف داشتند. مقاله‏اى که اینک پیش‏روى دارید، کلام خداى را با دیدگاه عرفانى مورد مطالعه قرار مى‏دهد.
2) معناى کلام
در مشرب عرفانى هر فردى از افراد وجود کلمه‏اى از کلمات خداى تعالى است که‏داراى ظهر و بطن و حد و مطلع و مراتب هفت گانه و بلکه هفتادگانه است. بر همین‏اساس کتاب تدوینى الهى داراى هفت‏باطن است. آن از مرتبه احدیت‏به عالم الفاظ واصوات تنزل یافته تا براى تمام اقشار مردم هدایت‏باشد و هر آیه‏اى نسبت‏به هر گروهى‏باطنى دارد.
صدرالدین قونوى گوید: «کلام به معناى تاثیر متکلم در مخاطب است، به قوه‏اى که‏تابع اراده او باشد و به آن وسیله آنچه در نفس اوست‏به مخاطب ابراز شده و به اورسانده شود، و ایجاد حق‏تعالى اعیان ممکنات را نیز چنین است; زیرا آنها کلمات وحروف خداى تعالى هستند که آنها را به وسیله حرکت‏حبى غیبى از نفس خود اظهارنموده تا به وسیله این کلمات خداوند و اسماء و صفات او شناخته شوند»[1].
قونوى در اینجا کلام را به معناى تاثیر گذاردن در مخاطب دانسته و آنرا طورى تفسیرمى‏کند که با ظاهر آیات شریفه قرآن و کلمه بودن عیسى موافق درآید، و از این رو اعیان‏موجودات را کلمات و حروف الهى معرفى کرده است.
اگر ما به نحوه شکل‏گیرى کلام و هدف از پیدایش آن توجه کنیم، مقصود از کلام رابهتر متوجه مى‏شویم. آیا باید کلام را تنها در محدوده واژه‏ها و الفاظ جستجو کنیم یاآنکه اعیان موجودات خارجى کلمات واقعى بوده و در اصل کلام همانهاست و اگر الفاظرا کلام مى‏نامیم، از نوعى اعتبار بهره جسته‏ایم.
علامه طباطبائى فرموده است: «کلامى که از امور ا عتبارى است، احتیاج و ضرورت‏اجتماعى سبب پیدایش آن شده است; چون در یک جامعه مردم مجبورند که آنچه را دردل دارند، به یکدیگر اظهار کرده و بفهمانند و اگر انسان مى‏توانست‏به تنهایى زندگى‏کند، نیازى به تکلم نیز پیدا نمى‏کرد. پیدایش کلام نیز با مطالعه احوال موجودات روشن‏مى‏شود; مثلا مرغ در ابتدا وقتى مى‏خواهد وجود دانه و خوردن آن را به جوجه خودبفهماند، در برابر جوجه خود یک دانه‏اى را با منقار خود برداشته و به این وسیله دانه‏برداشتن را به او یاد مى‏دهد، و سپس دانه‏اى دیگر را برداشته و نوعى صدا از خود برمى‏آورد، و پس از مدتى تنها همان صدا را ایجاد مى‏کند و نیازى به برداشتن دانه و نشان‏دادن آن احساس نمى‏کند و جوجه نیز مقصود او را مى‏فهمد. انسان نیز اینگونه است;بنابراین مى‏توان گفت: «لفظ‏» یا «کلام‏» وجودى اعتبارى براى معناى خود است، و تکلم‏راهى است‏براى رسیدن به آنچه در دل متکلم است، و چون هدف از کلام بیان چیزى‏است که در دل است و هر فعلى نیز چنین دلالتى دارد، مى‏توان گفت که هر فعلى خودنوعى از کلام است; با این تفاوت که دلالت لفظ اعتبارى است و دلالت فعل حقیقى‏است. پس هر موجودى کلام خداوند است‏»[2].
علامه طباطبائى در این سخن خود چون به هدف کلام توجه کرده است، هرموجودى را کلام تکوینى خداوند دانسته است. اما صدر الدین قونوى باتوجه به معناى‏کلام که همان جرح و اثر گذاردن است، هر موجودى را فعل خدا دانسته است. درمهمترین خطبه توحیدى نهج‏البلاغه نیز فعل خدا کلام خدا خوانده شده است: «و انماکلامه سبحانه فعل منه‏»[3]; (کلام خداوند همان فعل اوست).
با توجه به آنچه گذشت، معلوم شد که اولا، لازم نیست که همیشه کلام «لفظ‏» باشد;بلکه کلام اعم از لفظ و فعل است و هر کدام از این دو مى‏توانند کلام باشند و ثانیا، لازم‏نیست که همیشه کلام بیان کننده آنچه در دل انسان است‏باشد; بلکه هر چه علامت چیزدیگر باشد، چه آن چیز در دل باشد یا غیر دل، کلام خواهد بود. پس هر چه بیان کننده‏جهان هستى باشد، کلام است; چه لفظ باشد یا غیر لفظ، و بیان مقصود فرقى نمى‏کند که‏بواسطه وضع یا بالذات باشد، و مهم در کلام بودن همان علامت چیز دیگر بودن است،و لذا گاهى مى‏گویند: با زبان بى‏زبانى گفتم.
ضمنا اگر آیه شریفه «لا یمسه الا المطهرون‏» (1) [واقعه 79] نفى باشد - نه نهى - چون‏کلام مقدس الهى از ساحت و مطلب خلاف مبرى و دور است و این آیه شریفه دلالت‏دارد که جز انسانهاى پاک هرگز کسى به این کتاب الهى نمى‏رسد و از طرف دیگرمى‏دانیم که انسانهاى ناپاک مى‏توانند قرآن کریم را مس کنند، معلوم مى‏شود که مراد ازاین آیه آن کتابى است که کلمات آن غیر از این الفاظ و کلمات است; یعنى: همان‏موجودات تکوینى است که کلمات خدا بوده و هر کدام دلالتى بر مراد الهى دارند.
3) معناى کتاب
معمولا مردم کاغذى را که بوسیله قلم رنگى چیزى بر آن نوشته شده باشد، «کتاب‏»مى‏نامند; ولى با اندکى دقت روشن مى‏شود که هرگز نوع کاغذ مقوم کتاب بودن نیست وبراى تحقق کتاب هرگز نوع کاغذ مدخلیتى ندارد; همچنانکه با دقت‏بیشتر معلوم‏مى‏شود که در تحقق کتاب، اصل وجود کاغذ نیز لازم نیست و بلکه نوع قلم یا اصل‏وجود قلم و حتى وجود نوشته نیز ضرورتى ندارد. تنها چیزى که قوام کتاب به آن بستگى‏دارد، این است که باید چیزى باشد که نویسنده، مقصود خود را در آن اظهار کرده باشد.چنین چیزى کتاب است. پس هر چه که بتواند نشانه مراد و مقصود شخص باشد، کتاب‏او خواهد بود، و به این جهت مى‏توان گفت که همه عالم کتاب خداست. چنین کتابى را«کتاب تکوینى‏» گویند.
بنابراین کتاب به «کتاب تدوینى‏» که قرآن مجید است و «کتاب تکوینى‏» که جهان‏است تقسیم مى‏شود، و این کتاب تکوینى نیز به «کتاب انفسى‏» که جان انسانى است (2) و«کتاب آفاقى‏» که جهان غیرانسانى است تقسیم مى‏پذیرد.
جهان کتاب تکوینى خداوند است; زیرا نشان دهنده خداى تعالى و حکمت او وهدف از خلقت است; پس صحیفه وجود عالم خلق، کتاب خدا است و اعیان موجودات‏آیات اوست: «ان فى اختلاف اللیل و النهار و ما خلق الله فى السموات و الارض لآیات لقوم‏یتقون‏» (3) [جاثیه 5] و به جهت آنکه کتاب داراى آیات است و آیات گاهى در کتاب تدوینى‏و گاهى در کتاب تکوینى انفسى و گاهى در کتاب تکوینى آفاقى ثبت‏شده‏اند، خداى‏تعالى فرموده است: «سنریهم آیاتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى یتبین لهم انه‏الحق‏» (4) [فصلت 53].
در ادبیات عرفانى نیز معمولا آدم و عالم را به عنوان کتاب معرفى مى‏کنند. مثلا درشعرى منسوب به على‏علیه السلام آمده است:
انت الکتاب المبین الذى باحرفه یظهر المظهر (5)
و شبسترى گوید:
بنزد آنکه جانش در تجلى است همه عالم کتاب حق‏تعالى است عرض اعراب و جوهر چون حروف است مراتب جمله آیات و وقوف است
و سعدى گوید:
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
عارف بزرگ میرزا مهدى آشتیانى فرموده است: «هر چه که چیزى در آن نقش ببنددکتاب است; چه آنکه کاغذ یا لوح ظاهرى یا لوح و صحیفه باطنى و معنوى باشد و یاآنکه صحیفه ذهن عالى یا سافل یا از موجودات خارجى باشد. به هرحال تفاوتى ندارد،و اگر آن صحیفه از موجودات خارجى بود، تفاوتى نمى‏کند که از موجودات امرى باشدیا خلقى، و نیز تفاوتى نمى‏کند که حروف آن الفاظ و حروف و کلمات ظاهرى یا وجودى‏یا معنوى الهى باشد یا از کلمات تام جبروتى ابداعى یا از آیات محکمات ملکوتى‏انشائى یا از متشابهات ناسوتى عالم ماده باشد. تمام اینها کتاب مى‏باشند»[5].
دى عشق نشان بى‏نشانى مى‏گفت اسرار کمال جاودانى مى‏گفت اوصاف جمال خویشتن بى من و تو با خود به زبان بى‏زبانى مى‏گفت آندم که ز هر دو کون آثار نبود بر لوح وجود نقش اغیار نبود معشوقه و عشق و ما بهم مى‏بودیم در گوشه خلوتى که اغیار نبود[6]
عرفاى بزرگ موجودات خارجى را «کلمات وجودى‏» و مجردات و مفارقات را«کلمات تام‏» و ماهیات و حقیقت موجودات را «کلمات معنوى و غیبى‏» مى‏خوانند[7].
4) معناى کلمه خدا
سید حیدر آملى که از مفسران و عارفان بزرگ شیعه است، گوید: «در آیه شریفه «ن‏والقلم و ما یسطرون‏» (6) [قلم 1] نون همان اجمال علوم و حقایق است که به منزله دوات یاعقل اول است، و قلم عبارت از تفصیل علوم و حقایق یا نفس کلى است و این قلم ودوات همه موجودات و حقایق را نوشته‏اند که همان وجود مطلق است که این وجودمطلق کلمه خداست و ازلا و ابدا پایان ندارد. پس کلمه خداوند; یعنى: تک تک هر کدام‏از ماهیات و اعیان و حقایق موجودات خارجى. به هرحال هر موجودى را که داراى‏نوعى تعین باشد، کلمه مى‏نامند»[8]. وى در جاى دیگر گوید: «به اتفاق همه علمامقصود از کلمات خداوند اعیان موجودات است‏»[9]. همچنانکه روشن است، مقصود ازکلمات در آیه شریفه «لو کان البحر مدادا لکلمات ربى ...» نیز معنا و حقیقت کلمات‏است، نه الفاظ آنها.
5) تفاوت کلام و کتاب
اینک این سؤال در خور طرح است که آیا کتاب خداوند و کلام خداوند دو چیز است‏یا با همدیگر اتحاد دارند.
پاسخ این سؤال آن است که کلام وقتى ثبت و ضبط شود کتاب مى‏گردد و به دیگرسخن: هر گاه کلام متشخص گردد کتاب مى‏شود; به همین جهت وقتى انسانى چیزى رابنویسد، نوشته او را کلام او نیز مى‏توان نامید. چنانکه فراوان مى‏گوییم: «فلان نویسنده‏در کتاب خود گوید ...». از طرف دیگر قبلا گفتیم که وجود هر انسانى یک کتاب انفسى‏است و آنچه را که انسان مى‏گوید، در واقع تدوین کتاب انفسى اوست.
بنابراین حقیقتا هر کلامى کتاب است و هر کتابى کلام، و اگر تفاوتى بین کلام و کتاب‏است، اعتبارى و نسبى است. مقصودى که بیان شده است، اگر با فاعل آن مقایسه شودکلام است و اگر با قابل آن سنجیده شود، کتاب است. پس مى‏توان کتاب خدا را کلام خداو کلام او را کتاب او نامید.
البته اگر به نسبت‏هاى میان کلام و کتاب نگریسته شود، تفاوتهاى بسیارى میان آن دوبه نظر مى‏رسد که به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:
ا) کتاب خلقى است و کلام امرى است.
ب) کتاب داراى کثرت است و کلام وحدت دارد.
ج) کتاب مادى است و کلام مجرد است.
د) کتاب تفصیل و تفریق است و کلام اجمال و جمع است.
ه) کتاب مرکب است و کلام بسیط است.
و) کتاب تدریجى است و کلام دفعى است.
ز) کتاب داراى تضاد ترتبى است و رطب و یابس در آن است و کلام منزه از کثرت وتضاد است.
ح) کتاب دنیائى است و کلام آخرتى است.
ط) کتاب شهادت است و کلام غیب است.
ى) کتاب آفاقى است و کلام انفسى است.
ک) کتاب محسوس است و کلام معقول است.
به هرحال هر کدام از کتاب خدا و کلام خدا داراى آیاتى بوده و به وجهى هر کدام‏عین یکدیگر بوده و تفاوت به اجمال و تفصیل است.
انسان باید با مطالعه کتاب خداوند - چه کتاب تدوینى و چه کتاب تکوینى - از عالم‏محسوس به جهان معقول پى برده و با مطالعه کلام خداوند از غیب جهان و عالم آخرت‏باخبر شود[10].
اینک مناسب به نظر مى‏رسد، ارتباط عالم عقول با عالم ماده یا ملک با ملکوت‏روشن گردد. این ارتباط در بیت ذیل چنین بیان شده است:
چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستى صورتى در زیر دارد آنچه در بالاستى
این معنا را امام صادق‏علیه السلام چنین بیان فرمود: «کتاب خداى تعالى داراى چهار بخش‏است : عبارت، اشاره، لطایف، حقایق. عبارت براى عوام، اشاره براى خواص، لطایف‏براى اولیاء و حقایق براى انبیاءعلیهم السلام است‏»[11].
نکته دیگر آن که هرگز کتاب خدا با کتاب انسانها قابل مقایسه نیست; زیرا کتاب خدااز باطن به ظاهر و از غیب به شهادت و از وحدت به کثرت و از تجرد به ماده آمده است;اما کتابهاى انسانها در صورتى که ارزش و بار معنوى داشته باشند، از ظاهر به باطن و ازمحسوس به غیب و از ماده به تجرد حرکت مى‏کنند، و لذا کتاب خدا قرآن نازل و دعاقرآن صاعد است.
6) اقسام کلام
گاهى کلام را به نفسى و لفظى تقسیم مى‏کنند و گاهى به اعلى و اوسط و ادنى.
کلام لفظى همان الفاظ و حروفى است که تدریجا از متکلم صادر مى‏شوند و کلام‏نفسى آن است که در دل متکلم است و به فرموده امام خمینى: «کلام نفسى یعنى اظهارخداى تعالى آنچه در غیب احدیت اوست‏به وسیله تجلى ذاتى بر حضرت‏واحدیت‏»[12].
صدر المتالهین در تفسیر کلام اعلى و اوسط و ادنى فرموده است: «کلام ا على یابالاترین کلام آن است که عین و خود کلام مقصود اولى و بالذات متکلم باشد و هیچ‏مقصودى و غرضى پس از آن و اشرف و اهم از آن نباشد; براى مثال خداى تعالى‏مجردات را با کلمه «کن‏» ایجاد کرده است و هیچ غایتى دیگر وراى امر الهى وجودندارد; اما کلام اوسط کلامى است که خودش به تنهایى مقصود نیست; بلکه چیز دیگرى‏نیز مقصود است; ولى لزوما بر یکدیگر مترتب شده، قابل انفکاک و تخلف از یکدیگرنیستند; مثل امر خداوند به فرشتگان که قابل تخلف نیست: «لایعصون الله ماامرهم‏» (7) [تحریم‏6] و اما کلام ادنى یا پایین‏ترین قسم کلام آن است که آن کلام داراى‏مقصودى قابل تخلف باشد; مثل کلام خداوند خطاب به جن و انس‏»[13].
7) مخاطب کلام الهى

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   13 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کلام خدا وکتاب خدا