اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله معماری کشور مصر

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله معماری کشور مصر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 


مقدمه:
طی سالیان درازی که از ساختمان هرم بزرگ گیزا می گذرد، این بنای باشکوه بارها و بارها مورد بازدید بزرگان، زورمندان تاریخ، اعم از خلفا، پادشاهان، فرمانروایان و سرداران قرار گرفته است. در این راستا برخی با صدور فرمان تخریب و نابودی هرم و پاره ای نیز همراه با احساس شگفتی و ستایش بوده است.
یادآوری می شود که علی رغم کوششهای فراوانی که تاریخ نویسان، پژوهشگران و مصرشناسان بعمل اورده اند، پیشینة تمدن و فرهنگ مصر باستان نیز تاکنون روشن نشده است.
تاریخ نویسان متعصب و تندروی مصری بر پایة گفته های کاهنین مبدأ تاریخ این کشور باستانی را همزمان با آغاز فرمانروائی سلسله خدایان به سال
554/30 ق.م دانسته اند. این در حالی است که تاریخ نویسان بی طرف شروع تمدن و فرهنگ این کشور را سال 5619 ق.م با آغاز فرمانروایی منس و تشکیل نخستین سلسله از فراعنه می دانند. از این رو نگارنده نیز در این نوشتار میانگین تاریخهای یاد شده را که از سوی اکثر تاریخ نویسان و مصرشناسان پرآوازه پذیرفته شده است، برگزیده و سال 4800 ق.م را تاریخ آغاز عملیات ساختمانی هرم گیزا قرار داده است.
کشور باستانی مصر یا به گفته ای گهواره تمدن جهان میان 23 تا 32 درجه عرض جغرافیایی شمالی و 25 تا 35 درجه طول جغرافیای شرقی قرار دارد (شکل 1).
این کشور به طول تقریبی 1500 کیلومتر از شمال به دریای مدیترانه، از جنوب به کشور سودان، از باختر به کشور لیبی و از خاور به دریای سرخ راه دارد. از گستره 990 هزار کیلومتر مربعی که در بر دارد، تنها 250/31 کیلومتر مربع یا نزدیک به 3 درصد آن قابل کشاورزی و 500/32 کیلومتر آن قابل سکونت است.
از آنجا که بیشترین بخش از خاک کشور مصر را بیابانهای سوزان و بی آب و علف تشکیل داده، تنها کرانه های رود نیل و بویژه دلتای آن بهترین وموقعیت برای کشاورزی و سکونت در مصر و بخضی از قاره آفریقا را دارا می باشد (شکل 2).
با درنظر گرفتن این موقعیت جغرافیایی استثنایی، مصر مناسبترین منطقه برای مهاجرت اقوام گوناگون از کشورهای همسایه بوده است.
جمعیت این کشئر هم اکنون نزدیک به 60 میلیون نفر می رسد و پایتخت آن شهر قاهره است. این شهر در مصر باستان به نام هایاپولیس نامیده یم شده است و ویرانه های آن نیز در نزدیکی شهر قاهره مشاهده یم شود.
یادآوری می شود که فرمانروایان سلسله نوزدهم فراعنه پایتخت خود را به شهر تانیس در شمال شرقی دلتای نیل جابجا نمودند، ولی پس از تسلط اعراب به مصر و به دستور عمر خلیفه مسلمانان، پایتخت مصر بار دیگر به شهر قاهره که از مرکزیت بیشتری برخوردار بود انتقال یافت.
رود نیل با ویژگیهای استثنائی خود پس از سرچشمه گرفتن از مناطق استوائی و گذشتن از کشورهای مجاور به طول تقریبی 1000 کیلومتر در خاک مصر جریان دارد (شکل 3).
سطح آب نیل که یکی از طولانی ترین رودهای جهان بشمار می رود، با طغیان سالیانه خود که از اواسط خردادماه آغازب و تا پایان آذر ادامه دارد، نزدیک به 9 متر بالا آمده و مواد رسوبی و حاصلخیز را همراه با جریان خود به کرانه ها و بویژه دلتای آن حمل و شش تا ده هزار کیلومتر از هر سو کرانه ها را جهت کشاورزی آماده می نماید.
وزش بادی که در کشور مصر به مدت سال از شمال به جنوب ادامه دارد، جابجایی اهالی و حمل و نقل فرآورده های کشاورزی را از راه رود نیل آسان می نماید.
مهمترین فرآورده های کشاورزی مصر عبارتند از گندم، جو، حبوبات، کنف و پنبه که صادرات کشور رتا در بر می گیرد. شایان گفتن است که مصریان شاید نخستین قومی باشند که پنبه را شناخته و آن را برای پوشش و لباس بکار برده اند (شکل 4).
فرآورده های کشاورزی و کانی در مصر باستان بازار تمامی کشورهای کرانه دریای مدیترانه را به دست گرفته و با نظام رایج داد و ستد به گونه پایاپای این فرآورده ها در برابر طلا و عاج معامله می شده اند.
هرم بزرگ گیزا از زبان تاریخ نویسان و بازدیدمنندگان
هرم بزرگ گیزا از زبان تاریخ نویسان مغرب زمین
اهرام سه گانه و بویژه هرم بزرگ که در جهان به نام یکی از عجائب هفتگانه نامیده شده است، پس از پایان ساختمان که متأسفانه از تاریخ دقیق آن آگاهی در دست نیست، بارها و بارها مورد تخریب افراد و گروههای گوناگون قرار گرفته و دیگر بار به فرمان فراعنه و بزرگ مردان تاریخ مصر بهسازی و نوسازی گشته است.
در روند این فراز و نشیب ها، برای آخرین بار پس از 2000 سال در سلسله نوزدهم فراعنه، به فرمان رامسس دوم فرعون دانشمند و هنرپرور، هرم مورد بهسازی بنیادین قرار گرفت، بخشهایی از این ساختمان شگفت انگیز که گمان می رفت برای همیشه باید از دیدی همگان پنهان بماند، برابر طرح اولیه ساختمان که کاهنین مورد اعتماد به دست آمده بود، مهر و موم گشت و بدین سان ورود و بازدید از هرم ممنوع گردید. با روی کار آمدن سلسله بیست و هفتم یا سلسله فراعنه ایرانی هرم بار دیگر بازگشائی و بازدید از آن برای همگان آزاد اعلام شد.
هرودت نخستین تاریخ نویسی می باشد که هنگام عزیمت به ایران به دعوت خشایارشاه در سال 420 ق.م از مصر و اهرام بازدید نموده است. پس از بازدید هرودت از مصر، تاریخ نویسان پرآوزاة جهانی گزارشهای گوناگونی در بارة اهرام منتشر نموده اند، ولی متأسفانه در این راستا کمتر گزارشهای مستندی که بر پایه برگردان حروف هیروگلیف استوار باشد مشاهده می شوند.
در این نوشتار کوشش بعمل آمده است که تا حد امکان سخنان و دیدگاههای نویسندگان و تاریخ نویسانی را که به برگردان حروف هیروگلیف دسترسی داشته اند گردآوری و چکیدهای از آنها را در اختیار خوانندگان گرامی فرار دهیم.
هرودت که شاید بتواذن به گفته هایش در مقایسه با سخنان دیگر تاریخ نویسان در سده های پیش از میلاد بهای بیشتری داد، در پاسخ به این پرسش که چرا جسد فرعون در نخستین طبقه از واحد پنج اشکوبه ای که به نام وی نامگذاری شده یافت نگردیده است می گوید:
مصریان بر این باور بودند که روح پس از مدت زمان بسیار کوتاهی دیگر بار به کالبد حلول خواهد نمود. از این رو جسد فرعون را نخست به صورت امانت در نخستین طبقه قرار دادندذ، تا در فرصتی مناسب به منزلگاه همیشگی خود که سردابی در ژرفای 10/58 متری از کف هرم می باشد جابجا نمایند. آنان با تدابیری که اندیشیده بودند می توانستند هنگام نیاز این سرداب را به وسیلة کانالی که به رود نیل پیوند داشت از آب پر نموده و بدین سان جسد را از دستبرد و تاراج یغماگران برهانند.
از آنجا که هرودت برای نخستین بار از احتمال وجود این سرداب سخن گفته و محل ورود به سرداب نیز تا کنون کشف نشده است، سرداب یاد شده به نام سرداب فرضی هردوت نامیده شده است.
هردوت به نقل از قول کاهنین و متولیان هرم می افزاید، با تمامی پیش بینیها و تدابیری که اندیشیده شد، گروه دزدان با کمک و راهنمائی پاره ای از کاهنین و متولیان به درون هرم راه یافته، نه تنها اشیاء گرانبها بلکه احتمالاً جسد فرعون را نیز ربوده اند. از آنجا که پس از گذشت خزاران سال، هنگامی که تابوت گرانیت فرعون به وسیله ژنرال بارون دس ورنوآ کشوده شد، هیچ گونه نشانه ای از اشیائ گرانبها و همچنین کوچکترین آثاری از جسد در آن یافت نشد، سخنان هرودت در این راستا بی تردید می تواند مورد تأیید قرار داد. به گفتة هرودت در ژرفای 70/30 متری از کف هرم شمار دو سرداب مشاهده می شوند. سردابها ضمن آنکه کاملاً جدای از یکدیگر می باشند. به یکدیگر نیز راه داشته و در یکی از آنان کانالی افقی و بن بست مشاهده می شود.
نکتة شگفت، وجود چاهی در حد فاصل میان این دو سرداب است که تا کنون انگیزة حفر آن و همچنین کانال کور شناخته نشده است. پژوهشگران بر این گمانند که این چاه به احتمال بسیار زیاد محلف ورود به سرداب فرضی هرودت می باشد.
به گفتة هرودت در ارتفاع 19/21 متری از کف هرم و مستقیماً روی سرداب اتاق دیگری قرار دارد که پژوهشگران از آن به نام اتاق میانی یا اتاق ملکه نام برده اند. شایان توجه است که سرداب فرضی هرودت، سردابهای متصل به یکدیگر و اتاق ملکه در امتداد محور اصلی هرم قرار دارند. به گفتة وی اتاق فرعون به موازات محور تصلی هرم در نخستین طبقه از واحد پنج اشکوبه ای که به نام وی نامگذاری شده است قرار دارد. این واحد دارای اتاقهائی با سقف بسیار کوتاه بوده و در ارتفاع 43 متری از کف هرم قرار دارند.
هرودت نی افزاید: دیگر اتاقهای این بخش از ساختمان پنج اشکوبه به ترتیب عباتند از:
- اتاق اندیشه
- اتاق استراحت
- اتاق در خود فرورفتن
به گفتة وی آخرین اتاق نامگذاری نشده است.
پس از راه یافتن کاوشگران به هرم، اتاقهای واحد یاد شده به نام نخستین فردی که در آنها گام نهاده است، نامیده می شوند. تابوت گرانیت فرعون نیز در کف اتاق وی و تقریباً مماس با دیوار ضلع غربی قرار دارد. هنگامی که هرودت از این اتاق بازدید می نمود، هرگز نمی پنداشت که به مرکز استاندارد مصر باستان گام نهاده است.
هرودت به نقل از کاهنین می گوید:
هرم به گونه یا طراحی شده است که سطوح هر یک از مثلث های چهارگانه آن برابر ارتفاع آن مثلث به توان 2 می باشند. این بدان معنی است که طول قاعدعه هرم برابر 2 واحد سنجش طول برگزیده شده است و این خود گویای آشنایی مصر باستان به دانش ریاضی و هندسه است. به گفتة کاهنین به هرودت چنانچه وترهای چهارگانه قرعده هرم را ادامه دهند خشکیها و آبهای کره زمین به چهار بخش برابر تقسیم خواهد شد.
چنانچه روشن است این ادعا دلیل علمی نداشته و اثبات آن نیز امکان پذیر نمی‌باشد!!
هرودت به نقل از کاهنین می افزاید، مراحل گوناگون ساختمان هرم از آغاز تا پایان کار به مدت 80 تا 85 سال به طول انجامیده است و در این رطح شگفت شمار 400 هزار کارگر سرگرم کار بوده اند. به گفتة خرودت شاید یکی از دشوارترین بخشها در عملیات مقدماتی ساختمان هرم گیزا جابجائی سنگها از معادن دوردست به کرانه های رود نیل بوده است؛ زیرا انتقال سنگها بدون داشتن جاده مستلزم جاده سازی بوده است.
به گفته گاهنین به هرودوت کارگرانی که در ساختمان هرم بکار سرگرم بوده اند، بر اثر فشار کار طاقت فرسا، گرمای شدید دشت گیزا، سوء تغذیه، نبود وسائل رفاهی و دیگر امکانات بهداشتی بیش از 25 تا 30 سال نمی زیسته اند. آنان نیز که تا پایان کار ساختمانی جان سالم بدر برده و زنده مانده اند، به فرمان دست اندرکاران طرح برای پنهان داشتن راز و رمز ساحتمان گیزا به گونه گروهی نابود کی شده اند. از آنجا که تا کنون هیچگونه گور دسته جمعی پیرامون ساختمان گیزا کشف نشده، درستی سخنان کاهنین در این راستا مورد تردید است.
به گفتة کاهنین به هرودوت هزینة تغذیة کارگران که تنها در برگیرنده پیاز، ترب، سیر و برخی دیگر از سبزیها بوده است، در طی عملیات ساختمانی برابر 1600 تالنت واحد پول مصر باستان یا 891/41 میلوگرم نقره بالغ می شده است. اکنون چنانچه هزینه مسکم، لباس، .سائل و تجهیزات حفاری، سنگ تراشی و دیگر ابزار مورد عملیات ساختمانی اگر نه بیشتر، دست کم برابر هزینه های یاد شده برآورد نمائیم، بآسانی می توان به انگیزة شایعه پراکنی های کینه توزانه علیه فرعون خئوپس پی برد. کاهنین همچنین افزوده اند، کارگران برای رفت و آمد از محل کار تا مسکن و بالعکس به مدت زمانی برابر شش ساعت واحد امروزی نیاز داشته اند، از این رو بیش از 5 تا 6 ساعت در روز توان و امکان کار نداشته اند.
شایان توجه است که تاریخ نویسان پرآوزازه ای همانند، امریوس مانتو دیودوروس و استرابو نیز پس از هردوت از هرم گیزا بازدید نموده و مطالعه و بررسیهای گسترده ای در بارة چگونگی عملیات ساختمانی بعمل آورده اند.
تاریخ نویسان یاد شده نه تنها شمار کارگزانی را که در ساختمان هرم دست اندرکار بوده اند، بسیار کمتر از هردوت برآورد نموده اند،‌ بلکه طول مدت زمان ساختمان را نیز نپذیرفته و بر این باورند که ارقام ارائه شده از سوی وی تنها گزافه گوئی یم باشد.

 

«مانتو»
مانتو تاریخ نویس یونانی در شهر سی بنی توس زاده شد و به سال 280 ق.م از مصر بازدید کرده است. وی ضمن نام بردن از چهار هرمی که در دوران نخستین سلسله فراعنه ایجاد شده م یافزاید، سومین هرم بزرگی که در این برهه از تاریخ مصر ساخته شد به نام هشتمین فرعون که بانوئی نیک سرشت و خوبروی بوده است، می باشد.

 

«دیودورروس»
دیودورروس نیز کی دیگر از تاریخ نویسان یونانی می باشد که به سال 56 ق.م از مصر بازدید کرده است. وی در گزارشهای خود در بارة اهرام، از هرم بزرگ گیزا که به فرمان خئوپس (که به مدت 50 سال بر مصر فرمانروائی کرده) ساخته شده است یاد می نماید.
به گفتة دیودوروس یک هرم از اهرام سه گانه نیز به فرمان مفرن که برادر یا فرزند خئوپس بوده ساخته شده است، شگفت آنکه وی نیز نزدیک 50 سال بر مصر حکمفرمائی کرده است. نامبرده می گوید، مصریان بر این باورند که اهرام سه گانه در جهان یگانه و بی همتا می باشند.

 

«استرابو»
به گفتة این تاریخ نویس یونانی که به سال 24 ق.م از مصر بازدید نموده، پس از خروج از دروازه های شهر و به فاصله 40 استاد (واحد طول یونان باستان برابر 184 متر می باشد) آرامگاههای فراعنه همچون کوههائی سر به آسمان کشیده در برابر دیدگان انسان هویدا می شوند و شمار یک یا دو هرم از میان آنان از جمله شگفتیهای هفتگانه جهان می باشند.

 

«پلی نی بزرگ»
از دیدگاه این نویسنده و تاریخدان یونانی که به سال 20 میلادی از مصر و اهرام بازدید نموده است، طراحی و ساختمان اهرام تنها هدر دادن سرمایه و نیروی کار انسانی می باشد. منظور نهائی دست اندرکاران طرح، کارآفرینی، سرگرم کردن توده های ناراضی، پیشگیری از بروز طغیان و دشواریهای احتمالی در جامعه آنروزی مصر بوده است. وی می افزاید، اهرام سه گانه در غرب رود نیل و در گستره ای برابر 5 هکتار احداث گشته اند. به باور وی تنها در عملیات ساختمانی هرم گیزا از آغاز تا پایان، شمار 000/360 کارگر به مدت 20 سال سرگرم کار بوده اند.
پلی نی در بارة تندیس ابوالهول با اعراب هم آواز گشته و بر این باور است که پس از هرم گیزا تندیس ابوالهول را با هیچ یک از اهرام مصر نمی توان مقایسه نمود.
تندیس ابوالهول به طول 74، ارتفاع 60/18 و عرض پیشانی آن نیز برابر 80/1 متر می باشد. این تندیس دارای بدنی شیرگونه و چهره ای از انسان می باشد، که نمایانگر رخسار یکی از فراعنه پرآوازه مصر می باشد.
«سولینوس»
سولینوس تاریخ نویس یونانی نیز به سال 300 میلادی از مصر و اهرام بازدید نموده است. وی در گزارش خود از هرم بزرگ گیزا با شگفتی زیاد یاد کرده و افزوده است، هرم گیزا به گونه ای محاسبه و طراحی شده که سایه خود را در نیمروز جذب مینماید.

 

«کاسی دوروس»
این تاریخ نویس یونانی نیز که به سال 520 از مصر بازدید کرده است، همچون دیگر همتایان تاریخ نویس خود در گزارشهایش با شگفتی بسیار از اهرام یاد کرده و می گوید، هرم گیزا به گونه ای طراحی و محاسبه شده که در نیمروز دشت گیزا سایه و ارتفاع آن برابر است.

 

«ژرار دونوروال»
این تاریخ نویس و پژوهشگر فرانسوی تبار که متاسفانه از تاریخ بازدید وی از اهرام آگاهی در دست نیسا می گوید:
پس از پیمودن 270 پله به رأس هرم می رسیم. به گفتة وی ارتفاع این پلکان که نخست با 90 سانتی متر آغاز شده اند، رفته رفته با نزدیک شدن به رأس کاهش می یابند.
نامبرده سختانش را اینگونه پی می گیرد، رنگ سرخ فام سنگهای نمای اهرام سه گانه به نامهای خئوپس، کفرن و می سرینوس چنانچه طبیعی نباشند، تا بدانجا با مهارت تهیه شده اند که شناخت آنها از رنگ طبیعی نه تنها بسیار دشوار، بلکه غیرممکن می باشد. نوروال در پایان سخنانش گفته هیا هرودت را مبنی بر وجود شمار 11 هرم کوچکتر از هرم گیزا مورد تأئید قرار داده و می گوید، چنانچه در فضای باز بالای هرم که دارای گسترده ای برابر 100 متر مربع است بایستیم، اهرام را در بخش غربی کوههائی که کشورهای مصر و لیبی را از یکدیگر جدا نموده اند مشاهده م نمائیم. به گفته وی هنگام بازدید تاریخ نویسان و جهانگردان از اهرام، راهنمایان عرب بیدرنگ خود را به بازدیدکنندگان می رسانند تا آنان را از خطر دزدان و غارتگران آگاه نمایند.

 

«موتور آگار»
این پژوهشگر پرآوازه بر این باور است که هوای اتاقهای فرعون و ملکه بی هیچ تریددی از مراحل آغازین طرح و عملیات ساختمان هرم پیش بینی و احداث گشته اند. به گمان وی هیچگونه تغییری در نقشه هرم در حین عملیات ساختمانی و یا پس از انجام کار بوجود نیامده است. وی در مورد انگیزه پوشاندن هواکشها با صفحات ضخیم و احتمالاً فلزی که با کارآئی و ظرافت بسیاری تهیه و کار گذاشته شده است، با شگفتی یاد می کند.
«پرفسور بروشار»
پرفسور بروشار در پی مطالعه و بررسیهای گسترده خود در بارة اهرام. کتابی به نام «مسئله اهرام مصر» منتشر کرده است. به نظر وی از آنجا که راه وورد و خورج کانالها را بسته اند، نمی توان مطمئن بود که آنها در هرم گیزا نقش هواکش را دارا بوده اند.

 

«ویمان دیکسون»
به گفتة پرفسور پیازی اسمیت که در این کتاب بارها از وی سخن رفته است، کانالهای هواکش توسط شخصی به نام دیکسون کشف شده است. دیکسون هنگام بازدید از هرم گیزا با فرو بردن میله ای در شکافهای موجود در دیوارهای اضلاع شمالی و جنوبی متوجه حفره هائی درون دیوارها شد، بدین سان کانالهای هواکش با زوایای و و ابعادی برابر 22×22 سانتی متر نمایان شدند. دیکسون نیز انگیزه ای برای مسدود نمودن هواکشها ارائه نمی نماید. اکنون چنین به نظر می رسد که وجود کانالهای درون دیوارهای اتاق فرعون و اتاق ملکه همچنان موضوع بحث های پایان نیافتنی میان تاریخ نویسان و باستان شناسان خواهد بود.

 


«بارون دانگلور»
گزارشهای بارون دانگلور که به سال 1200 میلادی هنگام فرمانروائی صلاح‌الدین ایوبی بر مصر از اهرام بازدید نموده، در تاریخ مصر باستان از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. زیرا وی شخصاً شاهد و ناظر پیاده کردن سنگهای سرخ فام نمای هرم گیزا بوده است. وی ضمن اظهار تاآگاهی از چگونگی جنس ملات بکار رفته در سنگ چیتی ها از مهارت معماران سخن گفته و می افزاید، در شگفتم که چگونه هیچ فردی در این کشور توانائی خواندن و برگرداندن حروف هیروگلیف را ندارد؟
دانگلور ضمن برشمردن نام شماری از اهرام مصر می گوید، صلاح الدین ایوب فرمان انهدام اهرام آدامون و هرمس را نیز صادر نموده است. به گفتة وی اهران یاد شده که دو تن از پیامبران فرقه صبی در آنها آمرمیده اند، زیارتگاه پیروان فرقه مزبور بوده اند.

 

«فردریک لوئی نوردن»
برابر گزارشهای این پژوهشگر و تاریخ نویس اسکاندیناویائی، هرم گیزا در زمینهای کشاورزی واقع در امتداد کرانه هیا رود میل که کشور مصر را از فلات لیبی جدا می سازد بنا گشته است. وی می گوید:
رنگ سرخ فام سنگهای هرم تا بدانجا طبیعی به نظر می رسد که به دشواری رنگ آمیزی کردن آنها را می توان پذیرفت. نامبرده ضمن برشمردن مشکلات و دشواریهای عبور از راهروهای درونی هرم می گوید، در تالار فرعون (احتمالاً منظور نوردن اتاق فرعون است) صدای شبیک گلوله همانند تندری به گوش می رسد که باعث ایجاد هراس و وحشت شدیدی در شنونده می شود.
نوردن سپس چنین می افزاید

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  34  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله معماری کشور مصر

دانلود مقاله هواپیما

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله هواپیما دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


از دیرباز که بشر آرزوی پرواز در آسمان ها را داشت ، به فکر طراحی بال های پرنده افتاد و همیشه فکر دیدن زمین از آسمان را در فکر خود می پروراند.
پس از ابداع اولین هواپیما توسط برادران رایت ، دیگر دانشمندان نیز به فکر ارتقاء و پیشرفت این نوع از صنعت افتادند و کم کم صنعت هواپیمایی رواج یافت.
با ورود نسل های جدیدی از انواع هواپیماها در خانواده صنعتی خود موجب شد که امروزه حرف اول حمل و نقل میان قاره ای را هواپیماها تعریف کنند.این امر سبب انگیزه برخی از مهندسان جهت افزایش سرعت هواپیما و تسریع در امور حمل و نقل شد.تا آنجا که با ورود نسل جدیدی از هواپیماها در کشور فرانسه ، توجه همگان را به خود جلب نمود.این هواپیما کنکورد نام داشت که سرعت آن حدود 2700 کیلومتر بر ساعت بود که علت اصلی افزایش سرعت آن در طراحی بال ها بود.
از طرفی دیگر می توان از هواپیمای جاسوسی سلطان آسمان نام برد که آن هم به دلیل طراحی خاص در بدنه و بال ها که در ادامه پروژه به تعریف آن پرداخته ایم ، نام برد.
هواپیمای کنکورد چندین سال پیش به علت نقص فنی بر روی باند فرودگاه آتش گرفت و منجر به سقوط آن شد.این هواپیما برای همیشه تنها اسم خود را در کتاب ها جای گذاشت و با همگان خداحافظی کرد.بعد از آن بسیاری از خواستاران مسافرت با هواپیما ، از مسافرت با این وسیله حمل و نقل ، کناره گرفتند اما هنوز شماره بسیاری از افراد که با هواپیما مسافرت می کنند به چشم می خورد.زیرا زمان صرفه جویی شده و از اتلاف آن جلوگیری می شود از این رو ما به طراحی نوینی از هواپیما پرداخته ایم که هم خواستاران زیادی را در نوع خود خواهد داشت و هم باعث افزایش سرعت می شود.
امید است توانسته باشیم گامی مؤثر در اجرای این طرح و کمک به امر حمل و نقل برداشته باشیم.

 

تاریخچه پرواز:
اندیشه پرواز به آسمان ها و رهائی از زمین از دیر باز در مخیله آدمی وجود داشته است . در افسانه ها اساطیریونان و روایات بسیار باستانی این آرزوی دیرین بشر به خوبی مشاهده می شود . در کتاب ها آمده است که یکی ازامپراتوران باستانی چین اژدهای بزرگی از پارچه مخصوص ساخت و درون آن را از دود گرم پر کرد و در برار چشمانمتحیر رعایای خویش اژدها را به آسمان فرستاد .
بطور کلی در تاریخ هر کشور نظایر اقدام این امپراتور چینی مشاهده می شود .شاید نخستین کسی که عملاً در این راه کوشش مثبتی کرد و امکان پرواز را بوسیله بال های مصنوعی و یا اسباب و ادوات مکانیکی ثابت نمود « لئوناردو داوینچی » بود .
لئوناردو داوینچی نقاش ، مجسمه ساز ، فیزیکدان ، فیلسوف ، طبیب و دانشمند ایتالیایی نیازی به معرفی ندارد . وی زمانی مدعی شد که توسط بالهای متحرک مصنوعی می توان مانند مرغان در آسمان پرواز کرد و یا لااقل از مکانهای مرتفع به آسانی و بی خطر فرود آمد . اندیشه وی را یارانش به باد مسخره گرفتند ولی او پس از مدتی آزمایش موفق شد دستگاه کوچکی بسازد که مرکب از دو بال یک بدنه و یک سکان بود ، لئوناردو دستگاه خود را از مکان مرتفعی به پائین رها نمود . این دستگاه که در حقیقت پدر بزرگ هواپیماهای امروزی است پس از طی خط سیر طولانی به آرامی روی زمین نشست .
چندی بعد لئوناردو در سال 1500 دستگاه خود را کاملتر نمود بدین معنی که بوسیله یک فنر که حرکات ملایمی به بالهای دستگاه اختراعی می داد موفق شد آن را مدت بیشتری در هوا نگاه دارد ، ولی البته کسی با آن پرواز نکرد و اطرافیانش دستگاه را خرد کرده استاد را رنجیده خاطر ساختند و ار ادامه این کار منصرف کردند .
اگر چه لئوناردو کار خود را ادامه نداد ولی پس از وی دیگران طرح او را دنبال کردند . عده زیادی از افراد جسور اظهار می داشتند :
چگونه پرندگان با بالهای خود در هوا پرواز می کنند و به زمین سقوط نمی کنند ؛ ما نیز می توانیم با تعبیه دستگاهی شبیه بال پرندگان و یا بادبادک لئوناردو در هوا سر بخوریم . بالهای دستگاه می تواند ما را روی هوا نگاه دارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در سال 1678 م بینه فرانسوی با تعقیب فکر لئوناردو دستگاه دیگری ساخت که بالهایش توسط انسان حرکت می کرد . وی در این کار یعنی پرواز موفق نشد .
در 1784 م بین ونو فرانسوی دستگاهی ساخت که بالهایش شبیه پروانه یا فرفره بود . این دستگاه نیز می توانست مدت زیادی در هوا بماند و سقوط نکند .
در سال 1843 م هنسون آلمانی دستگاهی ساخت که دارای دو بال بسیار بزرگ ، یک سکان و اتاقک کوچک برای حمل انسان بود . این دستگاه نسبتاً کاملتر از دستگاهای قبلی بود می توانست کم و بیش مانند هواپیماهای بی موتور عمل کند . بدین ترتیب که آن را با زحمت فراوانی آن را به مکان مرتفعی می بردند و هنگام وزیدن باد مناسب آن را به سوی جلو پرتاب می کردند . دستگاه سبک حتی با داشتن یک سرنشین در هوا چرخ می زد و به آرامی بر روی زمین می نشست .
موفقیت هنسن در این راه توجه عده زیادی از محققین را جلب کرد و از این تاریخ به بعد متوجه شدند که ممکن است دستگاه کاملی تعبیه کرد که از مکانهای مرتفع در فضا رها شود و مانند پرندگان بر روی هوا بلغزد بدون آنکه سقوط آنی در پی داشته باشد ولی ماندن در هوا و ادامه پرواز مشکل بزرگی بود که حل آن به نظر هیچ کس نمی رسید . از سوی دیگر همین اختراع تکمیل شده هنسن نیز معایب فراوانی داشت و دیگران که کار وی را تقلید کردند فدای بلند پروازی خود شدند ، سقوط کردند و جان شیرین از دست دادند .
در حقیقت علت ادامه نداشتن پرواز این بادبادکه در هوا یکی سنگین آن بود دیگر آن که محور ثقل دستگاه کامل نبود و به همین علت آن طوری که پرندگان می توانند پرواز آزاد داشته باشند دستگاه اختراعی نمی توانست این کار را انجام دهد .

 

 

 

 

 

 

 


رفته رفته محققین دریافتند که برای این بادبادکها یا هواپیماهای بی موتور لازم است محور ثقل ترتیب داد . محور ثقل هواپیما که برای هر دانش آموز روشن است شاید بسیاری از افراد عادی اجتماع نیز آن را می دانند در زیر بالها واقع شده است اما یافتن آن برای جویندگان بیش از 70 سال به طول انجامید .
پس از هنسون پنو فرانسوی در سال 1871 م هواپیمای دیگری ساخت که بسیلر سبک بود و مدتها می توانست در هوا باقی بماند.
پس از پنو افراد دیگری در کشور های مختلف دست به تکمیل این اختراع زدند تا آنکه سرانجام در سال 1801 م لیلیان تال انگلیسی موفق شد بال پرنده بسازد . این بال پرنده که شبیه بال خفاش بزرگ بود می توانست یک سرنشین با خود حمل کند و مدت زیادی در فضا باقی بماند . جنس این بال ها از ابرشیم و فمق العاده سبک و محکم بود و محور ثقل آن نیز کم و بیش در محل مناسبی تعبیه شده بود . اختراع لیلیان تال با آنکه موفقیت آمیز بود ولی سرانجام به علت نقص فنی کوچک مخترع خود را به هلاکت رسانید .

 

 

 

 

 

 

 


پس از لیلیان تال مخترعین دیگری سال ها در این راه آزمایش کردند تا سرانجام در سال 1896 م شانو فرانسوی موفق شد یک هواپیمای بی موتور کاملی اختراع کند . این هواپیمای بی موتور دارای دو بال ، یک سکان متحرک و یک محور ثقل صحیح بود و سرنشین آن می توانست با خیال راحت در آن بنشیند و از مکان بسیار مرتفعی در هوا رها شود و به میل خود سکان را حرکت داده به سیر هواپیما تغییر جهت دهد و به همین نحو وزش باد نامناسب را کنترل کند . این هواپیما در حقیقت پدر هواپیماهای موتوری دو پله است . جنس آن از ابریشم و آلومینیوم و چوب های فوق العاده سبک و محکم بود .
از این به بعد اختراع بی موتور تکمیل شد و بر دانشمندان و مردم عادی محقق شد که با ساختن یک دستگاه سبک و وسیع که سطح بسلر زیادی را در فضا اشغال کند می توان تا مدتی در فضا باقی بود و یک انسان نیز همان طوری که پرندگان می توانند در پرواز آزاد بدون حرکت دادن بالهای خود در فضا باقی بمانند ، می توان در آسمانها بدون اینکه سقوط کند .

 

 

 

 

 

 

 

اکنون اساس هواپیما کشف شده و به مرحله عمل در آمده بود . همه می دانستند جسم مسطح و سبک و وسیعی که دارای شکل منظم و محور ثقل معین باشد می تواند بر روی ذرات هوا بلغزد . در حقیقت ذرات هوا از سقوط آنی این دستگاه به واسطه تماس با سطح وسیع آن جلوگیری می کردند .
ولی بلند پروازی انسان ارضاء نشد . همه می خواستند این بادبادک آرام و کند رو که فقط بر اثر وزش باد و یا از مکان های مرتفع حرکت می کنند دارای حرکت سریع بوده و به میل سرنشین به بالا و پائین و چب و راست بالاخره از مکانی به مکان دیگر برود.
شاید نخستین کسانی که موفق شدند هواپیمای بی موتور یا بادبادک هوائی را نیرو داده با سرعت و به میل سرنشین در فضا به پرواز در آورند برادران رایت پس از سالها آزمایش در تاریخ 1903 م موفق شدند موتور کوچکی بر روی بادبادک هوائی نصب کنند و به محور این موتور پروانه ای که عیناً شبیه یک فرفره بود متصل سازند و در نتیجه هواپیما را بر اثر گردش فرفره با استفاده از نیروی موتور در هوا به پرواز در آورند

 

 

 

 

 

 

 


با اینکه پیش از برادران رایت موتورهای نفت سوز اختراع شده بود ولی فکر استفاده از پروانه ( هلیس ) برای شکافتن هوا و پیش بردن هواپیما به اندیشه کسی خطور نکرده بود . آنهایی که می خواستند هواپیما را با سرعت در فضا به حرکت در آوردند همه سعی داشتند با استفاده از حرکت دادن بالها این کار را انجام دهند زیرا آنها می خواستند عیناً از پرندگان تقلید کنند ولی کوشش مخترعین در این راه بجایی نرسیده بر همه ثابت شد که فکر برادران رایت یعنی استفاده از پروانه برای پیش بردن هواپیما در هوا صحیح ترین اندیشه هاست .
پس برادران رایت ، کورتیس آمریکایی در سال 1908 اختراع رایت را تکمیل کرد و با قراردادن چند چرخ کوچک در زیر هواپیما مسئله فرود آمدن و برخاستن را حل کرد و بدین ترتیب از آن سال به بعد مخترعین در تکمیل این ماشین کوشیدند و بعد از اختراع لئوناردو داوینچی سرانجتم پس از از چهار قرن تجربه آزمایش و زحمت ماشین هوائی اختراع شد و به آسمان رفت.
اکنون با آنکه هواپیماهای جت اختراع شده ولی بسیاری از هواپیماهای جهان بر اصول همان اختراع برادران رایت ساخته می شود بدین معنی که پروانه هواپیما بر اثر نیروی موتور با سرعت می چرخد و عیناً مانند پیچی که در چوب پنبه سر بطری فرو می رود و چون به بدنه هواپیما وصل است خود و هواپیما را به طرف جلو پیش می برد . مانند پیچ سر بطری که در اثر چرخاندن در چوب پنبه فرو می رود وقتی پروانه در هوا پیش رفت با فشار زیاد هوا را به زیر بال می زند ، سکان یا باله عقب فشار هوا را نگاه داشته سر هواپیما را به سوی آسمان متمایل می کند . بر اثر ادامه این کار هواپیما به حرکت در آمده به هوا می رود و مانند کسی که در آب شنا می کند و آبها را به زیر بدن خود می لرزاند پروانه نیز در آسمان هوا را به زیر بال و بدنه هواپیما لرزانده و هواپیما پیش می رود .
هواپیمای جت که پروانه ندارد گاز حاصل از سوختن بنزین یا نفت را با شدت زیاد به عقب می راند . فشار گاز در حقیقت به صورت انفجار است ، مانند کسی که پای خود را در آب به بدنه استخر بزند بدنه هواپیما را به جلو می راند . با ادامه این کار هواپیمای جت به پرواز خود در فضا ادامه می دهد .
اکنون هواپیمائی ساخته اند که بیش از دو هزار کیلومتر در ساعت پرواز می کند . حد متوسط سرعت سرعت هواپیما در ساعت 800 کیلو متر است .

 

 

 

 

 


حداقل آن نیز برای یک هواپیمای کوچک سبک 180 تا 200 کیلومتر در ساعت است بدین معنی که اگر هواپیمائی کمتر از 180 کیلومتر در ساعت حرکت کند سقوط کرده به زمین می افتد مگر آنکه بی موتور بوده بواسطه سبکی فوق العاده بتواند در فضا باقی بماند.

 

 

 

 

 

 

 


دینامیک حرکت :(MOtion Dynamics)
در حالت کلی حرکت یک ذره از دو دیدگاه مختلف می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد به بیان دیگر می‌توان گفت، بطور کلی مکانیک کلاسیک که در آن حرکت اجسام مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد، شامل دو قسمت سینماتیک و دینامیک است . در بخش سینماتیک از علت حرکت بخشی به میان نمی‌آید و حرکت بدون توجه به عامل ایجاد کننده آن بررسی می‌شود. بنابراین در سینماتیک حرکت بحث بیشتر جنبه هندسی دارد .اما در دینامیک علتهای حرکت مورد توجه قرار می‌گیرند. یعنی هر ذره یا جسم همواره در ارتباط با محیط اطراف خود و متأثر از آنها فرض می‌شود محیط اطراف حرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال فرض کنید، جسمی با جرم معین بر روی یک سطح افقی در حال لغزش است. در این مثال سطح افقی به عنوان یکی از محیطهای اطراف جسم با اعمال نیروی اصطکاک در مقابل حرکت جسم مقاومت می‌کند. (1)
عوامل مؤثر بر حرکت:
حرکت یک ذره معین را ماهیت و آرایش اجسام دیگری که محیط ذره را تشکیل می‌دهند، مشخص می‌کند. تأثیر محیط اطراف بر حرکت ذره با اعمال نیرو صورت می‌گیرد. بنابراین مهمترین عاملی که در حرکت ذره باید مورد توجه قرار گیرد، نیروهای وارد بر ذره و قوانین حاکم بر این نیروها می‌باشد.(2)
تقسیم بندی انواع وسائل پرنده:
در اولین قدم کلیه وسائل پرنده ساخته دست بشر را به دو دسته کلی تقسیم بندی می‌نمایند:
• هواپیماها (Aircraft): وسائل پرنده جوی (اتمسفر)
• فضاپیماها (Spacecraft): وسائل پرنده غیر جوی
برای تقسیم بندی هواپیما (Aircraft) ، جنبه‌های مختلف هواپیما را می‌توان در نظر گرفت. از نظر سرعت ، هواپیماها را می‌توان به چهار نوع زیر تقسیم بندی کرد:
1. هواپیماهای مادون صوت ( Subsonic Aircraft) 0 < M < 0.7
2. هواپیماهای صوتی (Transonic Aircraft) 0.7 < M < 1.2
3. هواپیماهای مافوق صوت (Supersonic Aircraft) 1 < M < 5
4. هواپیماهای ماورای صوت ( Hypersonic Aircraft 5 < M
تفاوت این هواپیماها در اختلاف سرعتشان با سرعت صوت است. M عدد ماخ هواپیماست که می‌تواند با آن سرعت پرواز کند. عدد ماخ یک هواپیما عبارت است از نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت در ارتفاعی که هواپیما در آن ارتفاع پرواز می‌کند. بسته به نوع هواپیما از نظر سرعت ، قوانین حاکم بر آن متفاوت خواهد بود.(3)
آیرودینامیک پرواز:
نیروی آیرودینامیکی:
نیروی آیرودینامیک در اثر وزش باد بر روی یک جسم تولید می‌شود. این جسم می‌تواند تیر چراغ‌ برق ، یک آسمان خراش ، پل ، هواپیما و یا کابل برق فشار قوی باشد. اما بازتاب نیروی آیرودینامیکی که ایجاد می‌شود، بستگی به شکل این جسم خاص که در معرض وزش باد قرار گرفته است. اگر هم پهن و دارای زاویه تند باشد در برابر باد مقاومت می‌کند و در جهت وزش باد خم می‌شود. اما اگر دارای زوایای خمیده و یا نیم‌دایره باشد، مقاومت کمتری نسبت به سایر اجسام خواهند داشت. نیروهای آیرودینامیکی شامل چهار نیرو می‌شود، که این نیروها عبارتند از :
نیروی برا :(LIFT)
به طور کلی نیرویی که بر اثر حرکت ماهیواره در شاره (سیال ) ایجاد می شود را نیروی برا می گویند. در واقع نیرویی است که باعث بالا رفتن هواپیما یا هلیکوپتر و اجسام برنده ایجاد می‌شود. برای اینکه این نیرو ایجاد شود باید جسم مورد نظر شکل خاصی داشته باشد، مطلوب‌ترین شکل می‌تواند به صورت یک قطره آب و یا یک جسم که یک طرفش نیم‌دایره و طرف مقابل آن زاویه تند داشته باشد. اگر این جسم به گوشه‌ای در جریان هوا قرار گیرد که باد از سمت جسم که حالت نیم‌دایره دارد بوزد و از طرف مقابل که زاویه تندی دارد جسم را ترک کند، نیروی برا ایجاد خواهد شد. وقتی که مولکولهای هوا با لبه جلوی بال برخورد می‌کند، تعدادی به سمت بالا و تعدادی به سمت پایین بال متمایل می‌شوند. هر دو گروه مولکولها می‌بایستی در انتهای بال همزمان به یکدیگر برسند. چون بالای بال هواپیما انحنای بیشتری دارد و مسافت آن نسبت به زیر بال بیشتر است.در نتیجه مولکولهایی که از سطح بالایی عبور می‌کنند. می‌بایستی با سرعت بیشتری حرکت کنند تا با مولکولهای سطح پایین همزمان به انتهای بال هواپیما برسند. این عمل باعث کاهش فشار هوا در سطح بالا نسبت به سطح پایین بال خواهد شد. اشاره به اصل برنولی وقتی که سرعت هوا در سطح بالای بال بیشتر از سطح پایینی آن باشد، فشار در سطح بالایی کم می‌شود. حال که فشار هوا در قسمت بالای بال کاهش می‌یابد و یک خلا نسبی ایجاد می‌شود که جسم را به طرف خود می‌کشد. این خلا نسبی همان نیروی برا می‌باشد که باعث بالا رفتن هواپیما می‌شود. هر چقدر سرعت هواپیما بیشتر باشد مقدار خلا نسبی نیز بیشتر می‌شود.
نیروی برأر بال هواپیما به عواملی همچون : سرعت هواپیما مساحت بال چگالی هوا و شکل ماهیواره بال بستگی دارد و مطابق با فرمول صفحه بعد محاسبه می شود.

 

که در این فرمول :
نیروی برآر هواپیما L
چگالی هوا ρ
سرعت پرواز هواپیما V ا
مساحت بال و S
ضریب بردار است.(4) CL
نیروی وزن :(WEIGHT)
زمانی که ما روی زمین قرار گرفته‌ایم وزن ما بطور عمود بر مرکز زمین وارد می‌شود. وزن ما باعث قرار گرفتن روی زمین و نیز جاذبه‌ای که برما وارد می‌شود با وزن ما برابر خواهد بود. طبق قانون نیوتن ، نیروی جاذبه‌ای که بر جسم ما وارد می‌شود برابر با یک خواهد بود.
برای اینکه هواپیما به پرواز درآیند باید بر نیروی جاذبه غلبه کند. وزن همیشه در جهت مخالف نیروی برا است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   76 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هواپیما

دانلود مقاله هویت

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله هویت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 


چکیده:

 

دراین متن سعی خواهد شد پیرامون هویت ، تعاریف مختلف آن ، لایه های مختلف هویتی ،

 

عوامل اساسی خلق هویت وبنیان های هویتی ، اهمیت هویت درزندگی بشری و سیر تحولات

 

هویتی به شکل کلی بحث گردیده پیرامون مقوله بحران هویت وریشه ها ودلایل داخلی و

 

خارجی بحران در کشور بحث گردیده وراهکارهایی متفاوت ( ازآنچه تا کنون ارائه داده شده

 

وصد البته که نتیجه نداده ) به امید حل این بحران یا مدیریت صحیح آن ارائه شود.

 

مقدمه:

 

زندگی اجتماعی بدون هویت وشناسه غیرممکن وبی معنی است چرا که اگرمن دارای هویت

 

فردی معین به خود نباشم که با آن شناخته شوم ودیگران را بشناسم وخود را بشناسانم ،

 

هرگزنخواهم توانست ارتباط وتعاملی صحیح و معنی دار با پیرامون خود برقرار کنم و بدون

 

وجود چهارچوبی برای مشخص ساختن هویت اجتماعی و هویتهای فردی، من همان بودم که

 

دیگری هست وهیچ یک از ما قادر نخواهد بود که نسبت معناداری بین خود وغیرخود یا

 

دیگری برقرارکند. درواقع ، بدون هویت ، جامعه ای درکار نیست.

 

از طرف دیگر در صورت عدم وجود شباهت و وجوه اشتراک در میان افراد یک مجموعه

 

وگروه یا جامعه اتحاد آنان وحفظ یکپارچگی شان سختتر بوده وامکان فروپاشی جامعه بالا

 

خواهد بود وازاین روست که امروزه درجامعه بحران زده ایران نخبگان سیاسی و فکری

 

کشور از ایجاد بحران هویت در کشور به شدت ابراز نگرانی کرده و درپی ارائه راهکارهایی

 

جهت حل این معضل می باشند.

 

آنچه که معلوم است نسخه های ارائه شده جهت حل این معضل جامعه تا کنون به جواب

 

مطلوبی نرسیده و مسائلی از قبیل از خود بیگانگی و مد گرایی و ارزش گریزی وهنجار

 

شکنی های افراطی و جامعه ستیزی و قانون گریزی و سستی بنیانهای خا نوادگی و گسترش

فساد و بی بندوباری در کشور ، از جهاتی به مسئله بحران هویت در ایران و عدم درمان این

 

معضل در کشور باز میگردد.

 

تعریف هویت :

 

جهت ورود به بحث اصلی ابتدا به ساکن باید مفهوم هویت بررسی و تعریف گردد. ساده ترین

 

تعریفی که قابل ارائه است،چنین است:"هویت وجه تمایز من با غیر من است"به عبارتی

 

هویت آن چیزی است که مرا از دیگران باز می شناساند وبه من در زند گی اجتماعی ام معنی

 

ومفهوم می بخشد.

 

با رجوع به فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد درمی یابیم که واژه هویت یا Identity ریشه در

 

زبان لا تین داشته که از لغت Idemبه معنی "مشابه و یکسان "ریشه میگیرد ودارای دو

 

معنی اصلی است اول به مفهوم تشابه مطلق و دوم به معنای تمایز که با مرور زمان سازگاری

 

و تداوم را فرض می گیرد.

 

به عبارتی هویت شامل شباهت با خودی ها و تفاوت و تمایز با غیر خودی ها و دیگران است.

 

در باب هویت اجتماعی مفاهیمی مطرح ا ند که به واسطه آنها افراد و جماعتها در روابط

 

اجتماعی خود از افراد و جماعات دیگر متمایز شده و امکان ایجاد ساختار نظام مند نسبت های

 

شباهت و تفاوت میان آنها حاصل می آید.

 

به عبارتی هویت اجتماعی درک ما ازاین مطلب است که "ما"چه کسی هستیم و "دیگران"که

 

هستند و از آن سو ، درک دیگران از خودشان وافراد دیگر ( از جمله خود ما) چیست.

 

طبیعی است که بدون درک این وجوه اشتراک و افتراق امکان ایجاد روابط متقابل صحیح و

 

منطقی میان جوامع و افراد غیرممکن خواهد بود.

 

از طرف دیگر وجود هویت واحد و مشترک که ریشه در تاریخ و زبان و فرهنگ یک جامعه

 

داشته وبه شکل طبیعی در طی زمان شکل یافته باشد و حالتی جعلی و دروغین و فرمالیته

 

نداشته باشد ، پارامتری بسیار اساسی و مهم در حفظ انسجام جامعه خواهد بود وعاملی حقیقی

 

در وحدت بخشی به افراد جامعه در مقابل تهاجمات نرم افزاری و سخت افزاری از خارج می

 

تواند باشد.

 

فرایند شکل گیری هویت:

 

مکان وزمان به عنوان منا بع ساخته شدن هویت در صحنه اجتما ع،اهمیت کانونی دارند.چرا

 

که هویت های اجتماعی جمعی درچهارچوب سرزمین طی یک فرایند اجتماعی تداوم می یابد

 

و تداوم اجتماعی مستلزم فرض کردن یک گذشته معنی دار است.

 

گذشته به طور فردی خاطره و به طور جمعی تاریخ است.

 

در باب مسئله سرزمین ممکن است حتی حالتی ذهنی داشته باشد که باید طبق اسطوره به آن

 

بازگشت ، یا آنکه یک ساختار سازمانی باشد که نمودار آن مطابق با یک الگوی جایگاهی

 

است.

 

به عبارت دیگر یک مجموعه انسانی خاص که ابتدا به شکل خونی و فامیلی باهم پیوند داشتند،

 

در طول زمان دریک منطقه یا سرزمین معین(درصورت یکجانشینی)ویا سرزمین های معین

 

( درحالت کوچگری ) درتعامل با همدیگره ، کم کم روابط وتعاملات وابزار ایجاد روابط که

 

مهمترین آنها زبان است را یاد می گیرند و شکل یک مجموعه انسانی با فرهنگ و زبان معین

 

و مشخص به خود پیدا می کنند.

 

به مرور زمان برای خود و سرزمینشان نام وعنوان یافته وبه دلیل تعاملات گسترده درونی

 

احساس تعلق نبست به همدیگر و به گروه که ممکن است حالت عشیره، طایفه یا قوم ودر

 

نهایت با ادغام در هم شکل ملت به خود بگیرد،پیدا می کنند وبدین طریق دارای شناسنامه

 

وهویت جمعی وگروهی می گردند.

 

در این بین با توسعه جامعه مورد نظر مسئله تقسیم کار،طبقه اجتماعی و اقتصادی و . . . پیش

 

می آید و تحت تاثیر این روابط در داخل هویت بزرگ قومی-ملی هویت های طبقاتی ، صنفی

 

، خانوادگی وفامیلی ، شهری و . . . شکل میگیرد.

 

بدین ترتیب لایه های مختلف هویتی شکل یافته و فرد طی تولد و رشد در خانواده و اجتماع این

 

لایه ها را درک و درونی کرده و امکان تعریف خود با کمک این لا یه های هویتی در

 

اجتماعات و مجموعه های انسانی را پیدا می کند و امکان ایجاد تعامل صحیح با دیگران

 

برایش فراهم می گردد.

 

حال اگراین هویت فردی و لایه های هویتی جمعی به شکل صحیح فرم نیابند و یا تحت تاثیر

 

عوامل خارجی یا داخلی مخدوش گردند ، این امکان برای تعیین موقعیت خود در جامعه از

 

بین رفته و فرد دچار آوارگی و سردرگمی می گردد پیرامون این مقوله در بحث بحران هویت

 

صحبت خواهیم کرد.

 

ابعاد هویت:

 

هویت دارای ابعاد مختلف 1- فلسفی2- فرهنگی 3 اجتماعی - 4- سیاسی و . . . بوده که در

 

این جا به بحث کلی پیرامونشان می پردازیم.

 

بعد فلسفی هویت:

 

همواره در ذهن انسان سوالاتی از قبیل :من کیستم ، از کجا آمده ام ، به کجا خواهم رفت ،

 

هدف از آفرینش من چیست و . . . مطرح است ، نمونه آن شعر پر محتوای مولانا است که می

 

فرماید:

 

روزها فکر من این است وهمه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

 

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

 

پاسخ دهی به کیستی و چیستی انسان و جایگاه او در جهان هستی و یافتن دلیل زیستن او به

 

عنوان یک انسان ، بدون درک هویت وهستی معنوی و فرهنگی فرد و درک موقعیت او در

 

جامعه ونسبت او با پیرامونش کاری تقریبا غیر ممکن است.

 

این مسئله چنان مهم است که در مکتب اگزیستانسیالیسم یا اصالت وجود ابتدا موقعیت فرد

 

وهویت او در جامعه شناخته شده وسپس بر اساس هویت وجودی آن فرد و کیستی او درک

 

شرائط او اهداف مطلوب برای او توسط خود او تعریف می گردد.

 

بعد فرهنگی:

 

شاید بشود فرهنگ را مجموعه آداب و سنن و زبان و. . . یک جامعه تعریف کرد.

 

طبیعتا جوامع مختلف اعم از ملی یا قومی تا حدود زیادی تحت تاثیر همین مقوله فرهنگی و

 

وجود مرزهای فرهنگی شان از هم متمایز گشته اند.

 

به عنوان مثال جامعه ایران مجموعه ای است از فرهنگهای ملل واقوام ترک وکرد وفارس و

 

عرب و بلوچ و . . . و نیز خرده فرهنگهای لر و گیلک و مازنی و طالشی و . . .

 

به عبارتی جامعه ای است متکثر ومولتی کالچرال ( چند فرهنگی ) ومردمان هر مجموعه با

 

عضویت در جامعه فرهنگی خود از دیگران متمایز گشته و هویت قومی – ملی خود را دارا

 

می باشند.

 

بعد اجتماعی:

 

تفاوت در هویت افراد وگروهها تاثیر بسزایی در تعاملات اجتماعی آنان دارد به گونه ای که

 

در صورت حذف پارامترهویت اصلا امکان شناسایی وجود نخواهد داشت و اجتماع

 

وساختارهای جامعه از هم فرو خواهد پاشید.

 

نظام ارزشی ما ،هنجارهای ما ،اصول اخلاقی ما و قوانین عرفی ما که با پیروی از آنان قوام

 

اجتماعی میسر و زندگی فرد در جامعه مقدور می گردد،همه و همه نشات گرفته از لایه های

 

مختلف هویتی ما از هویت فردی و خانوادگی و طبقاتی گرفته تا هویت شهری و ملی و قومی

 

ومنطقه ای و حتی جهانی می باشد .

 

همچنانکه اشاره شد اگر هویت در کار نباشد و به عنوان مثال هویت فردی حذف گردد من

 

همانی خواهم بود که شما هستید ، در این فضا اصلا امکان ایجاد ارتباط و تعامل پایدار وجود
نخواهد داشت و اجتماع بی معنی می گردد.

 

خلاصه اینکه وجود جوامع انسانی مستلزم وجود لایه های مختلف هویتی است.

 

بعد سیاسی:

 

با نگاه به اتحاد یه های ایجاد شده در جهان از جمله اتحادیه کشورهای عرب زبان ، اتحادیه

 

اروپا ، اتحادیه کشورهای امریکای لاتین و . . . مشاهده می کنیم که وجود هویت واحد عربی ،

 

اروپایی یا لاتین ، تاثیر بسزایی در ایجاد این اتحادیه های سیاسی داشته و یکی از مهمترین

 

پارامترها در روابط و تعاملات سیاسی ملل و کشورهای جهان می باشد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  33  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هویت

دانلود مقاله سحر و جادو

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله سحر و جادو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 امام صادق (ع) فرمود: سحر حق است و جز بر چشم و اعضای جنسی تاثیر نمی‌گذارد.
اگر این آیه را بر جماعتی که به سحر مشغول باشند بخوانند، سحر ایشان کارگر نشود:
(و ما محمد الله رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات اوت قتل انقلبتم علی اعقابکم و م ن ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزی الله الشاکرین)
هر کس هفت روز- هر روی یک بار در آغاز روز و پیش از آن که چیزی بخورد وضو بگیرد و این آیه را بر دست راست خود بنویسد و بلیسد، سحر در او تاثیر نمی‌کند:
(و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیراً و سعه و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفورا رحیما.)
کسی که ازسحر می‌ترسد این آیات شریفه را بخواند:
(قال لهم موسی القوا ما انتم ملقون فلما القوا قال موسی ما جئتم به السحران الله سیبطله ان اله لا یصلح عمل المفسدین و یحق الله الحق بکلماته و لو کره المجرمون ، و قدمنا الی ما عملوا من عمل جعلناه هباء منثوراً، بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون، و الق ما فی یمینک تلقف ما صنعوا ان ما صنعوا کید ساحر و لا یفلح الساحر حیث اتی فالقی السحره سجدا قالو امنا برب هارون و موسی)
در «ادعیه السر القدسیه » آمده است : ای محمد، سحر همواره بوده و با این حال جز با اجازة من آسیبی نمی رساند، پس هر که می خواهد از عافیت من دربارة سحر برخوردار شود باید بگویید:
«اللهم رب موسی و خاصه بکلامه و هازم من کاده بسحره بعصاه و معیدها بعد العود ثعبانا و ملقفها افک اهل الافک و مفسد عمل الساحرین و مبطل کید اهل الفساد من کادنی بسحر او بضر عامدا اوغیر عامد اعلمه او لا اعلمه اخافه او لا اخافه فاقطع من اسباب السماوات عمله حتی ترجعه عنی غیر نافذ و لا ضار و لا شامت بی انی درا بعظمتک فی نحور الاعداء فکن لی منهم مدافعاً احسن مدافعه و اتمها یا کریم».
پس بی شک هر گاه این دعا را بخواند، هرگز سحر هیچ ساحر جنی و انسی به او ضرر نمی رساند.
در «خزانه الاسرار» آورده: هر که این آیه از سورة بقره را بر طشتی نویسد، با کندر بخور بدهد و با آب بشوید واز آن بخورد، سحر در او اثر نخواهد کرد:
«و اتبعوا ما تلو الشایطین علی ملک سلیمان و ما کفر سلیمان و لکن الشیاطین وکفروا یعلمون الناس السحر و ما ا نزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمان من احد حتی یقولا انما نحنن فتنه فلا تکفر فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه و ما هم بضارعین به من احد الا باذن الله و یتعلمون ما یضرهم و لا ینفعهم و لقد عملوا لمن اشتراه ما له فی الاخره من خلاق و لبئس ما شروا به انفسهم لو کانو یعلمون».
برای دفع شیاطین و جادوگران از حضرت رسول خدا (ص) وارد شده که آیة سخره بخوانند و آن، این است:
(ان ربکم الله الذی خلق السماوات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثاً و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین)
اسبغ بن نباته می گوید: علی(ع) به من فرمود: این تعویذ سحر و ترس از سلطان است که آن را هفت بار می گویی:
«باسم الله و بالله»، (سنشد عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلایصلون الیکما بآیاتنا انتما و من اتبعکما الغالبون).
و هنگامی که از نماز شب فارغ شدی، قبل از شروع به نماز صبح، رو به آب، هفت بار دعای یاد شده را می خوانی، پس اگرخدا بخواهد بی‌گمان- آسیبی به تو نمی‌رسد.
از حضرت امام جعفر صادق (ع) منقول است: هر که بامداد و شبانگاه سه بار معوذتین- سوره فلق و ناس- را بخواند، سحر بر او کار نکند.
درمان و ابطال سحر
اگر دو اسم «قائم» و «واحد» را به روش امتزاج (ق و ا ا ی ح م د) بر کف دست شخص سحر شده‌ای بنویسد تا او را بلیسد، سحر باطل می‌شود.
امام صادق (ع) فرمود: این تعویذی است که سحر را باطل می کند و بر ورقی نوشته و بر شخص جادو شده آویخته می‌شود:
(قال موسی ما جئتم به السحر ان الله سیبطله ان الله لا یصلح عمل المفسدین و یحق الله الحق بکلماته و لو کره المجرمون، ءانتم اشد خلقا ام السماء بناها رفع سمکها فسواها و ا غطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد ذلک دحاها اخرج منها ماءها و مرعاها و الجبال ارساها، فوقع الحق و بطل ما کانوا یعملون فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین و القی السحره ساجدین قالوا امنا برب العالمین رب موسی و هارون).
هر که این آیه را بر خود آویزان کند، سحر را باطل می‌کند:
(و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغماً کثیراً و سعه و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفورا رحیماً)
معوذتین- سوره های فلق و ناس- را خواندن و با خود داشتن، سحر را باطل می کند.
علی (ع) به یکی از اصحابش که از سحر نزد او شکایت کرده بود، فرمود: این دعا را بر پوست آهو (و یا بر کاغذ) بنویس و بر خود بیامور تا ضرری به تو نزد و نیرنگش به تونرسد:
«باسم الله و بالله، باسم الله و ما شاء الله باسم الله لا حول و لاقوه الا بالله»، (قال موسی ما جئتم به السحر ان الله سیبطله ان الله لا یصلح عمل المفسدین و یحق الله الحق بکلماته و لو کره المجرمون، فوقع الحق و بطل ما کانوا یعلمون فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین).
برای ابطال سحر این آیات را با خود همراه داشته باشید:
(بسم الله الرحمن الرحیم و قدمنا الی ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا، و جعلنا من ین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون ، فالقی السحره ساجدین قالوا امنا برب العالمین رب موسی و هارون قال امنتم له قبل ان اذن لکم انه لکبیر کم الذی علمکم السحر.قالوا ان هذان لساحران یریدان ا ن یخرجا کم من ارضکم بسحرهما)، بحق کهیعص و بحق حمعسق و بحق (صم بکم عمی فهم لا یسمعون و لا تیکلمون)
در«خزانه الاسرار» آورده: هر که این آیه از سورة بقره را بر طشتی نویسد، با کندر بخور دهد و با آب بشوید و از آن بخورد، اگر مسحور باشد برطرف گردد:
(و اتبعوا ما تتلو الشیاطین علی ملک سلیمان و ما کفر سلیمان و لکن الشیاطین کفروا یعلمون الناس السحر و ما انزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمانن من احد حتی یقولا انما نحن فتنه فلاتکفر فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه و ما هم بضارین به من احد الا باذن الله و یتعلمون ما یضرهم و لا ینفعهم و لقد علموا لمن اشتراء ما له فی الاخره من خلاق و لبئس ما شروا به انفسهم لو کانوا یعلمون).
در «خزانه الاسرار» آورده که اگر آیة کریمة (و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضر الله شیئاً و سیجزی الله الشاکرین).
از آل عمران را بر جامة زنی نویسد: سحرش باطل شود.
در «بحر المنافع» آورده که این آیات و تعویذ را بر آب بخواند و مسحور و رنجور بخورد، صحت باید و سحر باطل گردد، ان شاء الله:
(فالقی السحره ساجدین قالوا امنا برب العالمین رب موسی و هارون) «اعوذ بعزه الله و کبریائه من شر السحره و من شر الشیطان.» (انهم یکیدون کیدا و اکیدا فمهل الکافرین امهلهم رویدا).
هر گاه آیة (قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا)را با زعفران و گلاب بر کاسه‌ای چینی بنویسند و به خود شخص سحر شده بدهند، از هر نوع سحری که مبتلا شده باشد، عافیت می یابد.
این دعا را سه روز بعد بامداد بر کاغذ نویسد و به آب جاری اندازد سحر باطل گردد:
«بسم الله الرحمن الرحیم من حیث نسینا و عافنا من حیث بلینا و صلنا من حیث قطعنا و صلی الهل علی محمد و اله اجمعین».
امام رضا (ع) در جواب کسی که از سحر پرسیدع فرمودک سحر حق است و ساحرا اگر خدا اجازه دهد آسیب می رسانند، پس هرگاه گرفتار سحر شدی، دستت را رو به روی صورتت بالا بیاور و برآن بخوان.
«باسم الله العظیم، باسم الله العظیم، رب العرش العظیم الا ذهبت و انقرضت.»
برای ابطال سحر، هفتاد مرتبه این آیة شریفه را بر کاسة آب پاکی بخواند و به گوشه‌های محل کسب و جلو منزل مسکونی خود بپاشد:
(یا معشر الجن و النس ان استعطم ان تنفذوا من اقطار السمواات و الارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان). آزموده شده است.
اگر سورة تکویر را در خانه ای بخواند که سحر در آن خانه بود و موضع ان معلوم نباشد، خدای تعالی آن را ظاهر گرداند و شر آن را دفع سازد.
امام کاظم (ع) فرمود: سیب شفای چند چیز است، از جمله سحر.
گشودن مردان و زنان
اگر کسی را بسته باشند، سورة مریم را بنویسد و بشوید و بخورد گشاده گردد.
از خواص سورة یس است که اگر آن را با مشک و زعفران و گلاب بنویسند و بشویند و به کسی دهند که او را بسته باشند، گشاده گردد.
بر سه تخم مرغ بعد از پختن و پوست کندن بنویسد:
اول (حتی اذا رکبا فی السفینه خرقها). دوم (اولم یر الذین کفروا ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما و جعلنا من الماء کل شیء حی افلایومنون) و سوم (فاستغلظ فاستوی).
سپس اولی را (به قصد گشوده شدن) بخورد، اگر نتیجه داد چه بهتر، وگرنه دومی را نیز بخورد و اگر باز هم نتیجه نداد، سومی را میل کند.
گفتنی است، ظاهراً برای عمل به این دستور ابتدا باید یک تخم مرغ را بپزد و به دستور گفته شده عمل کند و چنانچه نتیجه نداد، دومی و در صورت نیجه ندادن، سومی را، بی‌آنکه لازم باشد همه را یکباره بپزد و بنویسد و بخورد.
از بعضی علمای امامیه – رضوان الله علیهم- نقش شده که برای گشودن مرد بسته شده باید چهار تخم مرغ را بعد از پختنع پوست کند و به ترتیب بر اولی آیة (فوقع الحق و بطل ما کانوا یعلمون)، بر دومی آیة (قال موسی ما جئتم به السحر ان الله سیبطله ان الله لا یصلح عمل المفسدین)، بر سومی آیة (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لم الویل مما تصفون) و بر چهارمی آیة (ان ما صنعوا کید ساحر و یا یفلح الساحر حیث اتی)
را بنویسد و همه را بخورد، تا به خواست خدای متعال گشوده شود.
به جهت حل مربوط (باز کردن بسته شده) از اول سورة فتح تا (صراطاً مستقیماً) و سورة نصر را تا آخر، با این آیات در ورقی نوشتهع با خود داشته باشد:
(و من ایاته ان خلق لکم من النفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون)، ادخلوا علیهم الباب فاذدخلتموه فانکم غالبون، ففتحنا الواب السماء بماء منهمر و فجرنا الارض عیونا التقی الماء علی امر قد قدر، رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی ، و ترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض و نفخ فی اصور فجمعناهم جمعا، و کذلک حللت فلان بن فلانه عن فلانه بنت فلانه (لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رووف رحیم فان تولوا فقل حسی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم).
در کتاب «حائریه» آمده است: برای بازکردن شخص بسته شده، از ابتدای سورة فتح تا (نصراً عزیزاً) با این آیات (ففتحنا ابواب السماء بماء منهمر و فجرنا الارض عیونا فالتقی الماء علی امر قد قدر، و ترکنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض و نفخ فی الصور فجمعناهم جمعاً، و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم قل یحییها الذی انشاها اول مره و هو بکل خلق علیم.
حتی اذا رکبا فی السفینه حرقها قال اخرقتها لتغرق اهلها). و نیز این دعا «اللهم انی اسالکم بحق الاسم المکنون بین الکاف و النون و بحق محمد و اهل بیته الطاهرین ان تحل ذکر فلان بن فلانه علی فلانه بنت فلانه ب کهیعص، ب حمعسق، ب (قل هو الله احد و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماً) بالف لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» نوشته و بر شخص مورد نظر بسته می‌شود.
برای گشودن بسته شده، به تجربه رسیده که 41 مرتبه (بسم الله الرحمن الرحیم) را با مشک و رعفران و گلاب بر کوزة نوی نویسد و با آب حل کرده بیاشامد.
همچنین، بر کاسة آب نرسیده و یا بر طشت آب نارسیده سوره‌های نصر، توحیدع معوذتین و فاتحه الکتاب را بنویس و ب عد از آن شش یا هفت بار آیة (قال هذا رحمه من ربی فاذا جاء وعد ربی حقا جعله دکاء) را بر آن بخوان و بدم و نوشته‌ها را با آب حل نما تا معقود (شخص بسته شده) بیاشامد و در حال گشاده گردد.
کفعمی گوید: در یکی از کتابهای علمای امامیه دیدم که نوشته بود: بر برگی از زیتون باید نوشت: (و السماء بنیناها باید و انا لموسعون) و به مرد باید داد تا ببلعد و بر برگی دیگر از یزیتون باید نوشت: (و الارض فرشناها فنعم الماهدون) و به زن بایدداد تا او نیز ببلعد.
گشایش بخت دختران و پسران
در «خواص القرآن» آمده است: از پیامبر (ص) روایت شده که هر کس سورة احزاب را بر پوست آهو (و یا بر کاغذ) بنویسد و در ظرف کوچک در بسته‌ای در خانه‌اش بگذارد، خواستگاران زیادی نزدش می آیند و از وی می خواند دختران، خواهران، و یا دیگر خویشاوندان را به همسری آنان درآورد و همه به خواست خدای متعال- به او علاقمند می‌شوند، هرچند شخصی پست و فقیر باشد.
اگر سورة «انا فتحنا» تا (عزیزاً حکیماً) با رعفران و گلاب بر جامة دختری بنویسند، برایش شوهر پیدا می‌شود.
همچنین است اگر سورة «کهیعص»-مریم-را بنویسند، بشویند و آبش را بر سر دختر بریزند.
دقت کنید آبی که سورة یاد شده که در آن شسته می‌شود نباید در جای ناپاک مانند حمام ریخته شود، بلکه باید آن را در درون طشتی بزرگ ریخته، سپس در آب جاری یا زمینی پاک خالی کرد و یا از همان ابتدا غسل در زمین پاکی انجام ‌شود.
در «خواص الایات» است که اگر این آیه و دعا را بنویسند و بر گردن دختری که شوهر نکرده باشد ببندند، زود همسر پیدا می‌کند: (و من کل شیء خلقنا رزوجین لعلکم تذکرون)، «اللهم بحق قولک هذا و بحق محمد ان ترزق هذه امراه زوجا موافقا غیر مخالف بحق محمد و آله اجمعین».
اگر بخواهی زن بگیری این آیه را نوشته، بر بازوی راست خود ببند: (قل ان الفضل بید الله یوتیه من یشاء و الله واسع علیم یختص برحمته من یشاء و الله ذوالفضل العظیم)
در اینجا به دو نسخة ارزشمند، در گشایش بخت دختران و پسران اشاره می کنیم که آنها را دوست دانشمندم حجه الاسلام علی رحمانی از دو استاد بزرگوار خود برایم روایت و نقل کرده اند:
مرحوم آیه الله سید محمد حسن میرجهانی می فرمودند: برای مدتی روزها 100 مرتبه آیة (ربنا آتنا من لدنک رحمه و هیئ لنا من امرنا رشداً) و شب ها 100 مرتبه آیة شریفة (رب لاتذرنی فردا و انت خیر الوارثین) را بخواند تا بخت گشوده شود و این از مجربات است.
مرحوم نعمه الله جدیدی تهرانی می‌فرمودند:
دعای زیر را در سه نسخه نوشته، یکی را در گردن بیاویزد، دیگری را در میان جامه‌های خود قرار دهد و سومی را در آب حل کند و بیاشامد بخت گشوده می شود و این از مجربات است:
«بسم الله الرحمن الرحیم ،سبحان الله و الحمد لله کثیراً و لا اله الا الله و الله اکبر کبیراً، اللهم انی اسالک من فضلک و رحمتک، فانهما بیدک لا یملکهما احد غیرک، برحمتک یا ارحم الراحمین».
همچنین باید این دعا را برای مدتی شب ها سه مرتبه قبل از خواب بخواند تا مقصود حاصل شود.
آداب و دعاهای دفع بلا
استفاده از تربت امام حسین (ع)
امام صادق (ع) فرمود: کام فرزندان خود را با تربت امام حسین (ع) برداریدع زیرا امان از بلاهاست.
گفتنی است، برای این کار باید به اندازة یک عدس تربت را بر انگشت سبابه بگذارند و به سقف دهان کودک بکشند.
انگشتر عقیق در دست کردن
علی (ع) فرمود: انگشتر عقیق در دست کنید تا خداوند به شما برکت دهد و از بلا در امان باشید.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   21 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سحر و جادو

دانلود مقاله اجر پزی و کاشی کاری

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله اجر پزی و کاشی کاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

پیشگفتار

 

موضوع تحقیق بررسی حرفه های قدیمیان همانند آجر پزی و کاشی کاری است. دلیل انتخاب این موضوع این بوده که از کودکی به این نوع حرفه ها علاقه ی بسیاری داشته و چون حالا زمینه ای پیدا شد که بتوانیم در مورد این حرفه ها تحقیق و بررسی نماییم چه بهتر دیدیم که این موضوع را بررسی و دنبال کنیم.
برای انجام این تحقیق که یک تحقیق میدانی بود به کارگاه های آجرپزی و کاشی کاری جاهای مختلفی از جمله شهرستان داراب استان فارس سر زدیم تا بتوانیم هر چند مختصر در مورد این موضوع مطالبی را جمع آوری نماییم و امیدوارم که در آینده ما و هم چنین کسانی که این رشته را دنبال می کنند بیشتر به این حرفه ها اهمیت بدهند که این حرفه ها و صنایع دستی نقشی بسزا در زندگی گذشتگان داشته است

آجرپز
بابلیها در هزاره ی چهارم پیش از میلاد آجر می ساختند. در ایران در شوش و سیلک کوره های آجرپزی مربوط به هزاره ی یکم پیش از مسیح از زیر خاک بیرون آورده شده است.
محل کار آجرپز ، که نام های دیگر آن خشتمال، خستیز، خشتگر، و خشتزن و فخار است. قالب زدن آجر درست همانند خشتزنی است با تفاوت های جزئی. چون فرآورده ای که وی تولید می کند در قسمت بیرونی ساختمان به کار برده می شود باید خاک رس وی انتخاب شده و آن را خوب آب دیده و یا باصطلاح کشته کنند. و مواد ناخالص آن را بگیرد. خاک رس را از چال یا گودالی که به دست می آورند با الاغ به محل کار آورده و آن را در گودال خاکشویی میریزند و یک پنجم حجم آن، ماسه ی خاکستری یا خاک سیاه، که آن نیز از معادن نزدیک با الاغ آورده می شود، اضافه می کنند. خاک سیاه را از آن جهت اضافه می کنند که خاک رس تمیز شده و پس از پختن رنگ روشنی داشته باشد وگرنه رنگ آجرها سرخ خواهد شد. از چاه آب کشیده و در گودال خاک شویی می ریزند (تصویر 170) و یا اینکه از جوی آب یا محل دیگری به آنجا آب می رسانند و 24 ساعت خاک رس را درآب قرار می دهند تا خوب شسته شود. فردای آن روز کارگران با پاروی چوبی آن را خوب به هم می زنند تا آمیخته مزبرو تا حدودی آبگون گردد. آن را با دلو بیرون آورده و در جوی میریزند که از آن جا به گودال مجاور می رود. در آن جا یکی کارگر دیگر آن را از الک (غربال) می گذارند و به این ترتیب ریگ و سایر ناخالصی ها ی درشت از آن جدا می شود. پس از اینکه چاله خاک شویی تهی گردید گل ته نشین می شود. و در 24 ساعت آب آن را با دلو خارج می کنند و پس از 4 روز خاک رس خشک می شود و آن را با بیل بیرون می آورند. خشتمال نزدیک گل رس چنباته می زند و مقداری خاک سیاه در کنار خود دارد. هر دفعه مشتی از خاک سیاه را توی قالب که از جعبه ی چدنی و از دو قسمت کوچک و بزرگ تشکیل شده می ریزد. قالب را تکان می دهد که خاک سیاه به دیوار نمناک آن بچسبد و هر خانه از قالب را با چونه (مشته) گل پر کرده با دست روی آن می زنند و قسمت های اضافی آن را با شمشه یا سیم می برد. سپس تو پایه ی قالب را گرفته و بر میگرداند و خشت را خالی می کند. خشت خام 24 ساعت می ماند تا خشک شود. سپس آن ها را بلند کرده به پهلو قرار می دهند و سه روز می ماند تا همه جای آن خشک شود، خم نشده و ترک بر ندارد. پیش از آنکه خشت ها را جمع کرده و به کوره ببرند یک کارگر با دست خود کناره های آن را صاف می کند و یا به اصطلاح خودشان واکو می کند. کوره آجر پذیری در حومه همدان است و روشی که در بالا برای ساختن آجر گفتیم در آنجا به کار برده می شود. پی کوره در حدود 5/2 متر زیر زمین است و آتش خانه ی آن را تشکیل می دهد و چند پله می خورد تا به آن برسند. روی آتشخانه طاق کوره است که سوراخ های زیادی به نام زنبورک دارد. خشت ها را با الاغ به کوره آورده و روی زنبورک می چینند. قسمت اول خشت ها را از سوراخ جلو کوره داخل می کنند در پست کوره سوراخ دیگری است که از زمین بالا است و پلکانی به آن تکیه داده اند و بقیه ی خشت ها را از این دربچه به درون کوره می فرستند. آجرها طوری چیده می شود که دود و گاز سوخته از توی آنها بیرون برود. آخرین ردیف آجرها که در بالا قرار گرفته خیلی نزدیک به هم چیده می شود غیر از سوراخی که در وسط قرار دارد و به قطر یک متر می باشد تا دود از آن خارج شود. بقیه شکاف ها را در ردیف آخر با گل رس می گیرند. دریچه ها را نیز می گیرند. کوره ای که شحر دادیم در حدود 50000 آجر به اندازه های 5×10×20 و یا 25 هزار آجر به اندازه ی 5×20×20 سانتی متر گنجایش دادرند. پیش از جنگ جهانی دوم سوخت کوره ها بته های بیابانی به نام چار – (ترخاویاترخان) و – درمنه بود.
چندین هفته پیش از روشن کردن کوره آن ها را گردآورده و نزدیک آتشگاه می گذاشتند. این چارها و درمنه ها با شعله های گرم بلند می سوزند و وقتی که بته ها در حال سوخت هستند با چنگال بلندی سوخت به آتشخانه می ریزند و به واسطه ی گرمای زیادی که دارد کارگرانی که این کار را می کنند به نوبت عوض می شوند. امروزه به جای این روش از نفت سیاه استفاده می کنند که آن هم از فراورده های فرعی پالایشگاه هاست. نفت سیاه را با کاه و یا پوشش خشک چغندر درهم می آمیزند و با بیل به درون آتشخانه می فرستند. سوختن این کوره بزرگ 72 ساعت طول می کشد. در پایان این مدت مقدار زیادی آمیخته ی نفت و کاه به آتشخانه وارد می کنند و بدین ترتیب ناگهان جریان هوا قطع می شود و اتمسفر احیا کننده ای درست می شود که برای رنگ کرم آجر بسیار مناسب است. پس از آنکه آخرین قسمت سوخت به کوره داده شد سوراخ آتشگاه و خروجی دود بی درنگ با گل رس گرفته می شود و پس از 72 ساعت کوره سرد می شود. سپس آجرها را از کوره بیرون آورده و بار الاغ کرده و به محل ساختمان می برند و یا در حیاط روی هم می چینند تا به فروش رود. معمولاً آجرهایی که روی زنبورک قرار دارد زیاد پخته شده است. آن ها را کنار می گذارند و برای ساختن حوض و آب انبار که یکی از سنت های دیرین ایران است به کار می برند.
روش آجرپزی مانند هر چیز دیگری در هر استانی فرق می کند. در خوزستان که بیشتر ساختمان ها از آجر است کوره ها بزرگتر و معمولاً گنجایش 150000 آجر دارند. در آباده مرکز ایران روش عجیبی برای ساختن آجر معمول است. در آن جا کوره دائمی عبارتست از آتشگاه و زنبورک (شبکه) بالای آن. وقتی آجرها را می چینند مقداری سنگ آهک در وسط آن کومه می کنند و آجرهای خام را به دور این کومه طوری می چینند که هوای سوخته شده از درون آن ها به بیرون راه یابد ولی کوره دیوار خارجی ندارد. گازهای سوخته شده از اطراف آن بیرون می آید. پس از 24 ساعت کوره را خاموش می کنند و تمام آجرها به جز آن هایی که در قسمت خارج قرار گرفته اند خوب پخت شده اند. آجر و سنگ آهک پخته شده را به محل ساختمان می برند و از این آهک جهت ساختن ملات برای همین آجرها استفاده می کنند. آجرهای نیم پز را برای سوخت دوم کنار می گذارند. وقتی که درباره ی غیر اقتصادی بودن این روش آجر پزی با سرکارگر این کوره ها سخن گفتم وی معتقد بود که درست است که کاراریی آن زیاد نیست ولی ساختن کوره های دیوار دار خرج دارد و آن ها از عهده بر نمی آیند و همیشه از این روش استفاده کرده اند.

 

 

 

 

 

کاشیکار و آجرکار
بین قرون ده و دوازده میلادی، در زمان سلجوقیان روش تزیین ساختمان با آجر در ایران متداول شد و از آن تاریخ به بعد جزو خصوصیات معماری ایرانی شده است. این روش که عبارت از تزیین با آجر است و آن را هزار باف می نامند در سده ی هشتم میلادی در عراق متداول بود.
کهنترین ساختمانی که این نوع تزیینات به کار برده شده است دروازه ی بغداد در رقد است، کاخ دژ آسای اخیضر در 180 کیلومتری جنوب بغداد قدری جدیدتر است، و کاروانسری عطشان نزدیک کوفه مربوط به همین دوره است. آثار معماری ساسانی در تمام ساختمان های اسلامی که در عراق قرار گرفته اند دیده می شود. اما از آنجایی که کارهای هزار بافی در دوره ساسانیان معمول نبود اختراع و ابتکار آن در عراق قدری تردید آمیز است.

 


گنبد علویان در همدان
روش جدید با متداول کردن انواع و اقسام شیوه های به هم پیوستن آجرها آغاز گردید، بعضی از آن ها دارای آجرهای است برجسته و بدین ترتیب اثر سایه روشن ایجاد کرده و سبب شد که برای تزیینات کتیبه های آجری بوجود می آید. دیدین ترین نمونه این نوع کار، گنبد کوچک مسجد جامع اصفهان است که در زمان وزیر بزرگ سلجوقیان، نظام الملک و به فرمان او ساخته شده است.

 


کوره آجر

 

در این زمان بندهای گچی متداول گردید و علاقه ها به تزیین با گچ سبب شد این بند گچی را کنده کاری کنند و سپس بین آجرها، گچ کنده کاری شده به کار برده شد و بالا خره به جای این گچ بین دو سر آجر به کار برند تمام آن سطح را گچکاری و روی آن را گچبری کردند. این روش تزیین با گچ در طاق گنبد مسجد الجایتو خدا بنده در سلطانیه که در حدود سال 1320 میلادی ساخته شد به آخرین درجه تکامل خود رسید. در سال 1104 همین روش در مسجد گلپایگان به کار برده شد و در قسمت های کهنه مسجد جمعه اصفهان این شیوه گچ بری به چشم می خورد. در سال 1326 میلادی که مسجد جمعه ورامین ساخته شد هنوز این روش متداول بود. در ساختمان هایی که بنا گردید دیده می شود که دیگر گچ بین آجرها کنده کاری نمی شد بلکه با قالب های مختلفی آن را درست می کردند.
استفاده از آجرهای رنگین (لعابی) یکی دیگر از اقداماتی بود که در بهبود وضع معماری صورت گرفت و سبب رواج نوعی کاشیهای زیبا گردید که در آغاز دارای اشکال هندسی به تناسب بزرگی و اندازۀ رویۀ کاشی بودند. آغاز کاربرد آجرهای لعابی در ساختمان هنوز هم مشخص نیست. به طور کلی می توان آنها را تا زمان بابلیان به عقب برد و در هزارۀ دوم پیش از میلاد مسیح در عیلام نیز به کار برده می شده است. آجرهای رنگی در زمان هخامنشیان در ساختمان هایی که در فلات ایران به ویژه شوش و تخت جمشید بر پا شده، دیده می شود (سدۀ پنجم پیش از میلاد مسیح). به نظر می رسد که کاربرد آجرهای رنگی و لعابی در زمان سلوکی ها و پارت ها و ساسانیان معمول نبوده است، ولی در زمان خلافت بنی عباس در بغداد بار دیگر احیا گردید. در سال 903 میلادی که ابن رُسته دربارۀ مسجد بزرگ بغداد می نویسد می گوید که تمام مسجد با آجرهای لعابی لاجوردی تزیین شده بود. یعقوبی نویسنده سده دهم از مناره سبز رنگ مسجد بخارا (که در آن وقت در خاور ایران بود) سخت تعریف می کند. به نظر می رسد که در دوره سلجوقیان (1037 تا 1157) این شیوه تزیین مساجد به اوج خود رسیده باشد، معهذا نظام الملک آجرهای ساده را به کاشی های رنگی برای ساختن مسجد جمعه اصفهان ترجیح داد. در بخش اختراع و پیشرفت لعاب ها نشان داده خواهد شد که در سده دهم کوزه گران ایرانی دانش بسیار ارزنده و وسیعی درباره لعاب آجرها و کاشی های ساختمانی داشتند.
آرتورپوپ دربارۀ پیشرفت کاشی کاری در ساختمان می نویسد: «نخستین بار، کاشی های لعابی در سدۀ دوازدهم میلادی در گنبد مسجد جامع قزوین پدید آمد، اما به محض اینکه این روش اغاز گردید به تندی و شتاب توسعه یافت و در چند نسل، تمام ساختمان ها با کاشی کاری های بسیار زیبا گوهرنشان شده بودند و این خود عصر جدیدی در تزیین هنر معماری ایرانی بود».
مصرف نخستین کاشی های رنگی، قرار دادن منظم آجرهای کوچک با رویۀ لعاب دار، در بستری از آجرهای معمولی برای تزیین بود. رنگ های اصلی آن فیروزه ای، آبی آسمانی و نارنجی ملایم بود. بیشتر طرح ها اشکال هندسی مثل پنجرۀ مشبک و چند ضلعی و پیچ و خم دار بودند. ولی تمام نوشته ها به صورت مستطیل بود. مثال بارز این نوع طرح ها در برج آرامگاه مؤمنه خاتون در نخجوان آذربایجان است که تاریخ آن 1158 میلادی می باشد.
در پایان سدۀ دوازدهم نوع جدیدی از تزیین دیوارهای سفالی در ایران پدید آمد و آن کاشی های نقش دار بود. این نوع کاشی ها در سدۀ نهم در عراق به ویژه بغداد و سامره به کار برده می شد و آنجا به مصر، شمال آفریقا و اسپانیا از یک سو و ایران از سوی دیگر گسترده شد. این کاشی های منقش اغلب در مراکز کاشی سازی کاشان، در مرکز ایران ساخته می شد و از آنجا به سایر قسمت های خاور نزدیک و میانه فرستاده می شد. دو نوع مختلف از این کاشی ها به چشم می خورد. نخست کاشی هایی که روی آن صاف رنگ آمیزی شده و طرح و نقش آن صلیب و ستاره بود، دوم کاشی های بزرگ تر که رویۀ آن برجسته بود و بیشتر در ساختمان محراب ها، یعنی محل نیایش رهبران مذهبی، در مسجد به کار برده می شد. هر دو نوع این کاشی ها در کوره هایی پخته می شد که اتمسفر آنها احیا کننده بود و در آن بعضی از اکسیدهای فلزات را به شکل لعاب و به صورت فلزی روی سطح کاشی ها می نشاندند و سطح آنها را براق و درخشان چون فلزات می کردند. بسیاری از این کاشی های برجسته و الوان محراب ها امضاء هنرمندان کوزه گر کاشانی را دارد. یکی از نام آورترین آنها ابوزید است که محراب مهمترین زیارتگاه ایرانیان را در مشهد به سال 1215 میلادی ساخت. یکی دیگر از استاد کاران کاشی به نام یوسف محمد، محراب زیارتگاه علی بن جعفر را در قم در سال 1333 میلادی خود به شخصه طرح ریزی کرده، با کمال غرور آن را ساخته و امضاء کرده است. کاشان تا میانۀ سدۀ چهاردهم در هنر ساختن کاشی های برجسته و الوان سخت استاد است.
در این زمان شیوۀ دیگری در کاشی کاری در خاور ایران پدید آمد و آن کاربرد کاشی های معرق بود. این نوع کاشی کاری عبارت از پهلوی هم قرار دادن قطعات ریز و مختلف الشکلی از کاشی های یک رنگ است که بر طبق طرح و نقشی که قبلاً کشیده شده است آنها را بریده اند. مزیت آن بر کاشی های درخشان زیاد است:
1. کاشی های یک رنگ معمولی را هر کوزه گر محلی که لعاب خوب و رنگ زیاد در اختیار داشت می توانست بسازد. گرچه کاشان قرن ها انحصار فروش سنگ لاجورد را در اختیار داشت، ولی مقدار کمی اکسید کبالت (سنگ لاجوردی) مورد نیاز این کاشی ها را می شد در همه جا از طریق خرید و فروش و داد و ستد به دست آورد.
2. هزینه حمل و نقل گران و خطر شکستن کاشی ها به هنگام باربری نیز بدین طریق، یعنی با تولید کاشی های محلی، برطرف گردید.
3. پیشه وران با تولید کاشی های یک رنگ موفق شدند که از شیوۀ پرهزینۀ ساخت کاشی های درخشان صرف نظر کنند.
4. کاشی کاری های معرق در معماری ساختمان با اندازه های متنوع و مختلف قابل استفاده است. با این کاشی ها می توان از گل سرخ کوچکی که قطر آن به اندازۀ 30 سانت باشد گرفته تا تزیینات داخلی و خارجی گنبدهای عظیم مساجد را پوشانید،.
این کاشی کاری ظاهراً نخست در خاور ایران پدید آمد و در زمان تیموریان در هرات (افغانستان امروزی) به آخرین درجه از تکامل خود رسید. طرح های کاشی کاری هرات در سدۀ چهاردهم بسیار خوش و زیبا و ساختمان آنها محکم بود. نمونۀ بارز کاشی کاری هرات در ایران مسجد جمعۀ اصفهان و یزد است. مسجد جمعۀ یزد مربوط به سال 1375 میلادی است. در سدۀ پانزدهم در هنر و سبک کارگذاری کاشی ها ظرافت خاصی اعمال گردید. در این زمان کاشان روش جدید را نیز متداول ساخت. مسجد میدان کاشان امضاء حیدر کاشی تراش را به سال 1463 میلادی نشان می دهد.
انتقال دربار تیموری از هرات به تبریز سبب گردید که کاشی کاری نیز به آن محل منتقل گردد و به کیفیت مرغوبتری درآید. بهترین مثال آن مسجد آبی است (مسجد علی که در 1522 میلادی به پایان رسیده است). در این مسجد نوشته شده «مصدق کاشی تراش این مسجد را طرح کرده است». از جمله کارهایی که استادان تبریزی در کارهای مساجد انجام دادند این بود که نوشته های خود را به صورت برجسته در آورده و روی آن لعاب نمی دادند. آجرهای نارنجی رنگ در قبال زمینۀ آبی سیر بسیار درخشان می نمود.
هنگامی که صفویه پایتخت خود را در آغاز سده شانزدهم به اصفهان متقل کردند شاه اسماعیل هنرمندان را از سراسر کشور جمع آوری کرد و بسیار از کلیساها، مسجدها و ساختمان های مختلف زمان صفویه نشان می دهد که طرح های عالی و مرغوب گذشته و روش و شیوه کاربرد کاشیها حفظ شده است. یکی از استاد کارانی که دیواره های مناره هارون ولایت اصفهان را تزیین کرده است استاد حسین می باشد (1512 میلادی). در آن دوره کاشیتراش به مشارکت و کمک طراحان هنر کار می کرد و این را از امضاهایی که در مسجد جمعه اصفهان وجد دارد و می نویسد «سید محمود نقاش این را نوشته است» می فهمیم.
از سده هفدهم میلادی یعنی زمان شاه عباس کاشی های چندرنگ جای کاشیهای یک رنگ بریده شده را گرفت. روش لعاب چندرنگ که آن را هفت رنگ می خواندند از کوزه گری عمومی آغاز گردید و به کاشیکاری رسید بهترین نمونه نوین این روش کاشیکاری ، در مسجد شاه اصفهان دیده می شود که در ردیف آن مسجد شیخ لطف الله و دو کلیسای مسیحی سنت ماری و سنت الیزابت است که هر دوی آنها در جلفا (اصفهان) قرار دارد.
شاه عباس آن ها را به ارامنه کاتولیک های پایتخت خود واگذار کرده است. کار کاشیکاری کلیساها که به وسیله نقاشان مینیاتور طرح ریزی شده است بسیار مرغوب و تاریخ آن 1716 میلادی است. اما هنر هفت رنگی در سده هیجده و نوزده به تباهی گرایید و فقط در زمان سلطنت رضا شاه یعنی تقریباً از سال 1930 به بعد است که هنر هفت رنگی بار دیگر زنده شد. هنر ساخت کاشیهای معرق (کاشی کاری ریز) از لحاظ احتیاجی که به تعمیر بناهای تاریخی و هنری ایران بود احیاء گردید. کاشیکار امروزی ایرانی در این رشته اینقدر جلو رفته است که کیفیت ساخته های او با کار استادان سده ی نوزدهم برابر است.

 


شیوه ی آجر تراشی و کاشی تراشی

 

هنرمندانی که در آجر کاری یا هزاره بافی (پارچه) و کارهای کاشیکاری سرگرم بودند معمولاً کار خودشان را از بنای عادی آغاز کردند. کسانی که موفق شدند که با آجر طرح ها و زیبای هایی بیافرینند و در این رشته کارشناس گردیده اند و خود را استاد آجر تراش نامیدند. پس از آن تخصص دیگری مورد نیاز بود که آن هم تراشیدن و کارکردن با کاشیها و بریدن آن ها به قطعات کوچک بود. کسانی که منحصراً این کار را انجام می دهند کاشیتراش نامیده می شوند.

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اجر پزی و کاشی کاری