اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

خرید و دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد “M.Sc” اکتشاف- مهندسی معدن :شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی

اختصاصی از اس فایل خرید و دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد “M.Sc” اکتشاف- مهندسی معدن :شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

خرید و دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد “M.Sc” اکتشاف- مهندسی معدن :شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی


خرید و دانلود پایان نامه  کارشناسی ارشد “M.Sc” اکتشاف- مهندسی معدن :شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد“M.Sc” مهندسی معدن - اکتشاف
عنوان : شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی محدوده درق سبزوار در مقیاس 1:25000 با استفاده از پردازش تصاویر استر

مقدمه
اکتشاف کانسارها، فرآیندی مرحله ای بوده که در مقیاس کوچک و در منطقه ای وسیع آغاز شده، سپس به مناطق کوچک تبدیل می شود و سرانجام پس از اجرای مطالعات تفضیلی با انتخاب محل هایی ب رای حفاری به منظور دست یافتن به ذخایر معدنی پنهان پایان می پذیرد. شناسایی مناطق امید بخش اولیه، نخستین گام در اکتشافات مقدماتی است که در آن از روش های گوناگونی مانند روش های ژئوفیزیکی (مغناطیس سنجی و ...)، ژئوشیمیایی (نمونه برداری از رسوبات رودخانه ای و ... )، سیستم اطلاعات جغرافیایی و ... استفاده می شود . علم سنجش از دور یکی از روش های نوینی است که می تواند جهت شناسایی مناطق امید بخش در مقیاس ناحیه ای در کنار لایه های اطلاعاتی دیگر به کارگرفته شود و با دقت و سرعت بالای خود، هزینه های مربوطه را تا حد امکان کاهش دهد.

چکیده
تهیه نقشه پتانسیل کانی سازی فرآیندی است که در آن ابتدا بر اساس ویژگی های زمین شناسی واطلاعات موجود، مناطق دارای پتانسیل برای وجود ذخایر معدنی تعیین می شوند. در مرحله بعد، قسمت هایی از مناطق مورد اکتشاف بر اساس شواهد حاصل از نقشه های زمین شناسی، برداشت های ژئوفیزیکی، ژئوشیمیایی و نیز موقعیت اندیسهای شناخته شده معدنی، برای مراحل تفصیلیتر اکتشاف انتخاب شده و در نهایت نقشه ای تهیه می شود که نشان دهنده مناطق دارای پتانسیل و در اولویت برای وجود ذخایر معدنی می باشد. از آنجایی که عملیات اکتشافی در شرایط ریسک پذیر و سرمایه بر انجام می شود، یکی از اهداف برنامه های اکتشافی، انتخاب بهینه مناطق امید بخش و کوچک نمودن محدوده مورد مطالعه به منظور پی جویی ماده مورد اکتشاف است. یکی از راههای دسترسی به هدف فوق، استفاده از بررسی های سنجش از دور و به طور خاص استفاده از روش های شناسایی الگو در این روش خاص است که به دلیل نیاز به دقت و صحت بالای نتایج حاصله، استفاده از الگوریتم های قدرتمند و با خطای کم، ضروری به نظر می رسد. هدف از مطالعه حاضر استفاده از معیارهای مختلف اکتشافی در شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی درق سبزوار می باشد.

این پایان نامه در7فصل به قرار زیر تهیه و تنظیم شده است:

فصل اول : کلیات

فصل دوم : اصول سنجش از دور و پردازش تصاویر ماهواره ای

فصل سوم : منطقه مورد مطالعه

فصل چهارم : بازدید، طراحی شبکه نمونه برداری و برداشت نمونه های رسوبات رودخانه ای

فصل پنجم : پردازش تصاویرAster منطقه و استخراج مناطق امیدبخش

فصل ششم : پردازش تصویر ماهوارهای منطقه بر اساس نتایج آنالیز نمونه ها

فصل هفتم : تلفیق، نتیجه گیری و پیشنهادات

 

این فایل با فرمت pdf و در 101ص تنظیم گشته است.

 

 


دانلود با لینک مستقیم


خرید و دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد “M.Sc” اکتشاف- مهندسی معدن :شناسایی مناطق امید بخش اکتشافی

دانلود پایان نامه شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان

اختصاصی از اس فایل دانلود پایان نامه شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پایان نامه شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان


دانلود پایان نامه شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان

شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان توسط کارکنان شعب بانک کشاورزی جنوب کرمان

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:124

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

گرایش:بازاریابی

فهرست مطالب :

چکیده 1

فصل اول :کلیات تحقیق

1-1- مقدمه 3

1-2- شرح وبیان مسأله تحقیق 4

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق 6

1-4- اهداف تحقیق 8

1-5- سؤالات تحقیق 8

1-6- فرضیه­ های تحقیق 8

1-7- مدل مفهومی تحقیق 9

1-8- تعاریف مفهومی وعملیاتی واژه‌های تحقیق 10

1-9- قلمرو مکانی وزمانی تحقیق 11

1-10- روش تحقیق 11

1-11- ابزار گردآوری داده­ها 12

1-12- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق 12

فصل دوم ادبیات تحقیق

2-1- مقدمه 14

بخش اول :بانکداری الکترونیک

2-1-1- مقایسهای از خدمات بانکداری الکترونیکی با بانکداری سنتی 15

2-1-2- پرداخت الکترونیکی وانواع آن 16

2-1-3- طبقه بندی سیستم های پرداخت الکترونیکی 16

2-1-4- مسائل مربوط به سیستم امنیتی دربانکها 17

2-1-5- عوامل موثر بر اعتبار وقابلیت اطمینان سیستم پرداخت الکترونیکی 18

2-1-6- بانکداری اینترنتی 18

2-1-7- اعتماد در شبکه بانکی 20

2-1-7-1- اعتماد در بانکداری آنلاین 21

2-1-8- مدل های پذیرش تکنولوژی بانکداری اینترنتی 24

2-1-9- سودمندی ادراک شده بانکداری اینترنتی 26

2-1-10- سهولت استفاده ادراک شده 26

بخش دوم خدمات

2-2-1- مفهوم وتعاریف خدمت 28

2-2-2- سنجش و ارزیابی کیفیت خدمات 28

2-2-3-مدل سروکوآل 30

2-2-4- ابزار سنجش کیفیت خدمات بانکی 33

2-2-5- کیفیت خدمات الکترونیکی 34

2-2-6-خدمت گرایی خدمات (جهت گیری خدمات=خدمت گرایی) 35

2-2-7- تعاریف ومفهوم خدمت گرایی خدمات 36

2-2-8- مشتری گرایی 37

2-2-9- مدیریت ارتباط با مشتری 39

2-2-10 -مشتری مداری و موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری 41

2-2-11- فرایندهای تجزیه و تحلیل مدیریت ارتباط با مشتری( CRM) 42

بخش سوم :سبک رهبری

2-3-1-تاریخچه و سیر تحول سبک رهبری 43

2-3-2-مفهوم وتعاریف سبک رهبری 42

بخش چهارم :رضایت شغلی

2-4-1- مفهوم وتعاریف رضایت شغلی 45

2-4-2- نطریه های رضایت شغلی 47

2-4-2-1- نظریه انگیزشی هرزبرگ 47

2-4-2-2- نظریه امید و انتظار 48

2-4-2-3- نظریه ارزش 48

2-4-2-4- نظریه بریل 48

2-4-2-5- نظریه نقشی 48

2-4-2-6- نظریه نیازها 48

2-4-2-7- نظریه هالند 50

2-4-3- عوامل تعیین کننده ی رضایت شغلی 50

2-4-4- ابعاد رضایت شغلی 51

2-4-5- شیوه ابراز نارضایتی و نتایج رضایت شغلی 51

2-4-6- رابطه رضایت شغلی وجابجایی کارکنان 52

بخش پنجم: پیشینه تحقیق

2-5-1- تحقیقات خارجی 54

2-5-2- تحقیقات داخلی 61

2-5-3- مدل مفهومی تحقیق 62

فصل سوم روش اجرای تحقیق

3-1- مقدمه 64

3-2 روش تحقیق 64

3-2-1- از نظر هدف 64

3-2-2- ازنظر روش 64

3-3- جامعه آماری ، نمونه و تعیین حجم نمونه 65

3-4- روشهای گردآوری داده ها 66

3-5- ابزارگردآوری اطلاعات 66

3-6- روایی و پایایی پرسشنامه 66

3-7- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 69

3-7-1- جدول مقایسه زوجی 70

3-7-2- عملیات محاسبه داده ها 71

3-7-3- روشهای محاسبات داده ها درروش AHP 71

3-7-4- استخراج اولویت ها از جدول مقایسه های گروهی 72

11-3-3- نرخ سازگاری 73

فصل چهارم تجزیه وتحلیل داده ها

4-1- مقدمه 75

4-2- تجزیه وتحلیل نتایج 75

4-2-1- اولویت بندی معیارهای اصلی به روش A.H.P با نرم افزار    Expert Choice 75

4-2-2- اولویت بندی معیارهای اصلی 77

4-2-3- اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به معیارهای اصلی 78

4-2-4-اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به رضایت شغلی 78

4-2-5-اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به مدیریت 80

4-2-6- اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به معیار خدمت گرایی 78

4-2-7-اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به معیار مدیریت ارتباط با مشتری 80

4-2-8-اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به معیار خدمات الکترونیک 81

4-2-9-اولویت بندی زیر معیارهای مربوط به معیار کیفیت خدمات سنتی 83

4-10 – پاسخ به فرضیات تحقیق 86

فصل پنجم نتیجه گیری وپیشنهادات

5-1- مقدمه 88

5-2- یافته های تحقیق 89

5-3- پیشنهاد های کاربردی 97

5-4- پیشنهاداتی برای محققان آینده 99

5-5- موانع ومحدودیت های پژوهش 99

پیوست ها

پیوست الف:پرسشنامه 101

پیوست ب:جدول های آماری. 103

منابع وماخذ

منابع فارسی. 116

منابع انگلیسی 119

چکیده انگلیسی 120

فهرست جداول :

جدول2-1- مقایسه بانکداری الکترونیکی با بانکداری سنتی 15

جدول 3-1- مقیاس مقایسه زوجی 73

جدول4-1- مقایسه زوجی بین معیارهای اصلی 77

جدول 4-2- اولویت بندی معیارهای اصلی 78

جدول4-3- مقایسه زوجی بین معیارهای رضایت شغلی 79

جدول 4-4- اولویت بندی معیارهای رضایت شغلی 79

جدول 4-5- ماتریس مقایسات زوجی زیرمعیارهای مربوط به معیار مدیریت 81

جدول 4-6- اولویت بندی معیارهای مدیریت 82

جدول 4-7- ماتریس مقایسات زوجی زیرمعیارهای مربوط به معیار خدمت گرایی 82

جدول 4-8- اولویت بندی معیارهای خدمت گرایی 83

جدول 4-9- ماتریس مقایسات زوجی زیرمعیارهای مربوط به معیار مدیریت ارتباط با مشتری 84

جدول 4-10- اولویت بندی معیارهای مدیریت ارتباط با مشتری 85

جدول 4-11- ماتریس مقایسات زوجی زیرمعیارهای مربوط خدمات الکترونیک 85

جدول 4-12- اولویت بندی زیرمعیارهای مربوط به معیار خدمات الکترونیک 86

جدول 4-13- ماتریس مقایسات زوجی زیرمعیارهای مربوط به معیار کیفیت خدمات سنتی 87

جدول 4-15- اولویت بندی زیرمعیارهای مربوط به معیار کیفیت خدمات سنتی 87

فهرست نمودارها :

نمودار 4-1- عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین 76

نمودار 4-2 – الویت بندی عوامل اصلی مؤثر برموفقیت ارائه خدمات نوین توسط کارکنان 77

نمودار 4-4 – الویت بندی معیارهای مدیریت 81

نمودار 4-4 – الویت بندی معیارهای خدمت گرایی 83

نمودار 4-3 – الویت بندی معیارهای رضایت شغلی 79

نمودار 4-6 – الویت بندی عوامل مؤثر بر مدیریت ارتباط با مشتری 84

نمودار 4-5- الویت بندی (وزن)معیارهای مدیریت ارتباط با مشتری 84

نمودار 4-6 – الویت بندی (وزن) معیارهای خدمات الکترونیک 86

نمودار 4-7 – الویت بندی (وزن) معیارهای کیفیت خدمات سنتی 87

نمودار 4-8– وزن نهایی زیرمعیارهای ارائه خدمات نوین توسط کارکنان دربانک کشاورزی 89

چکیده :

امروزه بخش عمده ای از فعالیت های اقتصادی و تجاری را موسسات خدمات مالی به عهده گرفته اند در موسساتی که خدمات نقش مهمی را دارند این نیروی انسانی است که خدمات را به مشتریان ارائه می دهد وکارکنان هستند که موفقیت یا عدم موفقیت سازمان مورد نظر را معین میکنند وارائه خدمات با کیفیت وایجاد رضایتمندی در مشتریان به عنوان یک شیوه استراتژیک برای توسعه و بهبود عملکرد موسسات مالی در نظر گرفته می شود وموفقیت برای موسساتی است که توانسته اند به بهترین نحو ممکن ادراکات نیازها و خواسته های مشتریان را در بازارهای هدف شناسایی کرده و آن ها را ارضا نماید.هدف از این تحقیق شناسایی و رتبه بندی موثربرموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان توسط کارکنان شعب بانک کشاورزی جنوب کرمان می باشد. بدین ترتیب مدلی طراحی گردیده است که در آن به انتخاب معیارها وزیرمعیارهای مناسب منجر خواهد شد ،دراین راستا پس از شناسایی معیارها وزیر معیارهای مؤثر بر موفقیت ارائه خدمات نوین در شعب بانک کشاورزی،از روش تحلیل خبرگان توسط پرسشنامه استفاده شده است. و پس از آن جهت تعیین وزن شاخصهای شناسایی شده از تکنیک AHP استفاده شده شد .که در این مرحله نیز نظرات خبرگان در خصوص ، مقایسات زوجی شاخصها و تعیین وزن آنها، از طریق پرسشنامه استخراج گردیده است.نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد در بین شش معیار اصلی مشخص شده ؛رضایت شغلی با وزن 0.338از نظراهمیت در رده اول قرار گرفته وخدمت گرایی،مدیریت،مدیریت ارتباط با مشتری،خدمات الکترونیک وکیفیت خدمات سنتی دررده بعدی قرارگرفته اند.

کلید واژه: ارائه خدمات نوین ،رضایت شغلی ،خدمت گرایی، مدیریت ارتباط با مشتری،خدمات الکترونیک

مقدمه :

بسیاری از موسسات خدماتی با هدف بهبود خدمات به مشتری وارد اجرای برنامه ریزی منابع انسانی شده اند و بدین ترتیب تا حدی خدمات خود را بهبود بخشیده اند (گرانت[1]واندرسون،31،2002). این منافع ازطریق بهبود ارائه خدمات با کیفیت حاصل می شوند.سرمایه گذاری روی مشتری مداری وخدمات مشتری یک موسسه راقادر می سازد از سرمایه گذاری اش روی برنامه ریزی منابع انسانی بهتر استفاده کند. استراتژی کسب و کار مشتری مداری وتکنولوژیهای مربوطه با هدف تسهیل تعامل مستقیم با مشتری هستند. برای اینکه یک سازمان پتانسیل خود برای توسعه فرایندها و تکنولوژیها ی خدمات نوین محقق سازد، ابتدا باید چشم اندازش برای خدمات به مشتری و روابطی که می خواهد تقویت کند را تعیین کرده و سپس اجرای چشم انداز را به پروژه های کوچک قابل مدیریت تفکیک کند. عرضه خدمات متناسب با نیازها وخواسته ها و ارزشهای مشتریان به عنوان یک بخش جدایی ناپذیر از فرآیند عرضه خدمات به مشتری ، محسوب می شود و توجه به مسئله کیفیت درارائه خدمات می تواند ارتباط بلندمدت سازمان با مشتریانش را تضمین نمایدو نقش مهمی رادردستیابی به وفاداری مشتریان ایفا نماید(الوانی وهمکاران،7،1388).سازمانهایی که مشتری مداری را جزء اهداف خود قرار داده اند، به پاداشهایی که شامل وفاداری مشتری و سود آوری بلند مدت است دست یافته اند اما اجرای موفق مشتری مداری وخدمت گرایی در بسیاری از سازمانها امکان پذیر نمی باشد،که عمدتا به این خاطر است که آنها درک نمی کنند که مدیریت ارتباط با مشتری نیازمند مهندسی مجدد فرایند کسب و کار در سطح شرکت به صورت میان عملکردی و با تمرکز بر مشتری است.مدیریت اجرای موفق مدیریت ارتباط با مشتری،مستلزم یک رویکرد یکپارچه ومتوازن دررابطه با تکنولوژِی،فرایندوافراد است (چن[2]وپاپویچ،2003،672).با مرور ادبیات بسیاری از تحقیقات انجام شده،درتحقیق حاضر شناسائی و رتبه بندی عوامل موثربرموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان توسط کارکنان شعب بانک کشاورزی جنوب کرمان بررسی خواهد شد ورضایت شغلی ،کیفیت خدمات،مدیریت ،مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان عوامل تعیین کننده موفقیت همراه با سایر عوامل مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. در این فصل ابتدا بیان مساله واهمیت وضرورت موضوع توصیف شده و سپس اهداف ،چارچوب نظری ، ،فرضیات تحقیق ،اصطلاحات کلیدی و مدل مفهومی بیان شده اند 

1-2- شرح وبیان مسأله تحقیق

امروزه بسیاری از سازمانهای تجاری از جمله بانکها با بکارگیری تجارت الکترونیک به بخشی از استراتژیهای تجاری خود پاسخ داده اند(لانگ چونگ[3] وهمکاران،268،2010)درحال حاضرصنعت بانکداری به سرعت درحال تغییر است وبا توسعه اقتصادبین المللی ورقابتی شدن بازارها ،بانکها تحت تأثیر رشد خدمات الکترونیک قرار گرفته اند .بانکها با ارائه بانکداری الکترونیک واینترنتی به مشتریان خود به مسیر خود ،ادامه میدهند. بانکداری الکترونیک جزئی از رایج ترین روشها برای انجام معاملات بانکی محسوب می شود.فن آوریهای الکترونیک طریقه ای را که خدمات مالی شخصی طراحی شده اند را تغییر داده است(وانگ[4] و همکارانش ،502،2003) امروزه اکثر بانکها با محیطی کاملا پویا روبه رو هستند و همه بانک ها چه بزرگ و چه کوچک با توجه به تغییرات برق آسا در موقعیت های رقابتی و شرایط حاکم بر بازار ، جذب و حفظ مشتریان تجاری را سرلوحه برنامه های خویش قرار داده اند. از سوی دیگر مشتریان ، فرصت های بیشتری برای مقایسه خدمات در اختیار دارند و قضاوت مشتری در مورد بانک بر اساس میزان توانمندی بانک در کمک به حل معضلات و توسعه تجارت او استوار می باشد . امنیت، سرعت تراکنش، دوستی با مصرف کننده و راحتی، سهولت استفاده، اعتماد و مسائل مربوط به حریم خصوصی از مهمترین عوامل در انتخاب بانک توسط مشتری می باشد(سرکان[5] وهمکاران،213،2004).وجود و بقایسازمانهای خدماتی بستگی به مشتریان آن دارد،بنابراین ارائه ی خدمات با کیفیت بالا توسط کارکنانی که با مشتریان درارتباط هستند به برتری جدایی ناپذیرسازمانها می انجامد ، زیرا خدمات ارائه شده توسط کارکنان منعکس کننده تصویر سازمان و درک مشتریان از کیفیت خدمات را تحت تاثیر قرار میدهد(چیونگ[6] وتو،259،2010)بانکها با اشتراک گذاری اطلاعات ،ویژگی های مشترک،تعهد کارکنان به کیفیت خدمات، مشتری مداری، و خدمت گرایی کارکنان می توانند به مزیت رقابتی دست یابند(سولنت[7] وکاندامپلی،180،2008)در واقع، تعداد فزاینده ای از سازمان های خدماتی متعهد به سرمایه گذاری درتوسعه کارکنان در بهبود کیفیت خدمات هستند تا چیزی را ارائه دهند که مشتریان می خواهند(چیونگوتو،259،2010). امروزه نیاز مردم به خدمات بانکی ، بیش از پیش در حال افزایش است و مردم انتظار خدمات بیشتر و باکیفیت را از این سازمانها دارند. بنابراین حفظ مشتریان موجود و جذب مشتریان جدید، مستلزم برخورداری ازکارکنان کارا و مؤثر در همه ابعاد سازمان ،با تأکید بر مدیریت می باشد. امروزه کارکنان نقش مهمی در تحقق اهداف سازمانها، به ویژه ارائه خدمات نوین دارند. تحقیقات نشان داده استکیفیت خدمات سازمانها تحت تاثیر کارکنان به ویژه کارکنان مؤثر بر مشتری و افرادی که در ارتباط مستقیم با مشتری میباشند قرار دارد(چیونگ وتو،260،2010) با مطرح شدن نقش و اهمیت خروجیهای کارکنان در سازمانها به خصوص سازمانهای خدماتی، تحقیقاتوسیعی بر روی این گونه خروجیها و عوامل مؤثر بر آن صورت گرفته است(کوشکی وغلامی،1384،1)تحقیقات گذشته نشان میدهد که سازمانها برای داشتن کیفیت خدمات خارجی برتر، نیازمندداشتن کارکنانمتعهد به اهداف و چشماندازهای شرکت و دارای رفتارهایمشتری مدارانه و همچنین ارائه خدمات مناسبهستند(امیری وهمکاران،3،1387)

محققان عملکرد کارکنان سازمان های خدماتی را به عنوان یکی از عوامل مهمی به شمار آوردهاند که باعث تاثیرگذاری بر خدمات عرضه شده به مشتریانسازمان های خدماتی می باشد. مشتری گرایی کارکنان خدماتی اغلب اوقات به عنوان یکی از عوامل اصلی تعیین کننده موفقیت در سازمان های خدماتی در نظرگرفته می شود(میرویسی،11،1388)زیرا وجود نیروی انسانی کارآمد و متعهد نسبت به انجام وظا یف و ارائه خدمات نتا یجمطلوب تری را برای سازمان به ارمغان خواهدداشت(عبدالملکی ومیرزامحمدی ،67،1387)

اگر جه در سالهای اخیر سعی شده است تا استفاده از خدمات نوین بانکداری دربین مردم افزایش یابد اما به نظر می رسد هنوزجایگاه واقعی ارائه ی خدمات نوین ودرک پذیرش ومطلوبیت این خدمات توسط مشتریان فاصله زیادی باقی مانده است .آنچه که در این طرح به عنوان مسأله تحقیق مد نظر قرار دارد « بررسی عوامل موثر بر موفقیت ارائه خدمات نوین به مشتریان توسط کارکنان و اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت[8] (CSFs) درارائه خدمات نوین در شعب بانک کشاورزی جنوب کرمان می‌باشد.زیر بنای هر حرکت در سازمان می‌بایست با شناخت دقیق وضع موجود صورت گیرد. چرا که تجویز نسخه درست و اثربخش مدیریتی برای بهبود سازمان بدون داشتن تصویری از نقاط ضعف و قوت وضع موجود سازمان امکان پذیر نخواهدبود. برای تعیین نیازهای تحقیقاتی یک سازمان جهت رسیدن به چشم‌اندازهای سازمانی (ارتقاء بهره‌وری، خشنودی مشتریان، دستیابی به مأموریت سازمانی و …)، شناختن وضع فعلی سازمان و تعیین محورهای سازمانی که می‌بایست در اولویت‌های تحقیقاتی لحاظ گردند، بسیار مهم می‌باشد. باتوجه به مطالب بیان شده این تحقیق سعی دارد،با استفاده از عوامل کلیدی سازمانی و با دیدگاه تجزیه و تحلیل سیستم، به مشخص ساختن و اولویت ‌بندی عوامل کلیدی موفقیت ارائه خدمات نوین به مشتریان توسط کارکنان بانک کشاورزی بپردازد.

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پایان نامه شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برموفقیت ارائه خدمات نوین بانکداری به مشتریان

پاورپوینت آموزشی فصل نهم ریاضی هشتم-دایره ها

اختصاصی از اس فایل پاورپوینت آموزشی فصل نهم ریاضی هشتم-دایره ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت آموزشی فصل نهم ریاضی هشتم-دایره ها


پاورپوینت آموزشی فصل نهم ریاضی هشتم-دایره ها

پاورپوینت آموزشی فصل نهم ریاضی هشتم

روشی نوین در یادگیری ریاضی با توضیحات مبسوط

حل کامل فعالیت ها ،کار در کلاسها و تمرین های فصل نهم ریاضی هشتم

 

درس اول : خط و دایره

درس دوم : زاویه های مرکزی

درس سوم : زاویه های محاطی

مرور فصل 9

 

آخرین بروزرسانی :05 اردیبهشت 95


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت آموزشی فصل نهم ریاضی هشتم-دایره ها

تحقیق در مورد خلقت انسان

اختصاصی از اس فایل تحقیق در مورد خلقت انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد خلقت انسان


تحقیق در مورد خلقت انسان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه7

 

فهرست مطالب ندارد 

رابطه انسان با خود در قرآن

 

 

 

گاهی انسان نسبت‏به خود و ارزشهای خود جاهل است چنانکه خداوند می‏فرماید: ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین وکوهها عرضه کردیم، پس، از برداشتن آن سرباز زدند واز آن هراسناک شدند، و [لی] انسان آن را برداشت; راستی او ستمگری نادان بود. (احزاب;۷۲).

 

 

 

مسئولیت دین در زندگی انسان، تنظیم روابط انسانی است و روابطی که دین در زندگی انسان به تنظیم آنها می‏پردازد چهار نوع است:

 

۱) رابطه انسان با خدا

 

۲) رابطه انسان با خود

 

۳) رابطه انسان با دیگران

 

۴) رابطه انسان با اشیاء و افکار

 

این روابط جنبه مثبت و منفی دارند. رابطه انسان با خدا گاهی به بندگی، توبه، تضرغ، اخلاص، حسن ظن، شکر و یقین متصف می‏شود و گاهی به کفر، انکار، استکبار و سوءظن. رابطه انسان با دیگران گاهی به تندی، زورگویی، ملامت، دشمنی، جنگ، بغض، خیانت و تنفر متصف می‏شود و گاهی به نرمی، بخشش، آسان‏گیری، تسامح، خدمت، دوستی، نیکی و امانت. رابطه انسان با اشیاء و افکار گاهی به افساد، تبذیر، تخریب و اهمال متصف می‏شود و گاهی به اصلاح، آبادانی، رشد و حفظ رابطه انسان با خود بعد از رابطه با خدا از مهمترین، پیچیده‏ترین، ظریفترین و دقیق‏ترین این روابط بشمار می‏آید. گاهی انسان نسبت‏به خود و ارزشهای خود جاهل است چنانکه خداوند می‏فرماید:

 

ما امانت [الهی و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین وکوهها عرضه کردیم، پس، از برداشتن آن سرباز زدند واز آن هراسناک شدند، و [لی] انسان آن را برداشت; راستی او ستمگری نادان بود. (احزاب;۷۲).

 

جاهل به خود و به ارزشهای خود، ظالم به خود است و گاهی انسان از کسانی است که خداوند خودش را به آنها نشان داده و آنها را به ارزشهای خویش واقف ساخته و به آیات خود آگاه نموده است.

 

چنانکه خداوند می‏فرماید:

 

«به زودی نشانه‏های خود را در افقها [ی گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است‏» (فصلت: / ۵۴). گاهی انسان ارزش خویش را شناخته به آن احترام می‏گذارد، و گاهی نفس خود و مواهبی را که خداوند در آن قرار داده کوچک شمرده و آن را حقیر می‏شمارد. گاهی از خود فرار می‏کند و به انواع کارهای بیهوده‏ای که باعث دوری وی از خود می‏گردد، روی می‏آورد، به مواد مخدر و خودکشی پناه می‏برد. گاهی می‏داند که چگونه با جدیت‏با واقعیت مواجه شود. گاهی با خود هماهنگ است و گاهی در رابطه‏اش با خود دچار آشفتگی و پریشانی است. گاهی دوست دار خود است و گاهی دشمن خود، گاهی به یاد خویش است و گاهی خود را فراموش می‏کند. گاهی بر خویشتن مسلط است و گاهی نفس بر او غالب است، گاهی در خود فرو می‏رود و گاهی عکس این حالت را دارد، گاهی خود را هلاک می‏کند و گاهی باعث احیاء خود می‏شود، خداوند می‏فرماید: «و جز خویشتن را به هلاکت نمی‏افکنند» (انعام: ۲۴)

 

گاهی با خود صادقانه رفتار می‏کند و گاهی به آن خدعه می‏زند، خداوند می‏فرماید: «ببین چگونه به خود دروغ می‏گویند و آنچه بر می‏بافتند از ایشان یاوه شد.» (انعام: ۲۴) گاهی به خطای خویش اعتراف نموده و خود را مورد انتقاد قرار می‏دهد، گاهی مغالطه می‏کند و خطاهای خود و هواهای نفسانی را نیکو جلوه می‏دهد، گاهی عنان نفس را در شهوترانی رها می‏کند و گاهی با تمام نیرو آن را تحت‏سلطه خویش قرار می‏دهد و از حدود الهی تجاوز نمی‏کند. گاهی در طلب راحتی و غرق در شهوات عنان نفس را رها می‏کند و گاهی با تحمل زحمت و مشقت در رشد و کمال آن می‏کوشد. گاهی خود را بالا می‏برد و گاهی خود را کوچک می‏شمارد، گاهی به حالت از خود بیگانگی دچار می‏شود، گاهی با آن مانوس و در خلوت تنهائی با تامل در خود لذت می‏برد و از این قبیل روابط مثبت و منفی با خود. از آنجا که رابطه انسان با خود غالبا ازظرافت‏خاصی برخوردار است، هنگامی که این رابطه منفی است‏خسارت آن را درک نمی‏کند. گاهی انسان در تجارت مال (کم یا زیاد) ضرر می‏بیند اما آن را احساس می‏کند و درصدد جبران بر می‏آید، لکن گاهی به خودش زیان می‏رساند - که از بزرگترین نوع خسارت به شمار می‏آید - و این خسارت پیوسته زیاد می‏شود تا همه وجودش را فرا می‏گیرد، «قسم به عصر که واقعا انسان دستخوش زیان است.» (و العصر) و باز می‏فرماید: «خودباختگان کسانی‏اند که ایمان نمی‏آورند.» (انعام: ۱۲) گاهی انسان به فرد دیگری غیر از خودش ظلم می‏کند در این صورت آن را احساس می‏کند و می‏کوشد از طریق نیکی و عدل آن را جبران کند، لکن گاهی به خود ظلم می‏کند اما آن را احساس نمی‏کند گاهی انسان بی‏گناهی را از بین می‏برد و به بزرگی گناه خود پی می‏برد، و گاهی خودش را هلاک می‏کند اما این گناه را درک نمی‏کند.

 

خداوند می‏فرماید: «از بین نمی‏برند جز خودشان را». ضرر ناشی از رابطه منفی انسان با خود، شبیه ضرری است که از رابطه منفی وی با خداوند به او می‏رسد. امروزه رابطه انسان با خود ضمن تحلیلهای روانی در دایره محدودی بررسی می‏شود. در حالی که اولین بار قران به این رابطه و اهمیت و ارزش آن در زندگی انسان اهتمام ورزید و انسان را به آن آگاه نمود، بررسی‏های روانی و انسانی تا کنون قادر به گشودن پیچیدگی این رابطه نشده‏اند. و قران این افق گسترده از روابط انسانی را گشود.

 

 

 

  • نمونه‏هایی از رابطه انسان با خود در قران

 

روش قران در این مساله این است که در ضمن مفاهیم متعدد، موارد این رابطه را بیان می‏کند و با لطافت از آنها می‏گذرد، به نحوی که انسان به سادگی متوجه تصور و فهم جدید از روابط انسان نمی‏گردد، اما وقتی مجموع آیات را در نظر بگیریم و بعضی را با بعضی دیگر ضمیمه کنیم، در می‏یابیم که قران فهم و تصور جدیدی از روابط انسانی را برای ما بیان نموده است و افق تازه‏ای را که در تاریخ تفکر بشر بی‏سابقه بوده به روی ما گشوده است. در اینجا ابتدا مواردی از آیاتی که رابطه با خود را بیان می‏کند، ذکر می‏کنیم و آنگاه به بررسی آنها می‏نشینیم.

 

۱) گاهی انسان برای بدست آوردن خشنودی خداوند خودش را به خدا می‏فروشد «و در عوض خشنودی خداوند را بدست می‏آورد» و این از بهترین معاملات در زندگی انسان به حساب می‏آید، خداوند می‏فرماید: «و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‏فروشد و خدا نسبت‏به [این] بندگان مهربان است. (بقره: ۲۰۷)

 

۲) گاهی‏خود را به‏سفاهت می‏زند که‏این از زشت‏ترین نوع سبک مغزی بشمار می‏رود، خداوند می‏فرماید: «وچه کسی - جز آنکه به سبک مغزی گراید - از آیین ابراهیم روی بر می‏تابد؟ و ما او را در این دنیا بر گزیدیم; و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود.»  (بقره: ۱۳۰)

 

۳) گاهی به خود ظلم می‏کند; هر چند این مطلب عجیب به نظر می‏رسد لکن در زندگی انسان وجود دارد، خداوند می‏فرماید:

 

«هر کس کار بدی کند یا بر خویشتن ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.» (نساء: ۱۱۰)

 

۴) گاهی بدون اینکه به خود ظلم کند با اعتدال و میانه روی رفتار می‏کند، خداوند می‏فرماید: «برخی از آنها بر خود ستمکارند و برخی از ایشان میانه رو.» (فاطر; ۳۰)

 

۵) گاهی به خود نیکی می‏کند، خداوند در مورد ذریه ابراهیم و اسحاق می‏فرماید: «از ذریه این دو برخی نیکو کارند و برخی به روشنی بر خویش ظلم می‏کنند.» (صافات; ۱۱۲)

 

۶) گاهی خود را فراموش می‏کند و این از عجیب‏ترین حالات فراموشی است،«آیا مردم را به نیکی فرمان

 

می‏دهید و خود را فراموش می‏کنید.»(بقره: ۴۴)

 

۷) گاهی بر خودش شهادت می‏دهد خداوند می‏فرماید: «و ایشان را برخودشان گواه ساخت.» (اعراف: ۷۲)

 

۸) گاهی به خود خیانت می‏کند و این از عجیب‏ترین خیانتها در زندگی انسان است، «خدا می‏دانست که شما با خودتان ناراستی می‏کردید پس توبه شما را پذیرفت.»  (بقره: ۱۸۷)

 

۹)گاهی با خودش دشمنی می‏کند و این از عجیب‏ترین دشمنی‏ها است. «کسانی که کافر بوده‏اند مورد ندا قرار می‏گیرند که: قطعا دشمنی خدا از دشمن شما با همدیگر سخت‏تر است.» (غافر: ۱۰)

 

۱۰) گاهی به خود نیرنگ می‏زند، خداوند می‏فرماید: «با خدا و مؤمنان نیرنگ می‏بازند، ولی جز به خویشتن

 

نیرنگ نمی‏زنند.» (بقره: ۹)

 

۱۱) گاهی خود را گمراه می‏کند. «جز خودشان کسی را گمراه نمی‏کنند.» (آل عمران: ۶۹)

 

۱۲) گاهی به خود دروغ می‏گوید. «ببین چگونه به خود دروغ می‏گویند و آنچه بر می‏بافتند از ایشان یاوه شد.» (انعام: ۲۴)

 

۱۳) گاهی خود را هلاک می‏کند، «جز خویشتن را به هلاکت نمی‏افکنند.» (انعام: ۲۶)

 

۱۴) گاهی به خود زیان می‏رساند، «قسم به عصر که واقعا انسان دستخوش زیان است.»  (عصر).

 

۱۵) گاهی به خود بخل می‏ورزد، «پس برخی از شما بخل می‏ورزند، هر کس بخل ورزد تنها به زیان خود بخل ورزیده.» (محمد: ۳۸) این پانزده مورد از جمله نمونه‏هایی است که قران درباره رابطه انسان با خود و

 

تعامل با خویش بیان می‏کند.

 

 

 

  • تحلیل رابطه

 

اکنون به منظور شناخت چگونگی تحلیل این رابطه از سوی قران و نیز چگونگی تفهیم آن بار دیگر به قران بر می‏گردیم. روش قران در تحلیل رابطه انسان با خودش و نیز در تعامل انسان با خود کاملا جدید بود، قران دشمنی انسانها نسبت‏به یکدیگر و تجاوز از حدود الهی را ظلم انسان به خود می‏داند نه به غیر. «هر کسی کار بدی انجام دهد یا به خود ظلم کند سپس از خداوند طلب بخشش کند خداوند را توبه پذیر و بخشنده می‏یابد.»

 

همچنین قران بخل‏ورزی انسان در انفاق به غیر را از نوع بخل به خود به حساب آورد. در تحلیل این رابطه، قران مجموعه‏ای از موضوعات و عناوینی را بیان می‏کند که توضیح می‏دهد چگونه آنچه به تصور انسان رابطه با غیر به حساب می‏آید، به رابطه با خودش بر می‏گردد. این عناوین بطور اجمال عبارتند از: انسان آنچه را که انجام می‏دهد در واقع کسب می‏کند. این نظریه قرانی جدید در افق فکر بشر بیان می‏دارد که انسان هر عملی انجام دهد در واقع آن را کسب می‏کند، قران در این مورد دقیق است. خداوند می‏فرماید: «و هر کس گناهی مرتکب شود، فقط آن را به زیان خود مرتکب شده.» (نساء:۱۱۱)

 

ارتکاب و کشیدن گناه به سمت‏خود، در فهم عرفی، در مقابل صدور گناه، می‏باشد ولی قران به ما گوشزد می‏کند که هر گناهی از انسان صادر شود خود وی آن را مرتکب شده است. هیچ گناهی از انسان صادر نمی‏شود مگر اینکه انسان آن را به سمت‏خود می‏کشد و آن را انجام می‏دهد. خداوند می‏فرماید: «کل نفس بما کسبت رهینه‏» یعنی (هر نفسی در گرو اعمالی است که انجام می‏دهد.)  (مدثر: ۳۸)

 

و می‏فرماید «کل امری بما کسب رهین‏» یعنی (هر کس در گرو دستاورد خویش است.) (طور: ۲۱) پس به نظر قران هر عملی که از انسان صادر می‏شود، در حقیقت‏خود وی آن را انجام داده است.

 

به نظر قران تمام افعال انسان کسبی است و انسان با انجام هر کاری یا مرتکب خیر می‏شود و یا شر، اگر کار نیک انجام دهد، حسنه و اگر کار بدی انجام دهد، سیئه کسب می‏کند.

 

اعمال انسان به خود وی بر می‏گردد. همانطور که انسان انجام دهنده عمل است، عمل نیز به صاحبش بر می‏گردد. بازگشت این دو به یک چیز است لکن با دو اسلوب مختلف و قران در آیه زیر هر دو اسلوب را با هم به کار برده می‏فرماید: «ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها» «اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده‏اید و اگر بدی کنید به خود بد کرده‏اید.» نکته حایز اهمیت این است که لام در کلمه (لانفسکم) به دلیل جمله بعد که می‏فرماید: «و اگر بدی کردید به خود بد کردید،» به معنی (مصلحت) نیست، چنانکه گفته می‏شود کلمه طیبه به نفع انسان و کلمه خبیثه بر ضرر اوست. بنابراین، معنی آیه شریفه این است که خوبی و بدی انسان به خود وی بر می‏گردد. اگر کار نیک انجام دهد قطعا خودش سود می‏برد و اگر کار بد انجام دهد قطعا ضرر آن به خود وی بر می‏گردد.

 

 

 

  • روایت قیس بن عاصم

 

قیس بن عاصم نقل می‏کند: با جماعتی از قبیله بنی‏تمیم خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و

 

سلم رسیدیم، عرض کردم یا رسول الله ما را نصیحتی کن، ما اهل بیابان هستیم، پیامبر فرمود. ای قیس ناچاری از همراهی که با تو دفن می‏شود، در حالی که تو مرده‏ای او زنده است. اگر همراهت گرامی باشد تو را گرامی می‏دارد و اگر پست‏باشد تو را وا می‏گذارد. برانگیخته نمی‏شوی مگر با او و سئوال نمی‏شوی مگر از او، بنابراین سعی کن آن را صالح کنی، اگر صالح باشد با آن انس دار و اگر فاسد باشد جز از او وحشت ندار، و آن همراه، عمل تو است. در آیات فراوانی از قران بر این حقیقت قرانی تاکید و تصریح شده است که:

 

کارهای خوب و بدی که از انسان صادر می‏شود به خود وی برگشت می‏کند، پس اگر کار خیر باشد از آن سود می‏برد و اگر شر باشد به وی ضرر می‏رسد. در آیات ذیل تامل کنید:

 

«هر کس گناهی مرتکب شود، فقط آن را به زیان خود مرتکب شده.» (نساء: ۱۱۱)«پس هرکه به دیده بصیرت ننگرد به سود خود او و هرکس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست.»(انعام: ۱۰۴)

 

«هر کس به راه آمده، تنها به سود خود به راه آمده و هر کس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است.» (اسراء: ۱۵)

 

«و هرکس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس می‏گزارد.» (نمل: ۴۰)

 

«هر کس پاکیزگی جوید، تنها برای خود پاکیزگی می‏جوید.» (فاطر: ۱۸)

 

«هر کس هدایت‏شود، به سود خود او است و هر کس بیراهه رود تنها به زیان خودش گمراه می‏شود.» (زمر: ۴۱)

 

«هر که کار شایسته کند به سود خود او است و هر که کار بد کند، به زیان خود او است.» (فصلت: ۴۶)

 

«هر که پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان می‏شکند.» (فتح: ۱۰)

 

«پس برخی از شما بخل می‏ورزند، و هر کس بخل ورزد تنها به زیان خودبخل ورزیده.» (محمد: ۳۸)

 

بدیها به مصائب تبدیل می‏شوند.

 

بدیهایی که همراه با انسان باشند، در زندگی به رنجها وبدبختیها تبدیل می‏شوند. خداوند می‏فرماید: «و هر مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست.»  (شوری: ۳۱)

 

و می‏فرماید: «آنچه از بدی به تو می‏رسد از جانب خودت می‏باشد.» (نساء: ۷۹)

 

این آیات روشنگر این است که بدی‏ها و گناهان در زندگی افراد و امت‏ها به بدبختیها، رنجها و بلاها و مشکلات اقتصادی و سیاسی و همچنین به حوادث طبیعی تبدیل می‏شود. همانطور که گناهان و معصیتهای افراد در آخرت تبدیل به عذاب جهنم می‏شود.

 

 

 

  • نفس در گرو عمل است

 

این حقیقتی ظریف از حقایق قران است. قران در آنجا که می‏فرماید: «برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.»  (نجم:۳۹) حقیقتی بس بزرگتر از حقایق این عالم را بیان می‏کند و آنجا که می‏فرماید: «هر کس هموزن ذره‏ای نیکی کند آن را خواهد دید و هرکس ذره‏ای بدی کند آن را خواهد دید.» (زلزال: ۸،۷). حقیقت‏بزرگی را بیان می‏کند. پس عملی که از انسان صادر می‏شود چه خوب، چه بد راه انسان را معین می‏کند. این حقایق برای کسی که قران بخواند و در آن تامل کند، روشن است. ولکن آیا آنطور که مجرمان در این دنیا گاهی از نتایج عمل خود فرار می‏کنند، انسان قادر است در آن دنیا از نتایج عملش رهائی یابد و از آن فرار کند. در صورت عدم امکان فرار، آنطور که قران می‏فرماید، چه ضمانتی انسان را به قبول نتایج اعمالش در دنیا وآخرت وادار می‏کند؟ قران می‏فرماید: این ضمانت تنها نفس انسان است. به منظور روشن شدن منظور قران به مثال زیر توجه فرمائید: شخصی که به دیگری قرض می‏دهد، به منظور اینکه در موعد مقرر وصولش ممکن باشد، معمولا ضمانتی را از طرف مقابل دریافت می‏کند و این ضمان که رهن نام دارد نزد قرض دهنده محفوظ می‏ماند تا در صورتی که قرض گیرنده منکر شود در آن تصرف کند. نفس انسان عین رهنی است که نزد خداوند محفوظ و در مقابل عمل انسان در حوزه قدرت و سلطنت‏خداوند قرار دارد. در صورتی که ظلم یا تجاوز یا بدی کند نمی‏تواند از نتایج عملش فرار کند، چون نفس وی درگرو خداوند است. همانطور که قرض دهنده حق خودش را از عین مرهونه اخذ می‏کند، خدا نیز در صورتی که انسان عمل سوء یا ظلمی انجام دهد از نفس وی اخذ می‏کند. نکته جالب این است که در این معامله رهن گذار و عین مرهونه یکی است مثل این که مجرم نزد حاکم زندان باشد، در این صورت، حاکم احتیاج به رهین دیگری ندارد. هر جریمه‏ای که به عهده زندانی باشد مستقیما از خود وی طلب می‏شود، چون خود وی در گروست.

 

 

 

  • اصل بقاء عمل

 

این اصل از مهمترین اصول در فرهنگ اسلامی و قریب به نظریه‏ای است که لاووازیه دانشمند فرانسوی در فیزیک در اثبات (بقاء ماده) ابراز کرده است. طبق نظریه قرآن، هیچ کوشش و عملی از انسان از بین نمی‏رود، از هر نوعی که باشد، و هر بهره‏ای از صلاح و فساد که داشته باشد. خداوند می‏فرماید: «روزی که هر کسی آنچه کار نیک به جای آورده و آنچه بدی مرتکب شده، حاضر شده می‏یابد، و آرزو می‏کند کاش میان او و آن [کارهای بد] فاصله‏ای دور بود. (آل عمران ۳۰) پس هر کار خیر یاشری که از انسان سر می‏زند و انسان تصور می‏کند که گذشت زمان آن را از بین می‏برد، به آخرت منتقل می‏شود و آن را پیش روی خویش می‏بیند، با اینکه ممکن است کاملا آن را فراموش کرده باشد. «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره‏» (زلزال) این آیه به روشنی و با قوت اصل فوق را بیان می‏کند. پس ممکن نیست ذره‏ای از اعمال خیر و شر در این عالم از بین برود بلکه کار و عمل انسان باقی خواهد ماند. خداوند می‏فرماید: «و کارنامه نهاده می‏شود، آنگاه بزهکاران را از آنچه در آن است‏بیمناک می‏بینی و می‏گویند: «ای وای بر ما، این چه نامه‏ای است که هیچ  [کار] کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، جز اینکه همه را بحساب آورده است و آنچه را انجام داده‏اند حاضر یابند، و پرودگار تو به هیچ کس ستم روانمی‏دارد.»(کهف: ۴۹)

 

 

 

  • نقش عمل بر صفحه نفس

 

از دیدگاه مردم عمل تنها بر صفحه نفس تاثیر نمی‏گذارد، بلکه بر آن نقش می‏بندد و ثابت می‏ماند اما قران مطلبی عمیق‏تر بیان می‏کند. و آن اینکه عمل آنچنان بر صفحه نفس ثابت می‏ماند که بر طرف کردن آن غیر ممکن است‏خداوند می‏فرماید: «کارنامه هر انسانی را به گردن او بسته‏ایم، و روز قیامت‏برای او نامه‏ای که آن را گشاده می‏بیند بیرون می‏آوریم.» (اسراء: ۱۳) همان‏طور که مفسران می‏گویند کارنامه‏ای که خداوند به گردن ما آویخته همان اعمال ماست، و چیزی غیر از صفحه نفس ما، که اعمالمان بر آن نقش بسته، نیست.مرحوم فیض کاشانی در تفسیر صافی درباره این آیه شریفه می‏گوید: این کارنامه همان روح انسان است که عمل انسان بر آن نقش بسته، همچنین بر نفس وی و اعضا و جوارحش نقش می‏بندد و اعضا و جوارح در روز قیامت انسان را رسوا می‏کنند.

 

 

 

  • شهادت انسان نسبت‏به خود

 

به نظر قران شهادت انسان بر خود در عالم در (پیمان فطری بین خدا و انسان) شروع شده است و روز رستاخیز کامل می‏شود. درباره میثاق، خداوند می‏فرماید: واشهد هم علی انفسهم و درباره شهادت روز قیامت می‏فرماید: شاهدین علی انفسهم بالکفر (توبه: ۱۷) «در حالی که به کفر خویش شهادت می‏دهند.» (توبه: ۱۷) شهادت از نظر مفهوم، غیر از اعتراف است، در روز قیامت همان طور که بر نفس خود شهادت می‏دهد معترف و مقر است که به آن ظلم کرده، خداوند می‏فرماید: پس به گناه خود اقرار می‏کنند و مرگ باد بر اهل جهنم (ملک: ۱۱) در اینجا شاهد همان مشهود علیه است، و وحدت شاهد و مشهود علیه از ویژگی‏های قران است و همانطور که انسان بر خودش شهادت می‏دهد، اعضاء و جوارحش نیز در آن روز سخت، بر او شهادت می‏دهند. خداوند می‏فرماید: و [یاد کن] روزی را که دشمنان خدا به سوی آتش گرد آورده و بازداشت می‏شوند تا چون بدان رسند و گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه می‏کرده‏اند بر ضدشان گواهی می‏دهند و به پوست‏خود می‏گویند: «چرا بر ضد

 

ما شهادت دادید؟» می‏گویند: «همان خدائی که هر چیز را به زبان آورده ما را گویا گردانیده است، و او نخستین بار شما را آفرید و بسوی او برگردانیده می‏شوید» (فصلت: ۲۱) در شهادت آگاهی شاهد لازم است و بدون حضور شاهد نیز مشهود علیه محقق نمی‏شود. پس در زندگی این دنیا ناچار اعضاء باید نوعی آگاهی نسبت‏به اعمال و تصرفات ما داشته باشند تا شهادت کامل شود. خدا نسبت‏به خلق خود و نشانه‏هایش عالمتر و نسبت‏به اینکه چگونه این شهادت کامل شود داناتر است.

 

 

 

  • مسؤلیت انسان نسبت‏به خود

 

خداوند می‏فرماید: «چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد» (اسراء: ۳۶) و در هر مسؤولیت‏سه طرف لازم است;

 

۱) سؤال کننده

 

۲) سؤال شونده

 

۳) شی‏ء مورد سؤال

 

بدون شک سؤال کننده خداوند است. خود انسان سؤال شونده و شی‏ای مورد سؤال است.

 

 

 

  • انسان حسابرس خویش است

 

خداوند می‏فرماید: «نامه‏ات را بخوان; کافی است که امروز خودت حسابرس خود باشی.» (اسراء: ۱۴) در اینجا نیز محاسبه کننده و محاسبه شونده یکی است. پس انسان خودش را محاسبه می‏کند و به حسابرس دیگری نیاز نیست  و همانطور که شاهد نفس خود می‏باشد حسابرس آن نیز هست.

 

 

 

  • دشمنی انسان نسبت‏به خود

 

کسانی که در دنیا دعوت خداوند را اجابت نمی‏کنند با خود دشمنی می‏کنند و اگر با خود دشمنی نمی‏کردند هر آینه دعوت خداوند را اجابت می‏کردند، خداوند  (یاملائکه) در آخرت به آنها خطاب می‏کند که: دشمنی خدا نسبت‏به آنها در آخرت شدیدتر از دشمنی آنها به خودشان در دنیا می‏باشد. خداوند می‏فرماید: کسانی که کافر بوده‏اند مورد ندا قرار می‏گیرند که: قطعا دشمنی خدا از دشمنی شما نسبت‏به همدیگر سخت‏تر است، آنگاه که بسوی ایمان فراخوانده می‏شدید و انکار می‏ورزیدید. (غافر: ۱۰) کلمه ندا در این آیه به این مطلب اشاره دارد که از مکان دور ندا می‏دهند، در حالی که خداوند اصلا از اینها دور نیست (از رگ گردن به اینها نزدیکتر است) و  (بین انسان و قلبش حائل است) لکن اینها از خداوند دورند. گناهان و معاصی آنها باعث دوری آنها از خداوند گردیده و مانع شنیدن کلام خداوند از نزدیک شده است. پس همانطور که شخص دور صدا را از دور می‏شنود، آنها نیز کلام خدا را از دور می‏شنوند.

 

 

 

  • خلاصه و نتیجه

 

آنچه ذکر شد مجموعه‏ای از تصورات قرانی است که صورت دقیقی از روابط انسان با خود را بیان می‏کند، و تعامل انسان با خویش راتوضیح داده و به تحلیل این رابطه پرداخته است. با این عناوین می‏توانیم تصور کاملی از رابطه انسان با خود و تحلیل این رابطه داشته باشیم و در نتیجه هیچ راهی برای از بین رفتن تلاش و کوشش انسان باقی نمی‏ماند. هر کار خیر یا شری از انسان بر صفحه ذهن وجوارح وی باقی می‏ماند، و خودوی مسئول آنهاست، فرار و خلاصی از آن ممکن نیست چون خود وی در گرو عمل خویش است و خود انسان در روز قیامت‏بر نفس خویش شهادت می‏دهد و آن را محاسبه می‏کند. از خود متنفر است و به سبب افعالی که انجام داده بر خود خشم می‏ورزد. این بدی‏ها تبدیل به مصیبتها، رنجها و حوادث در زندگی دنیا و تبدیل به عذاب سوزان در آخرت می‏شود. بنابراین، قران نه تنها اصل تعامل و رابطه انسان با خود را بیان می‏کند بلکه به حقیقی عمیقتر می‏پردازد و آن اینکه هر گونه تلاشی و کوشش که انسان انجام دهد دیر یا زود به خود وی بر می‏گردد و از مصادیق تعامل انسان با خود می‏باشد.

 

 

 

  • زیان نفس

 

از مفاهیم جالب قرانی مفهوم زیان نفس است. خداوند می‏فرماید: «والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنو و تواصوا با الحق و تواصوا باالصبر» زندگی انسان در این دنیا محدود می‏باشد، سرمایه انسان ایامی است که در این دنیا زندگی می‏کند. در حدیث آمده است (یا بن آدم انما انت ایامک) یعنی  (ای بشر تو همین روزهای زندگی‏ات هستی) پس هر روز که از زندگی انسان بگذرد جزئی از او رفته است. وقتی همه روزهای عمر یک انسان به پایان رسید، نقش وی و همه سرمایه‏اش در این دنیا تمام شده است. پس دنیا برای انسان میدان عمل، تجارت و تولید و آخرت مرحله برداشت و حسابرسی است. (امروز هنگام عمل است نه حساب و فردا موقع حساب است نه عمل) (الیوم عمل و لاحساب و غدا حساب و لاعمل) بنابراین سرمایه انسان روزهائی است که خداوند برای وی در این دنیا مقدر کرده است. اگر روزی از عمر وی بدون انجام عملی صالح بگذرد آن جزء از عمرش را به زیان سپری کرده و اگر همه عمرش به پایان رسد در حالی که عمل صالحی را انجام ندهد تمام عمرش زیان کرده و این خسران مبین است. در نتیجه اگر به خدا ایمان نیاورد و عمل صالح انجام ندهد و به صبر و حق توصیه نکند در زیان دائمی بسر می‏برد.

 

داستان آدم در قرآن

 


نکته عجیب این است که در قرآن کریم قضیه و داستان آدم ابوالبشر آمده‏ ولی به عنوان یک تعلیم دیگری نه به عنوان شهادت بر توحید و اینکه به‏ دلیل اینکه زندگی بشر به آنصورت آغاز شده پس به خدائی خدا اعتراف کنید .

البته قرآن کریم خلقت آدم را به کیفیت خاصی بیان فرموده که کم و بیش‏ می‏دانیم و نظریه‏های علم الحیات هم به فرض اینکه به حد تحقیق رسیده‏ باشد و قانون اشتقاق انواع مسلم باشد ، دلیلی در دست نیست که امکان اینکه یک انقلاب دفعی پیش آید و یک جهش عظیم رخ دهد و در مدت کمی‏ یک توده خاک به یک انسان سوی معتدل تبدیل شود ، یعنی مراحلی که باید در طول قرنها و نسلها فراهم شود در تحت یک شرایط دیگر با سرعت فراهم‏ گردد ، و حتی خلاف سنن جاریه تکوین حیات هم نیست .

در سنن تکوین ، با اختلاف‏ شرایط و احوال ، سرعت و بطئ یک حرکت تغییر می‏کند ، همان طوری که مانعی‏ نیست ، برعکس ، حرکتی را کندتر کنند نظیر آنکه در شرایط معینی دوره‏ کودکی و جوانی و پیری را طولانی‏تر کنند و خیلی هم طولانی‏تر کنند .

به هر حال ، مقصود توضیح این روش تعلیماتی قرآن بود که در مسأله توحید به موضوع آغاز حیات متمسک نشده و نگفته به دلیل اینکه حیات و زندگی‏ آغازی و شروعی دارد خواه آنکه از یک سلول آغاز شده باشد یا از یک موجود چند میلیون سلولی به این دلیل خدا را بشناسید .
داستان آدم ابوالبشر را هم به منظور دیگری بیان‏ کرده . منظور از آن داستان تعلیمات دیگری است و شاید کمتر داستانی است‏ که مانند داستان آدم پر نکته باشد.

این داستان برای بیان بالا بردن مقام انسان و اینکه انسان اگر به مرتبه تعلیم اسماء الهی برسد از فرشتگان بالاتر است ، فرشتگان در پیشگاه چنین فردی خضوع می‏کنند و سجده می‏آورند ، برای تنبیه به‏ دشمنی شیطان و آگاه کردن بشر که به وسوسه‏های درونی خود توجه داشته باشد که او را از راه به در نبرد ، برای تکبر آمده که یک تکبر شیطان را از قرب الهی بیرون راند ، برای تنبیه به خطرات طمع و سقوطی که انسان از درجات عالی به واسطه تخلف اوامر الهی می‏کند آمده ، برای اشعار به مقام‏ عالی و استعداد بزرگترین مقامی که انسان دارد آمده و آن مقام خلافت الهی‏ است ، و بالاخره به یک سلسله تعلیمات اخلاقی و عرفانی در آن قضیه اشاره‏ شده :

" «
وإذ قال ربک للملائکةإنی جاعل فی الارض خلیفه قالوا أتجعل فیها من‏ یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال‏إنی أعلم ما لا تعلمون و علّم آدم اسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة فقال أنبئونی‏ بأسماء هؤلاءإن کنتم صادقین قالوا سبحانک لا علم لناإلا ما علمتناإنک‏ أنت العلیم الحکیم قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنباهم بأسمائهم‏ قال ألم أقل لکم‏إنی أعلم غیب السموات و الارض و أعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون »"( بقره ، 30 - . 33 )

یعنی آن زمان که پروردگار توبه فرشتگان گفت من در زمین جانشین قرار خواهم داد ، گفتند آیا می‏خواهی مخلوقی در زمین قرار دهی که فساد و خونریزی می‏کند و حال آنکه ما ترا تسبیح و حمد و تقدیس می‏کنیم ؟

خداوند گفت : من‏ چیزی می‏دانم که شما نمی دانید .

سپس تمام نامها را به آدم یاد داد ، بعد آنان‏ را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت :
اگر راست می‏گویید به من بگویید نام‏ اینها چیست ؟

گفتند : ما جز آنچه تو به ما آموخته‏ای نمی دانیم ، البته تویی‏ دانا و حکیم .

گفت : ای آدم ! تو نامهای آنها را به اینها بگو .

چون آدم‏ نامهای آنها را گفت ، خداوند گفت : من به شما نگفتم که من از نهان و سرّ آسمان و زمین آگاهم ؟ آنچه شما ظاهر سازید و آنچه پنهان دارید همه را می‏دانم

 

انسانها همه از یک پدر و مادرند

 


در قرآن آیاتی دلالت زیادی بر این مدعا دارد که انسانها همگی از نسل یک پدر و مادر خاص هستند.

دسته اول آیاتی که انسانها را به عنوان فرزند آدم مورد خطاب قرار داده است:

یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُم عِندَکُلّ مَسجِد اعراف/31

وَ لَقَد کَرّمنا بَنی‌ آدَم اسراء/70

دسته دوم آیاتی که محتوای آنها تصریح بر نشات گرفتن انسانها از اصل و ریشه‌ای واحد یعنی انسانی مشخص است:

یا بَنی آدَمَ لا یَفتِنَنّکُمُ الشَیطانُ کَما اَخرَجَ اَبَوَبکُم مِنَ الجَنّه اعراف/27

دست سوم شامل آیاتی است که تفاوت میان نحوة خلقت نخستین انسان و ادامه نبیل او را بیان می‌کند:

وَ بَدَاَ خَلَقَ الاِنسانَ مِن طین ثمّ جَعَلَ نَسلَهُ مِن سُلالَهٍ مِن ماءٍ مَهینِ(سجده 7)

این آیه شریفه انسانها را از نسل انسان خاصی دانسته که خلقت او از «نطفه» نبوده است بلکه از «گل» بوده و از این جهت در مقایسه با نحوة خلقت نسل و ذریه‌اش یک استثناء تلقی می‌شود.

اشاره به اینکه انسان از خاک و گل خلق شده همانطور که می‌تواند اشاره به خارق‌العاده و استثنایی بودن او داشته باشد، ممکن است دلالت بر این نکته داشته باشد که مبدا و منشا نخستین تطورات و تحولاتی که در نهایت منجر به پیدایش این موجود زنده شده، خاک بوده است.

 

نتایج حاصل از آیات خلقت انسان
نتایجی که از آیات قرآن کریم در باب خلقت انسان , نحوه آفرینش و ابعاد وجودی او می توان استنباط کرد به شرح زیراست :

1-
موجوداتی که انسان نامیده می شوند دارای اصل و ریشه مشترکی هستند واز یک مرد و زن بوجود آمده اند.

2-
این پدر و مادر خاص که نخستین انسانها هستند واز یک مرد و زن بوجود آمده اند.

3-
انسان علاوه بر بعد جسمانی دارای گوهر غیر مادی نفس یا روح است.

4-
حیات نفوس و ارواح انسانی مقدم بر جسم نیست و با حیات جسمانی آغاؤ می شود.

5-
حقیقت انسان و انسانیت او به روح اوست نه جسم فناپذیر او (اصالت روح).

 

 

هدف آفرینش از دیدگاه قرآن یک سوال

از مهمترین سوالاتی که هر کسی از خود می‌پرسد این است که ما برای چه آفریده شده‌ایم؟ و هدف آفرینش انسانها و آمدن به این جهان چیست؟

پاسخ خداوند به این سوال

خداوند در قرآن می‌فرماید : «و ما خَلقَتِ الجِنَّ و الانسانَ اِلّا لِیَعبُدون ، و ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند.» (سوره ذاریات _ 56)

من نیازی به آنها ندارم «و ما اُریدُ مِنهُم مِن رِزقِ و ما اُریدَ اِن یَطعَمون» خداوند است که به بندگانش روزی می‌دهد و صاحب قوت و قدرت است. «اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاق ذُو القُوَّةِ المَتین» این چند آیه که در نهایت اختصار و فشردگی است پرده از روی حقیقتی که همه خواهان آگاهی از آنند بر می‌دارد و ما را در برابر هدفی بزرگ قرار می‌دهد.

توضیح اینکه بدون شک هر فرد عاقل و حکیمی که کاری انجام می‌دهد هدفی برای آن در نظر دارد و از آنجا که خداوند از همه عالمتر و حکیمتر است این سوال پیش می‌آید که چرا او انسان را آفرید؟ آیا کمبودی داشت که با آفرینش انسان آن کمبود بر طرف می‌شد؟ آیا نیازی داشت که ما را برای پاسخگویی به آن آفریده؟ در حالی که وجود او از هر جهتی کامل و در بی‌نهایت است.

هدف آفرینش از دیدگاه قرآن آزمایش و امتحان

خداوند می‌فرماید : «الَّذی خَلَقَ المَوتَ و الحَیوةَ لِیَبلُوَکم ایُّکُم اَحسَن عملاً ؛ او کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند که کدامین نفر بهتر عمل می‌کند.» (سوره ملک _ 2) در این آیه مساله آفرینش ، آزمایش و امتحان انسانها از نظر حسن عمل به عنوان یک هدف معرفی شده است.

علم و آگاهی

خداوند می‌فرماید : «الله الَّذی خَلقَ سَبعَ سَمواتٍ و مِن الاَرضِ مِثلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الاَمرُ بَینَهُنَّ لِتَعلَموا انَّ الله کُلُّ شی‌ءٍ قَدیر و اِنَّ اللهَ قد اَحاطَ بِکُلِِّ شَیءٍ عِلما ؛ خدا آن کسی است که هفت آسمان را آفرید و مانند آن آسمانها از زمین خلق فرمود و امر نافذ خود را بین هفت آسمان و زمین نازل کرد تا بدانید خدا بر هر چیز توانا و به احاطه علمی بر همه امور آگاه است.» (سوره طلاق _ 12) همانگونه که ملاحظه نمودید در آیه فوق علم و آگاهی از قدرت و علم خداوند به عنوان هدفی برای آفرینش ذکر شده است.

رحمت الهی

خداوند می‌فرماید

دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد خلقت انسان

تحقیق درباره ی خطبه شقشقیه

اختصاصی از اس فایل تحقیق درباره ی خطبه شقشقیه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درباره ی خطبه شقشقیه


تحقیق درباره ی خطبه شقشقیه

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه5

 

فهرست مطالب ندارد 

 

مِنْ خُطْبَهٍ لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ الْمَعْرُوفَهُ بِالشِّقشْقِیَّهِ:  

اءَما وَ اللّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلانٌ وَ اِنَّهُ لَیَعْلَمُ اءَنَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرِّحى ، یَنْحَدِرُ عَنِّى السَّیلُ وَ لا یَرْقى اِلَىَّ الطَّیْرُ. فَسَدَلْتُ دُونَها ثَوْبَا وَ طَوَیْتُ عَنْها کَشْحا، وَ طَفِقْتُ اءرْتَئى بَیْنَ اءنْ اءَصُولَ بِیدٍ جَذّاءَ اءوْ اءصْبِرَ عَلَى طَخْیَهٍ عَمْیاءَ یَهْرَمُ فِیهَا الْکَبِیرُ. وَ یَشِیبُ فِیهَا الصَّغِیرُ، وَ یَکْدَحُ فِیها مُومِنٌ حَتّى یَلْقى رَبِّهُ، فَرَاءَیْتُ اءَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا اءَحْجى فَصَبْرَتُ وَ فِى الُعَیْنِ قَذىً، وَ فِى الْحَلْقِ شَجا، اءَرى تُراثىِ نَهْبا
حَتّى مَضَى الاَوَّلُ لِسَبِیلِهِ فَاءَدْلى بِها الَى فُلانٍ بَعْدَهُ

شَتّانَ ما یَوْمِى عَلى کُوْرَها

 

وَ یَوْمُ حَیّانَ اءَخِى جابِرٍ فَیا عَجَبا بَیْنا

هُوَ یَسْتَقِیلُها فِىحَیاتِهِ إ ذْ عَقَدَها لِآخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ، لَشَدَّ ما تَشَطَّرا ضَرْعَیْها، فَصَیَّرَها فِى حوْزَهٍ خَشْناءَ، یَغْلُظُ کَلْمُها وَ یَخْشُنُ مَسُّها، وَ یَکْثُرُ الْعِثارُ فیها، وَ الْاعْتِذارُ مِنْها، فَصاحِبُها کَراکِبِ الصَّعْبَهِ إ نْ اءَشْنَقَ لَها خَرَمَ، وَ إ نْ اءسْلَسَ لَها تَقَحَّمَ، فَمُنِىَ النّاسُ لَعَمْرُ اللّهِ، بِخَبْطٍ وَ شِماسٍ، وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِراضٍ، فَصَبَرْتُ عَلى طُولِ الْمُدَّهِ وَ شِدَّهِ الْمِحْنَهِ. حَتّى اذا مَضى لِسَبِیلِه ، جَعَلَها فِى جَماعَهٍ زَعَمَ اءَنِّى اءَحَدُهُمْ، فَیا للّهِ وَ لِلشُّورى ، مَتَى اعْتَرَضَ الرَّیْبُ فِىَّ مَعَ الْاءَوَّلِ مِنْهُمْ حَتّى صِرْتُ اءُقْرَنُ الى هذِهِ النَّظائِرِ لکِنِّى اءَسْفَفْتُ اذْ اءَسَفُّوا وَ طِرْتُ اذْ طارُواْ، فَصَغا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ، وَ مالَ الْآخَرُ لِصِهْرِهِ، مَعَ هَنٍ وَ هَنٍ.
إ لى اءَنْ قامَ ثالِثُ الْقومِ نافِجا حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَشِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ، وَ قامَ مَعَهُ بَنُو اءَبِیهِ یَخْضِمُونَ مالَ اللّهِ خَضْمَه الا بِلِ نِبْتَهَ الرَّبِیعِ، الى اءَنِ انْتَکَثَ فَتْلُهُ، وَ اءَجْهَزَ عَلَیْهِ عَمَلُهُ وَ کَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ.
فما راعَنِى الا وَ النّاسُ الَىَّ کَعُرْفِ الضَّبُع یَنْثالُونَ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ جانِبٍ، حَتّى لَقَدْ وُطِى ءَ الْحَسَنانِ، وَ شُقَّ عِطافِى ، مُجْتَمِعِینَ حَوْلِى کَرَبِیضَهِ الْغَنَم فَلَمّا نَهَضتُ بِالْاءمْرِ نَکَثَتْ طائِفَهٌ وَ مَرَقَتْ اءُخْرى وَ قَسَطَ آخَرُونَ کَاءَنَّهُمْ لَمْ یِسْمَعُوا اللّهَ سُبْحانَهُ یِقُولُ: "تِلْکَ الدّارُ الاخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوَّا فِى الْاءَرْضِ وَ لا فَسادا وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ، "بَلى وَ اللّهِ لَقَدْ سَمِعُوها وَ وَعَوْها، وَ لکِنَّهُمْ حَلِیَتِ الدُّنْیا فِى اءَعْیُنِهِمْ وَ راقَهُم زِبرِجُها.
اءَما وَ الَّذِى فَلَقَ الحَبَّهَ، وَ بَرَاءَ النَّسَمَهَ لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ، وَ ما اءَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اءَنْ لا یُقارُّوا عَلى کِظَّهَ ظالِم وَ لا سَغَبِ مَظلُومٍ لاْلَقْیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبها وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَاءْسِ اءوَّلِها، وَ لالْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ هذِهِ اءَزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.
((قالُوا: وَ قامَ إ لَیْهِ رَجُلُ مِنْ اءَهْلِ السَّوادِ عِنْدَ بُلُوغِهِ الى هذَا الْمَوْضِعِ مِنْ خُطْبَتِهِ، فَناوَلَهُ کِتابا فَاءَقْبَلَ یَنْظُرُ فِیهِ. ((فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ)) قَالَ لَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ یَا اءَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَوِ اطَّرَدَتْ مَقالَتَکَ مِنْ حَیْثُ اءَفْضَیْتَ فَقَالَ هَیْهَاتَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ تِلْکَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ.
قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَوَاللَّهِ مَا اءَسَفْتُ عَلَى کَلاَمٍ قَطُّ کَاءَسَفِی اءَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع بَلَغَ مِنْهُ حَیْثُ اءَرَادَ.
قَوْلُهُ ع فِى هذِهِ الْخُطْبَهِ (کَراکِبِ الصَّعْبَةِ إ نْ اءَشْنَقَ لَها خَرَمْ وَ إِنْ اءَسْلَسْ لَها تَقَحَّمَ) یُریدُ اءنَّهُ إ ذا شَدَّدَ عَلَیْها فِی جَذْبِ الْزَّمامِ وَ هِىٍَّ تُنازِعُهُ رَاءْسَها خَرَمَ اءَنْفَها و إِنْ اءَرْخى لَها شَیْئَا مَعَ صُعُوبَتِها تَقَحَّمَتْ بِهِ فَلَمْ یَمْلِکْها، یُقالُ: اءشْنَقَ الْنَاقَةَ إ ذا جَذَبَ رَاءْسَها بِالزَّمامِ فَرَفَعَهُ وَ شَنَقَها اءَیْضا.
ذَکَرَ ذلِکَ ابْنُ السِّکَّیتِ فِی إ صْلاحِ الْمَنْطِقِ وَ إِنَّما قالَ ع : (اءَشْنَقَ لَها) وَ لَمْ یَقُلْ اءَشْنَقَها لا نَّهُ جَعَلَهُ فِی مُقابَلَةِ قَوْلِهِ اءَسْلَسَ لَها فَکَاءَنَّهُ ع قالَ: إ نْ رَفَعَ لَها رَاءسَها بِمَعْنى
اءَمْسَکَهُ عَلَیْها بِالزَّمامِ وَ فِى الْحَدیثِ اَنَّ رَسَولُ اللّهِ ص خَطَبَ عَلى ناقَتِهِ وَ قَدْ شَنَقَ لَها فَهِىَ تَقْصَعُ بِجُرَّتِها، وَ مِنْ الشَاهِدِ عَلى اءَنَّ اءَشْنَقَ بِمَعْنى شَنَقَ قَوْلَ عَدِىِّ بْنِ زَیْدِ الْعِبادىِّ:
ساءَها ما بِنا تَبَیَّنَ فِى الاءیْدِى وَ اشْناقُها الى الاءعْناقِ

ساءها ما بنا تبیّن فی الا یدی

 

و إ شناقها إ لى الا عناق

 

  ترجمه

   خطبه اى از آن حضرت (ع ) معروف به خطبه شقشقیه :  

آگاه باشید. به خدا سوگند که ((فلان )) خلافت را چون جامه اى بر تن کرد و نیک مى دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیلها از من فرو مى ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست . پس میان خود و خلافت پرده اى آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم . در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضاى ظلمانى شکیبایى ورزم ، فضایى که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیرى رسند و مؤ من ، همچنان رنج کشد تا به لقاى پروردگارش نایل آید. دیدم ، که شکیبایى در آن حالت خردمندانه تر است و من طریق شکیبایى گزیدم ، در حالى که ، همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش رفته ، و استخوان در گلویش مانده باشد. مى دیدم ، که میراث من به غارت مى رود.
تا آن ((نخستین )) به سراى دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگرى واگذاشت .

شتان ما یومى على کورها

 

و یوم حیان اخى جابر((3)

((چه فرق بزرگى است میان زندگى من بر پشت این شتر و زندگى حیان برادر جابر)).
اى شگفتا. در آن روزها که زمام کار به دست گرفته بود همواره مى خواست که مردم معافش دارند ولى در سراشیب عمر، عقد آن عروس را بعد از خود به دیگرى بست . بنگرید که چسان دو پستانش را، آن دو، میان خود تقسیم کردند و شیرش را دوشیدند. پس خلافت را به عرصه اى خشن و درشتناک افکند، عرصه اى که درشتى اش پاى را مجروح مى کرد و ناهموارى اش رونده را به رنج مى افکند. لغزیدن و به سر درآمدن و پوزش خواستن فراوان شد. صاحب آن مقام ، چونان مردى بود سوار بر اشترى سرکش که هرگاه مهارش را مى کشید، بینى اش ‍ مجروح مى شد و اگر مهارش را سست مى کرد، سوار خود را هلاک مى ساخت . به خدا سوگند، که در آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند و هم سرکشى . هم دستخوش بى ثباتى بودند و هم اعراض از حق . و من بر این زمان دراز در گرداب محنت ، شکیبایى مى ورزیدم تا او نیز به جهان دیگر شتافت و امر خلافت را در میان جماعتى قرار داد که مرا هم یکى از آن قبیل مى پنداشت . بار خدایا، در این شورا از تو مدد مى جویم . چسان در منزلت و مرتبت من نسبت به خلیفه نخستین تردید روا داشتند، که اینک با چنین مردمى همسنگ و همطرازم شمارند. هرگاه چون پرندگان روى در نشیب مى نهادند یا بال زده فرا مى پریدند، من راه مخالفت نمى پیمودم و با آنان همراهى مى نمودم . پس ، یکى از ایشان کینه دیرینه اى را که با من داشت فرایاد آورد و آن دیگر نیز از من روى بتافت که به داماد خود گرایش یافت . و کارهاى دیگر کردند که من از گفتنشان کراهت دارم .
آنگاه ((سومى )) برخاست ، در حالى که از پرخوارگى باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستورى که همّى جز خوردن در اصطبل نداشت . خویشاوندان پدریش با او همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و میل فراوان خوردند که اشتران ، گیاه بهارى را. تا سرانجام ، آنچه را تابیده بود باز شد و کردارش قتلش را در پى داشت . و شکمبارگیش به سر درآوردش .
بناگاه ، دیدم که انبوه مردم روى به من نهاده اند، انبوه چون یالهاى کفتاران . گرد مرا از هر طرف گرفتند، چنان که نزدیک بود استخوانهاى بازو و پهلویم را زیر پاى فرو کوبند و رداى من از دو سو بر درید. چون رمه گوسفندان مرا در بر گرفتند. اما، هنگامى که ، زمام کار را به دست گرفتم جماعتى از ایشان عهد خود شکستند و گروهى از دین بیرون شدند و قومى همدست ستمکاران گردیدند. گویى ، سخن خداى سبحان را نشنیده بودند که مى گوید: ((سراى آخرت از آن کسانى است که در زمین نه برترى مى جویند و نه فساد مى کنند و سرانجام نیکو از آن پرهیزگاران است )).(4)
آرى ، به خدا سوگند که شنیده بودند و دریافته بودند، ولى دنیا در نظرشان آراسته جلوه مى کرد و زر و زیورهاى آن فریبشان داده بود.
بدانید. سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفریده ، که اگر انبوه آن جماعت نمى بود، یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمى کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگى ستمکاران و گرسنگى ستمکشان خاموشى نگزینند، افسارش را بر گردنش مى افکندم و رهایش مى کردم و در پایان با آن همان مى کردم که در آغاز کرده بودم . و مى دیدید که دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج تر است .
چون سخنش به اینجا رسید، مردى از مردم ((سواد)) عراق برخاست و نامه اى به او داد.
على (ع ) در آن نامه نگریست . چون از خواندن فراغت یافت ، ابن عباس ‍ گفت : یا امیرالمؤ منین چه شود اگر گفتار خود را از آنجا که رسیده بودى پى مى گرفتى . فرمود: هیهات ابن عباس ، اشتر خشمگین را آن پاره گوشت از دهان جوشیدن گرفت و سپس ، به جاى خود بازگشت .(5) ابن عباس گوید، که هرگز بر سخنى دریغى چنین نخورده بودم که بر این سخن که امیرالمؤ منین نتوانست در سخن خود به آنجا رسد که آهنگ آن کرده بود.
معنى سخن امام که مى فرماید: ((کراکب الصعبة إ ن اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحّم )) این است ، که اگر سوار، مهار شتر را بکشد و اشتر سر بر تابد بینى اش پاره شود و اگر با وجود سرکشى مهارش را سست کند، سرپیچى کند و سوارش نتواند که در ضبطش آورد. مى گویند: ((اشنق الناقة )) زمانى که سرش را که در مهار است بکشد و بالا گیرد. ((شنقها)) نیز به همین معنى است و ابن سکیت صاحب اصلاح المنطق چنین گوید. و گفت : ((اشنق لها)) و نگفت : ((اشنقها)) تا در برابر جمله ((اسلس لها)) قرار گیرد گویى ، امام (علیه السلام ) مى فرماید: اگر سر را بالا نگه دارد او را به همان حال وامى گذارد. و در حدیث آمده است که رسول (صلى اللّه علیه و آله ) سوار بر ناقه خود براى مردم سخن مى گفت و مهار ناقه را باز کشیده بود (شنق لها) و ناقه نشخوار مى کرد. (از این حدیث معلوم مى شود که شنق و اشنق به یک معنى است .) و شعر عدى بن زید عبادى هم که مى گوید:
شاهدى است که اشنق به معنى شنق است .
معنى بیت (از فیض ) : شترهاى سرکشى که زمامشان در دست ما نبوده رام نیستند، بد شترهایى هستند.

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره ی خطبه شقشقیه