اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اس فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله امنیت

اختصاصی از اس فایل دانلود مقاله امنیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   10 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

 

امنیت از نظر مفهومی به وضعیتی اطلاق می‌شود که نیروهای حفظ کنندهٔ وضع موجود، توان این محافظت را از نیروهای شناخته شدهٔ برهم زنندهٔ آن داشته باشند. امنیت به سطوح مختلفی تقسیم می‌شود، از جمله امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و امنیت جهانی، همچنین در تحلیل این مفهوم حوزه‌های مختلف نیز از هم متمایز می‌شوند. برای مثال در امنیت ملی، امنیت اقتصادی، امنیت قضایی، امنیت فرهنگی و... قابل تحلیل هستند. امنیت را بر پایه‌های مفهومی مختلفی مورد شناسایی قرار می‌دهند، از جملهٔ این مفاهیم پایه، نظم است، یعنی امکان بر هم خوردن نظم نا امنی به همراه خواهد داشت، از جمله سایر این مفاهیم می‌توان به.. اشاره کرد.

 

از دیرباز امنیت یکی از نیازهای اولیه بشر بوده است و بسیاری از جنگ‌ها و صلح‌ها جهت به‌دست آوردن و حفظ امنیت رخ می‌داده‌اند. اگر بخواهیم نقش امنیت در زندگی انسان‌ها را بررسی کنیم می‌توان آن را به دو بخش امنیت درونی و بیرونی دسته‌بندی کرد.
امنیت درونی یا همان امنیت روانی، مسلما مهمترین فاکتور زندگی سالم هر انسانی محسوب می‌شود و با پیچیده شدن جوامع و پیرو آن روابط اجتماعی، متغیرهای امنیت روانی پیچیده شده‌اند. شغل، طبقه‌اجتماعی، امید به زندگی، سیاست و اعتبار اجتماعی از جمله مواردی هستند که امنیت روانی افراد را تضمین یا مختل می‌کنند. ‌
رخدادهایی مانند جنگ، سوانح طبیعی، فساد و هرج ‌ومرج اجتماعی از جمله موارد امنیت بیرونی است که لا‌زم و ملزوم امنیت‌روانی یک جامعه بوده و به تبع آن تاثیر مستقیمی روی امنیت روانی افراد یک جامعه می‌گذارد.
در این راستا اصل مفهوم امنیت پیش از آنکه مقوله‌ای قابل تعریف باشد، پدیده‌ای ادراکی و ذهنی است، یعنی این اطمینان باید در ذهن مردم، دولتمردان و تصمیم‌گیران به‌وجود آ‌ید که برای ادامه زندگی بدون دغدغه، امنیت لا‌زم وجود دارد یا نه؟ ‌
برهمین اساس است که وقتی از مردم می‌پرسیم تا چه اندازه احساس امنیت می‌کنید با پاسخ‌های متفاوتی روبه‌رو خواهیم شد؛ در واقع منشا این پاسخ‌ها به شواهد و قرائنی باز می‌گردد که در حوزه زندگی خصوصی و اجتماعی هر فرد تجربه شده است. ‌
در واقع تصور ذهنی انسان‌ها از مقوله امنیت در مقایسه با عینیاتی که وضعیت امنیت یک جامعه را تعریف می‌کنند، از اولویت‌بالا‌تری برخوردار است. افراد خود را در امان نخواهند دید مگر اینکه به‌گونه‌ای احساس امنیت داشتن به آنها القا شود و این امکان‌پذیر نیست مگر وقتی که حقوق تمامی اشخاص و افراد جامعه رعایت شود. ‌
با اینکه تامین‌امنیت فیزیکی کار چندان پیچیده‌ای نیست ولی در کنار آن تامین امنیت روانی جامعه و فرد نیز آسان نیست و گاه شاهد افرادی هستیم که از جانب کسی یا چیزی تهدید نمی‌شوند، ولی همیشه در هراس هستند.
در قانون، امنیت به معنای <نبود تهدید> است و مفهوم اجتماعی آن مصونیت از تعرض، نبود هراس نسبت به حقوق و آزادی‌های مشروع، مصون بودن از تهدید و هر عاملی که آرامش انسان را از بین نبرد، است. ‌
این مفهوم یکی از شاخصه‌های کیفی زندگی در شهرهاست. در این میان فضاهای شهری از جمله مولفه‌هایی هستند که نابهنجاری‌های اجتماعی در بستر آنها به وقوع می‌پیوندند. ‌
باید دید در چنین شرایطی، پلیس که از نظر رسمی در ساختارهای مدرن شهری مسوول نظام‌بخشی و امنیت شهری است، برقراری نظم و تولید امنیت در محدوده کلا‌ن‌شهر را چگونه مدیریت و اجرا می‌کند. ‌
با اینکه تامین امنیت اجتماعی از وظایف مهم نظامی، سیاسی دولت به حساب می‌آید ولی نمی‌توانیم امنیت اجتماعی پایدار را صرفا با راهبردها و رویکردهای امنیتی و انتظامی محقق کنیم چرا که برخلا‌ف گذشته، امروزه امنیت تنها به معنای تهدید نظامی نبوده و مناسبات اجتماعی در کنار سایر مولفه‌ها جزو مهمترین تهدیدات تلقی می‌شود که می‌تواند تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. ‌
در این راستا امنیت اجتماعی پدیده‌ای محسوب می‌شود که از برآیند کارکرد نهادهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی در جامعه به‌وجود می‌آید، لذا نمی‌توانیم امنیت اجتماعی پایدار را صرفا با راهبردها و رویکردهای امنیتی و انتظامی محقق کنیم. ‌
پس دستیابی به امنیت اجتماعی پایدار، مستلزم اصلا‌ح کارکرد نظام‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی است و هرگونه اقدامی که بدون توجه به عوامل اجتماعی صورت گیرد اقدامی کوتاه‌مدت و ناپایدار خواهد بود. ‌
امروزه شهروندان خواسته یا ناخواسته در ارتباطی تنگاتنگ با پلیس و نیروهای حافظ امنیت اجتماعی قرار دارند و در جای‌جای کشور حتی دور‌افتاده‌ترین نقاط با نیروهای پلیس در تماس مداوم و مستقیم هستند و به‌همین دلیل آرامش خود را در حضور نیروهای با اخلا‌ق پلیس و دسترسی آسان به آنان جست‌وجو می‌کنند. ‌
طرح‌های نیروی انتظامی همانند مبارزه با سوداگران مرگ و اراذل و اوباش با اینکه قابل ستایش است ولی طرح <مبارزه با بدحجابی> در قالب ایجاد <نظم و امنیت اجتماعی> فاقد پشتوانه‌های تئوریک در این زمینه است زیرا آنچه امروزه به‌عنوان مصادیق بدحجابی از آن یاد می‌شود و ناجوانمردانه جامعه زنان ما را نشانه رفته است، بعضا در فقدان الگوهای فرهنگی و نوآوری‌های داخلی، به شاخصه‌ها و هنجارهای پذیرفتنی تبدیل شده و برخوردهای قهری با آن در لوای ایجاد امنیت، خود نوعی ناامنی و احساس نامطلوب را برای شهروندان به دنبال خواهد داشت.
در یک جامعه پویا و با نشاط، شهروندان باید طبیعتا با مشاهده ماموران پلیس احساس امنیت و آرامش بیشتری داشته باشند نه اینکه با دیدن نیروهای امنیتی احساس ناامنی کنند. ‌
گرچه ناامنی اجتماعی یک بحران جهانی است، ولی باید در هر جامعه‌ای به تناسب نوع نگاه علمی و نه امنیتی راهکارهایی برای ایجاد امنیت و توسعه اجتماعی آن اندیشیده شود و نباید نگاه به امنیت اجتماعی از زاویه نظام سیاسی و دولت باشد. ‌
باید توجه داشت، برداشت ما از واژه‌امنیت و عوامل تامین‌کننده آن با توجه به زمان و فرهنگ جوامع مختلف متغیر است، ممکن است در برخی از جوامع اقتصاد و معیشت نقشی اساسی در امنیت روانی و اجتماعی افراد داشته باشد و بیکاری، فقر و گرسنگی تهدید اصلی برای امنیت افراد آن جامعه تلقی شود، در عین‌حال در دیگر جوامع مشکلا‌ت اقتصادی ممکن است کاهش پیدا کرده باشد و مردم از معیشت نسبتا مناسبی برخوردار باشند. ‌
در چنین جوامعی ممکن است موارد دیگری ازجمله احترام به آزادی بیان، آزادی‌های فردی، اجتماعی و سیاسی به‌عنوان امنیت اجتماعی در جامعه به حساب آید. ‌
در جامعه امروز ایران و باتوجه به ساخت اجتماعی آن مقوله امنیت روانی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت است و باید توجه داشت بسیاری از مشکلا‌ت و مفاسدی که جامعه امروز ما را تهدید می‌کند ریشه در موارد دیگری دارد، که حل آن به جز ریشه‌یابی مسائلی که مستقیما امنیت‌روانی و اجتماعی افراد را تهدید می‌کند مقدور نباشد. ‌
امروزه در جوامع مدرن برای افزایش احساس امنیت، تغییر ماهیت پلیس از نقش نظارت محوری به سمت وساطت محوری،‌امری اجتناب‌ناپذیر بوده و بدین منظور تجدید نظر در ساختارهای قدرت محور خود را ضروری می‌دانند. در این نوع نگاه، با احاله مسوولیت به آحاد جامعه و درگیر کردن شهروندان در تامین‌امنیت جمعی و انضباط اجتماعی از طریق مشارکت بیشتر، امنیت، امری درونی شده، ضریب رضایتمندی جامعه افزایش می‌یابد.
نداشتن طرح جامع مهندسی و معماری اجتماعی و فرهنگی باعث می‌شود الگوها و شخصیت‌های مرجع در جامعه مخدوش شود و بحران هویت را در پی داشته باشد. ‌

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  10  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله امنیت

برنامه ریزی

اختصاصی از اس فایل برنامه ریزی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  42  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

برنامه ریزی، فرایندی برای رسیدن به اهداف است. بسته به فعالیتها، هر برنامه می تواند که بلند مدت، میان مدت یا کوتاه مدت باشد. برای مدیرانی که در جستجوی حمایت‌های بیرونی هستند، برنامه ریزی، مهمترین و کلیدی‌ترین سند برای رشد است.برنامه ریزی می تواند، نقش مهمی در کمک به جلوگیری از اشتباهات یا تشخیص فرصتهای پنهان بازی کند. برنامه ریزی به پیش بینی آینده و ساختن آینده تا حدودی قابل تصور کمک می کند. آن پلی است بین آنجایی که هستیم و آنجایی که می خواهیم برویم. برنامه ریزی به آینده می نگرد.[۱]
برنامه‌ریزی یا طرح‌ریزی یعنی اندیشیدن از پیش. متخصصین از زوایای متعدد برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی ارائه کرده‌اند که برخی از آنها از این قرار است:
1. تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن،
2. تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد،
3. تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند،
4. طراحی عملیاتی که شیئی یا موضوعی را بر مبنای شیوه‌ای که از پیش تعریف شده، تغییر بدهد.[۲]
برنامه ریزی، نوعی پدیده عینی اجتماعی است و خصوصیت های ویژه خود را دارد در عین حال، یک رویداد منحصربه‌فرد نیست که دارای یک ابتدا و انتهای مشخص باشد بلکه یک فرایند مستمر و دائمی و منعکس کننده تغییرات و در صدد رسیدن به اهداف است. در سازمان های پیچیده امروزی، بدون برنامه ریزی های دقیق، امکان ادامه حیات نیست و برنامه ریزی، مستلزم آگاهی از فرصت ها و تهدیدهای آتی و پیش بینی شیوه مواجهه با آنها است. [۳]
مدیران، برنامه ریزی و تصمیم گیری
تصمیم گیری، رکن اساسی تمام وظایف مدیریتی و در عین حال، مبنای برنامه ریزی است چرا که نمی توان گفت برنامه ای وجود دارد مگر اینکه تصمیمی اتخاذ شده باشد. به عبارت بهتر، تصمیم گیری، هسته مرکزی مدیریت است که در تمامی وظایف دیگر، نموددارد، به همین دلیل برخی (مانند هربرت سایمون)[۴] مدیریت و تصمیم گیری را دو واژه مترادف می دانند!
به جرأت می توان گفت برنامه ریزی و تصمیم گیری، برای نیل به اهداف سازمان مکمل اند اما نوع اتخاذ تصمیم نیز نقش به سزایی ایفا می کند [۵] با وجودی که تصمیم گیری به کلیه وظایف مدیریتی مربوط می شود، اما اساس برنامه ریزی به شمار می آید و نمی توان گفت برنامه ای وجود دارد بدون اینکه تصمیمی گرفته شده باشد. از این رو، تصمیم گیری از ارکان اساسی فعالیت های مدیریتی به شمار می رود چرا که هر مدیری برای اجرای هریک از وظایف خود، همواره با مواردی مواجه می شود که نیاز به تصمیم گیری دارد. [۶]
برنامه ریزی به عنوان وظیفه مدیران
برنامه ریزی از وظایف بسیار مهم مدیران است و با سایر وظایف آنها ارتباطی تنگاتنگ دارد. اگر نگرش مبتنی بر برنامه ریزی در سراسر زندگی فردی و سازمانی تسری یابد، نوعی تعهد به عمل بر مبنای تعقل و تفکر آینده نگر و عزم راسخ بر استمرار آن ایجاد می شود. به نوعی، تحقق اهداف فردی و سازمانی، مستلزم برنامه ریزی است. نیاز به برنامه ریزی از آنجا است که همه سازمان ها با فعالیت در محیطی پویا، مترصد آن هستند که منابع محدودشان را برای رفع نیازهای متنوع و فزاینده خود صرف نمایند و این پویایی محیط و وجود تلاطم و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی، بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی می افزاید.
با پذیرفتن اصول پنج گانه مدیریتی، و مبنای برنامه ریزی برای این اصول، به این اجماع نظر می رسیم که برنامه ریزی، فرایندی است دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیم هاکه در این فرایندی، مراحل مشخص و بهم پیوستهای برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیم ها وجود دارد. طی این فرایند، به پیش بینی و تدوین فعالیت هایی پرداخته می شود که باید در جهت نیل به اهداف سازمانی صورت گیرد. به عبارت بهتر در فرایند برنامه ریزی، به: چه کسی؟ کجا؟ کِی؟ چه چیزی؟ چرا؟ چگونه؟ پرداخته می شود و پاسخ به این پرسش ها به انتخاب مأموریت ها، هدف ها و اقداماتی برای نیل به آنها می انجامد که مستلزم تصمیم گیری و انتخاب از میان راه های مختلف است. برنامه ریزی می تواند، نقش مهمی در کمک به جلوگیری از اشتباهات یا تشخیص فرصت های پنهان بازی کند. برنامه ریزی به پیش بینی آینده و ساختن آینده تا حدودی قابل تصور کمک می کند. آن پلی است بین آنجایی که هستیم و آنجایی که می خواهیم برویم. برنامه ریزی به آینده می نگرد.
تعریف برنامه ریزی
نگاهی به واژه نامه های عمومی و تخصصی، کافی است تا تعاریفی از این دسته را پیش روی ما قرار دهد. اغلب واژه نامه های عمومی برنامه ریزی را کار یا فعالیت برنامه ریز؛ شکل گیری برنامه ها؛ ساخت یا ترسیم یک طرح یا نمودار؛ کشیدن طرح، طراحی، تدبیر کردن دانسته‌اند [۷] واژه نامه های تخصصی نیز آن را، شیوه و فرایند سیستماتیک و گام به گامی دانسته اند که به تعریف، ایجاد و ترسیم فعالیت های ممکنی می پردازد که با نیازها، علایق و مشکلات موجود یا آینده مطابقت داشته باشند [۸]
به عبارت دیگر، برنامه ریزی فرایندی است منظم مداوم وحساب شده ومنطقی جهت دارودورنگر به منظورهدایت وارشاد فهالیت های جمعی برایرسیدن به هدف مطلوب است .برنامه ریزی بایدمداومت داشته باشد. اهداف برنامه ریزی به شرح زیراست1)پیش بینی آینده:برنامه آینده نگر2)برنامه ساختن وشکل دادن به اینده:برنامهآینده ساز3)برنامه برای انتخاب یک شکل خاص برای آینده :آینده گزین.
متخصصین، برنامه ریزی را با توجه به حوزه ی فعالیت خود تعریف نموده اند. این واژه، در زمینه علوم و فنون بیشتر با واژه طراحی (designing) عجین شده. هر چند که:این برداشت تقلیل گرایانه و البته این واژه در متون مدیریتی جایگاهی ندارد![منبع]
مزایای برنامه ریزی
برخی از مزایای برنامه ریزی عبارتند از:
1. افزایش احتمال تحقق اهداف سازمان
2. ایجاد فرصتِ اجرای منظم تصمیم ها
3. صرفه اقتصادی
4. انطباق با شرایط متغیر محیطی
5. استفاده صحیح از منابع
6. فراهم شدن ابزارهای کنترل
7. امکان سنجش میزان پیشرفت
8. آگاهی کارکنان از اهداف سازمان و نقش خود
9. تقویت کار گروهی
10. رسیدن به اهداف شخصی
چالش های برنامه ریزی:
چالش های عمده برنامه ریزی از دید برخی منتقدان این امر عبارتند از:
1. حوادث غیر منتظره ای که می تواند تمام پیش بینی ها را نقش بر آب کند! 2.عوض شدن فکر
تغییر رویه هایی که ممکن است مقاومت ایجاد نماید.
1. صرف هزینه و وقت. 2. محدودیت های کوتاه مدت و مقطعی.
تصمیم گیری
واژه تصمیم در لغت به معنای عزم و اراده به انجام کاری است و از دید علم مدیریت، به معنای انتخاب یک راه از راه های مختلف و در حقیقت، انتخاب بهترین راه برای نیل به اهداف است. تصمیم گیری، بیش از آنکه کاری ساده باشد، فرایندی مرحله دار است.
گونه شناسی تصمیم گیری
گونه های مختلفی از تصمیم گیری را از دیدگاه های مختلف می توان شناسایی نمود. برخی از این گو نه ها عبارتند از:
1. تصمیم گیری به اعتبار برنامه (برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده)
2. تصمیم گیری به اعتبار میزان اطلاعات
3. تصمیم گیری به اعتبار تصمیم گیرنده (فردی و گروهی)
4. تصمیم گیری به اعتبار درجه استقلال
5. تصمیم گیری به اعتبار میزان ساختار یافتگی
6. سایر موارد
مراحل تصمیم گیری
برآیند نسبتاً کلی از مراحلی که برای فرایند تصمیم گیری در متون مختلف طرح شده است را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
1. اطمینان از وجود نیاز به تصمیم
2. تعیین معیارهای تصمیم گیری
3. تشخیص میزان اهمیت معیارها
4. کشف راه حل ها
5. ارزیابی راه حل ها
6. انتخاب بهترین راه حل

 

چکیده: برنامه‌ریزی، فرآیند آگاهانه تصمیم‌گیری در مورد اهداف و فعالیتهای آینده یک فرد، گروه،واحد کاری یا سازمان است. مدیر یا مدیران برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی را با یک تحلیل موقعیتی آغاز می‌‌نمایند و درچارچوب محدودیت زمانی و منابع، اطلاعات مرتبط با مسأله مورد برنامه‌ریزی را جمع‌آوری و تفسیر می‌‌نمایند؛ سپس با تأکید بر‌خلاقیت، مدیران و کارکنان را تشویق کرده تا بر پایه نگرشی وسیع به امورشان بیندیشند؛ آنگاه با توجه به مزایا، مضرات و تأثیرات بالقوه هر‌گزینه، مناسبترین و امکان پذیرترین اهداف و طرحها را برگزیده و مدیران و کارکنان را توجیه نموده و منابع مورد نیاز را در اختیار آنان گذاشته و به انجام آن تشویق می‌نمایند. از آنجائیکه برنامه‌ریزی، فرآیندی پیش رونده و تکرار شونده است‌، مدیران باید بطور مستمر عملکرد واحدهای تحت تکفلشان را از جهت تطابق با اهداف و برنامه‌ها تحت نظر داشته باشند. در مقاله حاضر شما با این فرآیند و اصول و مبانی برنامه‌ریزی آشنا خواهید شد.
مقدمه
در بحث وظایف مدیریت از پنج وظیفه اصلی سخن به میان آمده است :
1- برنامه ریزی Planning
2- سازماندهی Organizing
3- به کار گماردن Staffing
4- رهبری / هدایت Directhing
5- نظارت / کنترل control
البته غیر از تقسیم بندی فوق نویسندگان مختلف تقسیم بندیهایی دیگری نیز ارائه داده‌اند برای نمونه لوترگیولیک وظایف هفت گانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به شرح ذیل برای مدیریت بیان کرده است :
1- برنامه ریزی Planning
2- سازماندهی Organizing
3- به کار گماردن Staffing
4- هدایت Directing
5- هماهنگ کردن Coordinating
6- گزارش دادن Reporting
7- بودجه بندی Budgeting
او با به کار بردن حروف اول کلمات فوق POSDCORB را ساخته و مورد استفاده قرار داده است.
برخی دانشمندان مدیریت موضوع ایجاد انگیزه و نوع آوری را به عنوان دو وظیفه مدیریت دانسته و برخی دیگر بودجه بندی ، گزارش دادن و به کار گماردن را جزوء وظایف اصلی مدیریت نمی‌دانند و بسیاری نیز هماهنگی را به جای وظیفه مدیریت، هدف مدیریت به حساب می‌آورند
برچ در کتاب معروف خود « اصول و تجربه مدیریت » مدیریت را در چهار عنصر خلاصه می‌کنند که عبارتند از برنامه ریزی ، کنترل ، هماهنگی و ایجاد انگیزه .
فایول نیز وظایف پنجگانه ای برای مدیریت قائل است که عبارتند از : برنامه ریزی، سازماندهی ، هدایت ، کنترل و هماهنگی .
با توجه به اینکه هماهنگی بیش از آنکه یک وظیفه باشد، هدف مدیریت محسوب می گردد ؛ می توان وظایف اصلی مدیریت را در پنج عامل برنامه ریزی ، سازماندهی ، تأمین نیروی انسانی ، هدایت و کنترل خلاصه کرد.
آنچه مسلم است ، برنامه ریزی بر سایر وظایف مدیریت اولویت داشته و مقدم بر آن است. البته همه وظایف مدیریت باهم مرتبط هستند ولی در میان آنها برنامه ریزی از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است .در واقع برنامه ریزی وظیفه اساسی و شالوده مدیریت است .
توالی وظایف پنجگانه مدیریت در شکل زیر قابل تجسم است :
اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
همانگونه که عنوان شد در میان همه وظایف مدیریت برنامه ریزی از اساسی‌تر‌ین آنهاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط می سازد. به عبارت دیگر برنامه‌ریزی میان جایی که هستیم با جایی که می‌خواهیم به آن برویم پلی می‌سازد و موجب می‌شود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمی‌گیرد، پدید آید.از آنجایی که همه سازمانها به دنبال آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند. پوپایی محیط و وجود تلاطم‌ در آن، و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی می‌افزاید.
پیتر دراکر معتقد است که میان موثر بودن (انجام کارهای درست) و کارآیی(درست انجام دادن کارها) تفاوت است و این دو در مراحل انتخاب هدفها و آنگاه در چگونگی کسب آنها توأم می باشد .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  42  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


برنامه ریزی

مایاها

اختصاصی از اس فایل مایاها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

مایاها

 

مایا نام مجموعه‌ای از اقوام سرخ‌پوست جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی است
حدودا برای مدت 6 قرن، از سال 300 تا 900 میلادی، تمدن مایا در زمینهای پست گواتمالا و مکزیک کنونی رونق گرفت. بسیاری از مایاها در شهرهایی مثل تیکال، پالنگ کی و کوپان زندگی می کردند. حاکمان آنها در این نواحی عبادتگاههای هرمی شکل، قصرها، بازار و میدانهای تجارتی و زمینهای ورزشی بسیار زیبایی ساختند . آموزش هنر و تجارت رونق پیدا کرد و نویسندگان با استفاده از عکسها و نقشهای سمبلیک، یک سیستم نوشتاری ایجاد کردند. ریاضیدانان و ستاره شناسان مایا بسیار متخصص بودند.

 

عبادتگاه هرمی شکل

 

تعداد بسیاری زیادی از اهرام سنگی (معبدهای هرمی شکل) در جنگلهای انبوه آمریکای مرکزی پنهان شده اند. بسیاری از این اهرام توسط مایاها، در حد فاصل سالهای 300 میلادی و 900 میلادی ساخته شدند. یکی از بزرگترین هرمها، معبد کتیبه ها در منطقه پالنگ در مکزیک می باشد.
حروف تصویری مایاها

 

کسی تا کنون طریقه خواندن خط مایاها را که با استفاده از حروف تصویری نوشته می شد، کشف نکرده است. نخستین حروف تصویری روی سنگهای یاد بودی حکاکی شدند که برای بزرگداشت حاکمان یا ثبت وقایع مهم بود. سپس حدودا از تاریخ 890 میلادی، کاهنان مایا روی کاغذ های ساخته شده از پوست درختان با استفاده از قلم های ساخته شده از موی خوک وحشی، می نوشتند. یک کتاب مایا را کودکس (مجموعه قوانین) می نامند.

 

1000 سال قبل از میلاد

 

روستاهای کوچک کشاورزنشین مایاها ، مذهب و فنون و صناعت تمدنهای اولمک، ژآپوتک و تئوتی واکان متعلق به آمریکای مرکزی، را از طریق تجارت و جنگ، تاثیر پذیرفتند و آن را توسعه دادند.

 

292 میلادی

 

فرهنگ قدیمی مایاها شروع به رونق یافتن می کند. شهرها با ساختمانهای سنگی مخصوص جشنها در روی زمینهای کشاورزی روستاهای قدیمی ساخته شدند. اولین کتیبه مایاها در سال 292 میلادی روی بنای یادبودی قرارداشت که در شهر تیکال، گواتمالا، پیدا شد.

 

600

 

سال 600 فرهنگ قدیمی مایاها در اوج خود قرار دارد. کشیشهای قدرتمند و حاکمان نیرومند ، به نواحی شهری مثل کوپان و پالنگ کی تسلط پیدا می کنند. آنها معابد و قصرهای بسیار زیبایی می سازند و دستاوردهای خود را روی سنگهای یادبود می نویسند.

 

800

 

کار ساخت ساختمانها و کتیبه ها در بسیاری از شهرهای مایا از قبیل واکساکتوم، زولتان و زامانتوم متوقف می گردد. این امر بیانگر سقوط قدرت کشیشها و حاکمان می باشد.

 

900

 

بسیاری از نواحی شهری گواتمالا، شامل کریگ، تیکال و پلانگ کی، تخلیه می شوند. شهرهای جدید مایایی شامل اوسمال، مایاپان و چیچن ایتزا در شبه جزیره یوکاتان در مکزیک دستخوش نابودی نشدند. اما این مراکز در زمینه آموزش و هنر، به پای زمینهای پست قدیمی، نمی رسیدند.

 

1000

 

شهرهای مایایی چیچن ایتزا بوسیله تولتکهای مهاجم تسخیر شده و گسترش پیدا می کنند.

 

1401 ـ 1200

 

شهر مایاپان که دارای حصاردیواری بود. پایتخت شهرهای مایا می باشد. این شهر یک مرکز تجاری مهم محسوب می شود.

 

1502

 

کریستف کلمب کاشف، در سفر چهارم خود به آمریکا ، تجار مایایی را روی جزایر دور از هندوراس می بیند. آنها از دانه های کاکائو ، به عنوان پول استفاده می کردند.

 

1520

 

فاتحان اسپانیایی با مایاها روبرو می شوند، که در شهرهای کوچکی که توسط رئیسهای کوچک اداره می شد، زندگی می کردند. این شهرها در شبه جزیره یوکاتان قرار دارد.

 

تا قبل از سال 900 میلادی تمدن مایایی در سرزمینهای پست، گواتمالای امروز، رو به زوال رفت. نواحی شهری تحلیه شدند و مجسمه های سنگی و عبادتگاههای جدید ساخته نشد. هیچ کس نمی داند علت ترک آن شهرهای زیبا توسط مایاها با آن سرعت چه بود.

 

زمین لرزه یا بیماری؟

 

برخی از کارشناسان معتقدند که شهرهای مایاها بر اثر یک زلزله عظیم، ویران شدند. از طرفی، ویرانه های موجود، هیچ مدرکی را که دلیل بر وقوع چنین فاجعه ای باشد، نشان نمی دهند. برخی نیز بر این باورند که مایاها، بر اثر شیوع مالاریا یا تب زرد، از شهرهاشان گریختند. اما ظاهرا هیچ یک از این دو بیماری، تا قبل از فتح آمریکا توسط اسپانیا، در آنجا وجود نداشته است. از طرفی اگر مایاها قبل از اشغال آمریکا توسط اسپانیا، دچار تب زرد شده بودند، بطور طبیعی در برابر شیوع مجدد آن در قرن 17م، مصونیت بیشتری می داشتند.

 

بحران کشاورزی

 

صاحب نظران دیگر معتقد هستند که زوال ناگهانی این تمدن، احتمالا در اثر نابودی و سوزاندن مزارع کشاورزی حادث شده است. زارعین باستانی آمریکایی درختها را قطع کردند و بعد کنده آنها را سوزاندند تا به زمین کشاورزی بیشتری برای کشت ذرت دست پیدا کنند. اما زمینهایی که به این شکل بوجود بیایند، به تدریج حاصلخیزی خود را از دست می دهند و زارعین مجبورند همین کار را در جایی دیگری تکرار کنند. روش کشاورزی سوزاندن درختان، علت مهاجرت مداوم قبایل قدیمی را توضیح می دهد، اما کاملا سرنوشت مایاها را روشن نمی کند. بعضی از شهرهای متروک مایاها در نواحی که سکنه کشاورز آن، مزارع خود را پس از برداشت محصول آتش می زدند، قرار نداشتند. بعنوان مثال شهر کوپلن ، در منطقه حاصلخیز دره اطراف رودخانه قرارداشت.

 

قیامهای سیاسی

 

هنر مایایی در قرن نهم میلادی زرق و برق بیشتری پیدا کرد. بعضی از دانشمندان بر این عقیده هستند که علت این امر، فساد ایجاد شده در میان اقوام حاکم نواحی شهری بوده است. کاهنان و اشراف، جامعه سنتی مایایی را تحت سلطه خود داشتند. آنها دستور ساخت معابد هرمی شکل، قصرها و بناهای یادبود را صادر کردند و تنها عده ای خط سمبلی مایایی و تقویم آنها را می توانستند بخوانند. احتمالا سقوط بسیاری از تمدن های قدیمی مایا در اثر قیام سیاسی مردم عادی بر علیه حکام بوده است. ممکن است بیماری، کمبود غلات و یا بلایای طبیعی از دلایل انقلاب مردم بوده باشد.

 

حقایق ثبت شده

 

تجار مایا را به نام «پولم ها»می خواندند. آنها خدایان خاص خود را داشتند و از پرداخت مالیات معاف بودند. پولمها (تجار) به تجارت نمک، پنبه، کاکائو، عسل، موم، ماهی و سنگ چخماق در طول مسیر رودخانه ها، مابین شهرهای مایا، می پرداختند. آنها به تجارت اشیاء زینتی مانند طلا، سنگهای قیمتی و پرهای زرد مایل به سبز پرنده ای به نام کتسال، نیز دست می زدند. آنها از دانه های کاکائو، ریسمانهایی که زنگوله های مسی از آن آویخته بود، و صدفهای قرمز رنگ به عنوان پول استفاده می کردند.

 

تمدن اینکا

 

رهبر قوم اینکا اطراف دره ی " کوزکو " در ارتفاعات آند را بعد از جنگ و گریز با قوم دیگری که قبلاً در این منطقه ساکن شده بود ، تصرف نمود و کشور کوچکی تشکیل داد . این قوم بعد از جنگهایی که کرد ، توانست بر منطقه حاکم شود . رهبر

 

 این قوم نام "پاچاکوتی" را برای خود گزید ، نام به معنای

 

کسی که جهان را ا ز نو می سازد " پاچاکوتی به راستی

 

 هم جهان اینکا را بازسازی کرد . وی شعائر مذهبی را به

 

 گونه ای سازماندهی کردکه کانون اش پرستش خورشید

 

باشد و خود را نیز نماینده ی خورشید در زمین قلمداد

 

 نمود . اندیشه ی پرستش نیاکان را تشویق کرد که

 

شامل پرستش فرمانروایان گذشته اینکا نیز میشد . وی

 

شهر کوزکو را به شکل یک شیر کوهی بازسازی کرده به تسخیر سرزمینهای دیگر ادامه داد. جانشینهای وی امپراطوری را به گسترده ترین اندازه آن توسعه دادند ، به گونه ای که از ناحیه ای که امروز اکوادور نامیده میشود ، رو به جنوب تا آرژانتین ، بولیوی و شیلی را در برگرفت . امپراطوری اینکا کم تراز یکصد سال پیش از ورود فرمانده ی اسپانیایی بنیانگذاری شده بود . نخبگان اینکا با استفاده از تجربیات سازماندهی گروههای نخستینی که طی هزاران سال در سر زمینشان زیسته بودند ، موفق به ساختن چنین امپراطوری شده بودند . نبوغ قوم اینکا در آن بود که دانش و سنت های ساکنان قبلی منطقه آند را با نیروی سازماندهی و مدیریت ممتاز خود ترکیب کرد .

 

شنیدنیهایی از اینکاها

اینکا ها دو نوع تقویم داشتند : یک تقویم روز که 365 روزه بود و یک تقویم شب که ماههای قمری را محاسبه میکرد . هدف اصلی هر دوی آنان ، تعیین زمان فعالیتها و آیین ها بود . فعالیت به موقع مردمان جهان ، برای خشنودی خدایان و ادامه حیات به بهترین شیوه ، ضروری بود . برای مثال در تقویم روزانه ماه جولای ، ماه انبار کردن سیب زمینی و سایر محصولات و تمیز کردن کانالهای آبیاری است و در تقویم شبانه ماه ستامبر ، ماه پاکسازی شهر کوزکو است . ماهی که درآن بت های قوم شکست خورده از اینکا را به میدان می آوردند تا شاه را ستایش کنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینکاها

 

امپراتوری اینکا در قرون پانزدهم و شانزدهم توسعه پیدا کرد. این امپراتوری بوسیله فرمانروای اینکا که خود را خدایگان می پنداشت، اداره می شد. پایتخت آن، شهر کوزکو ، در ارتفاعات آند بود. شبکه ای از راههای عالی ، تمام بخشهای امپراتوری را به هم وصل می کرد و امکان اداره بیش از ده میلیون جمعیت و غلبه بر تقریبا همه قبایل همسایه را برای اینکاها، فراهم می کرد. وقتی اسپانیایی ها در سال 1532 م از راه رسیدند، امپراتوری اینکاها در اوج خود بود. فاتحان اسپانیایی به طمع طلا و نقره اینکاها، این تمدن را در عرض چند ماه نابود کردند.

 

 

 

امپراتوری اینکا

 

این امپراتوری در زمان اوج خود، سرزمینهایی ما بین اکوادور و شیلی کنونی را در بر می گرفت.

توصیفی دیگر از تمدن اینکا

 

سیستم راههای سلطنتی

 


بخشهای مختلف از طریق 25000 کیلومتر (15500 مایل) جاده و پل به یکدیگر وصل می شد. مردم پای پیاده سفر می کردند. اسب با وسیله نقلیه چرخ دار وجود نداشت. منزلگاهها به اندازه یک روز پیاده روی با همدیگر فاصله داشتند. اینکاها از قاصدهایی به نام «چاسکویی» استفاده می کردند. آنها آنقدر سریع بودند که حتی هنگامی که حاکم در پایتخت، شهر کوزکو، در فاصله 400 کیلومتری (250 مایلی) از دریا زندگی می کرد، ماهی تازه برای او می آوردند.

 

امپراتوری اینکا بیش از ده میلیون جمعیت داشت. این امپراتوری در زمان اوج خود، مناطقی از کشور پرو، جنوب بولیوی، اکوادور، شمال شیلی و جنوب آرژانتین را شامل می شد. رهبران اینکاها بدون خط و کتابت یا وسایل نقلیه چرخدار بر این منطقه وسیع حکومت می کردند.
کشاورزی

 

کشاورزی پایه و اساس زندگی اینکاها را تشکیل می داد. سال کشاورزی در ماه اوت، هنگامی که فرمانروای اینکا اولین شیار را در زمین بوسیله دیلمی نوک تیز از جنس طلا ایجاد می کرد، آغاز می شد. تمام زمینهای قابل استفاده به زیر کشت می رفت. آبراه های طولانی، زمینهای کویری ساحل را آبیاری می کردند، در حالیکه در دامنه شیب دار کوهها، شیارهایی به شکل پلکان ایجاد می شد تا آب پر ارزش را نگه دارد. کشاورزان اینکا برای تغذیه سپاهیان، کاهنان و همچنین خودشان به کشت غلات می پرداختند. آنها گوشت مورد نیاز خود را از راه پرورش خوکچه هندی تامین می کردند. چوب کمیاب بود و سوخت منازل آنها از فضولات لاما (شتر بی کوهان آمریکای جنوبی) تامین می شد.

 

 

 

 

 

مالیات میتا

 

هر کشاورز اینکایی مجبور بود زمین خود را ترک کند و به مدت پنج سال برای دولت کار کند. این کار اجباری به نام میتامعروف بود. او مجبور بود به عنوان معدنچی، کارگر راهسازی که او از خانه اش دور بود، همسر او روی مزرعه خانوادگی کار می کرد. ایالات مختلف امپراتوری اینکا، انواع کارگران مختلف دولتی را تامین می کردند. هر کس به شکلی کمک می کرد. بیکاری و فرد بیکار وجود نداشت.

 

کورکواکاها

 

هر ناحیه بوسیله یک کوراکا، مسئول دولتی، اداره می شد. او مراقب بود تا همه خانواده ها مالیات غله و میتا (کار مجانی) را پرداخت نمایند. او راههای محلی و پلها را مورد بازرسی قرار می داد. او حتی ازدواجها را ترتیب می داد. کوراکاها خانه های زنان خانه دار اینکا را بازرسی می کردند و مراقب بودند تا آنها خانه هایشان را تمیز و مرتب نگه دارند.

 

شیوه لباس پوشیدن

 

زنان اینکا، پشم لاما (شتر بی کوهان آمریکای جنوبی) و آلپاکا (نوعی شتر بی کوهان آمریکایی) را می ریسیدند و از آن لباس می بافتند. آنها لنگ، پیراهنهای گشاد و بلندی که تا روی زانو می رسید، و رداهای گرم می دوختند. در دره های ساحلی، جایی که پنبه کاشته می شد، مردم لباسهای نازکتری می پوشیدند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


مایاها